سرزمين‏هاي شرقي آزمون کنند. اما مجموعه‏ي حوادثي موجب بي‏اعتمادي نسبت به خاندان عباسي شد. رفتار عباسيان با ابوسلمه‏ي خلاّل و ابومسلم خراساني -که هر دو با پيشرفت دعوت، خدمات خود را آشکار کرده بودند ـ نمادي از نيرنگ مدّعيان جديد خلافت اسلامي بود.216 و رويهم رفته چند صباحي را با عدم مشروعيت و مقبولت سپري نمودند. و اگر چه هر روز بر دامنه‏ي متصرفات قلمرو اسلامي اضافه مي‏شد و بر شکوه و اعتبار بغداد مي‏افزود، اما هنوز خلفاي عباسي از بحران مشروعيت حکومت رنج مي‏بردند.
2) استبداد
با ظهور اسلام پيروان اين مکتب الهي از بند يوغهاي جسمي و فکري خود ساخته بيرون آمدند و با تعاليم اسلامي آزاد بودن را آموختند. اما از زمان به قدرت رسيدن بني اميه بسياري از مسايل تغيير يافت و سياست مدارا و تحمل حکومت از بين رفت. عمال معاويه بيم داشتند که اگر به مردم آزاري دهند، آن‌ها دست به شورش بردارند؛ لذا به سخت‌گيري و شکنجه مسلمنان پرداختند. نخستين بار در دوران معاويه بود که سخت‌گيري و شکنجه اعمال شد و اشخاصي که با وي مقابله مي‌کرد دستگير و تکفير مي‌شدند.217 آنها نظريه خدادادي بودن قدرت را مطرح کردند و به عنوان يک حاستگاه مقدس و آسماني سعي داشتند تا حکومت را از نسلي به نسل ديگر انتقال دهند و خدمت به شاه خدمت به خداست218 براي ابقاي قدرت بني اميه، درتاريخ اسلام اولين بار در اين سلسله و در زمان معاويه بود که شکنجه و سخت گيري اعمال شد و اشخاصي که باوي مقابله مي کردند دستگير و کيفر مي شدند.219
در مجموع، دوران خلفاي عباسي وخيم‌تر از دورانهاي ديگر بود و خلفاي اين دوره از ايجاد قتل مخالفان خود فروگذار نبودند و اين موارد باعث نارضايتي عمومي گشت.در وقع استبداد چيزي نيست که بتوان آن را به حکومت خاصي نسبت داد؛ بکه برخي ديگر همچون امپراتوري عثماني نيز بودند که به خاطر استبدا حکام عثماني، موجبات نارضايتي مردم را فراهم کرده بودند. در ايران هم در دوران مشروطيه مردم براي پايان بخشيدن به ظلم و استبداد و تشکيل حکومت عادل قيام کردند. در عصر حاضر نيز بسياري از کشورهاي نفت خيز منطقه خاور ميانه داراي حکومت‌هاي مستبد هستندو چون درآمدهاي آنان حاصل از نفت و بي‌نيازي از درآمد عمومي است مي‌پندارند که نفت، آنان را از مردم و توجه به نيازهاي‌شان بي نياز مي‌کند.220 و لذا مردم را پول حاصل از ددرآمهاي نفتي سير مي کنند اما اجازه تحرک و ارائه افکا جديد را به آنه نمي دهند.
در واقع استبداد شکل گرفته در زمان‌هاي متناوب، نشان از عدم مقبولت عموم مسلمين از حکام و واليان آن ها داشت. ولي روح استبداد و زياده خواهي که براي امرا در طول زمان شکل گرفته بود اجازه نمي داد که مردم نه آزاد باشند و آزاد فکر کنند. رويکرد متحجران? برخي امراي اسلامي باعث شد ملت اسلامي روز به روز در خوابي که رفته بودند عميق تر شوند.
3) ثروت اندوزي خلفا و امرا
فتوحات فراواني که در دور? بني‌اميه انجام شد، به نوعي در خدشه‌دار شدن اسلام ناب نقش داشت.؛ زيرا اسلام توسط خاندان و عواملي که خود اعتقادي به آن نداشتند ترويج مي‌شد. بني‌اميه بدعت‌هاي مختلفي در دين به وجود آوردند؛ آنها با زير پا‌گذاردن اصل برابري و مساوات در اسلام به ترويج انديشه برتري عرب برعجم پرداختند. امويان بسياري از درآمدهاي مسلمين را صرف رفاه و عياشي خود نمودند و قصرهاي مجلل ساختند. و براي تثبيت قدرت خود عمال خود را در پستهاي کليدي نشاندند و به تطميع و ارعاب مردم پرداختند. که همين عوامل هم باعث پديد? نارضايي در بين مردم شد. اين رفاه طلبي در زمان بني عباس نيز ادامه پيدا کرد.221
در ممالک اسلامي خليفه، فرمان‌رواي حکومت اسلامي بود و با توجه به وجه اي که از جانشيني پيامبر براي خود قايل بودند؛ کليه درآمدها به آنها مي رسيد. بعد از او واليان و اميران نيز اموال هنگفتي را به دست مي‌آوردند، زيرا جمع آوري ماليات با آن‌ها بود و هر چه مي‌خواستند از مردم مي‌گرفتند. طبيعي است که بشر هر اندازه که پول و ثروت بيشتري در اختيار داشته باشد به همان اندازه زندگي خود را توسعه مي دهد. طوري شد که باد ثروت، اين اعراب صحرانشين رايکباره طوري به تجمل کشاند که گوي سبقت را از پادشاهان روم و ايران ربودند. به قدري در تنعم بودند که در آن زمان، خلفاي بني‌اميه پارچه‌هاي حرير گل‌دار و پرنقش ونگاررا مي‌پسنديدند چنان‌که دوازده هزار لباس حرير پرنقش و نگار هشام ابن‌عبدالملک معروف است و بدين گونه تجمل و راحت طلبي مسلمانان را مسخر خود ساخت.222
4) ضعف سياست و خيانت
وسعت زياد ممالک اسلامي كم‌كم خودش به يكي از نقاط ضعف مبدل شد. چرا كه از يك سو اختلاف داخلي بين مسلمين شروع گشته بود؛ به عنوان مثال در شرايطي كه عثماني ها بهترين موقعيت را براي فتح قاره اروپا را داشتند؛ درگيري‌هاي آن‌ها با صفويان، اروپا را از شكست حتمي نجات داد؛ و از طرفي ديگر اداره امور براي خلفا و فرمانروياني كه حضور در حرمسرا را بر حضور در ميدان جنگ ترجيح مي‌دادند بسيار مشكل بود.سفيركبير فرديناند، در قسطنطنيه در اين باره چنين مي نويسد” فقط ايرانيانند که ميان ما و ورطه نابودي حايل شده‌اند”223
متاسفانه بروز فرقه‌هاي مختلف در اسلام باعث شد هر کدام از اين دسته ها براي تثبيت مقام و جايگاه فرقه خود تلاش کنند و براي ضربه زدن به باقي نحله هاي فکريدست به عمليات منفي بزنند؛ به طوري که حتي اسماعيليان و فاطميان در طي جنگ‏هاي صليبي با مسيحيان همكاري داشتند. چنان كه در سال 523ق رؤساي فرقه اسماعيليه دمشق با صليبي‏ها مكاتبه كردند و براي اشغال دمشق، به آنها قول همكاري دادند.224
5) حکام دست نشاند? امروز
کشورهاي اسلامي لااقل در 200 سال گذشته استعمارزده هستند. شکل جوامع اسلامي امروزکمتر برگرفته از گذشته و هويت اسلامي خودشان است و در عوض بيشتر متأثر ازتمدن غرب، مدرنيته و دستاوردهاي عظيم و تکنيکي که داشته. البته نظام هاي سياسي خودباخته‌اي که در اين کشورها حاکم بوده‌اند باعث شده‌اند که اين کشورها در جنبه هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي هويت سابق خود که برآمده از تمدن و فرهنگ اسلامي بود، را ندارند
در بين کشورهاي اسلامي تعدادي به شيوه سلطنتي اداره مي‌شود. قوه قانون‌گذاري درآنان وجود ندارد و يا اگر هم باشد در مقابل قدرت پادشاه و امير کم‌رنگ است. جايگاه مردمي در اين نواحي بسيار ضعيف و رژيم‌هاي آنان وابسته به غرب است. اگر چه بيشتر سرزمينهاي اسامي رژيم جمهوري دارند و به ظاهر و در ابتداي استقرار پشتوانه مردمي داشته اند، اما اينها نيز تغيير روش داده‌اند و مجري سياستهاي استکباري هستند و وابستگي نظامي، سياسي و اداري اين کشورها ملموس است.225
خودکامگان ديروز و امروز هيچاه با انتخاب مردم خود به رأس کار نمي‌آيند بلکه توطئه و افراط خارج از حوزه عقل و شرع و صرفاً با حمايت گروه قليلي که دنبال مطامع شخصي و مکيدن خون مردم هستند بر سر کار مي آيند، دربارة مروان گفته اند: “مروان نخستين کسي بود که چنانچه مي‌گويند، خلافت را با شمشير و بدون رضايت گروهي از مردم به چنگ آورد. همه او را مي‌ترسانيدند مگر عدّة کمي که وي را ترغيب کردند که خلافت را به دست آورد… .”226
ديروز معاويه‌ها بودند و امثال آنها و امروز، ديري نگذشته است که صدام، مبارک، قذافي و… به دست نيروهاي از خواب برخاسته انقلابي به هلاکت رسيدند.( تا باد چنين بادا)
6) جدايي مردم از حکام
با گذشت از عصر رسالت با طرز فکري که امويان از مملکت داري به وجود آودند227 حکام روز به روز از مفاهيم اصيل اسلامي دور افتادند و يا اگر هم معتقد بودند آموزه هايي را مورد استفاده قرار مي دادند که به نفعشان بود. در چنين شرايطي و بسياري از مسلمانان دچار تضاد دروني گشته و به آرامي چشم بر آموزه هاي اصلي مي بستند . جرجي زيدان تاريخ نگار لبناني وضعيت بحراني و آن زمان را اين گونه بازگو مي کند: “بني اميه غالبا به باده گساري، زن بازي و شهوتراني پرداخته و به امور کشور نمي رسيدند و حتي به نگاهداري وضع سلطنتي خويش توجه نداشتند و در تعيين و انتخاب واليان و ماموران عالي رتبه دولتي دقت نمي کردند و چه بسا به خواهش کنيزکي يا در نتيج? دريافت پولي، بزرگترين ايالات را به اشخاص نالايق يا ستمکار مي سپردند . عاملاني که اين اوضاع را مشاهده مي کردند، تمام تلاش خود را براي تحصيل مال و گردآوردن کنيز صرف مي کردند و اشخاص درستکار و با ايمان از قبول مشاغل مهم دولتي امتناع مي ورزيدند; زيرا مي دانستند خليفه به هر حال از آنان پول مي خواهد” 228
ريشه بسياري از رفتارهاي امويان تربيت نشدن در مکتب اصيل اسلامي است. امويان با شرافت بخشيدن به عناصر عرب بر غير عرب، باعث کاشتن تخم کينه در بين مسلمين شدند. تا جايي که از عهد اموي با شرف بخشيدن به عناصر عرب بر غير عرب (موالي)، اندک اندک، با رشد فساد و تجمّل‏پرستي به عنوان عاملي ديگر تقريباً از همان آغاز استقرار حکومت بني‏اميه در شام و تا حدّي در عهد عثمان بن عفّان روي نمود و اسباب تضعيف جامعه‏ي اسلامي گرديد. 229 در واقع موالي مي توانستند تحصيل علو اب کنند اما به خاطر عقيه به پست بودنشان به سمت هاي مهم نمي رسيدند230
3- شکل گيري جريان هاي تروريستي و تند رو
متاسفانه با گذشت زمان، گرايش برخي مسلمين به سوي تندروي افراطي و نفي مطلق ديگران باعث به وجود آمدن گروههايي گشت که موجبات وهن اسلام را در نزد جامعه بين‌الملل به وجود آورد. امروزه، “خطر از جانب القاعده” و “خطر به علت وجود القاعده” دو نوع خطري هستند كه مسلمين را تهديد مي‌كنند و در اين راستا کشورهاي غربي دو فرايند ” قاعده- القاعده” و ” القاعده- قاعده” را براي عناصر دکترين جنگ سرد عليه اسلام ادامه مي دهند231. نمونه‌هاي بارز و آشكار اين تهديد را طي سال‌هاي پس از 2001 به وضوح مشاهده كرده‌ايم. القاعده براي ايجاد طرح‌هاي دولت سازي، ملت سازي، فرهنگ سازي و مذهب سازي و کمک به ايجاد باورهاي سکولاريستي غرب عليه اسلام نقش عمده‌اي را ايفا مي‌کند. در واقع، خطر وجود القاعده، تمام جهان اسلام را هدف قرار داده است. نكته پراهميت در اين باره، كمك مؤثر القاعده به شكل‌گيري “نظم نوين جهاني” و افزايش درصد موفقيت سياست‌ها و استراتژي‌هاي جهاني و منطقه‌اي ايالات متحده است.232 ايدئولوژي و عملكرد القاعده به گونه‌اي است كه به مشکلي براي جهان اسلام ايجاد کرد که مهمترين آن؛ يكسان‌سازي مفهوم تروريسم و بنيادگرايي اسلامي است.233
اين گروهک به ظاهر اسلامي در چند سال اخير به نهادي تبديل شده است تا نشان داده شود ايدئولوژي اسلامي ، مدلي از گسترش خشونت، ارتجاع، بحران و در نهايت ناامني، عقب‌ماندگي و جنگ عليه رفاه، امنيت و صلح بشري است. القاعده در عملكردش شيوه‌اي را نشان مي‌دهد كه نفي‌كننده هر نوع مصالحه و مذاكره است و

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir