در امور و کارهاي خود با نقل همراه کردند. براي اين دسته از مسلمين عقل و نقل به کمک هم، دو بازو را ساختند براي پرواز و ساختن تمدن اسلامي؛ و رويکردي متفاوت با ساير مذاهب را به اين گروه عطا کرد؛ اين رويکرد عقلاني- تشريعي نقط? شروع مناسبي را براي رشد افکار مسلمين پديد آورد؛ از يک طرف نقل ايده پردازي مي کرد و از طرف ديگر عقل وظيفه پردازش و تطبيق معارف و علومي را که در متن نقل وجود داشت بر عهده گرفت، و چنان که در فصول بعد اشاره خواهد شد؛ شرع محرک عقل براي پيشرفت اين گروه محسوب گشت و راه براي تلاش و پشتکار در سايه شريعت و عقل را فراهم نمود.
3- توجه به دستاوردهاي فکري ملل و نحل ديگر
گذري به تاريخ نگارش در تمدن اسلامي، نشان مي‌دهد که عرب جاهلي از امر نگارش اطلاع داشته ولي زندگي بدوي آنها به گونه‌اي نبود که امر نگارش را بر آنها محتوم نمايد. با آمدن قرآن و لزوم حفظ اين کتاب آسماني، به فکر راههايي براي نوشتن سهل‌تر و ارزان‌تر افتادند. بعدها با فتح مصر با پاپيروس آشنا شدند؛ ودرسده‌هاي نخستين از سمرقند که در آنجا چيني‌ها کار مي‌کردند کاغذ را به تمدن نوشتاري اسلام ارمغان آوردند. و چندي نگذشت که، در عراق و مصر و ايران کاغذ ساخته شد.74
بررسيها چنين مي گويد که بري علوم را مسلمانان از تمدن هاي ديگر گرفتند و پرورش دادند، که چگونگي ورود علوم ديگر به اسلام، مختصري توضيح مي دهيم:
1) ترجمه و تقليد
تعميق و گسترش علوم در تمدن اسلامي همانند علوم در ساير تمدن‌ها از صفر آغاز نگرديد بلکه دانش مسلمين تلفيقي بود از دانش مردمان ديگر که از خود بر غناي آن افزودند و دانش اسلامي را پايه گذاري کرده و با همت خود در خيلي موارد از بقيه پيشي گرفتند.
آن چه از تاريخ بر مي‌آيد اينست که منبع اصلي علوم عقلي که به جهان اسلام راه يافت يونان و محافل علمي آن بود. و بخش ديگري از علوم از اسکندريه، و مرکز علمي آنجا به مسلمانان رسيد. در اوايل دوره عباسي، ارتباط علمي با هند برقرار گرديد و ترجمه‌هايي از متون علمي آنان انجام و بخشي از علوم از راه هند به مسلمين رسيد؛ و ارتباط با تمدن ايران، سرزمين بعدي بود که باعث رونق علمي مسلمين گشت.75
پس از آن که دور? فتوح فروکش کرد و قلمرو حکومت اسلامي ثبات پيدا کرد و مسلمين از تدوين اساسي علوم اسلامي فراغت پيدا کردند در پرتو اهتمام و سياست‌هاي تشويقي برخي خلفاي عباسي، با استفاده از ثروتهاي بيت المال، توجه مسلمانان عمدتا به صنايعي جلب شد که در اختيار تمدنهاي غيرمسلمان قرار داشت.
نهضت ترجمه، گرچه از دور? بني‌اميه آغاز شده بود، ولي تاثير اصلي خود را درزمان بني‌عباس گذاشت و ترجمه‌هاي آگاهانه‌، که تاثيرات تاريخي و اجتماعي و فرهنگي عميق بر جاي گذاشت با ظهور نخستين خلفاي عباسي آغاز شد. نهضت ترجمه بيش از دو سده ادامه داشت و به ويژه در زمان منصور، دومين خليفه عباسي اقدامات مهمي در ترجمه تحت اللفظي و معنايي انجام شد.76
به طور کلي نهضت ترجمه در زمان عباسي ها را مي توان به دوره هايي تقسيم کرد:
الف) دوره هارون الرشيد: در اين دوره تاکيد بر ترجمه آثاري در علوم مختلف بود. دراين دوره هر سرزمين که فتح مي شد کتابخانه‌اش به بغداد منتقل مي شد.
ب)دوره مامون:(218-198) دراين دوره، به علت بحث‌هاي کلامي بين مسلمين، تأکيد بر ترجمه آثار فلسفي بود.
ج) دوره پس از مامون): در زمان متوکل، کار ترجمه همچنان ادامه داشت؛ اما انتقال بيت‌الحکمه از بغداد به سامرا در زمان معتصم(227-218) باعث کاستن از اهميت بيت الحکمه گشت.
د) پايان نهضت ترجمه: همه رشته‌ها به سطحي بالاتر از سطوح آثار ترجمه شده رسيده بودند لذا بانيان علم بيشتر پشتيبان مطالب اصيل به زبان عربي بودند. و نهضت ترجمه از رونق افتاد.77
2( بومي سازي
در اثر ممارست مسلمانان در تحصيل و شوق دانش اندوزي بي امان آنها، تا اواسط قرن سوم هجري تمدن اسلام، نه تنها ارثيه يونان را از انهدام و فراموشى نجات داد و آن را اسلوب و نظم بخشيد و به اروپا داد، بلكه پايه‌گذار خيلي از علوم گرديد؛ تمدن اسلامى كشف ها و اختراع هاى گرانبهاى بى شمارى را در همه بخش هاى علم تجربى. به مغرب زمين هديه كرده است78
مسلمين گرچه از صفر شروع کرده بودند و برخي علوم را از راه تقليد آموختند، اما به نوشت? جرجى زيدان، علوم مزبور با تحقيقات جديد علماى اسلام رنگ تازه به خود گرفت و مطابق مقتضيات محيط و مناسب با تمدن اسلام پيشرفت كرد.79 جرجى زيدان در اين مورد مى گويد: “مسلمانان بهترين معلومات هر ملتى را از آنان گرفته اند… و از خود چيزهايى بر آن افزودند و از مجموع آن ، علوم و صنايع و آداب تمدن اسلامى را پديد آوردند.”80
به اين ترتيب با انتقال ميراث تمدن هاى گذشته به جهان اسلام و دّرآميختگى آن با روح اسلامى حاکم بر جوامع مسلمان ، فرهنگ و تمدن وسيع اسلامى به وجود آمد؛ تمدنى که روح آن اسلامى و عناصر آن ، ميراث تمدن هاى ديگر بود.
4- شکل گيري علوم و دانشمندان در اسلام
گرچه علوم به تبع فراواني‌شان داراي تقسيمات زيادي هم هستند؛ اما در يک طبقه‌بندي، دانش‌ها را مي‌توان به علوم اسلامي و غير اسلامي تقسيم کرد؛ علوم اسلامي، علومي هستند که به طور خالص از تفکر اسلامي و از متن آمزه هايشان برخاسته‌اند و علوم غيراسلامي علومي هستند که اصل آن از تمدن هاي ديگر به اسلام رسيده است و مسلمانان آن را بسط داده‌اند.
1) علوم اسلامي
علومي که از متن اسلام جاري گشتند، بسيارند ولي ما به برخي از آنها من باب روشن شدن پيشرفت مسلمين در اين زمينه ها مواردي را متذکر مي شويم.
1. قرائت
اين علم، از کهن‌ترين علوم اسلامي است و در واقع پايه‌گذار اين علم، پيامبر و اميرالمومنين بودند. و با فزوني قرائتها، به پنجاه قرائت، که مشهورترين آن ها قراء سبعه است، به وجود آمد81 اين علم در سده 4تا 6 هجري رو به پيشرفت داشت اما در سه سده بعد، رشد مناسبي نداشته و در سد? ده تا دوازدهم و باظهور صفويه و آميخته شدن دين و سياست، علم قرائت نيز فضاي رو به پيشرفتي احساس کرد.82
نخستين کسي که شروع به جمع‌آوري قرائت‌ها در يک کتاب کرد، ابو عبيد قاسم بن سلام( م224ق) بود که تمام قرائت‌ها را با همان، هفت قرائت معروف، در بيست و پنج قرائت خلاصه کرد.. بعد از وي احمدبن جبير کوفي؛ و بعد از او قاضي اسماعيل ابن اسحاق مکي(م 282ق) پديد آمدند. در 310قمري، نيز محمد جرير طبري کتابي به نام الجامع، نوشت؛ وي بيش از بيست قرائت را در آن گردآوري کرد.
در سد? پنج هجري کتاب‌هاي بسياري نگاشته شد. در اندلس ابوعمرو عثمان بين سعيد داني و شاطبي اندلسي کتاب هاي فراواني در قرائت پديد آوردند.83
در سده دوازدهم نيز برخي آثاري چون، الکشف من القراآت السبعه، به دست قاضي سعيد قمي به وجود آمد.
2. تفسير
ظهور مرحله تدوين تفسير در اواخر عهد بني‌اميه و اول بي‌عباس، يعني در سال 133 بوده. به نظر بسياري از اهل سنت و شيعه، سعيد بن جبير نخستين تدوين کننده تفسير به شمار مي رود که شاگرد ابن عباس بود. ودر واقع اگر دنبال پاسخ اساسي باشيم پيامبر و علي(ع) جوب سوال است؛ چرا که علي عليه السلام، موسس تفسير عقلي از قرآن بود و اوج تفسير به وسيله امام محمد باقر و امام صادق انجام شد. تفسير عقلي که از سده دوم آغاز شده بود در سده شش هجري به اوج رسيد84 البته مناهج تفسيري بسيار زيادي در اسلامبه اوج رسيد که اين مجال در خور پرداختن به آن نيست85
نحله‌هاي متفاوت تفسيري نشان از پويايي مسلمين در اين عرصه دارد؛ که مهمترين آن‌ها عبارتند از: تفسير قرآن به قرآن، تفسير اجتهادي، تفسير موضوعي، تفسير تطبيقي، تفسير عصري تفسير تاريخي، تفسير فلسفي، تفسير ادبي، تفسير نقلي، تفسي رمزي، تفسير عرفاني و.. 86
در سده سوم هجري،جامع البيان في تفسير القرآن توسط محمد بن جرير طبري به وجود آمد. در سده چهارم، تفسير نعماني از محمد بن ابراهيمبن جعفرر نعماني، در سده پنجم، التبيان في تفسير القرآن اثر محمد ابن حسن طوسي پديد آمد.
در سد? ششم، مجمع البيان في تفسير القرآن، اثر شيخ طبرسي نوشته شد. البته الکافي الشافي و جوامع الجامع نيز نگاشته شد. و در همين سده روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن، اثر ابوالفتوح رازي نوشته شد.
در سده هفتم، الجامع الاحکام توسط خزرجي قرزبي که مالکي مذهب بود پديد آمد. در سده هشتم عبدالله ابن عمر، انوار التنزيل را نوشت. در سده دهم، جلال الدين سيوطي، الدرالمنثورفي تفسير المأثور را نوشت . و در سده يازدهم، ملا محسن فيض کاشاني، تفسير صافي را به وجود آورد.
در سده چهاردهم، محمد حسين طباطبايي تفسير الميزان، که يکي از معروف‌ترين کتب تفسيري شيعه است، به نگارش درآورد.87
3. حديث
با توجه به اين که قوانين اسلامي از دو منبع قرآن و سنت گرفته ميشود و گفتار پيامبر و معصومين در تفسير قران نقش غير قابل انکاري در ميان مسلمين دارد؛ مسلمين از همان ابتداي اسلام کار را با جمع آوري احايث مختلف نبوي سرآغاز اين علم بود؛ شروع و به جمع‌آوري احاديث اهتمام گماشتند؛ مثلا از عهد اميرالمومنين تا عهد امام‌حسن عسکري، در نيمه، سده سوم هجري چهارصد کتاب حديث تاليف کرد‌ه‌اند.
با توجه به کثرت کتب روايي موجود، از ميان هم? آنها به چند مور اشاره مي کنيم:
از سده 4 هجري علماي شيعه با تدوين چهار کتاب مهم حديثي گام بسيار مهمي را در پيشبرد اين علم انجام گاشتند؛ که الکافي توسط شيخ کليني( 329 ق) ، من لايحضره الفقيه توسط شيخ صدوق به وجود آمد، و شيخ طوسي کتاب هاي تهذيب و استبصار را نگارش کرد
در اين ميان، طي سده دوم تا چهاردهم، دانشمندان اهل سنت نيز آثاري را در علم حديث داشته‌اند که مشهورترين آنها عبارتنداز: صحيح بخاري، صحيح مسلم، سنن ابن ماجه، سنن ابن‌داود و سنن‌نسائي است88
4. فقه و اصول
اين علم در ميان شيعيان در زمان امامان شکل گرفت و آنها بودند که وظايف مکلفين را با بيان اصول و قواعد کلي مشخص مي نمودند. و در زمانهاي بعد تدوين، و تلفيق، نقدو… از احاديث مختلف توسط علماي مختلف انجام گرديد و فقه تشيع را، بزرگاني چون شيخ کليني، ابن جنيد،….شيخ انصاري، امام خميني و….بارور نمودند
در ميان اهل سنت نيز، فقهبا تاسيس مذاهب اربعه فقه، به کمال رسيد. نخستين مکتب فقهي آن ها را ابوحنيفه( 150-80 ق) تاسيس کرد؛ بعدي توسط مالک ابن انس( 179-93) شکل گرفت و مالکي ناميده شد؛ سومين مکتب توسط شافعي( 204-150) و چهارمي هم توسط احمد ابن حنبل(241-164) تشکيل شد و حنبلي نام گرفت.89
5. عرفان نظري
عرفان نظري عبارت است از : شناخت خداي متعال، صفات و افعال او، شناختي که نه از راه فکر و استدلال؛ بلکه از طريق ادراک قلبي و دريافت باطني حاصل

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir