زمينه رشد هر چه بيشتر اقتصادي اروپا و کشورهاي صنعتي را از قرن 18 به بعد را فراهم کرد.
6) تربيت نيروهاي ماهر
از مهمترين تاثيرات رشد اقتصادي و علمي، توسعه شهر نشيني و مدنيت در غرب بود و از سوي ديگر تداوم رشد اقتصادي و انقلاب صنعتي نياز به نيروهاي تحصيل کرده و تحقيقات علمي داشت. لذا يک همگرايي اي بين بازار کار و نيروهايي که دانشگاه بايد تربيت مي کرد به وجود آمد، دانش پژوهان که فرصت هاي شغلي خود را در گرو آموزش هاي پيشرفته مي ديدند، انگيزه هاي بيشتري براي تحصيل پيدا کردند و منافع متقابل اقتصاد و آموزش علوم طبيعي سبب شد تا سرمايه کافي براي تحقيقات و آموزش هاي علمي فراهم آيد.
امپراتوري‌هاي قدرتمند و طبقات مرفه با ديدن تاثير علوم مختلف در زندگي، به خاطر علايق يا رقابت هاي اشرافي به حمايت از دانشمندان و مراکز علمي مي پرداختند. بدين گونه بود که ثروتمندان هزينه ها را متقبل شدند و دانشجويان متخصص شدند و در کارهاي داراي تخصص مشغول به کار شدند.
طبقه بورژوازي يا طبقه متوسط در اروپا، که به برکت تحولات اقتصادي داراي ثروت و مکنت شده و در تحولات بعدي اروپا نقش موثري را ايفا کرد.اين طبقه در برابر اقتدار اشراف سنتي و روحانيون به مبارزه اي تدريجي پرداخت و در همه تحولات اروپاي جديد به صورت موثري حضور يافت وسرانجام نظام سلطنتي را به نظام جمهوري تبديل کردو زمينه را براي حضور مستمر خود در همه مشارکت ها را فراهم کرد. همچنين بايد گفت، ثروت اين دسته در اروپا موجب تضعيف نقش دين و کليسا در جامعه غربي شد ودر نتيجه تمرکز به روي آموزش هاي مذهبي جاي خود را به تدرج به حمايت از علوم طبيعي سپرد.270
اهداف نظام آموزشي غرب
مغرب زمين با توجه با ديدگاه عقل گرايي صرف به امور، و به کاربردن عقل در راستاي اهداف اومانيستي، از آموزش جز پيدا کردن راههاي هر چه بهتر و بيشتر در راه استيلاي عقلي به جهان هدفي نداشت؛ و همه مکاناتش را براي رسيدن به اين خواسته ها به کار گرفت.
الف- آموزش و پرورش همگاني
از اهداف اوليه تعليم در غرب آزادي انسانها براي تحصيل در هر مقطعي است. لذا طبق اين شعار هر کدام از مغرب زمين براي کسب مدارج علمي بدون محدوديت، به دانگاهها هجوم آوردند.با توجه به تاکيد تفکر ليبراليستي درباره برابر دانستن انسان ها در برخورداري از حقوق اساسي شان، همه افراد در جامه ليبرال بايد از حق تعليم و تربيت رسمي و بدون تبعيض برخورددار بشند. پس براي رسيدن به ان هدف بايد فرصت هاي برابري براي همه فراهم شود تا بتوانند استعدادهاي خويش را شکوفا کنند.271
ب- آموزش عملي و کاربردي
بعد از انقلاب صنعتي در غرب، گويا همه ازعلم، در غرب چيزي را مي‌خواهند که بتوان از آن استفاد? عملي کرد؛ بنابراين بسياري از اهالي مغرب زمين? آموزشي‌اي را ارزشمند و قابل پذيرش مي دانستند که جنبه عملي و کاربردي داشته باشد و فرد را براي موفقيت در زندگي فردي و توانايي ايفاي نقشي مستقل در جامعه آماده کند. بنابراين ايده‌گيري عقيدتي و نظري که فاقد کاربرد عملي و شغلي در زندگي باشد، در اولويت نخواهد بود. و در اين راستا بود که تاکنون دانشگاه ها در غرب با نياز سنجي هايي که از وضعيت شغل و نيازهاي تخصصي آينده بعمل مي اوردند نيرهي فکري و کاري براي آن شغل و حرفه ها به وجود مي‌آورند
به قدري در زمينه آموزش هاي کاربردر اهتمام داشته و دارند که دانشگاهها هم رتبه بندي مي شوند و دانشگاههايي که کارهاي بهتري اراده مي دهند دانشجويان بهتري را هم از خيل داوطلبان مي توانند انتخاب کنند.
ناگفته پيداست، امروزه‌ دانشگاهاي غربي هميشه رتبه‌هاي بالاي نظر سنجي‌ها را از لحاظ کيفيت‌هاي گوناگون علمي در اختيار دارند و با تربيت نيرروهاي متخصص سعي در هر چه کاربردي‌تر کردن علوم براي ايجاد تحول در تمدن و اجتماعشان دارند.
ب- تربيتي- اخلاقي
امروزه مسلمين هم اعتراف ميکنند که در برخي امور تربيتي مغرب زمين به رشد بيشتري دست يافته اند. حتي کساني چون سيد جمال ها با ديدن صفات مثبت مغرب زمين ، اعتقاد پيدا کردند که ، ما در غرب اسلام ديديم گر چه مسلمان نديديم.
قبل از ظهور انقلابات گوناگون در غرب، زندگي سنتي اهالي مغرب زمين، همه چيزش شکل سنتي خود را داشت. جايگاه هر کس طبق همان زندگي سنتي تعريف مي شد. پدر نقش محوري اي در اين خانواده ايفا ميکرد و مادر، از شأن و جايگاه همان زندگي هاي سنتي برخور دار بودند و در برهه‌اي هم که زندگي ها عقل گرايانه شده بود سعي در رفتارهايي مي شد که به سنت کليسايي نزديک تر باشد.
1- مسيحيان، همزيستان مسلمانان
ما در دنيايي زندگي مي کنيم که به مغرب زمين به خاطر برخي افکار و عقايدشان به راحتي از باقي صفات خوبشان هم عبور مي کنيم . اما همين غرب، که مسيحي هستند و در پرتو آموز‌هاي مسيحيت رشد اخلاقي يافته بودند؛ يادمان نرود که در صدر اسلام يکي از نکات مثبت که در مورد مسيحيان مغرب زمين ديده مي شود؛ و در قرآن نيز بدان اشاره شده است روحيه همزيستي خوب اين ها در صدر اسلام با مسلمانان بوده است. ( ما اينجا فقط به خاطر مسيحي بودنشان مورد توجه قرار داديم نه غربي بودن. تا نگاه کاملا سياه به غرب مسيحي هم نداشته باشيم)
گرچه در زمان حضرت رسول، مسيحيت دين منسوخ بود و بيشتر آموزه هاي آن تحريف شده تحويل نسل بعد داده شد؛ اما باز هم تاثير آموزه ها در ميان اين جمع بود و لذا به خاطر برخي صفاتي که بين آنان بود، مورد عنايت قران وقع شدند. قران رمز دوستي با آنان را چنين بيان مي کند :
لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ الْيَهُودَ وَ الَّذِينَ أَشرَْكُواْ وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُم مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّا نَصَارَى‏ ذَالِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْبَانًا وَ أَنَّهُمْ لَا يَسْتَكْبرُِونَ.272
در اين آيه خداى تعالى جهت نزديك‏تر بودن نصارا را به اسلام بيان فرموده و در جهت اينكه آنان نسبت به ساير ملل انس و محبتشان به مسلمين بيشتر است، سه چيز را معرفى مى‏فرمايد كه آن سه چيز در ساير ملل نيست، يكى اينكه در بين ملت نصارا علما زيادند. دوم اينكه در بينشان زهاد و پارسايان فراوانند، سوم اينكه ملت نصارا مردمى متكبر نيستند، و همين سه چيز است كه كليد سعادت آنان و مايه آمادگى شان براى سعادت و نيكبختى است.273 آن ها نه تنها همزيستان خوبي براي مسلمين بودند؛ بلکه در ابتداي پاگرفتن اسلام، نجاشي حاکم حبشه به فراريان مسلمان براي خلاصي از شر کفار به آنها پناه داد.
اهميت اين نگاه به مسيحان، از وقتي بيشتر احساس مي‌شود که، متوجه مي شويم نسبت به يهود کاملا ديد برعکسي دارد و دائم از بدي و بدرفتاري هاي آن ها سخن به عمل مي آورد. پس همين مسيحياني که امروزه بيشتر در غرب زندگي ميکنند داراي صفات خوبي بوده‌اند که حتي در قرآن مورد عنايت واقع شده اند.
2- نظم و انضباط اجتماعي
اين رکن از اخلاق رفتاري در غرب، ظهور ويژه‌اي در بين اهالي مغرب زمين مدرن پيدا کرده است، چرا که ظاهرا با بروز عقل‌گرايي افراطي در غرب، حتي فکر علمي و معقول و اقتصادي در زمينه‌هاي رفتاري انسان غربي بروز کرد، ديگر انسان غربي، بايد طرز رفتارها و ارتباطش بايد مثل اجزاي ساعت دقيق مي‌بود، تا در مجموع تشکيلات به هم بافت? غرب به خوبي کار کند، لذا در طول زمان اين طرز فکر نظم و انضباط عجيبي و مطابق اصولي را بين مردمان غربي به وجود آورده است . انسان غربي همه اموراتشان با برنامه‌هاي از پيش تعيين شده صورت مي‌گيرد. ساعتها و دقايق برايشان ارزشمند است.
خلاصه اينکه: در ذهن اکثر جوامع، از نخستين چيزهايي که از رفتار مغرب زمين به ذهن متبادر ميشوند علم و انضباط آن هاست است.در واقع نظم يکي از موارد نياز دنياي عصر مدرن است. اهالي مغرب زمين با توجه به محيطي که در آن زيست مي کنند دريافته‌اند که، بدون رعايت نظم فردي و اجتماعي موفق به انجام امور خود نمي شوند لذا تمام سعي خود را براي ارائه نظم بيشتر در زندگي به کار مي‌گيرند. و نظم، يکي از شاخصه‌هاي مهم تمدن غربي به شمار مي آيد.
3- حقوق بشر
در مغرب زمين، مفهوم حقوق به مقوله‌اي بسيار معتبر و قطعا مرتبط و پيوسته و بدل شده است و عرضه اين اصل اخلاقي و الزام شدن مغرب زمين به آن بسيار کمتر از مقولاتي چون برابري، دموکراسي و حتي آزادي جنجال برانگيز بوده است. غرب، در نيمه دوم قرن بيستم شاهد گسترش نگراني هاي مربوط به حقوق بشر به طور کلي و همچنين شاهد توجه به حقوق ويژه گروه هايي از جامعه بشري بوده است( مانند زنان، کودکان، سالمندان، معلولان، به دنيا نيامدگان و حتي نسلهاي آينده) نهادهاي خاصي به منظور ترويج و تعالي حقوق بشر تاسيسي شده است.274
در يکي از مواري که اين قانون به کار مردم آمد، مربوط به پرونده اي است که در سال هاي اخير بررسي شد که طبق آن لردهاي انگلستان در مورخ 24 مارس1999در مورد ديکتاتور شيلي به خاطر جنايت شکنجه و تباني برايي شکنجه، گروگان گيري، و تباني براي قتل عمد و بري دفاع از آسيب ديدگان، وزارت کشور انگلستان اجازه يافت تا رسيدگي براي استرداد پينوشه مورد بررسي قرار بگيرد.. اين پرونه عليرغم نتيجه نهايي‌اش‌، در حقوق بشر پرونده مهمي است به خاطر اين که فرسايش مفهوم مصونيت دولت براي جنايات بين المللي را به عنوان نتيجه لازم الاجرا شدن کنوننسيون منع شکنجه تاييد کرد275
در موارد متعددي استناد به همين قانون در مغرب زمين، منجر شده است که افراد با نفود و متمول نتوانند به آزادي اديان آسيبي برسانند و افراد فاقد مقام از آن ها توانسته اند از لحاظ قانوني مستندتر جلوه کنند. و پويا حقوق بشر پيشتون اطميناني قرار دادشده، در برابر طغيان مردم؛ پرا که؛ بند سوم مقدمه اعلاميه جهاني حقوق بشر اشعار ميکند: “….حقوق بشر بايد از حمايت حاکميت قانون بريخوردار باشند تا مردم مجبور نشوند که، دست کم، به عنوان آخرين چاره در برابر ظلم و تعدي به عصيان برخيزند”276
4- رشد اخلاق محيط زيستي
رشد ثروت در کشورهاي پيشرفته سرمايه داري، پس از جنگ جهاني دوم باعث افزايش علاقمندي طبقه متوسط به لطافت و ويژگيهاي محيط زيست و توريسم طبيعت شد و نگراني هاي عميقي درباره مخاطارات محيط زيست بر تندرستي پيديد آمدو… نگراني هاي زيست محيطي سيستماتيکي درباره هر مسئله‌اي از جمله چشم‌اندازي از رفع آلودگي، ميراث مشترک بشري و جلوگيري از گسترش بيابان ها، کنترل کيفيت هوا و کيفيت آب و… مورد توجه طبقه متوسط قرار گرفت277 در اعلاميه استکهلم، محيط زيست انساني 114 دولت اين مساله را تاييد کردند که: ” فرد حق بنيادين آزداي، برابري و برخورداري از شرايط زندگي خوب را در يک محيط زيست مناسب که به وي اجازه زندگي با شرافت و عزت را عطا مي کند، دارد و

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir