شود. عرفان يعني شناخت خدا؛ ولي نه غايبانه و از راه عقل و برهان، بلکه با قلب و دل، و رويت او در عمق جان90
پس موضوع اين علم، توحيد و حقايق توحيدااست؛ و از ديدگاه روش شناسي، علمي است که روش کشفي- شهودي را برگزيده است.. و عرفان نظري ترجمان آن حقايق است و نه خود آن حقايق91
بزرگان اين حيطه خدا شناسي بسيار زيادند و در دوره هاي مختلف بزرگان فراواني در اين علم به ذکر دانسته هاي خود به مردم نمودند.
نخستين کسي که اين علم را به شکل دانش مدوني درآورده اميرالمومنين علي(ع) است که در ضمن نامه اي که به فرزندش امام حسن مجتبي، هنگام مراجعت از صفين مرقوم فرمودند، در آن، تمام ابواب اين علم و طرق سلوک آن و هم? عوامل سعادت و شقاوت ذکر شده است.. امام اهل سنت، ابواحمدحسن ابن عبدالله بن سعد عسکري، در کتابش، الزواجر و المواعظ، درباره آن چنين مي گويد: ” و اگر از حکمت چيزيشايستگي آن را داشته باشد که با طلا نوشته شود، همين نوشته امام است”92
حسن بصري در قرن دوم، کتاب رعايه حقوق الله را نوشت. نيکسون اعتقاد دارد: اولين مسلماني که روش حيات صوفيانه حقيقي را نوشت حسن بصري بوده است”.93 از يگر عرفاي اين عصر رابعه ادويه است که از اعاجيب روزگارش به حساب مي‌ايد. از قرن سوم تا قرن هفتم شاهد عرفايي چون: بايزيد بسطامي، بشر حافي، جنيد بغداي( وي لباس پشينه را بر انداخت و گفت: ليس الاعتبار بالخرقه و اما االعتبار بالحرقه”94)، ابو سعيد ابوالخير، خواجه عبدالله انصاري، و غزالي و.. بود
در قرن هفتم شاهد عارف بزگي هستيم که به محي‌الدين عربي مهمتترين آن هاست وي در 560- 638 مي زيست. شهودهاي ناب ، مقامات ويژه عرفاني و توانايي اعجاب برانگيز وي براي تببين و تفسير آن ها از وي شخصيتي ساخته که تا حالا هماوردي برايش ديده نشده است.. از وي فصوص الحکم و القتوحات مکيه به يادگار مانده است95. صدرالدين قونوي( 607- 673 هجري) وي بزرگترين شارح افکار ابن عربي است. و کتابهايي چون، مفتاح الغيب و نصوص فکو دارد؛. ملاعبدالرزاق کاشاني(م. 735) وداوود ابن محمود قيصري( م. 751)، و سيد حيدر آملي هم از مهمترين شخصيت ها در قرن 8 بود…. ملا عبدالرحمن جامي( 817- 898 هجري) مي زيست و عارف تاثير گذار ديگر، شيخ شهاب الدين سهروردي زنجاني، است که کتاب عوارف المعارف وي بنام است.96
6. کلام
اي علم ابتدا فقط در مورد بحث هاي اعتقادي مثل توحيد مي‌پرداخت ولي ارتباط با مکاتب فکري بيگانه باعث به وجود آمدن متکلمان بزرگ که بايد روشهاي فکري نوين و عقلي را ياد داشته باشند؛ شد.
هشام بن حکم(199ق) که از شاگردان امام صادق بود؛ در فن مناظره بسيار تبحر داشت. وي داراي کتب کلامي متعددي است، من جمله،التوحيد، کتاب الجبر و القدر؛ و هشام‌بن سالم از شاگردان و اصحاب امام صادق و امام کاظم داراي کتابي بنه نام معراج، مي باشد.؛ مومن الطاق کتابهايي دارد به نام المعرفه، کتاب الامامه، کتاب الرد علي المعتزله في امامه الفضول دارند. و فضل ابين شاذان از شاگردان ديگر ائمه است گه در 260 هجري، مي زيسته است.97
متکلميني چون حسن بصري درسده سوم؛ متکلم معروف، شيخ مفيد در سده چهارم را شاهديم و بعد شخ طوسي که کتاب هاي مختلف در زمينه علم کلام خلق کردند. در سده پنجم، ابومحمد غزالي و در سده ششم مشهورترين متکلم، فخر رازي پديد آمد؛ و در سده 7 ابن تيميه بود و در ميان تشيع علامه حلي چشم به جهان گشود98
2) علوم ديگر و دانشمندان مسلمان اين عرصه
بي گمان عرص? علوم خاص اسلامي، تنها حوزه پيشرفت براي مسلمين نبود؛ و مسلمين در علومي که در غير از حوزه دينشان بود به پيشرفت‌هاي قابل ملاحظه‌اي دست يافتند و دانش خود را به ديگر نقاط نيز صادر کردند. به قول دکتر هونکه: “تمدن اسلامي کشف ها و اختراعهاي پرانبهاي بي شماري در هم? بخشهاي علم تجربي، که اکثر آن ها را بعدها نويسندگان اروپايي دزدانه به حساب خودشان گذاشته انذ به مغرب زمين هديه کرده است.”99
1. شيمي
مقوله کيمياگري برآيند علم و فن و جادو بود که تدريجا شکل اوليه شيمي را به خود گرفت. متون فراواني وجود دارد که در دوازده سده گذشته نوشته شده ودر مورد اين صنعت صحبت ميکند مهمترين اين آثار مربوط به جابر است که، با ظهور جابر کيميا نزد مسلمين از صورت خرافي به صورت دانش تجربي و آزمايشگاهي درآمد.. تا آنجا جابر به پيش رفته که، به علت فراواني تعداد آثاري که به نام جابر نوشته شده حتي برخي دانشمندان غربي صحت تعدادي از اين آثار منصوب به وي را مورد ترديد قرار داده اند.100
پس از جابر، زکرياي رازي بدن شک از مهمترين کيمياگران بوده است. وي در کتاب سر‌الاسرار خود شرح بسياري از آزمايشات را نوشته است. در سده 4 هجري ابن سينا و فارابي، بعدها عبدالملک صالحي خوارزمي و…و آخرين فرد مطرح در زمينه شيمي عزالدين جلدکي است101
به گوستاولوبون به نقش ابتكارى مسلمانان در علم شيمى اشاره كرده، مى نويسد: “…اگر لابراتوارهاى هزار سال پيش مسلمين و اكتشافات مهم آن ها در اين علم نبود، هيچ وقت لاوازيه نمى توانست قدمى به جلو بگذارد.”102
2. مکانيک
دانش مکانيک، نزد مسلمانان علم‌الحيل خوانده مي‌شد.علم حيل، دانش يا شناخت ابزارهاي شگردساز در اصطلاح پيشينيان بود که بر اساس آن ، معرف آشنايي با انواع وسايلي بود که هر يک کاري انجام مي‌دادند.103
در علم فيزيک و مکانيک(علم الحيل) يعقوب بن اسحاق کندي، بنوموسي، ابن هيثم، عبدالرحمان خازني و ديگران کارهايي انجام دادند که در دنياي آن روز سابقه نداشت. بنوموسي(احمد، حسن و محمد) کتاب الحيل که نخستين رساله درباره مکانيک است را نوشتند که در آن صد دستگاه شرح داده شده که بيشتر آنان به صورت خودکار و با استفاده از خواص مکانيکي سيالات کار مي‌کنند. برادران بنوموسي پانصد سال قبل از اروپا براي اولين بار ميل لنگ را در حوزه دانشهاي فني به کار بردند.104
ابن هيثم که در اروپا به الهاذن مشهور بود با کتاب المناظر، شهرت جهاني يافت و در آن از مباحث نور و انعکاس آن سخن گفت. او اولين کسي است که پديده “اتاق تاريک” را در خلال کسوف شرح داده و قرنها قبل از نيوتن به اصل “حداقل زمان ” معتقد بود و درشت نمائي عدسي هاي مسطح محدب را اندازه گرفت.105ويل دورانت نيز با تاکيد بر اينکه ابن هيثم معروفترين دانشمند مسلمان است، شهرت کتاب المناظر ابن هيثم را ياد آور مي شود و مي گويد: چيزهايي را که ابن هيثم در آن زمان به آن ها رسيده بود ، بعد از 300 سال از آن زمان راجر بيکن، ويتلو به آنها رسيد و مي آورد،: “اگر ابن هيثم نبود راجربيکن به وجود نمي آمد.”106
مهمترين دست‌آوردهاي مسلمانان در فيزيک و مکانيک در آشنا ساختن اروپا با باروت‌و سلاح هاي آتشين بسيار مؤثر بود پيشينه استفاده از باروت وسلاح‌هاي آتشين در جنگها و به ويژه هنگام هنگام محاصره شهرها به سده هشتم هجري مي رسد. برخي از کاربرد سلاح‌‌هاي آتشين ابتدايي توسط سلاطين اسلامي آفريقا ياد کرده‌اند.107
3. رياضيات
در جريان نهضت ترجمه، آثار بسياري از رياضيدانان يوناني به عربي برگردانده شد و به سرعت رياضيدانان اسلامي از سطوح دانسته‌هاي رياضيدانان يوناني گذشتند. مي‌توان قرن‌هاي سوم و چهارم هجري را عصر زرين دانش رياضي در بين مسلمين دانست، زيرا انديشمندان مسلمان دراين رشته نتايج خوبي به دست آوردند.108
نقش درهم آميزند? رياضيات اسلامي بين مکتب‌هاي رياضي شرق و غرب، يعني بين رياضيات يونان و هند از ارزنده‌ترين دستاوردهاي رياضيات اسلامي براي نوع بشر به حساب مي آمد . اين نقش بسيار مهم رياضيات اسلام بود که توانست دانسته‌هاي رياضيات هندسي ، از همه مهمتر شيوه عدد نويسي دهدهي را را با ديگر مفاهيم طرح شدعه در يونان درهم آميزد و از آن صورت واحدي درآورد و به غرب ارائه دهد.109
ايجاد و توسعه شاخه‌هاي رياضيات چون هندسه، مثلثات و جبر توسط خوارزمي،خواجه نصيرالدين طوسي، عمر خيام نيشابوري و ابوالوفاي جوزجاني صورت گرفت که در ساير تمدن‌ها سابقه نداشت. علاوه برآن کشف ترتيب کسور اعشاري، وضع و کاربرد علامت صفر و تعميم مفهوم اعداد، از ابداعات مسلمانان بود.110
4. طب
علم طب از نخستين دانش‌هايي است که در بين مسلمين رواج يافت. اهميت اين علم به حدي بود که علم ابدان در رديف علم اديان شمرده شد. نکته‌اي که به ويژه به عنوان مهمترين عامل در بررسي دانش پزشکي در حوزه تمدن اسلام بايد بدان توجه شود، خاصيت بومي شدن زودهنگام پزشکي در اسلام است. گرچه خيلي از دانسته‌هاي مسلمين از راه ترجمه آثار يوناني به دست آمد؛ اما برخي بيماري‌ها به خاطر شرايط خاص سرزمينهاي اسلامي به وجود آمده بود که در کتب يوناني به آن پرداخته نشده بود. کتاب‌هايي همچون قانون ابن سينا پديد آمد که در تمام دروران پزشکي غرب چنين کتاب جامعي پديد نيامده بود و به همين خاطر هم بعدها به عنوان کتاب درسي در غرب مورد توجه قرار گرفت.111 ابن سينا دو کتاب دارد؛ يکي شفا که دايره المعارفي در هجده مجلداست و ديگري قانون که بحث بسيار مفصلي درباره وظيف? اعضا، علم بهداشت، درمان و دارو شناسي است.112
ابوالقاسم زهراوي اندلسي نيز نزد غربي‌ها، بزرگترين پزشک و جراح عصر خود بلکه مشهورترين جراح مسلمانان بود113 ولي بايد اذعان کرد اروپا پس از گذشتن هفت سده از رواج چشم پزشکي در اسلام توانست از مجموعه دانسته‌هاي چشم پزشکان مسلمان گذر کند.114
بيمارستان عضدي در بغداد که توسط عضدالدوله در سال 371 ساخته شد از بزرگترين بيمارستان‌هاي اسلامي شمرده مي‌شده است. در اين بيمارستان عده‌اي پزشک و خزانه‌دار و دربان و پيشکار و ناظر حضور داشتند. عضدالدوله دستور داد تا آنچه از دارو و شربت و فرش و وسائل ديگر لازم بود، در آن فراهم سازند و بزرگترين پزشکان آن زمان را براي تصدي و اداره آن معين نمود.115
5. نجوم
مسلمانان به ويژه به دلايل دينى، به نجوم توجه خاصى کردند. تعيين سمت قبله و طلوع و غروب خورشيد و اوقات نماز و وضعيت خسوف و کسوف و شناخت هلال ماه براى عباداتى همچون نماز و روزه و حج، آگاهى از نجوم را الزام مى‌کرد.. افزون بر اين، يافتن راه‌ها در سفرهاى بيابانى و علاقه حکام به احکام نجوم نيز در رونق يافتن نجوم بى‌تأثير نبود. در مجموع احساس نياز مسلمانان به فنون نجومي باعث پيشرفت آنان در نجوم وعرضه نوآوريها در اين عرصه گشت.
امروزه ديگر اثبات شده است، که کپلر و کوپرنيک پايه گذاران مهم ترين کشف نجومي عالم ، با عنوان مدل خورشيد مرکزي منظومه شمسي در ارائه آراي خود تحت تاثير دانشمندان اسلامي و از همه مهمتر خواجه نصير بوده اند و خواجه نصير بزرگترين شارح مجستي، ايرراد بزرگيبه نظريه زمني مرکزي بطلميوس وارد کرد. هم زمان با خواجه نصيرر بطروجي اشبلي، ستاره شناس مسلمان اندلسي در اسپانيا چهره شناخته شده

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir