سینۀ عالمان آن مکتوم بود. علوم غریبه چندین شاخه بود و هر شاخه، قسمتی از اسرار طبیعت را در بر می گرفت. مشخص ترین این شاخه ها پنج علم جدا از هم بود که ” خمسۀ محتجبه ” نامیده می شد. خمسۀ محتجبه و یا پنج علم پنهان به ترتیب عبارت بود از: کیمیا، لیمیا، هیمیا، سیمیا و ریمیا. حروف این پنج علم، واژۀ ” کلّه سر ” ( مجموعه اسرار ) را تشکیل می داد.
هریک از این علوم، محدودۀ عمل ویژه ای داشت، ” کیمیا ” همان علم اکسیر بود که به معدنیات و تبدیل اجسام و فلزات، از یکی به دیگری؛ مرتبط می شد. ” لیمیا ” در قسمت اعمال و افعال و تبدیل قوای فاعل به مفعول و یا بالعکس عمل می کرد و به مجموعۀ اعمال آن علم طلسمات گفته می شد. ” هیمیا ” با احوال ستارگان و حیوانات وابسته به آنها مرتبط بود و علم تسخیرات نام گرفته بود. ” سیمیا ” علم خیالات بود و هدف آن تصرف در خیالاتی بود که در دنیای خارج وجود ندارد و بالاخره “ریمیا ” علم شعبدات بود و هدف آن شناختن پدیده ها و نیروهای زمینی و ترکیب آنها با یکدیگر و بدست آوردن نیرویی تازه بود.
پیدایش علوم غریبه را می توان بسیار کهن و از علوم اولیۀ بشر شمرد. پی بردن به قدرت های فوق طبیعی و اسرار آمیز و علاقۀ انسان به ازدیاد قدرت و مقابله با نیروهای موذی و آگاهی از اخبار و وقایع آینده، همیشه و در همه جا مورد توجه بشر بوده است .
در منابع عرب و ایرانی از ” بلنیاس ” به عنوان پدر و بنیان گذار علوم غریبه یاد شده و به نام وی در بیشتر کتاب هایی که با علوم غریبه مرتبط است، اشاراتی شده است. در ایران نیز دانشمندان بزرگی چون ابن سینا، خواجه نصیر الدین طوسی و شیخ بهایی، به علوم غریبه علاقه و آگاهی داشتند و در این زمینه رسالاتی از خود باقی گذاشتند.« رسالۀ” کنوزالمعزمین” ( گنجینۀ اسرار و رموز ) تألیف شیخ الرئیس بوعلی سینا است. » ( تناولی، 1385: 18 و 19)
ابن سینا با دفاع از امور غریب و ماوراء الطبیعه، آنها را از سه مبداء دانست: یکی هیأت نفسانی که منشاء معجزه و کرامات انبیا و اولیا است، دوم خواص اجسام عنصری و سوم قوای آسمانی که میان قوای زمینی و احوال آنها فعل و انفعال ایجاد می کند و موجب آثار شگفت انگیز می شود. وی معجزات را از قسم اول، نیرنجات (خواص اجسام عنصری مانند آهن ربا ) را از قسم دوم و طلسمات ( یعنی مناسبت قوای آسمانی باقوای زمینی ) را از قسم سوم خوانده است .

3-9-1 رمل
« رمل دانشی است که با داستانی با حضرت دانیال (ع) پیوند می یابد و او را به یاری جبرئیل یابندۀ این دانش می دانند. رمل معجزۀ اوست. » ( دماوندی، 1388: 448)
آگاهی به علم رمل از واجبات علوم غریبه و طلسمات محسوب می شد. علم رمل را می توان یکی از مستدل ترین علوم ماوراء الطبیعه به حساب آورد. ابزار رمل جمعاً سه قطعه است واغلب از برنج وگاهی ازنقره و مصالح دیگر ساخته می شود. یک صفحۀ برنجی مدور که بر آن تصاویر برجها ( ماههای سال ) کشیده شده است ” تخته رمل ” نام دارد و دو مکعب برنجی، که هر کدام چهار تاس متحرک دارد و از بین آنها میله ای عبور کرده و ” خط رمل ” نامیده می شود. چهار طرف هر یک از تاس ها چند نقطه حک شده است، لازم به ذکر است که نقطه در علم رَمل نقش اساسی دارد. علاوه بر تاس و تخته رمل، برخی از رمالان به ابزار اندازه گیری بیشتر و دقیق تر از جمله اسطرلاب قطب نما و جهت نما مجهزند. این علم بر چهار عنصر آب آتش، باد و خاک استوار می باشد که آتش به منزلۀ روح، باد به منزلۀ عقل، آب به منزلۀ نفس و خاک به منزلۀ جسم است.
« علم رمل علمی است که از او مکشوف می شود مغیبات اشیاء به حسب پیوست دوازده گانه و اشکال شانزده گانه به حسب سیر نقاط هشت گانه، از نقاط آتش و باد و خاک و آب برای آنکه هر یک ناطقند به سری از اسرار الهی و مغیبات اشیاء و این علم شریف که محتاج الیه خاص و عام است و هیچ نفسی نیست که خالی از مطلب و مطلوب باشد و این علم، طریقۀ استدلال بر وقایع خیر و شر است. اصل موضوع، چهار نقطه است بر این وجه: اول آتش که به منزلۀ روح است، دوم باد که به منزلۀ عقل است، سوم آب که به منزلۀ نفس است و چهارم خاک به منزلۀ جسم و این چهار نقطه به حسب فردیت و زوجیت و ترکیب از هر دو در مراتب چهارگانه شانزده گونه شکل صورت می گیرد. هریک از این شکل ها را نام هایی است: لحیان قبض الدخل، قبض الخارج جماعت فرح ……..» ( تهانوی، 1998: 334-332 )
اعداد و ارقامی که رمال با ریختن تاس بر تخته رمل به دست می آورد و ارقامی که از نام فالخواه و مادر و پدر او در دست دارد، میزان کار رمال قرار می گیرد. وی، کلیۀ محاسبات خود را بر مبنای این اعداد قرار می دهد و پس از انتقال و انطباق اعداد با سال، ماه، هفته، روز خوب و بد ایام را تعیین و نسخۀ لازم را صادر می کند. این نسخه ها اغلب بر کاغذ است اما گاه بر اشیاء دیگری هم نوشته می شود تا فالخواه بتواند آن را بر انگشت کند و یا بر بازوی خود ببندد.
اعمال علوم غریبه و رمل از طریق کتاب و نوشته انجام می شود و نسخه های آن با نوشته و حروف سر و کار دارد، اما دستورالعمل جادوگران بیشتر با خوراکی ها و پوشیدنی ها مربوط می شود. گاهی ساحر، معجون هایی را که با خون حیوانات، مو و پوست آنها و یا برخی از گیاهان بدست آمده توصیه می کند، البته اعمال و توصیه هایی که بر آنها قاعده و قانونی نیست. در نتیجه، بر خلاف کار رمالان و پیشگویان که مبنای کار خود را بر حساب و کتاب و ابزار علمی قرار می دهند، کار جادوگران بر هیچ حساب و کتابی مبتنی نیست و اعمال آنان زاییدۀ افکار مشتی پیرزن خدعه گر و نیرنگ باز می باشد.

3-9-2 آشنایی با علم نجوم و گردش کواکب
با فرا رسیدن شب و تاریکی، شمارش ساعت آغاز می شد و هرچه از شب می گذشت بر تعداد ساعات افزوده می شد. برای مثال، دو ساعت از شب گذشته به معنای دو ساعت بعد از تاریکی بود و این البته در فصل های مختلف تغییر می کرد. دو ساعت از شب رفته، در تابستان می توانست یازده شب و در زمستان ساعت هفت شب باشد.
در فروردین 1304، تقویم ایران به طور رسمی از هجری قمری به هجری شمسی تبدیل شد و پایان روز، مطابق رسم اروپائیان؛ نیمه شب ( ساعت دوازده شب ) و آغاز روز لحظه ای پس از آن اعلام شد. این تغییرات هرچند عمومیت یافت، اما تقویم سابق را یکسره از یاد نبرد و بیشتر امور دینی و مراسم مربوط به آن و همچنین علوم غریبه، همچنان بر مبنای تقویم قمری باقی ماند.
نکتۀ دیگری که رمالان و پیشگویان به آن آگاهی داشتند، گردش سال بود. هرسال بر روی یکی از حیوانات می گشت و این گردش تکرار می شد. این حیوانات عبارت بود از موش، گاو پلنگ، خرگوش مار، اسب، گوسفند، بوزینه، مرغ، سگ و خوک. هر یک از روزهای هفته نیز متعلق به یکی از ستارگان بود، شنبه روز زحل، یکشنبه شمس، دوشنبه قمر، سه شنبه مریخ چهارشنبه عطارد، پنجشنبه مشتری و جمعه زهره بود. هریک از کواکب نیز دارای یک عدد تعویذ بود، یک شمارۀ رمز یا یک طلسم که به فالخواه توصیه می شد آن را به همراه داشته باشد.

3-9-3 آشنایی با قدرت حروف، کلمات و اسماء الهی
” گنج اسرار الهی حرف است گوهر مخزن شاهی حرف است
اثرش نا متناهی به دوام منتفع زو، چه خواص و چه عوام ”
این بیت که منتسب به شیخ بهایی است، وصف بجایی از قدرت و خاصیت حروف از دیدگاه دانشمندان علوم غریبه است. با وجود گوناگونی که در شاخه های مختلف علوم غریبه وجود دارد حرف و عدد مهمترین وسیله برای بیان مطالب آن است. ” علم اسرار حروف ” و یا اعتقاد به خاصیت حروف، تاریخی طولانی و پرماجرا دارد و قدمت آن در بین مسلمانان به قرون اولیۀ اسلام می رسد.
عالمان علوم غریبه برای نوشته ها و نسخه های درمانی خود، خط های ویژه ای داشتند که اولین و مهمترین آنها خط ” ابجد ” بود و حروف آن را اعداد تشکیل می داد. بویژه، دعا و نسخه هایی که برای درمان و یا گشایش کار اشخاص تجویز می شد، بطور عمده با حروف ابجد نوشته می شد. حروف ابجد از در هم ریزی حروف فارسی و عربی شکل گرفته که در هم ریزی حروف و دادن نظم جدید به آنها، یکی از اساس علوم غریبه است و ” دوایر حروف ” نام دارد .
در حال حاضر هم، از حروف ابجد استفاده می گردد و استفاده از آن دارای محاسباتی است. برای هر حرف یک عدد در نظر گرفته می شود و حروف یک اسم، بر اساس این اعداد و جمع آنان محاسبه می گردد. بطور مثال : الف = 1 ؛ ب = 2 ؛ ج = 3 ؛ د = 4 و ………..عدد ،110 که در حال حاضر برای نیروی انتظامی در نظر گرفته شده؛ در واقع نام امام علی ( ع ) به عدد حروف ابجد آن است. از آنجا که اسماء الهی متشکل از حروف است، این نتیجه حاصل می شود که بوسیلۀ حروف اسماء می توان بر اسرار طبیعت دست یافت و بر آنها اثر گذاشت. رمالان و دعا نویسان، به همۀ این امور آشنایی دارند و از آنها در کارشان بهره می گیرند.
« از علومی که نیاز به شناخت ابجد داشت تقویم، گردش ماه و آفتاب، حرکت سیّارات استخراج بروج و جداول نجومی بود که مطابق رسوم آن زمان به طور عمده با حروف ابجد و یا ترکیب این حروف با حروف فارسی و عربی ثبت می شد و در نزد منجمین به ” جُمَل ” معروف بود. » ( تناولی، 1385 :24)

3-9-4 جادوی اعداد
مصریان و فلاسفۀ مکتب فیثاغورثی نیز طرفدار دانش اعداد بودند و هنوز هم در جایی که اعداد یا اشکال هندسی در دایره های جادویی و طلسم ها دیده شوند، می توان رد پای آنها را دید. « پلوتارک می گوید اعداد چیزی را بیان می کنند که بنیان گذار این مکتب، در معابد مصری مشاهده کرده بود. آنها به مراسمی که در این معابد اجرا می شد و یا به نمادهایی که آنجا نماینده می شدند، دلالت می کنند. » (گلسرخی، 1377: 100)
یکی از عملیات مهم علوم غریبه و مباحث شیرین این علم، ” صنعت وفقی ” یا ” مربعات ” است که عبارتست از تقسیم یک مربع به مربعات کوچکتر با خانه های مساوی در طول و عرض و پر کردن خانه ها با اعداد، به طوری که حاصل جمع اعداد همۀ ردیف های افقی عمودی و اریبی، با هم مساوی باشند. تقسیم مربع به مربعات کوچکتر بر طبق تعداد خانه ها نامیده می شود. برای مثال، مربعی که به سه قسمت تقسیم شده باشد و جمع خانه های آن 9 باشد مثلث، مربعی 4 x 4 که جمع خانه های آن 16 باشد مربع، 5 x 5 مخمس، 6 x 6 مسدس و…..خوانده می شود. طریقۀ انتخاب اعداد برای خانه های مربعات، محاسبه ای ساده اما دقیق دارد برای مثال: برای یک مثلث وفقی که جمع خانه های آن 9 است، اعداد یک تا نه را انتخاب می کنند و برای مربعی که تعداد خانه های آن 16 است، از 1 تا 16 و…..حال باید این اعداد را طوری در خانه ها جا دهند که حاصل جمع همه ردیف ها یکی باشد. در یک مثلث وفقی 8 ردیف خانه وجود دارد، 3 ردیف افقی، 3 ردیف عمودی و 2 ردیف اریب . حاصل جمع همۀ ردیف ها باید یک عدد، بطور مثال 15؛ شود که این عدد را ” عدد وفق ” می

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir