چيز داريم، ولي اگر آدم نداشته باشيم هيچ چيز نداريم.257
3- انقلاب هاي علمي در غرب
بدون شک مغرب زمين که در قرون وسطي به غير از توحش و ناداني از آنان گزارش نشده است؛ داراي پيشينه علمي چنداني نبود که بتواند با تکيه صرف بر علم موجود خود بتواند کشتي تمدن خود را به حرکت درآورد. بلکه آشنايي با تمدن هاي ديگر و بروز اتفاقاتي در اين سرزمين باعث به وجود آمدن تلقي جديد از زندگي، علم در آن ها گرديد.
1) نهضت ترجمه
پيشرفتهاي غرب نيز مانند مسلمانان، از نهضت ترجمه آغاز شد. شايد مهمترين دره اي که باعث درک مغرب زمني از علم گرديد زماني بود که جنگ هاي صليبي آغاز گرديد؛ از قرن 11تا 13، هشت جنگ صليبي به وقوع پيوست و اگر چه سرانجام با پيروزي مسلمانان به پيايان رسيد، گرچه به کشورهاي اسلامي و مسيحي لطمات فراواني را وارد کرد. اما اين جنگ ها فرصتي را براي جمع زيادي از اروپاييان به وجود آورد که از نزديک با تمدن اسلامي و شکوفايي و عظمت آن آشنا شوند. بايد در عدم آشنايي اهالي مغرب با علم و دانش قبل از جنگهاي صليبي گفت: در ابتدا صليبيون به حدي بي سواد بودند که اعتنايي به فلسفه و عموم مسلمين نداشتند اما نفس اين آشنايي باعث شد تا اروپاييان به عقب ماندگي خود پي ببرند و در سفرنامه هاي خويش به عظمت و بزرگي از تمدن اسلامي ياد کنند.258
ترجمه متون عربي از نيمه اول قرن 12م به بعد يکي از فعاليت هاي مهم علمي در اروپا شد و اندلس در کانون جغرافيايي آن قرار گرفت. و دليل آن هم وجود مراکز بزرگ فرهنگي اسلامي از يک سو و از سوي ديگر امکان ترجمه به زبان لاتين توسط مسيحيان از سوي ديگر بود.
جماعت هاي مسيحي و يهودي (معروف به مستعرب) در دوران تسلط مسلمين اجازه يافته بودند تحت لواي حکومت اسلامي دين خودشان را داشته باشند و پس از سقوط اندلس مي توانستند واسطه و ميانجيگر بين دو فرهنگ باشند. در نتيج? غلبه مسيحيان بر اسپانيا مراکز فرهنگ اسلامي و کتابخانه‌هايشان به زبان عربي بود، به دست مسيحيان افتاد. طليطله که مهم‌ترين مرکز فرهنگ اسلامي بود در سال 1085 م سقوط کرد و در طول قرن 12 بهره برداري از ثروت‌هاي کتابخانه آن, آغاز شد.
” در تولدو اندکي پس از استيلاي مسيحيان و شکست مورها ، رمون، اسقف اعظم روشن فکر و پيشه ور آن شهر، گروهي از مترجمان را تحت رهبري دومينيکوس گوونديسالينوس گرد آورد(1130م) و آن ها را مامور ترجم? کتاب‌هايي کرد که درباره علوم و فلسفه به زبان عربي نوشته شده بود. اکثر اين مترجمان يهودياني بودند که آشنا به زبانهاي عربي عبراني اسپانيايي و گاهي نيز متبحر در لغت لاتيني بودند. پرکارترين فرد اين گروه شخصي بود به نام يوحنا، که در ميان اعراب به ابن داوود مشهور بود. يوحنا به ترجمه يک کتابخانه واقعي از آثار عرب و ترجمه‌هايي که فضلاي يهودي از کتاب هاي ابوعلي سينا، غزالي، فارابي و خوارزمي بودند مبادرت جست و از طريق ترجمه کتاب حساب موسي خوارزمي، ارقام هندي و عربي را به مغرب زمين معرفي کرد”259
در پايان قرن 12، جهان مسيحيت لاتيني بخش هاي عظيمي از دستاوردهاي فلسفي و علمي يوناني و اسلامي را به چنگ آورده بود؛ در طي قرن 13 بسياري از شکاف هاي بازمانده مي بايست پر شود. اين کتاب هاي ترجمه شده به سرعت در مراکز بزرگ تربيتي پخش شد، و در آنجا به انقلاب آموزشي و تربيتي کمک رسانيد260 به اعتقادات ويل دورانت: تاثيرات تمامي اين ترجمه ها در اروپاي لاتين اثري انقلابي بود؛ روانه شدن سيل متوني از دنياي اسلامي و يونان، عشق به تحقيق و تتبع را به طرز عميقي از نو در نهاد مردمان بيدار کرد، تحولات جديدي را قهرا در دستور زبان و واژه شناسي به وجود آورد. برنامه دروس مدارس را توسعه بخشيد و در رشد شگفت انگيز دانشگاه ها قرن 12 و 13 سهيم بود..جبر، رقم صفر و سيستم اعشاري از راه اين ترجمه ها قدم به جهان مسيحي غرب نهاد.261 فرضيات و طرق عملي طب بر اثر ترجمه کتاب هاي اساتيد يوناني، لاتيني، عرب و يهودي قوت يافت و طريق تکامل پيمود. ورود علم نجوم اسلامي يوناني بسط الهيات را اجباري ساخت. مفاهيم جديدي در الوهيت به وجود آورد که خود ديباچه تحول عظيم تري بود که پس از کوپرنيک پديد مي آمد دورانت، با توضيح اينکه اسلام با اشاعه دانش و تهييج اذهان وادار به ساختن معبد اسکولاستيک نمود مي گويد:” سپس يک يک سنگ هاي آن بناي فخيم شکاف مي داد تا در قرن 14 آن دستگاه قرون وسطايي فرو ريزد و به دنبال عشق رنسانس، مقدمات فلسفه جديد فراهم آمد”262
2) واردات علم از مسلمانان
برخورها و روابط فراواني که بين مسلمين و مغرب زمين صورت گرفت، باعث پخش علوم و فنون و اخلاق در بين هر دو طرف گشت. والبته چون مسلمين در آن زمان داراي تمدن و فرهنگ والاتري نسبت به مغرب زمين بود، سودي که غرب از ارتباط با اسلام برد به مراتب بيشتر از مسلمين بود. به برخي از مواردي که مغرب زمين از مسلمانان به سوغات برد، در فصول قبل اشاه شد. اما تاثير نفوذ اسلام در غرب چنان براي مغرب زمين اعجاز کرد که مونتگمري وات در بيان تاثيرات حضور ونفوذ مسلمانان در غرب، مي گويد:
” هنگامي که انسان تمام جنبه هاي درگيري اسلام و مسيحيت در قرون وسطا را در نظر بگيرد، اين روشن خواهد بود که تاثير اسلام بر جامعه مسيحيت بيش از آن است که معمولا شناسايي مي شود. اسلام نه تنها در توليدات مادي و اختراعات تکنولوژي اروپا شريک است است ؛ و نه تنها اروپا را از نظر عقلاني در زمينه هاي علم و فلسفه برانگيخت، بلکه واداشت تا تصوير جديدي را از خود به وجود آورد.”263
از ثمرات روزمره اي که دنياي غرب از آشنايي با شکوه تمدن غرب به ست آورد بسيار است. اما يكى از ثمراتي که جنگ هاى صليبى براى اروپاييان داشت؛ رواج حمّام هاى عمومى بخار بود، که به تقليد از گرمابه‌هاى مسلمانانو با رفتن از سرزمني هاي اسلامي به ساختن مشابه براي آن پرداختند.
در اوضاع بهداشتي و اهميت اين قضيه همين بس که، كليسا با گرمابه هاى عمومى نظر خوشى نداشت; زيرا اين گونه مراكز را مقدّمه واداشتن مردم به اعمال منافى عفّت مى دانست. اين در حالى است كه از مدت ها پيش از آن، در تمام شهرهاى اسلامى، حمّام هاى عمومى در تمامى محلّه ها وجود داشت و مردم مسلمان نظافت را از نشانه هاى ايمان مى شمردند. علاوه بر اين، حتى مسيحيان داشتن مستراح را در خانه هايشان بد مى دانستند؛ ويل دورانت مى نويسد: “در قرن سيزدهم، پاريسى ها بول دان هاى خود را آزادانه از فراز پنجره به معابر خالى مى كردند و تنها تأمينى كه عابر بيچاره داشت اخطار صاحب خانه بود كه با صداى بلند مى گفت: خيس نشوى! مردم در حياط ها، روى پلكان ها و از بالاى بالاخانه ها، حتى در كاخ “لوور”، پيشاب مى ريختند. پس از بروز طاعون در سال 1531م به موجب فرمان مخصوص، به عموم مالكان و خانه داران پاريسى اخطار شد كه براى هر خانه اى مستراحى احداث كنند; اما بيشتر مردم زيربار نرفتند”.264
3) نهضت اصلاح ديني
با توجه به وضعيت اسفناک کليسا وبه ويژه استفاد? کليسا, ديرها و صومعه ها و ساخت و ساز و وابستگي سياسي آنان، اخذ ماليات و عشريه ها، فروش آمرزش نامه ، و ..همه اين امور نارضايتي گسترده اي را در ميان مردم ايجاد کرده بود که نهايتا به نهضت اصلاح ديني انجاميد. در قرن 16، مارتين لوتر،که در يکي از شهرهاي آلمان استاد دانشگاه و معلم رسمي کتاب مقدس بود، با فروش آمرزش‌نامه به مخالفت پرداخت و پاپ را ضد مسيح ناميد و پاپ نيز وي را تکفير کرد. نهضت لوتر به سرعت به آلمان و ساير مملک اروپايي کشيده شد وسرانجام پروتستان‌ها و طرفداران نهضت اصلاح ديني به جمعيتي تاثر گذار در غرب تبديل شدند.
نهضت اصلاح ديني به طور غير مستقيم موجب رشد عقلگرايي در مسيحيت شد. اين نهضت، اقتدار کليسا رابه چالش کشيد و اعلام داشت که هر مومني حق دارد اسفار کتاب مقدس را شخصا و بدون وساطت کليسا تفسير کند وبدين ترتيت فهم رسمي از مسيحيت و ظهور فرقه هاي متعدد در ميان پروتستان ها پديد آمد. و همين امر زمينه مجادلات فکري فراوان را به وجود آورد و در نهايت عقل به عنوان مرجع رفع منازعات برگزيده شد. در حقيقت با سست شدن برخي اصول جزمي مسيحيت و آزاد شدن فهم کتاب ديني براي عموم مردم، زمينه بررسي هاي خرد گرايانه کتاب مقدس فراهم گرديد؛ در کشورهاي پروتستان قانون کليسايي از ميان رفت و در دانشگاههاي آن، علم حقوق جانشين الهيات شد.265
4) کشفيات جديد علمي
بدون شک يکي از مهمترين عرصه هاي پيشرفت غرب در زمهي علم و کشفيات بود است . در نيمه دوم قرن 19 از نظر کشفيات در تمام علوم ، دوره اي بي سابقه محسوب مي شود. تنها يک بناي مجلل که بر روي پايه هايي که قبلا مرداني چون گاليله، نيوتن، بيل، لاوازيه، و کوويه بنا کرده بودند ، نبود، بلکه علوم جديد بسياري به وجود آمد و قوانين کلي اساسي بسياري بر قرار کرد. که مهمترين کارهاي بزرک علمي قرن 19 قوانين ترمو ديناميگ، تئوري امواج الکترو ماگنتيک، کشف ارتباط ميکروب ها باامراض و پيشرفت تکنيک جراحي با اصول بهداشتي پيشرفت تلقيح براي پيشگيري امراض واز همه مهمتر از نظر استنباطاط فلسفي، تئوري تکامل تدريجي انواع بود. استفاده عملي از کشفيات علمي چنان انقلاب صنعتي را تسريع کرد که در ربع آخر قرن ، دومين انقلاب عظيم صنعتي را به وجود آورد266
5) انقلاب صنعتي
يکي از مهمترين دوران ، و از مهمترين دلايل رشد فزاينده غرب، بروز انقلاب صنعتي در غرب بود که اين تمدن را از تمدن هاي ديگر به خوبي متمايز مي کند؛ انقلابي که ننيجه اش در همه زمينه ها موازنه قدرت، علم، اقتصاد و…را به سمت غرب تغيير داد. و با تعمق در تحولات اين دوره به اين نتيجه مي‌رسيم که علم و صنعت باهم، پايه هاي يکديگر را براي پيشرفت ساختند.
انقلاب صنعتي تحولي فن‌آورانه و صنعتي و اجتماعي بود که در سده 18م در انگلستان به آرامي آغاز شد. صنعتي شدن، در اصل به تغيير از کشاورزي به عنوان هدف اوليه کار آدمي و شيوه اصلي ايجاد ثروت به ماشيني شدن توليد کالاها در کارخانه انجاميد. در نتتيجه، شيوه اي تازه از بقاي آدمي شروع به شکل گرفتن کرد، يعني تمدن صنعتي، ونوع آدمي همراه با آن به دوران تاريخي تازه اي قدم نهاد.267 توليد ماشيني شد، و نيروي آن از ماشين هايي با سوخت فسيل تامين گرديد؛ صنعتي شدن در کشاورزي بسياري نقاط انقلاب ايجاد کرد؛ تغيير ساختار گسترده جوامع، طبقه هااي کاملا تازه اي از مالکان ، کارگران، مديران، رهبران سياسي و مصرف کنندگان به بار آورد268
پيشرفت تکنيکي در قرن 19 چنان سريع انجام مي شد که به نقل ويل دورانت، در اين دوران ” تمام کارخانه داران از خود اختراعي دارند و روزانه سرگرم بهبود اختراعات ديگران هستنذ”269 منابع جديدي براي توليد نيروهاي عضله انسان و حيوانات يکي پي از ديگري کشف شدند و روش هاي توليد انبوه نيز روز به روز ترقي کرد و

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir