«Great Lawn» تا انتهاي شمالي پارك به صورت يك نوار امتداد يافته است و با حركت خود ديدهاي خوبي را براي عابريني كه بر روي آن حركت مي كنند ايجاد مي كند. علاوه بر اينكه گه ري از آن به عنوان تكميل كننده «Jay Pritzker Pavilion» استفاده كرده است تا كيفيت صداي بهتري را به وجود اورد و صداهاي مزاحم را به وسيله آن مهار كند شيب 5 درصدي مسير را براي معلولين نيز قابل استفاده كرده است. در پارك هزاره علاوه بر فضاهاي فوق كه كيفيتي متفاوت به آن بخشيده اند يك فضاي 16000 فوت مربعي كه در فصول سرد از آن براي پاتيناژ استفاده مي شود، مسير هاي دوچرخه سواري و محل پارك دوچرخه، يك مسير پياده مخصوص نمايشگاهها فستيوالها و كارناوالها، رستورانهاي متعدد و چندين مجموعه متفاوت از درختان وفضا سازي ها نيز ديده مي شوند. (ميرزائيان،1386 ،36 )

2-12- طراحي صنعتي و طراحي شهري:

شهر در واقع يک موزه و گالري بزرگ است که عناصر مبلمان شهري ، مجسمه هاي کاربردي آن هستند و طراحان صنعتي ، آفرينندگان اين آثار هنري محسوب مي شوند.
حضور طراحان صنعتي در عرصه طراحي شهري ، يکي از نيازها و ضرورت هاي عمده کشور است. (( طراحي مبلمان شهري)) از جمله حوزه هاي تخصصي طراحي است که در کشور خود شاهد کمبودهاي بسياري در آن مي باشيم و طراحان صنعتي قابليت هاي بسياري در انجام فعاليت هاي تخصصي در اين حوزه دارا هستند.
حضور طراحان صنعتي در عرصه طراحي شهري ، يکي از نيازها و ضرورت هاي عمده کشور است. ((طراحي مبلمان شهري)) از جمله حوزه هاي تخصصي طراحي است که در کشور خود شاهد کمبودهاي بسياري در آن مي باشيم و طراحان صنعتي قابليت هاي بسياري در انجام فعاليت هاي تخصصي در اين حوزه  دارا هستند. تبديل فضاهاي شهري به محيط هاي انساني، صميمي، دوست داشتني و مملو از تجربه هاي لذت بخش، در حوزه هاي تخصصي طراحي شهري در بعد کلان و طراحي مبلمان شهري در نگاهي جزئي تر صورت مي گيرد. طراحي هوشمندانه عناصر مبلمان شهري نقش تاثيرگذاري در توسعه زندگي شهري، زيباسازي منظر شهري و هويت بخشي به فضاها خواهد داشت و در يک نگاه کل نگرانه مي توان آن را از عوامل مهم آفرينش”شهرهاي انسان گرا” در راستاي ارتقاي کيفيت زندگي شهري به شمار آورد که از رئوس راهبرد توسعه شهري USD برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد نيز هست. به عبارت ديگر مي توان اين گونه بيان کرد که فلسفه طراحي مبلمان شهري، زيباسازي شهري نيز که در مصوبه کميته زيباسازي کلان شهرهاي کشور ارائه شده، اين مسئله تصريح شده است. بر مباني اين مصوبه، زيباسازي شهري به کليه اقدامات آگاهانه اي گفته مي شود که به ارتقاي کيفيت محيط شهري و ارتباط بيشتر شهر و شهروندان بينجامد ( مصوبه کميته زيباسازي کلان شهرهاي کشور ، اصفهان ، 1380) . در نگاهي اين چنيني به زيباسازي شهري که طراحي مبلمان شهري از اجزاي مهم آن است، شهر به مثابه يک کانون زيستي فعال و داراي شور و نشاط در نظر گرفته مي شود که در تعاملي ناگسستني با ساکنانش، براي آنها سلامت، امنيت، رفاه و جذابيت به ارمغان مي آورد. نکته مهمي که در اينجا بايد به آن اشاره نمود، اين است که زيباسازي شهري فقط به اقدامات روبنايي و سطحي محدود نمي شود و فراتر از آن مي تواند باعث اصلاح الگوهاي رفتاري ، کاهش ناهنجاري هاي اجتماعي ، توسعه تعامل  بين انسانها و ارتقاي سطح شور و نشاط اجتماعي نيز گردد. در همين راستا، بسياري از جامعه شناسان و روان شناسان عقيده دارند که زيبايي يک شهر، پاشنه آشيل امنيت آن شهر است ؛ يک شهر زيبا، محيط اجتماعي بزرگي است که انسان را به آرامش، تکامل و پويايي هدايت کرده و باعث بهبود روحيه  مردمان آن در تعاملات اجتماعي مي شود. بدون شک طرح عناصر مبلمان شهري ، به عنوان عناصر تکميل کننده فضاهاي شهري و واسطه هاي تعاملي شهري ، نقشي تاثيرگذار در تحقق راهبرد ذکر شده دارا هستند. عناصر مبلمان شهري، در واقع آرايه هاي سيما و منظر شهري هستند و جايگاه مهمي در شکل گيري هويت شهري، نظم بصري و ” خوانايي شهر” دارند. اين عناصر همچنين مي توانند تصويري هوشمند، اصيل و صميمي از يک شهر در ذهن ساکنان آن پديد آورند. ” زيبايي شناسي شهري” ، از جمله موارد مهمي است که بعضاً شاهد غفلت از آن در پروژه هاي طراحي شهري کشورمان هستيم. وجود نظم، هارموني و تناسبات طبيعي و انساني در عناصر مبلمان شهري، علاوه بر هماهنگ تر کردن اين عناصر با فضاي طبيعي شهرها، آن ها را از منظر انساني جذاب تر و پذيرفتني تر خواهد نمود. يک شهر زيبا، در واقع يک موزه و گالري بزرگ است که عناصر مبلمان شهري ، مجسمه هاي کاربردي آن هستند و طراحان ، آفرينندگان اين آثار هنري محسوب مي شوند. ماهيت چنين شهري، احساسي و پر از ايده هاي خلاق خواهد بود و انگيزه حضور مردم در فضاهاي عمومي آن دوچندان خواهد شد. آفريدن تجربه هاي لذت بخش شهري، ارمغان يک ” شهر طراحي شده” براي ساکنانش خواهد بود. در اين زمينه، تمرکز بر ايجاد کشش هاي احساسي در کنار تمامي جنبه هاي عملکردي و عقلاني ، از راهکارهاي مناسب براي استقبال مردم از عناصر مبلمان شهري است . امروزه عناصر مبلمان شهري در شهرهاي انسان گراي دنيا، علاوه بر کارکردهاي اوليه خود که در قالب مفاهيمي چون استراحت کردن، منتظر ماندن ، بازي کردن ، خوردن و آشاميدن و نظاير آن مصداق پيدا مي کنند، واجد کارکردهاي ثانويه اي نيز شده اند که بيشتر ناظر به مفاهيم کيفي هستند ؛ مانند راحت بودن، لذت بخش بودن ،آرامش بخش بودن، ايمن بودن، جذاب بودن و مفاهيمي از اين دست، در زمينه نيازمندي هاي کارکردي عناصر مبلمان شهري ، با توجه به استفاده عمومي از اين عناصر و عدم وجود مالکيت فردي در آن ها ، توجه به ونداليزم(خراب کاري) نيز از موارد مهم داراي اهميت در طراحي اين گونه تجهيزات محسوب مي شوند. در کنار مباحثي که به آن ها اشاره شد، بحث هويت شهري نيز بحث مهم ديگري است که در طراحي عناصر مبلمان شهري نبايد از آن غفلت نمود. اصولاً دستيابي به هويت عناصر مبلمان شهري نيازمند نگاهي راهبردي و کلان نگرانه در شهرهاست. اين مبحث از دو منظر قابل بررسي است ؛ يکي رابطه طرح عناصر مبلمان شهري با شخصيت شهر که ريشه در تاريخ وفرهنگ و هنر آن شهر دارد مي باشد ، و ديگري ايجاد ” همساني” در بين اجزاي مبلمان شهري، به نحوي که اعضاي يک خانواده به نظر برسند. در دستيابي به هويت عناصر شهري ، مبحث نشانه شناسي فرم و رنگ نيز از جمله مباحث مهم و اثر گذار به شمارمي رود. در واقع مي توان اين گونه بيان کرد که هر يک از عناصر مبلمان شهري ، نشانه هايي هستند که علاوه بر کاربردشان، پيام هايي را نيز به مردم منتقل مي سازند . طراحي هوشمندانه عناصر مبلمان شهري را مي توان از مهمترين عوامل شکل گيري ” برند شهري” نيز دانست. طراحي بر اساس راهبر ” شهر براي همه ” نيز ، از ديگر موارد با اهميت در طراحي عناصر مبلمان شهري است. در اين رويکرد که داراي نگاهي ” انسان محور” است ، استفاده با بالاترين ميزان پوشش اجتماعي، مد نظر طراحان است. اين رويکرد که در ادبيات طراحي صنعتي از آن با عنو ان ” طراحي فراگير” نيز ياد مي شود داراي اصول هفت گانه ايست که تفسير آنها در حوزه طراحي شهري عبارتند از :
1) قابليت استفاده از عناصر مبلمان شهري متناسب با تمامي توانمندي ها،
2) انعطاف پذيري عناصر مبلمان شهري براي استفاده بيشترين تعدادکاربران ،
3) استفاده ساده و شهودي از عناصر مبلمان شهري ،
4) ارائه اطلاعات قابل درک از عناصر مبلمان شهري به کاربران، در نظرگرفتن امکان استفاده اشتباه از عناصر مبلمان شهري،
5) صرف کمترين تلاش فيزيکي براي استفاده از عناصر مبلمان شهري و انطباق اندازه ها و فضاها با اندازه هاي بدني کاربران.www.zibasazi.tehran.ir/

فصل سوم

هنر همگاني در ايران

3-1- برسي هنر همگاني در ايران:

وقتي به گذشته خود فكر مي‌كنيم همواره دوست داريم آن را ايده‌آل ببينيم. به همين دليل به يك تمدن پنج هزار ساله براي ايران اشاره مي‌كنيم كه آثار فاخري از آن برجاي مانده است، اما در اين زمينه ما با يك خلاء طولاني مدت مواجه هستيم و وقتي در فضاي امروز به مجسمه و به ويژه مجسمه شهري نگاه مي‌كنيم سابقه طولاني را نخواهيم ديد.
همواره تحليل‌هاي ما در عرصه‌ مجسمه‌هاي شهري به ابوالحسن‌خان صديقي و چند مجسمه‌ساز محدود قبل از آن باز مي‌گردد اما اين اتفاق هيچ ربطي به مجسمه‌سازي شهري ندارد، زيرا سابقه اين عرصه را نمي‌توان بيشتر از هشتاد سال رقم زد و در آن نمي‌شود هيچ تفاخري در قياس با آثار هخامنشيان و ايلاميان ديد.
بايد به خود اين نهيب را بزنيم كه امروز در كجاي اين عالم قرار گرفته‌ايم و در حوزه مجسمه‌سازي چه كارهايي كرده و چه كارهايي بايد انجام دهيم؟
در نگاه به فضاي شهري متوجه مي‌شويم كه خيلي چيزها را از آثار مدرنيته داريم و خيلي‌ها را درست استفاده نكرده‌ايم، اما در همين ميان نمودهايي توسعه شهري را مي‌بينيم كه در آن بسياري از نشانه‌ها مورد استفاده قرار گرفته است.البته تا همين يكي دو دهه پيش جايگاهي براي مجسمه‌سازي تعريف نشده بود كه يكي از دلايل آن به نگاه مديران شهري باز مي‌گشت . ضرورت استفاده از مجسمه‌هاي شهري براي مديران ما تعريف نشده بود و به همين دليل جايگاه مجسمه‌ساز نيز مشخص نبود و به مجسمه به عنوان يك كالاي لوكس غير ضروري نگاه مي‌كردند.
www.tandismag.ir/
با شروع قرن بيستم، هنرهاي تجسمي و بالطبع هنر مجسمه‌سازي دچار تحولات اجتماعي عمده‌اي شدند و هنرمندان مجسمه‌ساز امكان بيشتري براي مطرح كردن خود پيدا كردند. به تقليد از شهرهاي صنعتي جهان، نصب مجسمه به تدريج در ميادين شهرهاي ايران نيز رواج پيدا كرد؛ البته موضوع بيشتر اين مجسمه‌ها شاهان آن دوران بودند. 
در دهه‌هاي سي و چهل شمسي، ايران نيز از جريان‌هاي تازه هنري جهان بي‌تاثير نماند. اولين فارغ‌التحصيلان هنرستان‌هاي تجسمي كه براي ادامه تحصيلات به اروپا و آمريكا سفر كرده بودند با كوله‌باري از ايده‌هاي جديد و تجربه به ايران بازگشتند. 
مدرنيزم به تدريج به تار و پود هنرهاي تجسمي ايران رسوخ مي‌كرد و جريان‌هاي نو در حال شكل‌گيري بودند . . www.iransculpture.ir
    در دوره پهلوي اول كه شهرهاي ايران به لحاظ شهرسازي شاهد تحولاتي اساسي بوده اند و اصولاطراحي شهري نسبت به قبل از آن

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir