فصلهاي تاريخ همانطور که باعث گرايش مشرکين به اسلام شد؛ حتي باعث رنجش خيلي از مسلمانان که گرايش غير خدايي داشتند ميگرديد.
در آموزه ها و همچنين سيره معصومين اين وجهه در رفتار آنها بروز ويژه اي دارد. اميرمؤمنان مى‌فرمايد:” سوگند به خدا، اگر شب را تا به صبح به روى خارهاي سعدان بگذرانم و مرا در غل‌ها به بند بكشند، برايم از آن بهتر است كه خدا و رسول را در قيامت ملاقات كنم در حالى كه بر بعض از بندگان ستم كرده، چيزى از مال دنيا غصب كرده باشم. چگونه به كسى ستم نمايم براى نفسى كه با شتاب به اندراس و كهنگى روى نهاده است و دور زمانى در زير خاك خواهد ماند؟!”488
برخورد انعطاف ناپذير و پرصلابت آن حضرت در برخورد با برادرش عقيل، كه تقاضاى امتيازى از بيت المال نموده بود، نمونه بارز ديگري از اهتمام آن حضرت بر اجراى عدالت و ظلم گريزى است489.
خداوند به سبب اسلام ارزش‌ها را تغيير داد. بهاي بسيار چيزها را كه در سابق پايين بود، بالا برد و بهاي بسيار چيزها را كه در گذشته بالا بود، پايين آورد. بسياري از افراد در نظام غلط جاهليت محترم بودند و اسلام آنها را سرنگون كرد و از اعتبار انداخت، و بسياري در جاهليت حقير و بي‌ارزش بودند، اسلام آنها را بلند كرد. امروز مردم همان‌طور شناخته مي‌شوند كه هستند. اسلام به آن چشم به همه نگاه مي‌كند كه سفيد و سياه، قرشي و غير قرشي، عرب و عجم همه فرزندان آدم‌اند و آدم هم از خاك آفريده شده است.490
3- در قبال محيط زيست
اسلام به طبيعت نگاه خاصي دارد که برگرفته از آموزههاي اسلامي است. در نوع نگاه دين به طبيعت انسان براي رفع نيازهاي مادي خود و بالاتر از آن براي بقا و استمرار حيات خود بايد چند اصل را رعايت کند. اين نگاه الهي همه ابعاد زندگي و محيط زيست را در بر دارد؛ مي توان آنها را به اصولي مرتب کرد:
اصل پاکسازي و پاک نگاه داشتن محيط از آلودگيها، اصل زيباسازي محيط طبيعي که انسان در آن زندگي ميکند، اصل ضرورت توليد مناسب استهلاک، اصل عرضه و تقاضاي مواد استخراج شده از طبيعت، اصل ضرورت در حدود نياز و اصل تقم برآوردن نيازهاي ضروري به نيازهاي تجملي، اصل کوشش مستمر براي شناخت طبيعت و تفکر در آن، اصل آباد کردن و بهرهبرداري از آن.491
انسان با چنين ديدگاهي براي فعاليت در تمام عرصه ها چيرگي بر طبيعت را وظيه خود ميداند(و جعنا النهار معاشا)492 و براي به دست آوردن روزي از هيچ کار و تلاشي در هيچ جايي فروگذار نخواهد کرد.( هُوَ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُواْ فىِ مَنَاكِبهَِا وَ كلُُواْ مِن رِّزْقِهِ وَ إِلَيْهِ النُّشُور)493. او است آن كسى كه زمين را براى شما رام كرده پس در اقطار آن آمد و شد كنيد و از رزق آن بخوريد و بدانيد كه زنده شدن بار ديگر شما به سوى او است494
1) نگاه الهي به طبييعت
اسلام ديني است اعجاب آور، که در تمام زمينه ها داراي برنامه است. برخلاف ديني همچون مسيحيت که اگر به دنبال آموزهاي در اين زمينه باشي فقط بايد به تفسير الهياتي از طبيعت، بتوان نقش دين را در حفظ طببيعت اثبات کرد؛ اما اسلام براي تک تک اشياء در طبيعت براي انسان وظيفهاي مشخص نموده. به واقع، اسلام ديني است متمايز که حتي وظيفه انسان را در قبال طبيعت نيز به خوبي مشخص کرده. او را وا دار کرده به تفکر وانديشه در طبيعت بپردازد495
نگاه ويژه‌اي که اسلام به طبيعت دارد، بيانگر نوع برخوردي است که مومن ميتواند با محيطش داشته باشد.” أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فىِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّيرُْ صَفَّاتٍ كلُ‏ٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ وَ اللَّهُ عَلِيمُ بِمَا يَفْعَلُونَ”.496 استاد مطهري در اين زمينه مي فرمايد: ” شک ندارد که اگر انسان در عالم ، در نظامات عالم و در مخلوقات اين عالم تامل و تفکر کن، و هدفش از اين تفکر کشف رازهاي عالم، اين باشد که به حقيقت بيشتر راه يابد و خدا رابيشتر بشنااسد اين هم علم است و هم عبادت و هم تفکري علمي”497
2) تاثير طبيعت در انسان
تاثيري که محيط اطراف بر جسم و روان انسان دارد به گونهاي است که امروزه دانش جديدي به نام، اکولوژي انساني را به خود اختصاص داده است و در حقيقت طبيعت بر جسم جان انسان بدون تاثير نمي تواند باشد، چنان که انسان تاثير انسان را نميتوان انکار کرد. اين را بايد دانست که” وجود گياه در زندگي ما يک اصل است”498
اميرالمومنين نيز با توجه به همين مطالب علمي، در باره تاثير طبيعت بر انسان مي‌فرمايد: ” توقوا البرد في اوله و تلقوه في آخره فانه يفعل في الابدان کفعله في الاشجار اوله يحرق و آخره يورق.”499 چرا که از نظر اميرالمومنين در آستانه رسيدن طبيعت به بهار همان طور که گياه را شکوفا ميکند به بدن نيز تاثيرات مثبتش را مي گذارد؛ همانطور که بر عکس آن در فصل سرما صادق است.
3) منابع طبيعي و اعمار آن
از ديد منابع اسلامي، انساني که در سر سفر? کرم ميزبان است بايد تا ميتواند از اين خان استفاده کند و به آباداني آن بپردازد ،” .. ُ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فيها فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَريبٌ مُجيبٌ ” 500است که شما را آفريده و آبادي آن را به شما واگذار کرده
اهميت حفظ گياهان در اسلام، زماني مشخص ميشود که، پيامبر اکرم در بهبوحه جنگ فرمان مي داد: ” مبادا بر کشتن زنان و کودکان و گيران دست بزنيد و به هيچ وجه درختان به ويژه درخت خرما را قطع نکنيد”501 و نيز براي تشويق به سرسبزي درختان مي فرمودند ” هر کس درخت موز يا درخت سيب را سيراب کند گويا تشنه اي را سيراب کرده”502 نه تنها از راه تشويق بلکه از راه انزجار از عمل تخريب طبيعت هم به اين کار پرداختند؛ امام صادق فرمودند: ” لَا تُقَطِّعُوا الثِّمَارَ فَيَصُبَّ اللَّهُ عَلَيْكُمُ الْعَذَابَ صَبّا 503
4) مسولت اخلاقي نسبت به تمام موجودات
اسلام بر مسئوليت اخلاقي انسان در برابر ساير موجودات، ( گياهان و حيوانات) تاکيد بسياري نموده است. بر اساس روايات اسلامي، انسان در محيط زيست حق هرگونه تصرفي ندارد و حتي حيوانات بر عهده صاحبان خويش حقوقي دارند.504
به فرمايش زيباي آقاي جوادي آملي: اسلام آرايش هستي را پايه آرامش بشر مي داند و سراسر گيتي و مينو را به زيبايي ميستايد505 و در باره اهميت حفظ محيط زيست، بعد از تشريح سامان مند بودن هستي و وظيفه دار بودن هر عضو هستي و بيان جايگاه انسان در نزد خدا وند ميگويد:
“مهمترين عنصر خلافت الهي بعد از فراگيري معارف الهي ، آباد ساختن زمين و نجات آن از هرگونه تباهي و تيرگي است. مقصود از زمين، گستره زيست بشراست که از عمق دريا تا اوج سپر و قله آسمان را در بر ميگيرد. بنابر اين ، فرهنگ زيست محيطي با مقام جانشيني خدا آميخته است. آن کس که به جاي پالايش هوا آن را مي آلايدو عوض مرمت زمين، آن را ويران مي کند و به جاي غرص نهال، به قطع درخت ميپردازد و به جاي….چنين فارغ بيفروغي ، بي دريغ دروغ ميگويد که خويشتن را خليفه خدا مي شمرد. منظور از عمارت زمين، تامين اصول زيست محيطي براي حيات انساني است؛ نه خصوص زندگي گياهي که برخي دارند….”506
در مورد حمايت از حقوق حيوانات، حتي غير مسلمين هم به اين اذعان دارند که ” در بلاد اسلامي جمعيت حمايت از حيوانات لازم نيست و اين قطعه از دنيا را مي توان بهشت حيوانات دانست. مسلمين حقوق سگ و گربه و حيوانات را رعايت ميکنند مخصوصا ددر معابر و مساجد با آزادي پرواز ميکنند و در منارههاي لانه دارند . در اين باره بگونهاي است که ما اروپاييان خيلي از يچيزها را از آنان بياموزيم”507
در اهتمام پيشوايان به حفظ حقوق حيوانات، اميرالمومنين در کلامي مسلمين را نسبت به چهارپايان مسوول مي داند، : فَإِنَّكُمْ مَسْئُولُونَ حَتَّى عَنِ الْبِقَاعِ‏ وَ الْبَهَائِم508‏ پس مراقب باشيد که مورد بازخواست قرار خواهيد گرفت
4) وظايف حکومت اسلامي در قبال محيط زيست
حاکم اسلامي به عنوان مهمترين رکن حکومت و تمدن اسلامي قطعا نقش به سزايي در صيانت از محيط زيست دارد. يا خود به اين کار بپردازد و يا با تدوين قوانين مختلف به اين کار مبادرت ورزد. وي با آموزش جلو بعضي تحريف ها دست اندازي ها را بگيرد.
دولت وظيفه دارد با ارايه قوانين زيست محيطي مورد نياز و بر اساس احکام الهي و تضمين منافع عمومي در عرصه عمومي خود و ديگران را به حفظ طبيعت وا دارد؛ و با اموز هاش همگاني براي حمايت از محيط زيست فرهنگ استفاده از طبيعت را گسنرش بدهد و همچنين از منبعي که در دست دارد به صورت اصولي استفاده کند تا منبعي بي جهت ضايع نگردد509
گفتار سوم: باورهاي عملي
شريعت يا قانون الهي جايگاه محوري در همه اديان ابراهيمي و خصوصا در دين اسلام دارد، به نحوي که ميتوان گفت مسلمان يعني کسي که حقانيت اسلام را بپذيرد و به همه احکام آن عمل کند.
همان طور که قبلا توضيح داده شد، يکي از مواردي که در آموزه هاي اسلامي به آن توجه شده، تکليف انسان نسبت به اموري است که در بيرون اتفاق ميافتد و نمود بيروني دارد ميباشد. يک مسلمان علاه بر اينکه به عبادات موظف است، به احکام تکليفيه موظف شده است و مسلمان نبايد به امور اجتماع، سياست، تعليم و تعلم و اقتصاد بيتفاوت باشد و براي رسدن به شکوفايي دراين زمينه ها در مقام رفتار بيروني خود ضوابطي را رعايت کند که مجموعه اين ضوابط به نام باورهاي عملي نامگذاري ميشود. و چون شريعت اسلام از عقايد آن نمي تواند جدا باشد، براي تنظيم روابط يک مسلمان رعايت قوانين ضروري است. دکتر نصر در دعاويشان در اين باره ميگويد: “نقش و نفوذ شريعت در نحوه زندگي و اعمال و رفتار مردم، در نحوه داوري در دعواهاشان، در کيفرها و پاداشهايي که داد مي شد، در نحوه انجام معاملاتشان و به طريق اولي که جاي بحث ندارد ، در امور ديني ايشان، همه وهمه در ميان نسلهاي اوليه آشکار بوده و سرمشقهايي براي قرون بعدي تاريخ اسلام فراهم آورده”510 از ميان باورهاي تاثير گذار ما به بيان چند موضوع که در تمدنسازي ، تقش بالاتري دارد را توضيح ميدهيم.
الف- سياسي
سياست از منظر آموزههاي اسلامي با سياست ورزي‌هاي روزمره روشنفکرنماها تفاوت عمدهاي دارد و حاکم اسلامي شمول بيشتري از زواياي ديني و دنيوي مردم را عهدهدار است ومثل مسيحت که تنها آموزههاي اخلاق داشته باشد محدود نشده است.لذا سياست هم بخشي از ديانت اسلامي به حساب مي آيد.
حضرت امام با اعتراض به کساني که اسلام را منهاي سياست ميخواهند ميگويد: ” والله، اسلام تمامش سياست است. اسلام را بد معرفي کردند، سياست مدرن از اسلام سرچشمه ميگيرد”511
در اسلام تاثير حكومت ‏بر فرهنگ زندگى مردم چنان بلند معرفي شده است که اعتقادات مردم را طبق آراء حکام معرفي

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir