دور آن را حجمی نیمه کروی مثل کاسه احاطه کرده بود، آب ریخته و به مردم تشنه می دادند و عقیده بر این بود که آب شفا بخش است. امروزه روز، دیگر استفادۀ از آن معمول نیست و در حال حاضر در برنامه های تلویزیونی، نشان دادن آن ممنوع می باشد.
3-8-2-5 ظروف و وسایل
عقاید زیادی در مورد بشقاب های طلسمی و دوازده برج و هفت کوکب وجود دارد و از جمله خوردن برخی از خوراکی ها برای کسانی که از وضع جسمی و روحی خوبی برخوردار نبودند توصیه می شده است. کاسه نیز از دیرباز، مصارف طلسمی داشته که برخی از این کاسه ها سفالین و برخی از جنس برنج است.
« کاسه های سفالین به ” مندایی ” معروف اند و روی آنها دعاهایی با خط مندایی نوشته شده است. همچنین جام های فلزی زیادی منقّش به دعا و طلسم، از قرون گذشته؛ به جا مانده است. از مهمترین این ظروف، جام ” چهل بسم الله ” و جام ” چهل کلید ” است. این جام ها که به اندازۀ جام معمولی است، از جنس برنج بوده و داخل و خارج آنها مستور از نوشته می باشد .» ( تناولی، 1385: 79 و 78 )
3-8-2-6 آینه و قفل
یکی از اشیائی که به عنوان طلسم بکار می رود و بخصوص در امر پیشگویی کاربرد فراوان دارد ” آینه ” است. تا پیش از ساختن آینه های شیشه ای، آینه از جنس فلز و اغلب به شکل دایره بود. یک طرف این آینه ها براق و منعکس کنندۀ اشکال و طرف دیگر آن به انواع و اقسام نقش ها مزین بود. در بعضی از آنها به جای نقوش، نوشته های مذهبی و طلسمی بکار می رفت. وقتی آینه های شیشه ای به ایران آمد برای این منظور، برای آنها قاب هایی از جنس نقره و یا فلزات دیگر ساخته شده و سپس تزئینات و نوشته های گذشته، بر روی قاب ها نقش می شد. این آینه ها هنوز هم در بعضی خانه های قدیمی دیده می شود.
در مورد قفل های طلسمی شاید بتوان گفت که بیشترین کاربرد آنها، دادن نوعی امنیت به صاحب قفل و دور نگه داشتنش از چشم بدخواهان است. قفل های طلسمی مرسوم به ” نظر قربانی ” است و در حقیقت چیزی جز گردنبند یا آویز نیستند و به همان قصد گردنبندهای طلسمی ساخته شده اند. قفل های طلسمی کاربردهای دیگری هم دارد، از جمله بستن مردان در فاصلۀ بین عقد و عروسی و یا حفظ جنین در زنان آبستن.
3-8-2-7 نقش جانوران در طلسم و تعویذ
عالمان علوم غیبی ، رمالان و سیمیا گران، که از دیرباز به افسانه های حیوانات و جاذبه های نهفته اش در بین مردم آگاهی داشتند؛ بخش مهمی از کار خود را بر دوش آنها قرار می دادند و در طلسم ها و دعاهای خود، به نقش حیوان توجه مخصوص می کردند. تقریباً تمام اجزاء بدن حیوانات از پوست و پر گرفته تا دندان، شاخ و سُم آنها، هر یک نافع کار و درمانبخش درد مرض و یا امر بغرنجی می باشد. برای مثال، پوست ( به ویژه پوست آهو ) برای نوشتن دعا و طلسم، برنده تر از کاغذ و پارچه است و آویختن قطعه ای از پوست شیر ( به شرطی که مو داشته باشد ) به گردن کودک مانع بیماری صرع است.
حیوانات، هر یک شخصیت و خصوصیتی دارند: غزال مظهر عشق است، طاووس مرغ بهشتی است لک لک متدین و خرچنگ سمج، پلنگ حسود و مغرور و شتر کینه توز و شیر مظهر بی بدیل قدرت و شجاعت است، اما به جرأت می توان گفت که هیچ جانداری به اندازۀ مرغ و پرنده در فرهنگ و هنر ایران نفوذ نکرده است. در شعر و عرفان ایران، بلبل اغلب قاصد عشق است و پیام عاشق را برای معشوق می برد.
در علوم ماوراء الطبیعه و طلسمات هم، پرنده همین نقش را دارد و برای کسانی که خواهان برقراری ارتباط با معشوق هستند توصیه می شود. پرنده همچنین نماد آزادی است و به اشخاصی که در صددند از جور و ستم زورگویان خلاص یابند توصیه می شود.
ماهی نیز از موضوعات دلخواه ایرانیان است و نماد روانی و پاکی است. طلسمگران، به کسانی که طالب رونق بیشتر در کسب و کارشان هستند و یا مشکلی در سر راه دارند، همراه داشتن ماهی را توصیه می کنند تا همچون ماهیها که در آب راحت و روان به مسیری که مایلند می روند، آنها هم براحتی مشکلاتشان را پشت سر بگذارند. در یکی از داستانهای هزار و یک شب به نام ” صیاد ” نیز داستان با آرزوی صید ماهی آغاز می شود و ماهی در آن نقش مهمی ایفا می کند.
3-8-2-8 افسون گیاهان
قدرت بزرگی که مزدا پرستان قدیم به طورکلی به گیاهان و بخصوص به برخی ازانواع شگفت انگیزآنها نسبت می دادند، همچنین عملیات مفصّل درمان طبیعی یا جادویی بیماری ها به وسیلۀ گیاهان درمیان جادوگران بابلی، شاید بتواند نقش مهم گیاهان را در رسوم خرافی وابسته به جشن های ایرانیان باستان، چنان که توسط نویسندگان ایرانی توصیف شده است توضیح دهد: « مالیدن روغن زیتون در نوروز به منظور خلاصی از غم و اندوه در طول سال جدید، خوردن یک انار در جشن مهر برای دفع خطرات، زدن یک پرتقال به بدن حیوانی خوردنی در روز ” آدار ” در ماه نوامبر به عنوان راهی برای کسب شادی و نشاط، دادن سیر به دوستان در ” گوش روز ” (14 دسامبر) و جوشاندن گیاهان درهمان روز، برای خلاصی از شر دیوان، بخور دادن با شیرین بیان در ” مهر روز ” برای اجتناب از گرسنگی و بدبختی و فلاکت خوردن سیب و گل نرگس در همان روز، برای کسب موفقیت در کسب وکار و داد و ستد قراردادن تنبول، گردو و جز آنها بر پستان زن باردار برای پُربرکت کردن آن وکارهایی ازاین دست. » ( موسی پور،1387: 45 )
البته بخشی از این رسوم همچنان در میان ایرانیان باقی مانده است مثل خوردن هندوانه و انار در شب چله گذاشتن و خوردن سمنو در شروع سال جدید، که در واقع از ریشۀ گندم است؛ به منظور آرزوی برکت فراوان در سال جدید و ….. یادگاریست که از دوران کهن باقی مانده است.

3-8-3 نحوۀ استفاده و کاربرد طلسم، تعویذ و افسون
« مادرم به سرعت این ابزار را که عبارت از یک تخم مرغ ، یک تکه ذغال ، یک لنگه جوراب من و یک سکه پول بود، در اختیار زن همسایه می گذاشت و او هم دست به کار می شد. زن همسایه از مادرم می خواست تا پیش او بنشیند و همۀ اشخاصی را که طی چند هفتۀ اخیر به خانۀ ما آمده و یا مرا در جایی دیده اند، نام ببرد. هر بار که مادرم نام یکی از بستگان و یا آشنایان را به زبان می آورد زن با ذغال، روی تخم مرغ؛ خط یا نقطه ای می کشید و آن نام را خود نیز تکرار می کرد. پس از کار نام نویسی، زن تخم مرغ را داخل لنگه جورابم می گذاشت و سکه را هم به درون آن می انداخت سپس از مادرم می خواست تا نام تمام افرادی را که در آغاز گفته بود، دوباره تکرار کند و با شنیدن هر نام، با کف هر دو دست بر تخم مرغ فشاری محکم وارد می آورد . …… این مراحل تا زمانی که تخم مرغ نمی شکست ادامه داشت اما سرانجام نام یکی از افراد، تخم مرغ را می ترکاند و با شنیدن صدای آن، صاحب نظر معلوم می شد. » ( تناولی، 1385 : 7 )
یکی ازگسترده ترین اشکال استفاده ازطلسمات، استفاده ازآن به صورت ” تعاویذ ” است که اغلب، آنها را به منظور در امان ماندن از آسیب ها، بر بدن یا لباس می بندند یا می آویزند. گاهی آنها را درون کیف ها، قوطی ها یا کیسه های کوچکی قرارمی دهند که به گردن آویخته یا به دور بازو بسته می شود و البته در گذشته، درون شال کمر و یا عمامه بسته می شد. استفاده از تعاویذ درمیان اعراب پیش از اسلام نیز رواج داشته و دراشعارشان آمده است. تعاویذ ( تمائم، مفردش تمیمه؛ یا تعاویذ مفردش تعویذ ) برگردن کودکان آویخته می شود تا دافع چشم زخم باشد. برای کودکان ازچهل روزگی، تعویذ مورد استفاده قرارمی گیرد. مواد خام کم ارزشی نیز برای ساختن تعاویذ به کار برده می شود ازجمله: یک قطعه پوست یا استخوان که به چرم دوخته شده و زیر بازوی چپ بسته می شود. استفاده از تعاویذی از جنس طلا یا نقره بویژه در میان اعراب، مختص آنهایی است که از وضعیت مالی خوبی برخوردارند.
همچنین برای دفع ارواح و موجوداتی چون جن و جلوگیری از آسیب رساندن آنها برجسم آدمی بخشی از آیات قرآن را به صورت دعا قرائت کرده و سپس آن را به صورت طلسم می نویسند و بر اندام اشخاص می آویزند یا درقسمتی ازخانه می گذارند. این امر هنوز هم به شکلی متداول است. نوشتن ” آیت الکرسی” بر روی چهار کاغذ و گذاشتن آن در چهار گوشۀ خانه، آن را از تمامی بلایا حفظ می کند.
در ایران امروز، انبوهی از اوراد و افسون ها مورد استفاده است و ممکن است این افسون ها به بیماری های معینی اختصاص یابند: « در خراسان، سیاه سرفه را بدین نحو درمان می کنند که هاون برنجی را برسقف خانه ای قرارمی دهند و درهمان حال که آن را می کوبند، شعر زیر را می خوانند:”جینگ وجینگ وستاره/ سرفه کبود مِخابِرَه / خرجی را هم ندارَه /خرجیشَه بِدِن تا زود بِرَه.”. یک ورد مشهور جهت تسریع در بازگشت فرد غایب عبارت است از: ” اَلِسون و بَلِسون / (نام مورد نظر) را برسون / اگه نشسه پاشونش / اگه پا شده بدوونش / فلفل وفلفل دونه (یا درفارس قندش کن وراجونه)/ زود برسونش خونه.” » ( موسی پور،1387: 78)
افسون های دیگری از جمله بدین مقاصد به کارمی روند: آوردن باد و باران یا متوقف ساختن آنها یافتن اشیاء گمشده یا القای مهر و محبت درکسی و هر کدام دارای اشکال خاصی هستند. طلسم تسخیری، طلسمی است که در آن زنی بر شیر سوار شده و شیر را رام کرده است که به احتمال زیاد هدف این طلسم مسخر کردن طرف مقابل بوده است.
« در فرهنگ عامه، کلمۀ ” افسون ” واجد نوعی زندگی خاص و مستقل از حیات و صفات گویندۀ کلمه است. کاربرد کلمۀ جادویی، تلفظ جملۀ سحرآمیز، همیشه خطرناک است و آدابی دارد که باید دقیقاً به جا آورد. همچنین استعمال زیاده از حد آن متضمن این خطر است که توازن و تعادل میان کلمه و گویندۀ کلمه مختل شود و مصیبت و فاجعه ای به بار آید. » (ستاری، 1368: 184)
از منظر جادو، آنچه به انسان تعلق دارد بخشی از وی به حساب می آید مثل موهای چیده یا ناخن بریده که همگی به وجود او وابسته اند. شخصیت انسان، در اشیائی که با آنها تماس دارد رسوخ می کند و نام او همچون عضوی از اعضای بدن، بخشی از وجود او را تشکیل می دهد. همین خصیصه باعث گشته تا یکی از متداول ترین روشهای طلسم و افسون یک فرد، استفاده از بخشی از وجود او باشد. بطور مثال: اگرناخن دختری به همراه یک سکه، که لابه لای لباسی از او پیچیده شده؛ گره زده شده و بیرون انداخته شود، باعث گشودن بخت او خواهد شد و این در صورتی است که کسی لباس را پیدا نموده و گره از آن باز کند.
حتی اشیائی هم که شخص با آنها تماس داشته از این تأثیر بی بهره نیستند. آنچه شبیه انسان است قوی ترین وابستگی ها را با خود او دارد و کشش جادویی فرد، در تصویر یا تندیس او جریان پیدا می کند. اگر دلداده ای وسیله ای از معشوق را نگه دارد و هر روز طبق قواعد خاصی بر آن دعای مهر و محبت بخواند، می تواند دل محبوب خود را به دست آورد.
« جادوی انطباقی (تقلیدی)، به وسیلۀ برگ یا کاغذی که روی آن تصویر انسانی کشیده

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir