می باشد، به صورت زیر محاسبه می گردد:

که در آن منظور از (com) ̅ عبارت است از میانگین مقادیر اشتراکی118 متغیرهای مکنون مدل وهمچنین (R^2 ) ̅ نیز عبارت از میانگین ضرایب تعیین متغیرهای مکنون تحقیق است. بنابراین میزان این آماره برای مدل تحقیق عبارت است از:

نحوه تفسیر معیار GOF:
با توجه به سه مقدار 1/0، 25/0 و 36/0 که به عنوان مقادیر ضعیف، متوسط و قوی برای GOF معرفی شده است (وتزلس119 وهمکاران، 2009) وحصول مقدار 41/0 حاکی از برازش بسیار مناسب مدل است.

4-6)آزمون فرضیه های تحقیق:
دراین بخش به آزمون فرضیه های تحقیق پرداخته می شود.
فرضیه اصلی:
1.بین بهره برداری از فرصت های فناوری و عملکرد مالی شعب مورد مطالعه رابطه معنی داری وجود دارد.
با توجه به مدل ساختاری تحقیق مشاهده می شود که میزان آماره تی بین دو متغیر بهره برداری ازفرصت های فناوری وعملکرد مالی شعب برابر با 07/10 بوده و از آنجا که بیشتر از 96/1 است. لذا رابطه بین بهره برداری ازفرصت های فناوری وعملکرد مالی شعب معنی دار است. همچنین میزان این رابطه با توجه به نتایج بدست آمده برابر با 54/0 است.
فرضیات فرعی:
1-بین آینده مداری و بهره برداری از فرصت های فناوری رابطه معنی داری وجود دارد.
با توجه به مدل ساختاری تحقیق مشاهده می شود که میزان آماره تی بین دو متغیر آینده مداری وبهره برداری ازفرصت های فناوری برابر با 08/3 بوده و از آنجا که بیشتر از 96/1 است. لذا رابطه بین آینده مداری وبهره برداری ازفرصت های فناوری و بهره برداری ازفرصت های فناوری معنی دار است. همچنین میزان این رابطه با توجه به نتایج بدست آمده برابر با 12/0 است.
2–بین حمایت مدیریت ارشد از فناوری های جدید و بهره برداری از فرصت های فناوری رابطه معنی داری وجود دارد .
با توجه به مدل ساختاری تحقیق مشاهده می شود که میزان آماره تی بین دو متغیرحمایت مدیریت ارشدازفناوری های جدیدوبهره برداری ازفرصت های فناوری برابر با 10/5 بوده و از آنجا که بیشتر از 96/1 است. لذا رابطه بین حمایت مدیریت ارشد از فناوری های جدید و بهره برداری ازفرصت های فناوری معنی دار است. همچنین میزان این رابطه با توجه به نتایج بدست آمده برابر با 29/0 است.

3- بین فرهنگ سازمانی و بهره برداری از فرصت های فناوری رابطه معنی داری وجود دارد.
با توجه به مدل ساختاری تحقیق مشاهده می شود که میزان آماره تی بین دو متغیرفرهنگ سازمانی وبهره برداری ازفرصت های فناوری برابر با 04/3 بوده و از آنجا که بیشتر از 96/1 است. لذا رابطه بین فرهنگ سازمانی وبهره برداری ازفرصتهای فناوری معنی دار است. همچنین میزان این رابطه با توجه به نتایج بدست آمده برابر با 19/0 است.
4 –بین عدم اطمینان فناوری و بهره برداری از فرصت های فناوری رابطه معنی داری وجود دارد.
با توجه به مدل ساختاری تحقیق مشاهده می شود که میزان آماره تی بین دو متغیرعدم اطمینان فناوری وبهره برداری ازفرصت های فناوری برابر با 84/2 بوده و از آنجا که بیشتر از 96/1 است. لذا رابطه بین عدم اطمینان فناوری وبهره برداری ازفرصت های فناوری معنی دار است. همچنین میزان این رابطه با توجه به نتایج بدست آمده برابر با 16/0 است.

5-1) مقدمه
در این فصل از تحقیق، حاصل کار، یعنی آنچه را که در فصل چهارم(تجزیه وتحلیل داده ها)بدست آمده است، مورد بحث قرار می گیرد. در این فصل ابتدا، نتایج حاصل از تحقیق به صورت خلاصه بیان می شود ودرادامه پیشنهاداتی درراستای نتایج بدست آمده ارائه می شود.
5-2) نتایج آمار توصیفی
بررسی توصیفی متغیرهای تحقیق نشان می دهد که:
متغیرحمایت مدیریت ارشد از فناوری های جدید دارای حداقل امتیاز 5/1 وحداکثر امتیاز 5 و میانگین 45/3 وانحراف معیار 81381/0 و واریانس662/0 می باشد، که میانگین بدست آمده بالاتر از میانگین مورد انتظار(3) می باشد.
متغیرآینده مداری دارای حداقل امتیاز 2وحداکثر امتیاز 5 و میانگین 4619/3 وانحراف معیار 79732/0 و واریانس 636/0 می باشد، که میانگین بدست آمده بالاتر از میانگین مورد انتظار(3) می باشد.
متغیرعدم اطمینان فناوری دارای حداقل امتیاز 2/2 وحداکثر امتیاز 5 و میانگین 6267/3 وانحراف معیار 69229/0 و واریانس 479/0 می باشد، میانگین بدست آمده بالاتر ازمیانگین مورد انتظار(3) می باشد.
متغیرفرهنگ سازمانی دارای حداقل امتیاز 87/1وحداکثر امتیاز 5 و میانگین 4387/3وانحراف معیار 67072/0 و واریانس 45/0 میباشد، میانگین بدست آمده بالاتر از میانگین موردانتظار(3) می باشد.
متغیرفرصت های فناوری دارای حداقل امتیاز 1 وحداکثر امتیاز 5 و میانگین 5444/3 وانحراف معیار 93663/0 و واریانس 887/0 می باشد، میانگین بدست آمده بالاتر از میانگین مورد انتظار(3) می باشد.
متغیرعملکرد مالی دارای حداقل امتیاز 75/1 وحداکثر امتیاز 5 و میانگین 5917/3 و انحراف معیار 80538/0 و واریانس 245/0 می باشد، که میانگین بدست آمده بالاتر از میانگین مورد انتظار(3) می باشد.
همچنین بررسی میزان واریانس متغیرهای اصلی این پژوهش نشان می دهد که کمترین انحراف معیار از میانگین مربط به متغیرفرهنگ سازمانی می باشد و بیشترین میزان انحراف معیار از میانگین مربوط به متغیر فرصت های فناوری است.که این بیانگراین موضوع است که نظرکارکنان درارتباط بافرهنگ سازمانی به هم نزدیکترمی باشد.
5-3) نتایج آمار استنباطی
جهت آزمون فرضیه های تحقیق از روش معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج حاصل درارتباط با فرضیه ها
ی تحقیق به شرح زیر است:
درفرضیه اصلی که در آن به بررسی رابطه بین بهره برداری از فرصت های فناوری و عملکرد مالی شعب مورد مطالعه پرداخته شد، طبق نتایج آزمون مدل در حالت استاندارد میزان رابطه برابربا 0.54 برآورد گردید که با توجه به سطح معنی داری حاصل شده معنی دار بوده و همچنین میزان آماره t بین دو متغیر 10.07 محاسبه گردید که بالاتر از 1.96 می باشد ، بنابراین می توان گفت که بین دو متغیر رابطه معنی داری وجود داردو این فرضیه تایید می شود.
تایید این فرضیه شاید خیلی دور از ذهن نبود و منطقی به نظر می رسد . زیرا در محیطی که تکنولوژی لحظه به لحظه در حال تغییر و پیشرفت باشد،عدم توجه به این تغییرات نتایج مثبتی را به دنبال نخواهد داشت. در محیط پیچیده امروز در درجه اول نیازها و انتظارات مشتریان تغییر کرده است و با استراتژی سنتی نمی توان مشتریان را راضی نگه داشت و از طرف دیگر حفظ مشتریان نیازمند توجه به تغییرات محیطی و فرصت های مناسب سازمان و پیاده کردن این تغییرات در سازمان است. مشتریان به سمت بانک هایی جذب می شوند که از فرصت های تکنولوژی از جمله خدمات بانکداری به روز استفاده می کنند و این بانک ها بواسطه استقبال مشتریان خود از خدمات پیشرفته و رهبر بودن در بازار، رشد مالی مثبتی خواهند داشت.
نکته دوم رقابت شدید در محیط بانک هاست که برای جذب مشتریان به وجود می آید.به همین دلیل توجه به فرصت های فناوری و روش های نوین خدمت رسانی به مشتریان حیاتی است.در نتیجه بانک هایی که به محیط خود بی توجه هستند،ظرف مدت کوتاهی سهم بازار خود را از دست می دهند.توجه به فرصت های فناوری در بانک ها، باعث به روز بودن خدمات، منابع،قابلیت ها،رضایت مشتری و حتی استراتژی ها و رویه های بانک ها می شود که این تغییرات باعث پیشرو بودن سازمان در بین سازمان های دیگر و رقبا می شود.
با نگاه به خدماتی که در صنعت بانکداری ایران ارائه می شود در می یابیم که چگونه پیشرفت های فناوری در محیط و تطبیق آن ها با نیاز مشتریان و آگاهی از دغدغه ها و نیازهای آنان منجر به بروز خدماتی از قبیل پرداخت فیش ها،برداشت و انتقال وجه و … توسط دستگاههای خود پرداز و اینترنت شده است که باعث صرفه جویی در زمان و رفاه بیشتر گشته و با استقبال مردم مواجه شده و افزایش عملکرد مالی بانک ها در اثر اعمال این تغییرات با توجه به نتایج پژوهش کاملا مشهود است.

درفرضیه فرعی اول که در آن به بررسی رابطه بین آینده مداری و بهره برداری از فرصت های فناوری شعب مورد مطالعه پرداخته شد، طبق نتایج آزمون مدل در حالت استاندارد میزان رابطه برابربا 0.12 برآورد گردید که با توجه به سطح معنی داری حاصل شده معنی دار بوده و همچنین میزان آماره t بین دو متغیر 5.10 محاسبه گردید که بالاتر از 1.96 می باشد ، بنابراین می توان گفت که بین دو متغیر رابطه معنی داری وجود دارد و فرضیه تایید می شود.
در واقع آینده مداری از بررسی دقیق بازار حاصل می شود .به این صورت که مدیران ارشد پس از بررسی همه جوانب بازار ، نیازهای مشتری و بازار شناسایی کرده و با توجه به این نیازها فناوری مورد نیاز برای پاسخگویی به این نیازها را جستجو می کنند و برای بکار بستن این فناوری در بانک بسیار تلاش می کنندو برای خود یک مزیت رقابتی نسبت به سایر بانک ها بدست می آورند و مشتریان بیشتری را به خود جذب کرده و عملکرد مالی بانک را افزایش می دهند.در واقع طرح های آینده از حال به آینده می روند و شکوفا می شوند.

درفرضیه فرعی دوم که در آن به بررسی رابطه بین حمایت مدیریت ارشد از فناوری های جدید و بهره برداری از فرصت های فناوری شعب مورد مطالعه پرداخته شد طبق نتایج آزمون مدل در حالت استاندارد میزان رابطه برابربا 0.29 برآورد گردید که با توجه به سطح معنی داری حاصل شده معنی دار بوده و همچنین میزان آماره t بین دو متغیر 5.10 محاسبه گردید که بالاتر از 1.96 می باشد ، بنابراین می توان گفت که بین دو متغیر رابطه معنی داری وجود داردو فرضیه تایید می شود.
در سازمان ها هیچ تغییری بدون حمایت و پشتیبانی مدیران ارشد به وجود نمی آید.اگر مدیران نسبت به برنامه های تغییر تعهد داشته باشند،تلاش زیادی نباید انجام گیرد اما اگر مدیران پشتیبانی نکنند،هیچ تغییری ایجاد نخواهد شد.به همین منظور در هر برنامه بهبود و تغییر،اطمینان از حمایت مدیریت ارشد بسیار ضروری است.اگر مدیران به تغییر اعتقادی نداشته باشند باید توجیه لازم صورت گیرد.تجربه نیز بیانگر این است که اگر هر یک از سازمان های موفق و تحول یافته را مورد بررسی قرار دهید،حتما به مدیران علاقه مند به تغییر خواهید رسید.به همین دلیل در پژوهش حاضر پرسشنامه ترجیحا بین مدیران ارشد بانک ها توزیع شد زیرا آنها در سازمان صاحب اختیار هستند.اگر مدیریت ارشد از فناوری های جدید حمایت کند،این احتمال وجود دارد که مدیریت میانی و مدیریت تازه وارد، توجه و منابع لازم را برای استفاده از فناوری های جدید اختصاص دهد و همچنین در صورت حمایت مدیریت ارشد ،هزینه لازم برای آموزش کارمندان و توجیه آنها اختصاص داده می شود و این مساله باعث یکپارچه شدن تفکرات و فرهنگ سازمان شده که موجب تسهیل کارها می شود.

درفرضیه فرعی سوم که در آن به بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و بهره برداری از فرصت های فناوری شعب مورد مطالعه پرداخته شد طبق نتایج آزمون مدل در حالت استاندارد میزان رابطه برابربا 0.19 برآورد گردید که با توجه به سطح معنی داری حاصل شده معنی دار بوده و همچنین میزان
آماره t بین دو متغیر 3.04 محاسبه گردید که بالاتر از 1.96 می باشد ، بنابراین می توان گفت که بین دو متغیر رابطه معنی داری وجود دارد و فرضیه تایید می شود .
فرهنگ سازمانی روی همه جنبه های سازمان نفوذ دارد و اهمیت آن امروزه به حدی است که دانشمندان علم مدیریت مهمترین وظیفه رهبران سازمان را وضع ارزشهای فرهنگی مناسب و توسعه آن در سطح سازمان می دانند. زیرا اعتقاد بر این است که فرهنگ سازمان هزینه شکل دهی و هدایت منابع لازم برای تولید و افزایش عملکرد و بهره وری سازمان را می پردازد.
بانک هایی که فرهنگ بوروکراتیک دارند،در زمینه پیشرفت فناوری ،اطلاعاتی تولید نکرده و به اشتراک نمی گذارند و از اطلاعات محیط استفاده نمی کنند.این فرهنگ ممکن است مانع پاسخگو بودن به فناوری های نوظهور شود که این امر با شرایط موجود که مستلزم آن است که محیط سازمان پیچیده و پویا و غیر قابل پیش بینی باشد متضاد است. اما فرهنگ غیر بوروکراتیک به

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید