خداوند بخشي از ارکان افعال او را تشکيل دهد.
اگر انسان بخواهد به سوي کمال نهايي و هدف غايي دست يابد، و زندگي سالم داشته باشد و احساس غربت نکند، بايد هدف زندگي خود را بشناسد و مجموعهي زندگي يا بخش قابل توجه آن را در راستاي آن هدف قرار دهد. در غير اين صورت انسان زندگي سالم نداشته و موجودي ميشود غرق در خودخواهي که هيچوقت از اين منافع فردي خارج نميشود و يا به صورت موجودي مردد و سرگردان که حتي تکليف خويش را در زندگي،آن هم در مسايل اجتماعي و فردي نميداند؛ و گاهي به اين سو و به ان سو کشيده مي شود؛ و موجودي ميشود ناهماهنگ.414 اگر انسان در راستاي هدف واقعي زندگي قرار بگيرد، دين به ياري او شتافته و در جهت داشتن يک جهانبيني الهي و جامع نگر و سعادتبخش به انسان کمک مي کند415 چنين انسان خدايياي که زاويه ديد او به همه امور الهي شده است، تمام رفتارهايش را بر مبناي رضايت حضرت حق و عمل به دستورهاي آن عالم حقيقي مييابد.
2) آرامش بخشي
از آثار اعتقاد و ايمان به خدا، تسليم و رضا به مقدرات الهي است. فرد بايد باور داشته باشد که همهي رويدادهاي جهان منوط به اذن خداوند دانا و توانايي است که او به اسباب و علل افاضه ميکند. حالت رضايت به رضاي الهي موجب ميشود مسلمانان مشکلات را در زندگي، مثبت و تکامل بخش تلقي کنند و زمينهي سازگاري با چنين حوادث بازگشت ناپذيري را فراهم کرده. و چنين ديدگاهي در دنياي پرتلاطم بيرون، اسباب آرامش دروني را به فرد هديه ميکند. انساني که خود را در ميدا حوادث تنها نميبيند، هيچ طوفاني در زندگي او را به تزلزل نمياندازد “هُوَ الَّذِى أَنزَلَ السَّكِينَةَ فىِ قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيزَْدَادُواْ إِيمَانًا مَّعَ إِيمَانهِِمْ وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ كاَنَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا416
انسانهاي مومن هر خوبي و بدي را تحت اختيار و اندازه و قدرت الهي مي‌بينند، پس هيچگاه اندوهگين نخواهند شد چنان که امام صادق ميفرمايد: ” وَ إِنْ كَانَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ بِقَضَاءِ وَ قَدَرٍ فَالْحُزْنُ‏ لِمَاذَا؟ وَ إِنْ كَانَتِ الدُّنْيَا فَانِيَةً فَالطُّمَأْنِينَةُ لِمَاذَا؟417 چرا که ياس و نااميدي براي کساني است که احساس کنند از دنيا رانده شدهاند و کسي را براي کمک و دلداري دادن ندارند.
3) پاسخ به احساس تنهايي
احساس تنهايي يکي از احساسهاي مشترک بين تمامي افراد بشر است و اين احساس با نگاهي بسيار گذرا و اندک به دل و درون انسان، قابل درک و دريافت است. تنهايي انسان، تنهايي مضاف و داراي ساحههاي مختلف است که يا به دليل يک بعد از ابعاد وجودي او و يايک امر عارضي و فراتر از وجود اوست، مانند تنهايي فيزيکي، تنهايي اخلاقي، تنهايي در معاشرت، تنهايي ادراکي، ذهني و روحي و…اديان با اعتقاد به خداوند قادر، خير خواه و عاشق مطلق، عرصههاي مختلف تنهايي انسان را پاسخ ميدهند، زيرا خداوند عالم به سرار ضميرما و اگاه به نيازهاي جسماني و روحاني ماست.او تمام احتياجات همه جانبه انسان را ميداند و از روان ناخودآگاه ما باخبر است.418
بيگمان انساني که عقيده پيدا ميکند:خداوند از خودانسان به او نزديکتر است419 و او را از رگ گردن به انسان نزديکتر ميبيند420 در سراشيي هاي تنهايي احساس داشتن حبل محکم الهي نگهدارنده ارا? او خواهد بود.
توكّل، از آموزههايي است كه تأثير شگرفي بر تحرک و پويايي انسان دارد. توكّل به انسان جرئت اقدام و عمل ميدهد و بازدارندههاي رفتاري را از ميان برميدارد. قرآن ميفرمايد: آن گاه كه عزم كردي و تصميم گرفتي، به خدا توكّل كن و كار خود را دنبال نما421 و اين اولا، مستلزم حركت و تلاش انسان است و ثانياً، چون بر خدا اعتماد مي كنيم كار را با اطمينان بيشتري انجام مي دهيم. توكّل يعني اينكه انسان هميشه به آنچه منطبق با حق است عمل كند، و در اين راه به خدا اعتماد كند، كه خداوند پشتيبان كساني است كه حامي و پشتيبان حق بوده اند.422 در بحران هاي زندگي هميشه او را تکيه گاه خود خواهد ديد
چنين انساني با استفاده از نيروي خدادادي خويش و تكيه بر قدرت خداوند، با توكّل كارها را شروع ميكند و و در ظل عنايتش به پايان ميرساند. اين آموزه در سيره و سنّت پيامبر و اهل بيت(عليهم السلام)در نهايت درجه و كاملترين وجه آن بوده و يكي از علايم ايمان به خدا اين است كه انسان بر او توكّل كند. انسان اگر به ربوبيت او اذعان دارد و معتقد است كه مجموعه جهان هستي زير سيطر? حكومت و ربوبيت او قرار دارد و تنها معبود شايست? پرستش اوست، هرگز به خود اجازه نميدهد به دنبال ديگري برود و از او استمداد جويد، بلكه همواره به خداوند اعتماد كرده، فقط از او درخواست كمك ميكند: اگر بيمار است از او درمان ميخواهد، و اگر گرفتاري و مشكلي دارد صرفاً از آستان ربوبي او اميد به رفع آن دارد423
افرادي که به حضرت حق يقين کردهاند ، چنانچه يقين به خوبي امري و بدي امري داشته باشند بدون خوف از عاقبت کار يا ترس از ملامت، خستگيها را بر خود هموار کرده به سوي عاقبت خوشي که در دل دارد به شتاب مي پردازد چرا که” من توکل علي الله اضاءت له الشبهات و کفي المونات و امن التبعات”424
چنان که اهتمام به اين امر در مورد مسلمانان صدر اسلام مشهود بود و توانستند با باور به خداي متعال، عظيم ترين مشکلات را از جلوي راهشان بردارند ؛ خيبرها کندند و خندقها را فتح کردند و از جان گذشتند ولي بيم به خود راه ندادند.
2- نبوت و امامت
دومين باور ديني كه ركن دين‌داري اسلامي به شمار مي‌رود، اعتقاد به رسالت انسان‌هايي از سوي خداوند است كه به عنوان انبياي الهي در تاريخ شناخته شده‌اند. اهميت اعتقاد به نبوت معصوم ريشه در کارايي اين بزرگواران در زندگي مسلمين دارد. نقش باور به اصل نبوت و امامت به دو بعد، بازمي‌گردد
1) نقش آموزشي
اولين بعد، آموزش امور ديني به ويژه زندگي بر اساس اصول ديني است. راه منحصر به فرد شناخت تعاليم دين، پس از كلام خداوند، سخنان پيامبر و جانشينان ايشان است، به گونه‌اي كه حتي استفادة صحيح از كلام خداوند نيز مبتني بر شناخت و درك سخنان اولياي دين(ع)است.
پيامبر و ائمه به عنوان مفسرين قرآن و محل رجوع وحي، رابط بين خلق و خدا محسوب ميشوند لذا آنچه از دستورات و تعاليم الهي را که براي بشر قابل فهم نبوده، خداوند ببا وحي به پيمبر آن تعاليم و آموزه ها را به بشر ارسال کرده.
2) الگو دهي
دومين بعد در رابطه با اعتقاد به رسالت و امامت، نقش الگودهي آنان است. پيامبر براي تمام مومنين اسوه معرفي شده و الگو بودن آن حضرت در زندگي انسان مي تواند راهنماي تمام کارها باشد ” لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثيراً” 425
معناى آيه اين است كه يكى از احكام رسالت رسول خدا (ص)، و ايمان آوردن شما، اين است كه به او تاسى كنيد، هم در گفتارش و هم در رفتارش، و شما مى‏بينيد كه او در راه خدا چه مشقت‏هايى تحمل مى‏كند، و چگونه در جنگها حاضر شده، آن طور كه بايد جهاد مى‏كند، شما نيز بايد از او پيروى كنيد.426
اين تاسي به پيامبر در تمامي مسلمين و در تمامي حيطه ها به خوبي مشهود است؛ چرا که مسلمين حتي سعي ميکنند در جزييات زندگي شان هم به سيره رسول مکرم اسلام تاسي کنند. و شناخت پيامبري که داراي ملکه عصمت است. نه تنها وي را براي زمان خوش بلکه الگويي براي مسلمين امروز قرار داده است.
علاوه براصل نبوت ،اصل امامت و رهبري يکي از مهم ترين و برجسته ترين ويژگي شيعيان است که آنان را از ديگر گروههاي مسلمان جدا ميسازد. شايد اهميت اين اصل براي مسلمانان امروزي ملموس تر به نظر ميرسد؛ چرا که در زمان غيب کبري و ددر زمان عدم حضور امام معصوم، وظيفه خطير رهبري جامعه بر عهده خلف صالح امام غايب است. واصولا حکومت اسلامي جز به وسيله حاکميت اسلامي که در راس آن عالم جامع الشرايط حضور داشته باشد، اعمال نميشود.427
3) انتظار در امتداد امامت
همه اديان‌آسماني،به خصوص اديان ابراهيمي،براي جامع? بشري، غايت و آينده‌اي روشن،توسعه‌يافته و سعادت ‌بخش ترسيم مي‌کند. اسلام از پيروان خود انتظار دارد که با الهام از شاخص‌هاي آن جامع? آرماني، به اقتضاي‌ امکانات و توانمندي اجتماعي خود، بکوشند تا در يک روند تکاملي حداقل‌هايي از ويژگي‌هاي جامع? مطلوب اسلامي را محقق سازند. تحقق ويژگي”انتظار”در جامعه اسلامي،مستلزم احراز شرايط و شاخص‌هايي است که نشان‌گر تحقق برخي مراتب حداقلي جامعهء مطلوب اسلامي است. مهم آن است که جامعهء اسلامي همواره بکوشد تا حرکتش، حرکتي تکاملي و رو به رشد باشد.در همين راستا، يکي از اقتضائات مذکور،دانش و امکانات‌ علمي است که در هرعصري وجود دارد يا مي‌تواند پديد آيد.428
شور و شوق حضور در کنار آن منجي بزرگ که روزي ظهور خواهد کرد ، هر معتقدي را به سير وسلوک معنوي و پيشرفت دنيايي براي رسيدن به گوشهاي از آمال آن منتظر ميکشاند.
3- معاد
اعتقاد به زندگي پس از مرگ، حسابرسي اعمال در روز قيامت، و پاداش و مجازات افراد بر اساس رفتارهايشان است. هر چند اعتقاد به معاد بر همهي ابعاد زندگي انسان ها تأثيرگذار است. امروزه علي رغم پيشرفتهاي علمي و کاهش مشکلات زندگي، اضطراب ها و نگراني ها رو به فزوني است. بخشي از اين مشکلات بر اثر احساس بيهدفي و پوچي در زندگي است.
علامه محمد تقي جعفري در تبيين لازمه نياز به دين ميگويد: انسان در سامان دادن زندگي طبيعي نه تنها نياز به دين ندارد، بلکه دين در برخي مواقع، مزاحم آن نيز است. آن چه انسان را به دين نيازمند مي نمايد، حيات معقول و طيبه است که در آن انسان به کمال نهايي دست مي يابد و ظرف تحقّق آن نيز آخرت است. بنابراين، هدف غايي دين، ساختن زندگي معقول است و اگر اين هدف، ناديده انگاشته شود و زندگي طبيعي، مقدم شود استفاده ابزاري از دين است؛ چنان که آنهايي که حيات طبيعي را مقدم داشتهاند، از دين و ساير ارزش ها، استفاده ابزاري نمودهاند. 429
1) صبر
کمتر چيزي مانند باور به معاد ميتواند آلام مسلمان را تسکين دهد. اساساً برخي مشکلات جبران ناپذير است و افراد تنها با توجه به پاداشهاي زندگي اخروي ميتوانند خود را آرامش بخشند. کمترين پاداشي که از اعتقاد به آخرت حاصل مي شود؛ صبر بر مصيبتها و آلام است: الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ “430 طبق مفاد اين آيه اين جهان دار بقا، براي هيچ کس نيست. بعضي زودتر و بعضي ديرتر، بايد از اين جهان بروند. چرا انسان به خاطر مسايل زودگذر در ديار شرک و کفر باقي بماند، و بار ذلت و اسات را بر دوش بکشد، و زندگي شن بيمعنا باشد431، بنابراين شما مردم با ايمان از مرگ نترسيد و از ترس مرگ و

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir