یا وسایل جادویی را در اختیار قهرمان قرار می دهد و گاهی این کار را به دلیل جبران لطفی که قهرمان در حق او نموده می کند. در هر حال جادو و عوامل جادویی می توانند به طرق زیر در اختیار قهرمان قرار گیرند:
1- یک زندانی از قهرمان می خواهد که آزادش کند و برای جبران لطف، شیء یا عامل جادو را در اختیار قرار می دهد: کوزه ای که از آب برگرفته شده است خواهش می کند که آنرا بشکنند. به سخن دیگر روحی که در داخل کوزه زندانی است تقاضای آزادی می کند.118
2- به قهرمان وسایل جادوئی برای مبادله و تعویض با چیزی عرضه می شود: در داستان ” جک و لوبیای سحر آمیز ” ، پیرمرد در قبال گاوی لوبیاهای سحرآمیز را به او می دهد.119
3- عامل جادوئی به قهرمان نشان داده می شود: پیرزنی درخت بلوطی را به قهرمان نشان می دهد که کشتی پرنده در زیر آن قرار دارد.
4- عامل جادوئی فروخته می شود و قهرمان آن را می خرد: قهرمان یک مرغ جادوئی می خرد.
5- عامل جادوئی تصادفاً به دست قهرمان می رسد ( مثلاً آن را پیدا می کند): قهرمان تصادفاً به درختی بر می خورد که بار آن، سیب های جادوست.
6- عامل جادوئی به ناگهان خود ظاهر می شود: ناگهان پلکانی ظاهر می شود که راه به بالای کوه می برد.
7- قهرمان عامل جادو را می خورد یا می نوشد: خوردن دل و جگر پرنده ای، به قهرمان صفات جادوئی مختلفی می دهد.
8- قهرمان عامل جادوئی را می دزدد: قهرمان اسبی را از ساحره ای می دزدد.
9- شخصیت های مختلفی خود را در اختیار قهرمان می گذارند: حیوانی، یا بچه هایش را به قهرمان می بخشد یا خدمات خود را در اختیار قهرمان قرار می دهد. گاهی شخص بخشنده فقط وردی را به قهرمان یاد می دهد که هرگاه آن را بر زبان آورد، شخصیت یا حیوان بخصوص ظاهر می شود. 120
گاهی پیش می آید که بدست آوردن عامل جادو در واقع نه وسیله ای برای نیل به هدف، که در واقع خود هدف است.
برخی از چیزهایی که می توانند به عنوان ” عامل جادو ” قرار گیرند به شرح زیرند:
1- حیوانات جادویی: شامل اسب ، سیمرغ ، کبوتر و ….این جانوران گاه در قبال یاری قهرمان و گاه بدون هیچ عامل محرکی، مو یا پر خود را به او می دهند تا در شرایط بحرانی آن را آتش بزند .با آتش زدن پر یا موی جادویی ، حیوانات ظاهر می شوند و به قهرمان کمک می کنند.
2- اشیاء: شامل قالیچه، عصا، انبان، انگشتر، شاخ نفیر، کشکول سفره و عرق چین. قالیچه؛ پرنده است، از سفره و انبان و کشکول؛ هر غذایی که قهرمان اراده کند و بگوید بیرون می آید، با دمیدن در شاخ نفیر؛ لشگری انبوه به یاری قهرمان می آیند، با نهادن عرقچین بر سر می توان غیب شد و با دانه و انگشتر تقریباً همه کار می توان کرد، ازجمله آماده کردن چند شتر با بار جواهرات قیمتی، ساختن قصری از طلا و نقره، آوردن قصری از جایی دور غیب شدن، احضار دیوهایی که حاضر به خدمت هستند و ….
3- خوردنی ها: شامل سیب، انار، گلابی، جگر و سر مرغ سعادت، آب دهان مار. سیب بیش از همۀ خوردنی ها در افسانه ها می آید. با خوردن سیب جادو زنی باردار می شود شکارچی با خوردن آب دهان مار، زبان همۀ حیوانات را می فهمد.
4- شیشۀ عمر دیو: این شیشه معمولاً در جایی دور از دسترس آدمیان، که دشمن دیوها هستند؛ مخفی شده و فقط خود دیو جای آن را می داند. مکان شیشۀ عمر ممکن است در شکم ماهی یا سنگ یا در سنگدان کبوتر باشد. دیو معمولاً خودش جای شیشه را برای دختری که دوست دارد، به امید کام گرفتن از او؛ فاش می کند.
5- رفقای خارق العاده: این رفقا یاورانی هستند با تواناییهای عجیب و غریب و غیر معمول که همراه قهرمان به راه می افتند و در حل مشکلات به او کمک می کنند. آنها معمولاً در انجام کار دشوار نقش دارند و در سایرکارکردها حضور ندارند. برخی از خصلت های خارق العادۀ آنها پرخوری، تندروی توانایی نوشیدن حجم بسیار عظیمی از مایعات و قدرت جابجا کردن کوه یا ساختمان های بسیاربزرگ است. دیوهایی را هم که گاه به خدمت قهرمان در می آیند می توان از مقولۀ رفقای خارق العاده دانست.
6- سایر موارد: در این گروه می توان انواع مختلفی از ابزارهای جادویی را جای داد مانند سرمۀ خفا، ترکۀ جادویی، سنگ صبور، قلیان، سماور، اشکی که به مروارید بدل می شود و کتاب علوم جادویی. این عوامل نیز کاربردهای متفاوتی دارند و عوامل جادویی شفابخش را نیز باید در همین گروه قرار داد.
حضور طلسم و جادو در افسانه ها تنها به شکل حضور و دریافت عامل جادویی نیست بلکه گاهی انجام اعمال جادویی، آنها را وارد دنیای افسانه می نماید:
– شریر، قهرمان را دنبال می کند و به سرعت خود را به شکل حیوانات مختلف و جز آن، در می آورد: جادوگری قهرمان را به شکلهای گرگ، ماهی، آدمی، و خروس تعقیب می کند.121
– قهرمان می گریزد و موانعی بر سر راه تعقیب کنندۀ خود قرار می دهد: قهرمان ماهوت پاک کن، شانه و حوله ای در راه می افکند که به ترتیب تبدیل به کوه، جنگل و دریاچه می شوند.
– صفات و توانائیهایی به قهرمان داده می شود که قهرمان در حین فرار، خویشتن را به شکل اشیائی در می آورد که او را در چشم شریر ناشناس می سازد: شاهزاده خانمی خود و شاهزاده را به صورت چاه و آبگردانی با کلیسا و کشیشی بیرون می آورد. قهرمان به صورت اسبی می گریزد، سپس خود را به شکل، انگشتری، دانه و شاهینی در می آورد.
طلسم و افسون در نتیجۀ داستان ها و به سر انجام رسیدن آنها نیز می توانند نقش بسزا داشته و به صورت های زیر در قصه عمل کنند:
1- شیء مورد جستجو بلافاصله در نتیجۀ استفاده از یک عامل جادوئی به دست میآید: دو جوان که از میان کتاب جادوئی بیرون می آیند؛ گوزن زرین شاخ را که سرعت تندباد دارد، به قهرمان می دهند.
2- استفاده از عامل جادوئی به فقر و نداری پایان می بخشد: سفرۀ جادوئی که خود به خود پر از خوراکی می شود و اسب جادوئی که از آن طلا می ریزد.
3- طلسم شخص افسون شده ای شکسته می شود ( باطل السحر ): به طور مثال شکستن طلسم با سوزاندن جلد یا با خواندن وردی تحقق می پذیرد: بار دیگر یک دختر باش.
4- زنده گردانیدن شخص کشته شده: قهرمان این کار را با کشیدن سنجاقی یا برداشتن دندان مرده ای از روی سر کشته انجام می دهد یا بر قهرمان، آب مرگ آور و زندگی بخش می پاشند.
« ریخت شناسی پراپ نه به گیاهان که به قصه های عامیانه می پردازد. او این رویکرد را به این خاطر برگزیده است که اعتقاد دارد رویکردهای دیگر نارسا بوده اند. او برخی از پژوهشگران فرهنگ عامه را به باد انتقاد می گیرد که نمی توانند مقدار کافی مادۀ اولیه برای تحلیل قصه های عامیانۀ معینی گرد آورند، چون استدلال می کنند که نسخه های فراوانی از آن داستان ها موجود است. پراپ اشاره می کند که طبقه بندی های گوناگونی که تحلیل گران فرهنگ عامه برای جای دادن قصه های عامیانه در مقوله های جدا از هم طرح می ریزند ناکارآمد هستند. همین امر در مورد تلاش هایی برای طبقه بندی قصه های عامیانه براساس درونمایه هایشان و نیز در مورد نظام های دیگری که می کوشند بر طبق انواع مقوله ها یا بن مایه های معنایی از قصه های عامیانه استنباط کنند مصداق دارد. »( آسابرگر، 1380: 37 )
” پگاه خدیش ” پس از بررسی الگوهای پراپ و با تلفیق الگوهایی که کارکردی مشابه دارند آنها را به شش کارکرد تقلیل داده و سپس صد قصۀ ایرانی را مطابق با آن، تجزیه و تحلیل ساختاری نموده است.
« از بررسی دقیق الگوهای مستخرج شده مشخص شد که برشمردن همۀ کارکردهای پراپ ضرورتی ندارد و بسیاری از آنها را می توان نادیده گرفت، بدون آن که در شناخت ساختار روایت خدشه ای وارد شود. مثلا همۀ هشت کارکرد اولیۀ او ( شامل غیبت، نهی، نقض نهی خبرگیری شریر، خبر دهی فریبکاری، همدستی، شرارت یا کمبود ) را می توان در یک کارکرد اصلی و پر بسامد خلاصه کرد و آن را مثلا ” بروز مشکل ” نام نهاد . با بروز مشکل ، که بدون استثنا در تمام افسانه های جادویی وجود دارد؛ داستان به جریان می افتد. » ( خدیش،1387: 5 )
بر اساس این الگو، آنچه مربوط به جادو و عامل جادویی می شود در یک کارکرد ترکیبی جای می گیرد: برخورد با یاریگر – دریافت عامل جادویی. او در بررسی صد افسانۀ ایرانی به این نتیجه رسیده است که در تعدادی از افسانه ها ( 14 افسانه ) داستان با نداشتن فرزند شروع می شود. در این گونه موارد به واسطۀ یک عامل جادویی، مثلا خوردن یک سیب؛ کودکی به دنیا می آید که بعداً قهرمان اصلی داستان خواهد شد.
خصلت افسانه های جادویی به طور کلی این است که مشکلات و نیازها برطرف شوند، شریر به سزای رفتارهای ناپسندش برسد و قهرمان در نهایت ازدواج کند. با این حال، در موارد معدودی این اتفاق ها رخ نمی دهند و داستان پایان خوش همیشگی را ندارد. در افسانه های جادوئی، زنده شدن مرده ها و شکستن طلسم ها، امری رایج است.
” محبوبۀ خراسانی ” بر اساس الگوی ریخت شناسی پراپ، تعدادی از داستان های هزار و یک شب را بررسی نموده است. او پرداخت داستان هایی را که مانند هزار و یک شب از بافت هزار لایی یا تو در تویی برخوردار است، داستانهایی با شیوۀ ” درونه گیری122 ” می نامد و در طول بررسی خود داستان های اصلی را با لفظ ” درونه گیر ” و داستان ها و حکایات فرعی که در دل این حکایات آمده است را حکایات ” درونه ای ” می نامد.

4-6 جایگاه طلسم و افسون در افسانه ها

قصه های عامیانه، قصه هایی هستند که حدود زمان و مکان را در نوردیده و در این سفر، گاه تغییراتی بنیادین داشته اند اما هرگز از بین نرفته و باقی مانده اند. یکی از جایگاه های طلسم و افسون، که می تواند بیانگر نگرش یک جامعه و فرهنگ آن نسبت به این مقوله باشد؛ در افسانه ها و بخصوص در افسانه هایی است که ریشه در اعصار کهن داشته و از ادبیات شفاهی و نقل سینه به سینۀ آن ملت وام گرفته شده اند، در هر دوره ای از صافی ذهن نقالان و قصه پردازان گذشته و قوام یافته اند و شاید این مهمترین دلیل ماندگاری آنها باشد. درون مایه هایی که در آنها از افسون و طلسم استفاده می گردد، یکی ازجالب ترین وغنی ترین درون مایه های قصه ها وافسانه های پریان است.

« این آرزوی بشری به صورت نمونه های داستانی، تبدیل چراغی کهنه به چراغ جادویی قالیچه ای کهنه که یک مرتبه به پرواز در می آید و یا افسونی که فردی را به آرزویش می رساند، نمود پیدا می کند. تمامی این خیال پردازی ها به علاقۀ انسان برای غلبه بر مشکلاتش و مصائبش باز می گردد. آرزوی انسان برای رسیدن به آمال و آرزوهایش و رفع نواقص و ضعف هایش درجادوهای کاری و ابزارهای جادویی تجلی پیدا می کند. » ( سلیمیان،1384: 274 )

سحر و افسون در افسانه ها طرق مختلفی برای نمود دارد: افسون می تواند به وسیلۀ اورادی انجام شود یا از طریق وسیله ای باشد یا حتی با خوردن و آشامیدن صورت گیرد. آنچه واضح و مشخص است

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir