القدس
عهد جديد روحالقدس را بيشتر “روح خدا” مينامد. از ديدگاه سنت مسيحي و کتابهاي مقدس، روح القدس فرشته خدا جبرائيل يا آفريدهاي از آفريدگان و جداي از خدا نيست. در اعتقادات مسيحي وجود روح القدس به خاطر کارکردهايي که برايش قايلند ضروري است، و شوراي قسطنطنيه در سال 381 الوهيت روحالقدس را تاييد کرد.
1. همراه هميشگي مردم
به عقيده مسيحيان ، روحالقدس خود خداست که در قلوب مردم و در جهان زيست ميکند و به عمل اشتغال دارد. روحالقدس وجود توانا و فعال خدا در جهان است و او بوده که عيسي را در شکم مادر قرار داد. انجيل ها روحالقدس را به شکل کبوتري ترسيم مي کنند که پس از تعميد عيسي در رود اردن بر آن حضرت فرود آمد و در او استقرار يافت و وي را براي آزمايش به بيابان برد. روحالقدس جامعه مسيحيت را ارشاد ميکند، تعليم ميدهد، رازهاي خدا را ميگشايد و به نويسندگان کتابهاي مقدس الهام مي بخشد638
” چون شما را درآرند در مجامع و ارباب حلم و اقتدار، مينديشيد که به چه نوع يا به چه دليل ايشان را جواب دهيد يا تکلم نماييد زيرا که روح القدس همان لحظه خواهد آموخت شما راا که چه بايد گفت”639
اين تفسير مشخص ميسازد که پذيرش اين عقيده براي يک مسيحي همراهي هميشگي يک شبه روح را براي او به ارمغان ميآورد که در همه جا کنار اوست و ااين همراهي ثبات قدم و در امور و افعال و….را به همراه دارد. چنان که با ديدن چنين تاثيري از روح القدس، مسيحيان ميگويند: اکنون که با قدرت روح خدا زندگي ميکنيم، لازم است که هدايت او را در تمام بخش زندگي خود بپذيريم، در اين صورت ديگر جاه‌طلب و شهوت‌طلب نخواهيم بود.640
2. روح القد س ضامن اقتدار کليسا
وجه? اهميت پيدا کردن کليسا، تدوين برخي قوانين از سوي اربابان کليسا و پذيرش ان دستورات از جانب مردم به سبب آن بود که کليسا از همان ابتدا اقتدار خود را همچون موهبتي از جانب روحالقدس تصوير کرد. و با القاء اين تفکر به آموزههاي خود جنبه الهي داد؛ چنان که شوراي واتيکان دو، بيان کرد: ” روحالقدس، کليسا را به کمال حقيقت هديات ميکند و به او يگانگي رفاقت و خدمت را ارزاني ميدارد”. به عبارت ديگر روحالقدس در ميان مسيحيان، کلمات عيسي را ميشنود و به پيروان او گوشزد ميکند و پيروان او را قادر مي سازد که در برابر جهان به حقانيت عيسي اعتراف کنند641
از ديد مسييحت فعلي،روحالقدس گاهي به عنون الهام بخش حرکات ضدکليسايي و نماد تحول مطرح و با اين ديدگاه از نظر کليسا، تمام حرکت‌ها ي اصلاحي بر ضد کليساي قديم با نظر رو ح القدس انجام شده.642
بعدها همين جنبه از آموزها که در مورد روحالقدس بود، توجيهي شد براي بودن روحالقدس در بين مردم و همکاري او با مردم براي اصلاحات و حرکت و جنبشهاي مردم؛ تا مردم اقناع شوند که همه چيز تحت کنترل کليساست؛ تا مبادا مردم از عقايد خود برگردند
2- کتاب مقدس
کتاب مقدس از ضروريات اساسي اعتقاد مسيحي است. و آموزه هاي آن نقش اساس در معتقدين به مسيحيت بر عهده دارد؛ وگرچه تفاسير مختلف از آموزههاي آن صورت گرفته، ولي در نفس تاثيرگذاري انجيل در زندگي مردم هيچ شکي وجود ندارد.
کتاب مقدس از دو بخش عهد قديم که کتاب مقدس يهوديان است و عهد جديد تشکيل شده است. در نگاه مسيحي ، عهد جديد نه از طريق لفظ بلکه با جسم شدن جنبهاي از الوهيت در ميان مردم به وجود آمده، لذاست که مسيحيت مي گويد: هنگام ابلاغ دين در بيست قرن پيش، خدا به صورت بشر درآمد و در انساني به نام عيسي حلول کرد و براين اساس است که مي‌گويند، کلمه جسم شد.643
پروتستانها معتقدند که اين کتاب عاليترين سند و منبع موثق و معتبر است. کاتوليکها اعتقاد دارند که سنديت و اعتبار کتاب مقدس در تفسيري که کليسا از آن ارايه ميدهد نهفته است. برخي کلمه کلم? آن را وحي و الهام مي دانند؛ و عده اي تصور مي کنند، در حاليکه اين کتاب حاوي مطالب وحياني خداوند بر بشر است، در آن عنصر بشري نيز دخالت داشته است که در نتيجه شامل پاره اي اشتباهات در بعضي از جزييات است. 644
گرچه برخي مسيحيان آن را کتابي که از جانب خدا وحي شده باشد نميدانند؛ اما تمام احتراماتي را که در خور يک کتاب آسماني است را براي آن ابراز مي‌کنند، چرا که ” مسيحيان معتقدند خداوند کتابهاي مقدس را به وسيله مولفاني بشري نوشته است و بر اين اساس ميگويند که کتابهاي مقدس يک مولف الهي و يک مولف بشري دارد به عبارت ديگر ، مسيحيان معتقدند که خدا کتاب مقدس را به وسيله الهامات روح القدس پديد آورد و براي ان منظور، مولفاني از بشر را براي نوشتن آنها برانگيخته است و آنان را در نوشتن به گونهاي ياري کرده که فقط چيزهايي را که او ميخواسته نوشته اند”645 با اين حساب در عقيده مسيحيت اين خداست که نويسنده نهايي کتاب مقدس به شمار مي ايد646. و ضرورت داشتن چنين جايگاهي از انجيل در بين مسيحت ، توجه به آموزههاي آن است که اين آموزهها چه از زبان مسيح آمده باشد و چه از قديسان، براي مسيحيان ضرورت توجه با آموزههاي مختلف آن را ايجاب مي کند.
در اين مقام ناگفته نماند که به اعتقاد برخي پژوهشگران، مسيحيان هرگز نميگويند عيسي، کتابي به نام انجيل آورده؛ آوردن وحي توسط عيسي به گونه اي که مسلمانان در مورد قرآن و پيامبر اسلام اعتقاد دارند در مسييحيت جايي ندارد. مسيحيان عيسي را تجسم وحي الهي مي دانند و به عقيده آنان، وي نه حامل پيام، بلکه عين پيام بوده است. توماس ميشل مي گويد: “بدين سبب ما مسيحيان خواستار انجيلي نيستيم که عيسي آن را نوشته و به شاگردانش املا کرده باشد”647
1) اناجيل
گروه زيادي از ياران و پيروان حضرت عيسي به نوشتن سيره و سخنان آن حضرت اقدام کردند و نوشته هايي به وجود اوردند که بعدا انجيل خوانده شد. در ميان حجم زياد نوشته ها، 4 انجيل رسميت يافت و باقي متروک شد.
اناجيل به رسميت پذيرفته شده عبارتند از: 1- انجيل ” متي”؛ که مشتمل است بر، سيره و مواعظ مسيح با اشاره به پيشگوييهاي عهد عتيق). 2- انجيل ” لوقا”؛ که حاوي سيره ومواعظ مسيح با تکيه بر جزييات، است و 3- انجيل”مرقس”؛ که قديميترين و کوتاهترين کتاب سيره و مواعظ مسيح به شمار مي آيد. در بين اين سه انجيل نوعي هماهنگي وجود و به همين دليل به آنها انجيلهاي “همنوا” گفته مي شود.
چهارمين انجيل ، انجيل “يوحنا” است و در بين ساير اناجيل، متاخرترين کتاب سيره و مواعظ مسيح با تاکيد برمافوق بشر بودن او است.648
2) اعمال و نامه هاي رسولان
در قرن اول کتابهاي زيادي پيرامون سيره و عمال رسولان نوشته شد، اما تنها يکي از آنها رسميت يافت. اين بخش تنها مشتمل بر يک کتاب است به نام، اعمال رسولان ( نوشته لوقا، مولف انجيل لوفا، در شرح حال رسولان و به ويژه پولس نوشته شد649
برخي از رسولان مسيحيت، نامه هايي به جوامع و افراد مسيحي عصر خود نوشتهاند. آن نامهها اندک اندک اهميت پيدا کرد و به عهد جديد راه يافت. از ميان 21 نامه موجو در عهد جديد 13 نامه آن متعلق به پولس رسول است و الباقي مربوط به دو تن از حواريون به نام پولس و يوحنا و يهودا است650
3) مکاشفات
شرح مکاشفا يوحنا در پايان عهد جديد، که پيشرفت مسيحيت را نويد ميدهد براي مسيحيان بسيار اهميت دارد. يوحنا که به اعتتقاد مسيحيان، يک حواري کم سن وسال بوده روياي سن پيري خود را در اين اثر شرح ميدهد. اين بخش مشتمل بر يک کتاب است.651
3- کليسا
واژه کليسا، براي نخستين بار در کتاب عهد جديد وارد شده.652 و به مردمي گفته ميشود که، دنيا و اعمال گناه آلود آن را رها کردهاند..بنابراين وقتي مسيحيان مجمع خود را کليسا ناميدند، مجمعي سياسي نظامي يا مجمعي از قوم يهود نبود ؛ بلکه منظور آنان از کليسا مومناني بودند که خدا ايشان را فراخوانده بود و با ايمان به عيسي نجات يافتند653
کساني که خواهان وارد شدن براي ورود به جامعه مومنان مسيحي هستند، بايد تعميد را که نخستين و اصلي ترين آيين براي ورود به جامع? کليساست و براي همه ضرورت دارد ؛ انجام دهند. انسان با تعميد که نوعي شستشو است، به جامعه مسيحيت وارد ميشود و رسالت دائم کليسا را برعهده ميگيرد. اين رسالت عبارت است از گواهي دادن به کارهاي نجاتبخش خدا به وسيله عيسي به عقيده هر مسيحي ، تعميد وسيلهاي است که خدا با آن همه آثار زندگي و مرگ عيسي را عطا مي کند.و هر مسيحي فقط يک بار، هنگام ورود به جلسه مسيحيت تعميد مي پذيرد654
امروزه سازمان روحانيت مسيحيت کليسا گفته ميشود655و تمام مسيحيان به نوعي به کليسا اعتقاد دارند اعم از اينکه آن را يک نهاد الهي بپندارند يا تجسم زنده عيسي مسيح و يا صرفا محل اجتماع کساني که به دنبال فهم ودرک خواست الهي و عمل به آن هستند..656
در بيان چرايي اهميت اعتقاد به کليسا همين بس که مسيحيان ، بنيانگذار کليسا را حضرت مسيح مي دانند و هدف آن حضرت از پديد آوردن کليسا را نجات انسان معرفي مي کنند؛ در واقع، مومن با حضور در جمع کليساييان انساني تازه ميشود؛ لذا در ورود به جامعه کليسايي و با انجام تعميد، به اين مطلب اشاره ميشود:
“و اکنون زندگي کاملاً تازه اي را در پيش گرفتهايد، که طي آن در شناخت راستي ترقّي مي‌کنيد و مي‌کوشيد هر روز بيشتر شبيه مسيح، خالق اين زندگي تازه شويد. در اين زندگي تازه، ملّيت شخص، نژاد، سواد و مقام اجتماعي او اهميّت و ارزشي ندارد، چون هم? مردم مي­توانند به يک اندازه به حضور مسيح بيايند. آنچه واقعاً اهميّت و ارزش دارد، حضور مسيح در زندگي شخص است.”657 در واقع آن حضور خداگونه مسيح است که به شخص در زندگي اين همه اميد مي دهد.
نقش کليسا در جامعه مسيحي
در آموزههاي فعلي مسيحيت، خداوند هميشه خود را بر بشر آشکار ميسازد و لذا انسان بايدکوشش کند تا اراده خدا را بشناسد. بعضي از افراد به منظور هدايت بر ارتباط شخصي و فردي خود به خداوند تکيه ميکنند؛ بعضي معتقدند که کسب الهام مستمر الهي از مجراي کليسا ممکن است. 658
نقش راهبردي کليسا چنان است که امروزه، رهبران کليسا داري قدرتياند که عيسي به حواريون منتقل کرد، تلقي ميشوند؛ پاپ، قدم بر جاي پاي پطرس ميگذارد و هنگامي که رهبران مسيحي ، بر پايه منصب رسمي خود سخن ميگويند يا چيزي مينويسند، بر قدرتي که به عنوان افراد برگزيده خداو کليسا دارند، متکي هستند و رهبران اخلاق کليسايي در بسياري از موارد که کتاب مقدس قانوني را صراحتاً بيان نکرده است، با توجه به تفسير خود راهکاري را برمي‌گزيدند.659 و در امور روزمره و درپاسخ به مسايل روزمره اجتماع در قلمرو مسيحي بهترين منبعي که‏ مي‏توانست پاسخ را عرضه دارد،کليسا بود و همان هم به اين امر همت گماشت؛ و اصحاب کليسا با تکيه بر مفهوم اجماع و اهميت‏ آن مي‏کوشيدند تا به پاسخهاي خود اعتباري‏ ديني ببخشند660
باتوجه به اين که در

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir