پيامآوران ديني، صراط صلح جهاني را فراسوي سالکان کوي زندگي مسالمت آميز نصب مي کند تا دولتها با هم ، ملتها باهم، دولتها با ملتهاي خود صلحجويانه به سر ببرند و حقوق بشر، به ويژه حقوق کودکان زنان و کهنسالان از گزند تطاول زورمندان و زر اندوزان مصون بماند.625
4- احکام جزايي
در اسلام دينداري تنها به اعتقاد نيست، بلکه به عمل نياز است و ايمان و عمل مکمل مسلمان بودن به حساب مي‌آيد بدون آگاهي از دستورهاي ديني نيز نميتوان از آسيبهاي بيديني در امان بود.نقش دين در کاهش جرم و کجروي اجتماعي يکي از عواملي که در پيش گيري و يا کاهش جرم و کجروي اجتماعي، تأثير بسزايي دارد، دينداري و ايمان به خداوند است “هنگامي که آدمي دور از چشم آشنايان، همسايگان و ديگران است، نه قانون و نه افکار عمومي و نه هيچ چيز اجتماعي ديگر، کارهاي وي را کنترل نميکند، بلکه در اين حالت، کنترل کار در پرتو ايمان به قدرتي صورت ميگيرد که در همه مکان ها و زمان ها شاهد آدميان است و به رفتار پسنديده و نيک پاداش مي دهد و بدي و گناه را مجازات ميکند”.626
به عقيده علامه طباطبايي نيز: هر چند قوانين و مقررات عادلانهاي وضع شود و احکام جزئي سخت وتهديد کننده هم وجود داشته باشد، در عين حال، جلوي تخلف و ارتکاب جرم را به وسيله اخلاق فاضله انساني نمي توان گرفت. قوانين ومقررات، از تخلف و نافرماني در امان نمي ماند مگر اينکه بر پايه اخلاق فاضله انساني قرار داده شود و اخلاق نيز نميتواند سعادت انساني را تضمين کند و او را به کارهاي شايسته وادارد، جز در صورتي که متکي بر توحيد [دين توحيدي] باشد .627
نويسنده مقاله” اجتماع اخلاقي مسلمانان” در ضمن مقالهاي و با ذکر مثالهاي گوناگون سعي در به اثبات رساندن اين مطلب دارد که آمار جرم و جنايت در ممالک اسلامي پايين تر از بقيه مناطق ميباشد و دلايلي را نيز براي اين آمار مثبت بيان ميکند که همگي نشان ميدهد که جوامع اسلامي از نظر اخلاقي و فرهنگي در مرتبه بالاتري از ساير کشورها قرار دارند. و قوانين سخت اسلامي را يکيا ز دلايل کاهش جرايم مي داند و ميگويد: ” ‌ميــزان‌ پـاييـن‌ جــرم‌ در كشورهـاي‌ اسلامي‌ ويــژگي‌ محتـوا وساختار باورهاي‌ اسلامي‌ است‌. اين‌ ويژگيها باعث‌شكل‌گيري‌ ساختهاي‌ اجتماعي‌ ـ فرهنگي‌ خاصي‌گــرديده‌ كه‌ يكي‌ از پي‌آمدهاي‌ آن‌ ميــزان‌ پايين‌ جــرم‌ بـوده‌ است‌”.628
احکامي همچون حدود و تعزيرات، قصاص و ديات از جمله اين احکام جزايي محسوب ميشوند و در کاهش آمار جرم نقش بسيار بالايي اجرا ميکنند.
5- احکام خوردنيها
اسلام با توجه به اينکه بر سلامت روان و جسم انساني توجه ويژهاي دارد لذا، شارع مقدس براي حفظ سلامت جسم از خوردن برخي چيزها جلوگيري کرده. به عنوان مثال از جمله محرمات مشهوري که در شرع مورد نهي وااقع شده، شرب خمر و نوشيدن مشروبات الکلي و مست کننده است. اين نهي اسلام، علاوه بر حکمتها و دلايلي که عقل بشر از فهم آن ناتوان است، داراي زيانهاييست که دانشمندان با پيشرفت علم، به کشف آن نايل شده‌اند وي اسلام در 14 قرن قبل، انسانها را از استعمال اين مايع زيانآور نهي کرده است.
6- احکام خانواده
خانواده به عنوان تنها گروه سببي يا نسبي است که اسلام آن را به رسميت مي شناسد و براي تشکيل شدن و ادامه يافتنش داراي قوانين خاص ميباشد؛ براي تشکيل شدن نهاد خانواده که از ديد اسلام يک نهاد حقوقي مدني است از عقد خواندن شروع ميشود و از اين به بعد خلوت کردن براي دو نامحرم ممکن ميشود.
قوانين ويژهاي در مورد شرايط عقد خواند وجود دارد که به آن اهميت معنوي داده، شرايطي را هم براي زوجين معين کرده که در صورت تحقق همه آنها نهاد خانواده پابرجاي ميماند. از آن پس زن و مرد محارم جديدي براي خودشان پيدا مي کنند و با روابط جديد آشنا ميشوند.؛ زن با محدوديت هايي که ممکن است از طرف شوهر بيايد روبرو مي شود. ونظام مالي خانواده زن را مستحق نفقه ميگردان؛ وبراي شرايط طوفاني خانواده ، اسلام قانون طلاق را در اختيار زوجين قرار داده است. 629

فصل پنجم:

باورهاي ديني تأثيرگذار
در
رشد و انحطاط مغرب زمين

در قرون وسطي، آموزههاي مسيحيت تشکيلدهنده بخش اعظم فرهنگ و اخلاقيات مردم بود و آموزههاي پذيرفته شده، روح وحشي مردم غرب را به تسخير آموزههايي که براساس محبت شکل گرفته بود، درآورد.
بعد از حضرت عيسي نيز ارباب کليسا، ارائه دهنده روح به اخلاق، سياست و امورات مردم گشت. تسلط مسيحيت و نظرات ارباب کليسا تا زماني که آموزههاي انحرافي و فساد در بخش هاي مختلف کليسا وجود نداشت باعث پيشرفت در رفتارهاي مردم گشته بود؛ و اين روند سازندگي و تسلط ادامه دداشت، تا اين که با به وجود آمدن آموزههاي انحرفي و قابل فهم نبودن آنها براي مردم، واکنشهاي منفي به آموزه هاي کليسا آغاز شد.
به اين نکته متذکر ميشويم با توجه به اين که مسيحيت، حقيقتي بر پايه يکتاپرستي دارد، لذا تاثيرات آموزه هاي اعتقادي اصلي اين دين مشابه تاثيراتي خواهد است که ما در مورد عقايد اصلي مسلمين ذکر کرديم. در تحقيق اين فصل به مواردي از آموزههاي مسيحت که به نوعي متفاوت از آموزههاي مسلمين بود؛ پرداخته خواهد شد، يا اين که به صورت اختصار موارد را بيان خواهيم کرد.
گفتار اول: باورهاي موثر در پيشرفت مغرب زمين
در اين گفتار، باورهايي که اعتقاد به آنها در پيشرفت مغرب زمين نقش بازي کرده را در سه بخش باورهاي اعتقادي، اخلاقي و باورهاي عملي موجود در آموزهها پي ميگيريم.
الف- باورهاي اعتقادي موثر در رشد
امروزه مسيحيت در اشکال متنوع و گوناگوني به چشم ميخورند، اما در وراي اين صورت ظاهري به طور اعجابآوري عدهاي اعتقادات و اعمال وجود دارند که مورد توافق همه گروهها و دستههاي مسيحي ، اعم از کاتوليک و پروتستان قرار دارد.
گر چه ممکن است تاثيرگذاري برخي آموزههاي اعتقادي ملموس به نظر نرسد، اما با توجه به اين که روح اعتقادات است که باقي آموزهها را براي معتقدينش، هموار ميکند، پس شناخت اين آموزههاي اعتقادي بر درک ما از باقي اخلاقيات جامعه غرب مسيحي ميافزايد؛ عمده اين اعتقادات چنين است:
1- تثليث
بحث از خداوند در آيين مسيحيت با مساله تثليث گره خورده و با وجود مسلکهاي متفاوتي چون کاتوليک، ارتودکس و پروتستان، اعتقاد به تثليث در همه فرقهها به چشم مي خورد .
مسيحيت به نوعي از خداباوري رسيده که در عين واحد بودن، سه گانه است و از سه اقنوم پدر و پسر و روح القدس تشکيل يافته است. و آنچه از عهد جديد، در رابطه با کيفيت ارتباط اين سه اقنوم و اين که آيا هر يک وجود مستقلي دارند يا هر سه يک وجود را تشکيل ميدهند، به دست ميآيد؛ گواه است که خداي پدر، در آسمان است و خداي پسر در زمين630 و روحالقدس به عنوان مخترع و مبدع حيات رابط بين اين دو است؛ و عيسي مسيح صورت خداي ناديده است، نخست زاده تمام آفريدگان؛ زيرا در او همه چيز آفريده شده است که مخلوق شد به وي هر آنچه در آسمان و زمين است631
اگر وجه منفي خداباوري از نوع تثليث را در نظر نگيريم، برداشت مسيحيت از صفات محموده خداوند در کل، مثبت بوده و خدايي را ترسيم ميکند که شايست? خداوندي را دارد؛ چنان که ناس از زبان عيسي مي آورد: ” ملکوت الاهي ، ذات قادري است داراي صفات و حاکم بر کل موجودات، و او روح فعالي است که در طول ادوار زمان همواره منشاء حرکات تاريخ بوده است” و در وصف رحمتش مي افزايد: “تعاليم او اين نکته را متضمن است که هر چند خداي متعال بشر را به اقتضاي حکمت بالغه خود آزاد و مختار آفريده است ولي انسان مانند همان پسر گمشده اي است که در تمثيل آورده، يعني تمام وسايل يک زندگي مرفه را در اختيار او گذاشته ولي آن پسر آنها را با عيش و نوش و به سيه کاري تباه ساخته، آن پدر باز او را دوست مي دارد و گناهان او را مي بخشد و از کيفر ها و بلايا که لازمه گنهکاري است مي آمرزد و زماني که به سوي پدر بازگرد او را در آغوش خود مي پذيرد. همچنين ذات خداي متعال، کاملا خير محض و لطف صرف است و انسان قبل از آنکه سايه اي از شک و ظن به دل افکند بايد به خداوند اعتماد کند و با قلب مطمئن پيوسته اشراق نفساني و نور روحاني به وسيله نماز و دعا حاصل سازد632
انساني که در مسيحيت نقش خود را به خوبي در اين عالم هستي شناخته است و به خداي هستي ايمان دارد مي داند که، ” اين هستي متعال شخصيت والايي است که از نظر ويژگيهاي شخصي کامل بوده و در خلقت و ايجاد متضمن اراده و مقصود و از نظر اخلاقي در حال کنترل امور و از روي عشق در خدمت بندگان و بالاخره در حال کمال همکاري براي نجات و رستگري بشر است.”633 چنين نگاهي شخص را براي خداشناسي و در خدمت خدا بودن آماده ميکند.
1) پدر
نويسندگان عهد جديد عادت دارند، خدا را پدر بنامند. به اعتقاد پزوهشگران اولين بار اين اصطلاح از يهوديت آمده و کليساييان به گزارش انجيل مي گويند: عيسي به شاگردان خود تعليم داد که خدا را پدر آسماني بخوانند( متي5: 9) و لذا در آيات فراواني از خدا با نام، پدر ياد کرده است. مثلا گفت: ” نزد پدر خود و پدر شما و خداي خود و خداي شما مي روم”634 .با ورود يوحنا به قداست، وي پدر را به معناي حقيقي آن گرفت و خداي اسماني را پدر خطاب نمود و با تبليغ آن، مقدمات پسر خطاب کردن عيسي را هم فراهم کرد.
2) پسر
يکي از مهمترين ارکان اعتقادات مسيحي را مي‌توان در تثليثي جستجو کرد که تجسد خدا در عيسي است و نتيجه‌اش اعتقاد به الوهيت عيسي مي‌باشد. در واقع وجود برخي واژه ها در کتاب مقدس باعث اطلاق پسر، به عنوان فرزند خدا به مسيح گشت. همين امر هم مسيحيت را از باقي اديان آسماني متمايز ميکند؛ جان‌ناس مي نويسد: ” سرگذشت مسيحيت، تاريخ ديانتي است که از عقيده به تجسم الهي در جسد شرع و باني آن ناشي شده است…سراسر تعاليم نصاري ، در اطراف ايمان به اين قضيه دور ميزند که شخص عيسي روشن ترين ظهوري از ذات الوهيت است ؛ اما اين دين که با عقيده به تجسم الهي آغاز ميشود منقلب گرديده و در طي تحولات گسترده، جنبه بشري پيدا کرده و بشريت با همه اميال و همه ضعفها و قصورها، در آن متجلي شده است”635
آنچه مورد اتفاق مسيحيت واقع شده همين است که: خداوند خود را بر بشر ظاهر ساخته و خود را به کاملترين و روشنترين وجه در عيسي مسيح ظاهر ساخته.636
در اوج تاثير گذاري اين اعتقاد همين بس که بايد توجه داشت، گرچه در مسيحيت نجات و رستگاري از طريق سرسپردگي کامل به عشق و قانون خداي پدر به دست ميآيد؛ اما عيسي مسيح نيز ميتواند بيش از هر کس ديگري در تغيير شکل دادن شخصيت پيروان خود، به صورتي کاملا مشابه با يک فرزند خدا کمک کند.637
3) روح

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir