بود116
نجوم اسلامي دانشمندان بسييار ديگري را ر اين عرصه به دنيا شناسانده من جمله: محمدبن موسي خوارزمي، صاحب کتاب زيج السند، ” بنو صباح” سه برادرستاره شناس به نام هاي ابراهيم، محمد و حسن117
4- تأسيس مراکز علمي
با استقرار نظام نوبنياد اسلامي و تکامل دروني اين اجتماع، به تدريج نهادهاي آموزشي به وجود آمد که نقش مهمي در پرورش و گسترش علوم و فنون داشت؛ از جمله:
1) بيت الحکمه
نخستين مرکز مهم علمي که براي ترويج و پرورش علوم، در تمدن اسلامي به وجود آمد، بيت‌الحکمه بود، که در بغداد به تاسيس شد. اين مرکز که با هزينه دولتي اداره مي شد، محل اجتماع دانشمندان و پژوهشگران و به ويژه مترجمان شايسته‌اي بود که کتاب‌هاي علمي و فلسفي را به عربي ترجمه مي کردند. اساس بيت‌الحکمه را هارون الرشيد پايه‌ريزي کرده بود و پس از آن منصور عباسي، که در زمان وي کار ترجمه آغاز شده بود، دستور داد کتاب‌هايي از زبان‌هاي ديگر به عربي ترجمه شوند ودر زمان مأمون بيت الحکمه توسعه يافت118
در واقع، “رونق‌ علمي‌ كه‌ در قرن‌ اوليه‌ حكومت‌ عباسي‌ به‌ وجود آمد يك‌ جريان‌ طبيعي‌ و خود جوش‌ نبود، بلكه‌ پديده‌اي‌ بود كه‌ از بيرون‌ وارد مركز امپراطوري‌ اسلام‌ در بغداد شده‌ بود. آنچه‌ كه‌ بدنه‌ علوم‌ اسلامي‌ را تشكيل‌ مي‌داد برگرفته‌ از تمدنهاي‌ ديگر بود. نهضت‌ علمي‌ در زمان‌ مأمون‌ و ديگر خلفاي‌ علم‌گرا در حقيقت‌ يك‌ نهضت‌ طبيعي‌ خود جوش‌ نبود بلكه‌ يك‌ نهضت‌ ترجمه‌ بود. دارالحكمه‌ نيز يك‌ دانشگاه‌ نبود بلكه‌ بيشتر يك‌ دارالترجمه‌ بزرگ‌ بود” 119
توجه به اين مرکز چنان بود که، که با ظهور خلفاي عباسي دروان کوتاهي فرارسيد که تحت حکومت خلفايي مانند منصور، هارون الرشيد، مامون و حتي در زمان متوکل، دانشمندان به چنان درجه اي مورد تشويق قرار گرفتند که از زمان تشکيل موزه اسکندر به بعد ديده نشده بود. و در واقع، حمايت مالي درباريان و تاجران ثروت‌مند باعث شد که پزشکان و اخترشناسان اسلامي ‌بتوانند با آسايش خيال، به تجارب علمي ‌و مشاهده‌گري بپردازند.120 در همين زمين? مي‌نويسند: ” مأمون آن‌قدر بخشش مي‌کرد که نزديک بود بيت‌الحکمه را ورشکست کند؛ زيرا به پاداش “حنين” معادل وزن کتاب‌هايي که ترجمه کرده بود، طلا مي‌داد”.121
2) نظاميه
نظاميه نيز يکي ديگر از مراکز مهم و مشهور دوره‌? اسلامي بود؛ که در نيمه‌ي دوم سده‌ي پنجم هجري توسط خواجه نظام الملک به وجود آمده بود.، خواجه نظام الملک مدارسي را با نام نظاميه در بغداد و نيشابور و شهرهاي ديگر ساخت.اولين نظاميه، نظاميه بغدا بود که در 459 تاسيس شد122 در اين نظاميه‌ها اساتيد مجربي به تعليمي شاگردان مي‌پرداختند. نطاميه نيشابور به لحاظ اهميت بعد از نظاميه بغداد قرار داشت و بعد از آن نظاميه بلخ قرار داشتنند.123
3) کتابخانه‌ها
از نشانه‌هاي بزرگ، براي اعتلاي فرهنگي يک جامعه وجود مراکزي براي فراگيري علوم مي باشد. بي شک يکي از مهمترين مراکزي که مي‌تواند براي درک صحيح از اوضاع فرهنگي يک تمدن باشد وجود مکان هايي است که براي جمع آوري کتاب و مکاني براي جمع شدن اهلي دانش و تعليم مي باشد. و از اين جهت تمدن بزرگي اسامي دوران بسيار درخشاني را پشت سر گذاشت.
در عظمت کتابخانه‌هاي مراکز اسلامي، زيگريد هونكه، در بخشب به نام عشق به کتاب، اشاره مى كند كه عشق به کتاب ، همانند يک بيماري مسري در بين مسلمين رواج پيدا کرده بود و شيوع آن ر بين مسلمين به آن شدت و وسعت بود که که فقط اين زمان جديد، يعني ززمان ماست که که توانسته در اين بباره بر آنان پيشي بگيرد. دکتر هونکه بيان مي کند که در بغداددر 891م، يکصد کتابخانه عمومي وجود دداشته و حتي شهر کوچک نجف در قرن 10( م) داراي چهل هزار جلد کتاب بوده . کتابخان? خليفه االعزيز در اين ميان همين فراواني دارد124 در طول پنج قرن اولي? اسلامي در شهرهاي گوناگون کتابخانه‌هايي ساخته شد؛ ولي در قرن چهارم، کتابخانه سازي- به عنوان يک گرايش مهم- نه تنها ميان عالمان که به دست اميران و وزيران رواج يافت. امکانات گسترده‌اي که دراختيار وزيران فرهنگ دوست بود، آنان را در کنار جذب عالمان به دربار خود، به سمت گسترش کتابخانه کشاند.125
مسلمين به قدري در جمع‌آوري کتب همت داشتند که هارون الرشيد، تحويل نوشته‌هاى يونان قديم را شرط صلح با بيزانس اعلام كرد. “وى خواست تمام آثار فلاسفه كه تا آن زمان به زبان عربى ترجمه نشده بود به عنوان خراج جنگى تحويل مسلمانان داده شود”126
کتابخانه هاي بزرگي در بغداد، اندلس و مصر وجود داشت که شرح همه آنها در اين نگرش نمي گنجد و بايد به کتاب‌ها مراجعه شود. ولي در خصوص اهتمام به جمع آوري کتاب بايد گفت؛ حتى مسلمانان براى جمع آورى آثار و كمك گرفتن از انديشمندان ديگر كشورها فرستادگان مخصوصى با اختيارات وسيع و پول كافى از بغداد به بيزانس و هندوستان و ديگر جاها فرستادند. خلفا، وزرا و بزرگان اسلامى هركدام كتابخانه‌هاى مخصوص داشتند و در قلمرو حكومت اسلامى كتابخانه‌هاى عمومى و خصوصى فراواني وجود داشت و مساجد و بيمارستان ها نيز هركدام داراى كتابخانه مخصوص به خود بودند127 به گونه اي در امر تهيه کتاب مسلمين به اوج رسيده بودند که به گفته ويل دورانت: ” اين سخن در اسپانياي اسلامي متداول بود که، اگر مر ثروتمندي ر اشبليه بميررد و بخواهند کتاب هاي او را بفروشند به قرطبه مي فرستند”128
بايد متذکر شد که اثر جاودان? قرن چهارم هجري، الفهرست نگاشت? محمد ابن اسحاق، معروف به ابن نديم که طرحي عظيم براي کتابشناسي دنياي اسلام به شمار مي‌رود، شاهد گويايي بر جايگاه عظيم کتاب و کتابخانه در تمدن اسلامي است.129
4) حوزه هاي علميه و دانشگاه‌ها
با گسترش اسلام، يکي از مراکزي علمي که به شدت بالندگي پيدا کرد، حوزه‌هاي ديني بود. يکي از بنام‌ترين مراکزي که سبقه تاريخي بسياري دارد و عالمان فراواني را در مکتب اساتيد بزرگ؛ پرورش داده است؛ بي شک حوزه علميه نجف است. جامع? علمي نجف را شيخ ابوجعفربن حسن الطوسي پس از فرار از بغداد و گريختن به نجف در سال448ق تاسيس کرد؛ از اين پس اين شهر به صورت مرکز تدريس فقه جعفري و همه علوم ديني درآمد و آل بويه حقوق ماهيانه و هزينه کافي براي شيخ طوسي و شاگردانش مقرر کردند.. پس از مدت کوتاهي که مرکزيت تدريس از نجف به حله و از آنجا به کربلا رفت، دوباره به نجف برگشت و در اين هنگام اين مرکز علمي به اوج اعتلاي خود رسيد130 حوزه علميه نجفمدت يک قن و نيم اخير، مرکز مراجع تقليد شيعياني بود که ر سرزمين هاي مختلف اسلامي به سر مي بردند.
از ديگر مراکزي که به عنوان مرکز علمي_ فرهنگي در تمدن اسلامي درخشيد جامع الازهرمصر است. بناي اين جامع را سردار، جوهر کاتب سيسيلي، يکي از موالي المعز الفاطمي( 341-365 ق) همزمان با بنياد شهر قاهره بنيان نهاد و در سال 361ق به پايان رساند. با اين که در اين جامع تدريس انجام مي‌گرفت اما اين موسسه علمي تنها از سال 378ق و در زمان خليفه، فاطمي العزيز،( 365-386) به صورت يک دانشگاه واقعي درآمد.
فاطميان خود را منسوب به حضرت فاطمه مي دانستند ، دولت شيعه مذهب هفت امامي در مصر تشکيل داده و خود را جانشين اصلي اولاد علي ميدانستند. آنان با تربيت داعيان و مبالغان اسماعيلي، قاهره را به پناهگاه مخالفان عباسي تبديل کرده بودند و با ترويج فقه شيعي اسماعيلي، نحوه مبارزه با خلافت عباسي را محور سياست خود قرار داده بودند.131 گرچه بعدها اين موسسه از دست شيعيان خارج گشت ولي به قول بايارد داج: ” اين موسسه ده قرن محل نيايش و پناهگاه و مأمن ستمديدگان ومرکز آموزش بوده استو هنگامي که بغداد در مشرق و قرطبه در مغرب از اهميت افتادند، الازهر همچنان مشعل معرفت را فروزان نگاه داشت. در آن ايام که صليبيون و مغولها اسلام را تهديد مي کردند، الازهر قلب مسلمانان را از شهامت سرشار کرد”132
ب- تربيتي- اخلاقي
جوامع اسلامي از نظر اخلاقي و فرهنگي در مرتبه بسيار بالاتري از ساير کشورها قرار دارند. و اين اعترافي ست که خود اروپاييان کرده اند. لوبون، در نگارش خود م از قول مسيو بارتلمي سن هيلر مي‌گويد:” از معاشرت با عرب و تقليد از مسلمين ، اخاق و عادات رذيله امرا و اشراف ما ر قرون وسطي اصلاح شد زيررا پيشينيان ما از آنان اخلاق ستوه و صفات حميده که مخصوص ملل زنده جهان است آموختند، و آيا مدهب نصارا با آن که ازنظر تعليمات اخلاقي داراي مقام ارجمندي است، مي توانسته درگذشته، چنين روح اخلاقي ايجاد کند، هنوز محل ترديد است”133 اقبال تاريخ نويسان غربي به اخلاق مسلمين نشان مي دهد که مسلم چقدر رفتار اسلامي را در تمام اعمالشان مد نظر داشته اند. اگر چه اخلاق مسلمين را نميتوان از بين کتاب ها کشف درستي کرد، پرا که به قول پوستاو لوبون: “براي کشف روح اخلاقي يک قوم بايد ديد که افراد آن قو چه خصايل و صفاتي را دارا هستند نه اين که در کتاب مذهبي چه اخلاقي به آن ها تعليم داده شده است.”134
1- تشکيل پايه‌هاي خانواده
کانون خانواده، در بين مسلمين به عنوان اصلي‌ترين رکن اخلاق و تربيت اجتماعي به شمار مي‌رود؛ لذا مسلمين در تشکيل و صيانت از خانواده، براي رفع نگراني‌هاي اخلاقي و به وجود آوردن فضاي امن تربيتي در اجتماع به اين مقوله اهتمام ويژه‌اي داشته و دارند. از همان صدر اسلام به اين کانون مهر و عطوفت و تربيت توجه بسيياري شد و براي تشکيل آن بسيار اهتمام گرديد( در فصل 4 به اين مقوله بيشتر پرداخته خواهد شد)
در کشورهاي اسلامي شبکه خانوادگي پيوسته، هنوز کاملا فعال و موثر است. خانواده نقش تعيين کننده‌اي در فرايند جامعه پذيري اعضا ايفا کردهو با حمايت از افراد خود امنيت رواني و اجتماعي آنها را تا حد زيادي تامين مي‌کند. بنابراين حتي بيشتر کساني نيز که در شهرهاي بزرگ زندگي مي‌کنند خود را در ميان انبوهي از جمعيت تنها و رها احساس نمي‌کنند زيرا رواابط خانوادگي و اجتماعي قوي و فعال هستند. و بر اساس جهان بيني ديني- سنتي که در کشورهاي اسلامي در بين مردم عموميت دارد، بر وظايف افراد بيش از حقوقشان تاکيد مي شود. علايق ومنافع فردي تابع علايق و منافع جمعي شناخته مي‌شوند؛ در نتيجه اکثر مردم نسبت به دخالت هاي خانواده، اجتماع و حتي دولت در برخي امور خصوصي افراد به ديده اغماض نگريسته، آن را تحمل مي‌کنند؛ زيرا آن را براي منافع اجتماعي لازم مي دانند135.
لذا مسلمين در تدوين قانون‌هايشان بر اين امر بسيار توجه دارند؛ بر همين اساس در اصل دهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آورده شده: از آنجا که خانواده واحد بنيادين جامعه اسلامي است، همه قوانين و مقررات و برنامه ريزيهاي مربوط بايد در جهت آسان کردن تشکيل خانواده، پاسداري از قداست آن و استواري روابط خانواادگي، بر پايه حقوق و اخلاق اسلامي باشد
2- عرفان عملي

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir