با نظارت و دقت بيشتر صورت مي پذيرفته است، موضوع استفاده از مجسمه هاي شهري عموما منحصر به ساخت تنديس شاه و برخي مشاهير ملي شده است ولي در دوره پهلوي دوم با توجه به توسعه معماري و شهرسازي درباره مجسمه هاي شهري نمونه هاي متنوع تري با مفاهيم مختلف توسط هنرمندان ساخته و ارايه شده است كه عمدتا مبتني بر مفاهيم ملي گرايي و در برخي موارد مفاهيم آزاد كار شده اند.
  از مهم ترين اين نمونه ها مي توان به برج آزادي كه به عنوان دروازه شهر مطرح شده، تنديس اسطوره هاي شاهنامه در ميدان حر و تنديس هاي موجود در اطراف موزه هنرهاي معاصر واقع در پارك لاله اشاره كرد. شايان ذكر است توجه به ساخت و ارايه مجسمه هاي شهري عمدتا در تهران صورت مي گرفته و در شهرستان ها صرفا به ساخت تنديس شاه اكتفا مي شده است.www.magiran.com
تا سال 57 كه انقلاب ايران به وقوع پيوست و ضرورت آموزش هنرهاي تجسمي و موسيقي در جامعه تشخيص داده شد و رشته‌هاي هنري در دانشگاه‌ها كه در دوره انقلاب فرهنگي تعطيل شده بود، يكي پس از ديگري بازگشايي شدند، به جز رشته مجسمه‌سازي، كه عملا تدريس اين رشته متوقف شد. با شروع جنگ عراق عليه ايران، هنرهاي تجسمي باز هم بيش از پيش تحت‌تاثير شرايط قرار گرفت. جنگ، پرداختن به موضوعات ديگر را تحت‌الشعاع قرارداد و بسياري از آثار با الهام از مضامين جنگ خلق شد.www.iransculpture.ir
 پس از پيروزي انقلاب اسلامي تا پايان جنگ بيشتر مجسمه هاي شهري سعي در معرفي مفاهيم فضاي دفاع، شهادت و شجاعت داشته است تا اينكه در سال 1376 براي سياست گذاري و نظارت بر نصب مجسمه هاي شهري شوراي حجم در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براساس مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي تشكيل شد. براساس اين مصوبه قرار شد تا نمايندگان تمام سازمان ها، وزارتخانه ها و اداراتي كه به نوعي با اين امر مرتبط بوده اند گرد آيند و درباره نحوه ساخت و نصب مجسمه و تنديس در شهرها برنامه ريزي كنند.
با آنكه پس از مدتي آيين نامه يي تدوين شد و به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيد، اما هنوز دستورالعمل هاي اجرايي ـ كه شيوه ها و معيارهايي را مشخص كند- تدوين نشده است. روند كار به اين صورت بود كه طرح ها و درخواست هاي بخش هاي مختلف از طريق ادارات ارشاد شهرها جمع آوري و به شوراي حجم فرستاده مي شد تا مورد بررسي و تاييد قرار گيرد. اما با وجود ابلاغ اين مصوبه، تعدادي از تنديس ها بدون دريافت مجوز نصب شده اند و اصول مشخص هم براي ارزيابي آنها وجود نداشته است.
 تحقيق و تجزيه و تحليل وضع مجسمه هاي شهري و تهيه شناسنامه احجام تهران، يكي ديگر از برنامه هاي اداره حجم است تا به اين ترتيب روند شكل گيري مجسمه هاي شهري، عوامل موثر برآنها، ارتباط احكام با محيط و معماري پيرامون خود، نقش مجسمه به عنوان نشانه شهري و شناخت جنس و سبك مجسمه ها مورد بررسي قرار گيرد.
همچنين ارتباط با نهادها و سازمان هاي مختلف دولتي كه اقدام به سفارش، ساخت و نصب مجسمه مي كنند از ديگر برنامه هاي اين اداره است، تا با ايجاد هماهنگي و ارايه طرح ها و ايده هاي مناسب به اين ادارات، وضعيت احجام و نقش برجسته هاي شهري بهبود يابد.
برقراري ارتباط با مجامع و انجمن هاي هنري بويژه انجمن مجسمه سازان و دانشگاه ها و نمايشگاه هاي دانشجويي، برنامه ديگر اداره حجم است تا از اين طريق از ايده ها، طرح ها و مشاركت هنرمندان جوان كشور بهره گيري شود و فضاي حمايت از هنرمندان و گسترش روابط متقابل بين سازمان هاي دولتي و هنرمندان ـ به عنوان سفارش دهنده و سفارش گيرنده ـ فراهم آيد. www.magiran.com

3-2- رابطه هنر با اقتصاد:

بي ترديد هنر همگاني با اقتصاد هنر رابطه تنگاتنگي دارد چون تامين هزينه بروزه ها از عهده هنرمند خارج است.
“اگر بخواهيم چشم‌اندازي براي توسعه اقتصاد هنر در آينده ترسيم کنيم که در‌شان هنر و هنرمندان کشور باشد، و هنر ايران در بالاترين جايگاه خود در سطح منطقه و در تعامل مؤثر با اقتصاد هنر در جهان قرار بگيرد نيازمند ياري دوسويه دستگاه‌هاي اجرايي و بخش خصوصي در کنار هم هستيم تا بتوان از آن نتيجه گرفت. يکي از راه‌حل‌هاي اين امر بازبيني قوانين در اين زمينه است تا دستگاه‌هاي مختلف با موظف شدن خريد آثار هنري از هنرمندان بتوانند اين چرخه را به حرکت درآورند. متأسفانه اجباري نبودن بحث خريد دولتي آثار هنري از محل نيم‌درصد بودجه وزارتخانه‌ها و شرکت‌هاي دولتي، يکي از دلايل عمده کندي جريان خريد آثار هنري در کشور است.
اگر مي‌خواهيم به موازات جايگاه تثبيت شده هنر ايران در عرصه معنويت، به دنيا نشان دهيم که هنر ايران از نظر اقتصادي نيز حائز اهميت است، بايد با حمايت ساير بخش‌هاي فعال در اين عرصه بتوانيم هنر ايران را به‌عنوان يک هنر روزآمد و صاحب هويت هرچه بهتر و بيشتربه دنيا معرفي کنيم.
به‌نظر مي‌رسد اگر بدنه خريد آثار هنري آن طور که بايد از سوي مسئولين اجرايي اين حوزه براي ساماندهي اين بخش جدي گرفته شود، کمترين اثرش اين است که نگرش بانک‌هاي دولتي به‌ويژه بانک‌هاي خصوصي را به حوزه هنرهاي تجسمي مي‌تواند تغيير دهد؛ همچنين تمايل سرمايه‌گذاراني که تازه قدم به بازار خريد تابلو گذاشته‌اند را تقويت کند.
از آنجايي‌که اقتصاد، مهم‌ترين مسئله هنرهاي تجسمي است، اگر فرهنگ خريد آثار هنري به‌عنوان يک اصل مهم ميان مسئولين و مردم ما نهادينه شود و با خريد آثار هنرمندان، اقتصاد هنر رونق پيدا کند، هنر از حاشيه به متن زندگي مردم وارد مي‌شود و اين امکان نيز فراهم مي‌شود تا درک زيباشناختي مردم افزايش پيدا کند و هنر همگاني شود. لذا ضرورت پرداختن و توجه به اقتصاد هنر مي‌تواند به پويايي هنر کمک نمايد.
بايد اميدوار بود دستگاه‌هاي اجرايي همت بخش خصوصي و فعاليت‌هاي وسيع آنها را قدر دانسته و به ياري اين بخش بيايند. البته رونق نسبي اقتصادي که طي چند سال اخير در زمينه هنرهاي تجسمي پيدا شده، حاصل جمع چند عامل مهم است؛ وکارشناسان هنر‌هاي تجسمي معتقدند مهم‌ترين عامل در رونق خريد و فروش تابلو و مجسمه از هنرمندان ايراني ايجاد بستر حضور سرمايه‌هاي خصوصي در اين حوزه است.
افق‌هاي تازه بين‌المللي که در حراج‌هاي خارج از ايران براي آثار هنري داخلي گشوده شده، نشان از تحول گسترده‌اي در زمينه اقتصاد هنرهاي تجسمي در ايران دارد؛ اتفاقي که اگر مورد حمايت قرار گيرد در نهايت به رشد و تقويت نهال هنرهاي تجسمي در کشورمان کمک خواهد کرد
www.hamshahrionline.ir
اقتصاد هنر و فرهنگ در دنياي غرب عمر زيادي ندارد و به دهه 70 ميادي برميگردد. 50 سال پيش اولين بار مبحث اقتصاد فرهنگ و هنر در محافل آكادميك آمريكا مطرح شد. اما گالريهاي خارجي دو قرن است روي اقتصاد هنر كار ميكنند. تاريخ اقتصاد هنر در ايران به 10 سال پيش برميگردد و به عبارتي در دوران اصلاحات اين بحث شروع شد. اين خود جاي طرح در محافل آكادميك دارد كه در رشته هاي هنري دانشجويان سه تا چهار واحد اقتصاد هنر بگذرانند. چه اشكالي دارد كه اقتصاددانان ما گرايش هنر و فرهنگ داشته باشند و چه اشكالي دارد كه هنرمندان هم گرايش به اقتصاد هنر داشته باشند؟ هيچكس در ايران در اين زمينه صاحبنظر و داراي دانش كافي نيست. طبعا اقتصاد خرد و كان و بودجه را در بر ميگيرد. ما ميتوانيم با ايجاد نظام توزيع آثار هنري از سوي دولت، توجه به زيرساختهاي اين حوزه، ايجاد نهادهاي مالي براي رونق هنر، تقويت نظام صنفي هنر، تقويت بازارهاي اقتصاد و مشخص شدن ميزان
سرمايه در عرصه فرهنگ و هنر و برقراري عدالت، امنيت و فرصت براي تمام هنرمندان گامهاي بلندي را در زمينه اقتصاد هنر برداريم. متاسفانه تاكنون قدمهاي چنداني در اين زمينه برنداشته ايم؛ در حالي كه با رشد اقتصاد هنر ميتوان به موفقيت ويژه اي براي ايران فرهنگي رسيد تا در سطح آسيا و خاورميانه جايگاه ممتاز و ويژه اي پيدا كنيم؛ اما متاسفانه در قياس با كشوري همچون تركيه در حال از دست دادن اين موقعيت هستيم www.sharghnewspaper.ir

3-3- ارتقاء ذائقه هنري مردم:

شهرهاي امروزي، سرشار از عناصر و آرايه هاي نامناسب و آشفته هستند و شهروندان به نوعي غرق در اين همه آشفتگي، نيازمند مواجهه با فضاهايي مناسب، زيبا و هماهنگ با محيط خود هستند . بي شک ورود هنر و به ويژه “مجسمه هاي شهري” به عرصه فضاهاي شهري، يکي از مناسب ترين راه حل ها، جهت زيباسازي فضاهاي محيطي و ساختن فضاهايي جهت تمرکز و تعامل شهروندان در شهرها مي باشد. اگر اين آثار هماهنگ و متناسب با فضاي محيطي خود باشند، مجسمه در فضاي شهري مورد نظر به شيوه اي هماهنگ قرارمي گيرد و البته شهروندان هم مي توانند به خوبي با آن ارتباط برقرار نمايند و به نوعي درک و سليقه زيباشناسانه اين مخاطبين نيز ارتقا مي يابد. در اين راستا، علاوه بر مهارت هنرمند در خلق يک اثر حجمي زيبا و متناسب، شناخت فضاهاي شهري مورد بحث و تسلط هنرمند به آن نيز مي تواند به توفيق هر چه بيشتر اثر بيانجامد
www.architect.nemoneh.com بايد اين تصور را که مردم آگاهي کمي نسبت به هنر دارند، تغيير دهيم و بپذيريم که برخي هنرمندان نمي‌توانند با فرهنگ کشورشان ارتباط برقرار کنند. هنرمندان ايراني بايد بيشتر تلاش کنند تا جايگاه خود را در جامعه پيدا کنند.
از سوي ديگر در چنين جامعه‌اي نياز است تا فعاليت‌هاي فرهنگي و شناخت فرهنگ جامعه ايراني به صورت آکادميک و گسترده کار شود. چرا که اگر قرار باشد اثر هنري را فقط هنرمند درک کند، که مي‌شود هنر شخصي. بالاخره يک قشر از مخاطبين هم بايد اثر هنري را درک کنند.در برخي زمينه‌ها هنر مجسمه‌سازي و معماري و بسياري از رشته‌هاي هنري ديگر نسبت به ساير کشورها در وضعيت خاصي به سر مي‌برد.به خصوص مجسمه‌سازي که در دوره‌هايي از تاريخ در حاشيه قرار گرفت.
رشته‌هاي هنري معمولاً به‌طور تخصصي دنبال مي‌شوند، اما وقتي از ديد جامعه نگاه مي‌کنيم، مي‌بينيم ارتباط بين هنر و مخاطب ضعيف است.در چنين شرايطي گاهي گفته مي‌شود سطح سليقه مخاطبان پايين‌تر از هنرمندان است، اما به واقع اينطور نيست و اين هنرمندان هستند که نمي‌توانند با شهروندان يک جامعه ارتباط برقرار کنند.
بخشي از اين موضوع به اين دليل است که هنر هاي تجسمي به صورت وارداتي هستند؛ پس زبان هنرمند با زبان مخاطبان يکي نيست.
البته اين نکته را هم مي‌دانيم که مخاطبان اثر هنري از گروه‌هاي مختلفي تشکيل مي‌شوند و در پي اين نيستيم که هر اثري همه مخاطبان را جذب کند. بخشي از آثار مخاطبان خاص دارد و بخشي ديگر از آثار، توده مردم را در برمي‌گيرد.
ارزش يک اثر در اين نيست که همه اقشار آن را درک کنند، با اين حال اثري موفق است

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir