با طرح “جنگ و جهاد مقدس” در پي جهاني كردن مبارزه ميان تمدن غرب و تمدن اسلام است. امريكا با بزرگ‌نمايي تروريسم و القاعده و گسترش حوزه آن به كشورهاي اسلامي درصدد تحميل تعريف خود از اسلام و مسلمانان در جامعه جهاني است.234
القاعده گروهکي محسوب مي شود با گرايشات افراطي مذهبي که فهم خود را از دين اسلام در قالب هاي گوناگون به مردم دنيا ارائه مي کند235، تئوري “تروريسم” به جاي “كمونيسم” را باورپذيرتر كرده و در نهايت، به سياست‌هاي غرب عليه جهان اسلام “مشروعيت” بخشيده است. از مهم‌ترين خطراتي كه وجود القاعده براي جهان اسلام دارد، ايجاد تصويري هولناك، خشونت‌بار و ارتجاعي از اسلام و اسلام سياسي در ذهن غيرمسلمانان و مسلمانان است. جنگ تبليغاتي وسيع غرب عليه اسلام و اسلام سياسي مي‌تواند تأثيراتي منفي در زندگي مسلمانان جهان در كشورهاي مختلف برجا بگذارد و علاوه بر محدوديت‌هايي كه در زندگي اجتماعي و سياسي آنان ايجاد مي‌كند، زندگي شخصي‌شان را نيز به مخاطره اندازد. در نتيجه، فضا را براي تصويب قوانين عليه مسلمانان فراهم مي‌كند و از گرايش عمومي به اسلام سياسي مي‌كاهد. براي نمونه، توهين به مقدسات اسلامي از جانب رسانه‌ها و مسئولان غربي و حتي مقامات عالي كليسا، مبارزه با حجاب و برخي مظاهر اسلامي در غرب، توليد آثار فرهنگي و هنري گوناگون عليه مسلمانان، تصويب قوانيني براي محدودسازي آنها در كنار برخي حمله‌هاي فيزيكي به مسلمانان و مكان‌هاي مقدس آنان، جملگي از اقدامات ضداسلامي‌ هستند كه پس از 11 سپتامبر شدت و مشروعيت يافته‌اند.236
4- تجزي? ممالک اسلامي
پس از دوران با شکوه تمدني، اوضاع در کشورهاي اسلامي طوري شده بود که تمدن هاي وحشي اطراف که تا ديروز فکر حمله در سر نمي پروراندن، براي رسيدن به مقاصدشان دست به اقدام عملي براي تهاجم به ممالک اسلامي گرفتند، به تعبير جرجى زيدان، در اواخر قرن ششم، ممالك اسلامى يكى به خاطر جنگ هاى داخلى سرداران و ديگر فساد دستگاه خلافت عبّاسى، به نهايت ناتوانى دچار شد و دشمنان اسلام، كه متوجه اين ضعف و ناتوانى و هرج و مرج داخلى شده بودند، فرصت را غنيمت شمردند و از شرق و غرب و شمال، به كشورهاى اسلامى حمله كردند; از غرب، صليبى‌ها، از شمال گرجى‌ها، و از شرق قوم تاتارمغولان به سركردگى چنگيز، با تمام سپاهيان خويش، به ممالك اسلامى حمله كردند. ابتدا تركستان را زير و رو كردند و از آنجا به طرف ديگر، تا به هر شهر و آبادى كه مى رسيدند، مردم آن را مى كشتند، شهر را ويران و خرابه مى كردند و به شهر ديگرى مى‌تاختند. جرجى زيدان معتقد است: كشتار و غارتگرى چنگيز و سپاهيانش طورى بوده كه در تاريخ بشريت سابقه نداشته است.237
اختلاف سران اسلامي با يکديگر نيز سبب عمده اي براي نفوذ هر چه بيشتر سايرين و از جمله صليبيون را فراهم کردند؛ اسماعيليان و فاطميان در طي جنگ‏هاي صليبي با مسيحيان همكاري داشتند. چنان كه در سال 523ه رؤساي فرقه اسماعيليه دمشق با صليبي‏ها مكاتبه كردند و براي اشغال دمشق، به آنها قول همكاري دادند.238 كاتبه‏ها ميان فاطميان و دولت روم شرقي باعث شد تا مورخاني، چون ابن اثير، علت اصلي حمله صليبي‏ها به حوزه جهان اسلام را “ترس فاطميان از حضور سلاجقه در مصر” بدانند.239
5- هجوم دشمنان
اقوام مختلفي جهت به زانو درآوردن تمدن اسلامي کوشيده بودند، يکي از اين اقوام صليبيون بود که همزمان با قرن چنجم هجري و آنهم زماني که سرزمن هاي شام و عراق و ايران، دچار اخنلاف فرقه اي بودند و اختلاف ميان حنفي ها و شافعي‌ها اشعري و معتزلي‌ها و شافعي و شيعيان اوج گرفته بود240
جنگ هاي صليبي بر نظام فکري و فرهنگي- اجتماعي خاورميانه تاثير گذاشت. پس از جنگ صليبي اول و اشغال بييت المقدس، يک حالت بي تفاوتي در مسلمانان به وجود آمد و روحيه بي اعتنايي و انزوا طلبي در مناطق مسلمان نشيني که به تصرف صليبيها درآمده بود، به ويژه در شام، گسترش يافت. اين در حالي بود که در زمان ايوبي ها و مماليک در مصر و شام، خانقاهها و تکايا و زوايايي ساخته شد که پيش از ان در هيچ دوره اي چنين رشدي در ساختن اين گونه بناها ديده نشد241
بر اثر جنگ هاي صليببي نفوذ سياسي و تجاري دولت فرانسه که سهم عمده‌اي در اين لشکر کشي داشت به طور فزينده‌اي در قلمرو اسلامي بسط داده تا بدان جا که هنوز ملل خاورميانه همه مردم مغرب زمين را فرنگي( فرنجي) که از واژ? فرانک مأخوذ است، مي‌خوانند. اين نفوذ سياسي و تجاري بعدها زمينه ساز استعمار ديرپاي بر شامات و مغرب جهان اسلام از جانب فرانسه گرديد.242
بالاخره دوره افول خلفاي عباسي فرا رسيد؛از يک طرف سلطان محمد خوارزم شاه که قصد داشت خليفه عباسي را از ميان بردارد و از طرف ديگر مغولان که با کشته شدن تجارشان، بهانه‌اي براي حمله به قلمرو اسلامي پيدا کردند243 و چنان تاراج کردند که حتي در برخي مناطق به سگ و گربه هم رحم نکردند244
ج- اقتصادي
کافي است تا بدون مراجعه به منابع و با کوششي اندک به عارضه‌هاي اقتصادي ايجاد شده در ميان مسلمانان نظر کرد، تا به درک رسيد که، تقريبا همه مسلمانان با نوعي فقر علمي و به تبع آن با فقر اقتصادي دست و پنجه نرم مي کنند و اگر داراي مکنتي هم هستند نه بر اثر کوشش هاي خودشان بلکه بر اثر موهبت وجود منطقه نفتي و پول هاي بادآورده حاصل از آن منبع الهي است، که هر کدام از اين امراي صاحب نفت را به ثروتمنداني مستبد و خوشگذران، تبديل کرده است.
اين سرانجام قومي است که خواهش‌هاي نفسش را با اسلام اصيل جايگزين کرده. شهيد صدر مي‌گويد: “…زمانى که جهان اسلام چشم به زندگى انسان اروپايى دوخت و به جاى ايمان به رسالت اصيل خود و قيمومت آن بر زندگى بشريت، پيشوايى فکرى و رهبرى کاروان تمدن از سوى او را پذيرا شد، نقش خود را در زندگى در همان چارچوب و تقسيم کار سنتى‌اى قرار داد که انسان اروپايى جهان را براساس سطح اقتصادى هر کشور و توان توليد آن، به کشورهاى غنى يا پيشرفته اقتصادى و کشورهاى فقير يا عقب‌ماندة اقتصادى تقسيم کرد و کشورهاى جهان اسلام را همگى در نوع دوم؛ يعنى کشورهاى عقب‌مانده قرار داد.”245
1- مسلمانان مصرف کننده
زماني که اسلام به عنوان صاددر کننده کالاهاي مرغوب شناخته مي‌شد گذشت و تقريباً از دوراني که اروپا به سوي صنعتي شدن حرکت کرد، جوامع اسلامي به صورت بازار مصرفي کالاهاي توليدي اروپاييان درآمدند؛ بازارهايي که براي تأمين هزينه‏هاي مصرفي خود به ناچار مي‏بايستي ذخاير و منابع خود را در اختيار ايشان قرار دهند. حاصل اين که در مقطعي، يعني قرون 11-13هجري، جهان اسلام به سطح پايين منحني تمدني خود رسيده بود واگر دعوت مجدد به احياي ارزش‏ها نبود، اين سير نزولي تداوم پيدا مي‏نمود.
اختلاف فاحش در سطح در آمد سرانه و توليد و مصرف از ويژگي‌هاي نواحي مسلمان به شمار مي رود. توطئه کشورهاي داراي تکنولوژهاي پيشرفته و استکبار براي ايجاد نفاق ميان کشور هاي اسلامي و سرزمين هاي مجاور آنها، و نيز فروش اسلحه به آنان و مطرح کردن تهديد هاي کاذب و رواج فرهنگ مصرفي باعث شده که جهان اسلام همچنان دچار مشکلات و آسيب هاي جدي باشد.246
يقينا از چنين رابط? مصرفي که به يک توازن يک جانبه نيز کشيده شده‌ است،نمي‌توان به نفع موازنهء رهبري اسلامي در سطح جهان بهره‌اي گرفت و در نتيجه،با بکارگيري دستاوردهاي علمي‌ و کاربردي تکنولوژي نمي‌توان در مواضع سياسي،اقتصادي و فرهنگي،قدرتي برتر داشت و متعاقبا در ميدان‌هاي‌ بين المللي،حوادث و رويدادها را به گونه‌اي رهبري و هدايت کرد که در نهايت،قدمي در مسير تأمين منافع اسلام و مسلمين برداشته شود.
امروزه در برخي برهه هاي حساس انحصار علم، در علوم غربي و مصرف کنندگي بي چون و چراي مسلمانان از آنها، به شکل تحريم کالاهاي استراتژيک علمي و اقتصادي، به بلاي جان استقلال مسلمين و ابزار فشار مغرب زمين براي رسيدن به اهداف استعماري شان، مبدل شده است.
نابودي اقتصادي، ضعف مالي ونظام‌ تک‌محصولي‌، عملا باعث حفظ وابستگي کشورهاي مسلمان شده و طولي نکشيده که به عنوان تامين کننده مواد خام استعمارگر غربي باقي ماندند. به علاوه کشورهاي صنعتي اروپايي و آمريکايي با در دست داشتن قدرت سياسي و نظامي و تسلط بر نظام هاي بانکي و ارزي مبادلات جهان، عملا عقب ماندگي را به کشور هاي مسلمان تحميل کردند. اختلاف فاحش در سطح در آمد سرانه و توليد و مصرف از ويژگي هاي نواحي مسلمان به کار مي رود. توطئه استکبار بري ايجاد نفاق ميان کشور هاي اسلامي و سرزمين هاي مجاور آنها، و نيز فروختن اسلحه به آنان و مطرح کردن تهديد هاي کاذب و رواج فرهنگ مصرفي باعث شده که جهان اسلام همچنان دچار مشکلات و آسيب هاي جدي باشد. در بين کشورهاي اسلامي تعدادي به شيوه سلطنتي اداره مي شود. قوه قانون گذاري درآنان وجود ندارد و يا اگر هم دارد در مقابل قدرت پادشاه و امير کم رنگ است. جايگاه مردمي در اين واحي بسير ضعيف و رژيم هاي آنان وابسته به غرب است. اگر چه بيشتر سرزمينهاي اسلامي رژيم جمهوري دارند و به ظاهر و در ابتداي استقرار پشتوانه مردمي داشته اندر يا، اما اين ها نيز تغيير روش داده‌اند و مجري سياست هاي استکباري هستند. و وابستگي نظامي، سياسي و اداري اين کشور ها ملموس است.247
2-اقتصاد تک محصولي
امروزه تقريبا هيچ کشور اسلامي را نمي‌توان يافت که از لحاظ اقتصادي داراي تنوع توليدات و محصولات باشد. و به نوعي با اقتصادهاي تک محصولي دست و پنجه نرم مي‌کنند و البته برخي از اين کشورها هم که فعلا پله هاي توسعه را طي کنند درگير عدم کفايت علمي مناسب براي خود کفايي هستند. کشورهاي حاشيه خليج فارس عموما متکي بر درآمدهاي منابع نفتي هستند و تمام امورات خود را از طريق حفر چاه‌هاي متعدد و رقابتي منقي با همديگر براي بهره برداري هر چه بيشتر در اين راه به تهي شدن اين منابع از دسترس نسل آينده خود مشغولند؛ و از طرف ديگر شرکت هاي بين المللي با استفاده از مواد خام اين کشورها، از ضعف تکنيکي و علمي اين کشورها استفاده کرده، اين منابع را هر چه بيشتر استخراج مي‌کنند.
عده‌اي از کشورها هم که نفت دراختيار ندارند، به اقتصاد سنتي کشاورزي مشغول هستند که عموما، به لحاظ وضعيت بد آب و هوايي کشورهاي اسلامي به بهره برداري صنعتي و ايجاد درآمد نمي انجامد؛ پس مردمي که دنبال درآمد هستند روز به روز، اين عرصه را هم به رقييبان واگذار کرده و به دنبال کار کردن به شهرها مي روند؛ تا از پولي که به دست ميآوردند محصولات وارداتي غرب را تهيه کنند.
در ميان کشورهاي اسلامي اي هم که نفت مشاهده نمي شود چند کشور هستند که با درآمد حاصل از فروش کالاهاي خلاف عرف بين الملل روزگارمي‌گذرانند. اين اقتصادهاي کم بهره؛ در مجموع ابزاري براي فشار آوردن و استفاده کشورهاي داراي مکنت از مسلمين گشته.

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir