ارئه دانش از طریق محتوای موضوعی است که به جای تدریس چگونه اندیشیدن، بیشتر معطوف به پرورش دانسته هاست و نظام آموزشی به جای این که به فراگیران “چگونه” فکر کردن را یاد دهد، تنها به آنها می آموزد که به “چه چیز” فکر کنند،میر مولایی(1389) در مطالعه ای به این نتیجه رسید که روش های آموزش فعلی قادر به افزایش سطح تفکر انتقادی در دانشجویان نیستند و به کار گیری روش های آموزش نوین و راهکارهای یادگیری فعال برای افزایش مهارتهای انتقادی دانش آموزان لازم است. امروزه مسأله اساسي در پیشرفت، دستيابي به اطلاعات بيشتر نيست؛ با توجه به انفجار اطلاعات و پيشرفتهاي ارتباطي، هدف؛ توانمندسازي افراد و ارائهي راهبردهايي است تا آنها بتوانند اين حجم زياد و عميق اطلاعات را مديريت نمايند. با چنين هدفي، تنها راه حل طولاني مدت، ايجاد محيطی است كه افراد نه تنها محتوا، بلكه نحوه يادگيري را بياموزند. بدين ترتيب، تمركز آموزش به طرف ارتقاء تفكر انتقادي و توانمندي آموزش مادامالعمر تغيير يافته است(گریسون و اندرسون، 2004). مسلماً توجه صرف به محفوظات وحافظه محوری باعث سرکوب دانش آموزان با انگیزه می شود. از طرف دیگر به دلیل برخورد نامناسب معلم هنگام طرح سؤالات غیر مرتبط با موضوع درسی، استفاده از روشهای تدریس متداول وسنتی، سنجش حافظه دانش آموزان، تبدیل کلاس های درسی به محیطی خشک وغیر منعطف ،که عدم وجود محیط فکری باز، روشهای تدریس غیر فعال، عدم وجود رابطه بین علایق دانش آموزان و برنامه های درسی، عدم وجود ارتباط بین برنامه درسی وزندگی واقعی دانش آموزان و همچنین می توان ريشه احتمالي ديگر برای عدم همبستگی بین هوش معنوی، تفکر انتقادی را به شيوه هاي ارزشيابي تفكر انتقادي و ابزارهاي موجود جهت سنجش ربط داد؛ بنابراين جهت دستيابي به هدف پرورش تفكر انتقادي در كشور لازم است كه هم رويكردهاي آموزشي اصلاح شوند و شيوه هاي آموزشي مبتني بر پرورش اين مهارت ها به كار گرفته شوند و هم ابزار سنجش مناسب و متناسب با تعريف تفكر انتقادي در نظام آموزشي كشور تدوين شود.
نتایج که از پژوهش عاشوری(1392) بدست آمد نشان می دهد که بین تفکر انتقادی، هوش هیجانی، با پیشرفت تحصیلی رابطۀ مثبت وجود دارد. که با نتایج به دست آمده در این پژوهش غیر همسو می باشد. و در بین پزوهش های خارجی، نتایج پژوهش میلر، جین، بیرما و برادبیر(2008، به نقل از واگل وهمکاران) غیر همسو با این فرضیه میباشد؛ و نتایج تحقیق حسن شعبانی (1380) نشان میدهد که روش حل مسئله به شیوه فعالیت گروهی نقش ارزنده ای در پرورش مهارت های تفکر انتقادی دارد، که غیر همسو با این فرضیه میباشد، و همچنین نتایج تحقیق عباسی(1380) نشانگر آن است که مهارتهای تفکر انتقادی قابل پرورش است.
همچنین نتایج پژوهش قنبر آبادی(1391) نشان داد که بین رابطه معنا داری بین تفکر انتقادی و مو فقیت تحصیلی وجود ندارد، که با نتایج این فرضیه همسو میباشد. نتایج پژوهش برخورداری هم با این فرضیه همسو می باشد، و همچنین نتایج پژوهش بخشی و آهنچیان با این پژوهش همسو میباشد.

۳: بین هوش معنوی و مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان دختر همبستگی وجود دارد. نتیجهی این آزمون نیز همانند آزمون فرضیه دوم میباشد و بین مهارتهای تفکر انتقادی و هوش معنوی همبستگی معنادار نیست و بین آنها ارتباط خطیای وجود ندارد. نتیجهای که از تحلیل خرده مقیاس های هوش معنوی و تفکر انتقادی به دست آمد؛ بین بُعد تفکر وجودی انتقادی هوش معنوی، با هیچ کدام از ابعاد تفکر انتقادی (استدلال، استنتاج، ارزیابی، استدلال قیاسی، استدلال استقرائی) همبستگی معنی دار نداشته، تبیینی که می توان به این نتیجه ارائه داد به این صورت است که به نظر می رسدپرسشنامه هوش معنوی کینگ نتونسته بعد خود انتقادی دانش آموزان را اندازه بگیرد، افرادی که هوش معنوی بالایی دارند از قلب های درونی خودشان برای تصمیم گیری استفاده می کنند اجازه نمیدهند دیگران برایشان تصمیم بگیرند. آنان ذهن تحلیل گری دارند وبرای تصمیم گیری مستقل شان از تحلیلهای شخصی خودشان استفاده میکنند، این ویژگی فرد را وامی دارد به طور دائم درباره همه چیز، حتی درستی نظرات خود بیندیشند و هر گاه متوجه اشتباهشان شدند اشتباهشان را بپذیرند، سعی میکنند اصلاح کنند.
آموزش تفکر انتقادی طبق نتایج جهانی(1380) که به بررسی مبانی فلسفی آموزش مبانی فلسفی، الگوی آموزش تفکر انتقادی لیپمن پرداخته است حاکی از آن است که آموزش تفکر انتقادی منحصراً از طریق فرآیندهای پژوهش ممکن است. با توجه به نتایج به دست آمده از این فرضیه، لازم است مؤلفه های هوش معنوی نیز در برنامه درسی مورد توجه قرار گیرد.
لذا برگزاری جلسات وکارگاههای آموزشی و بررسی تأثیر آن بر مهارتهای تفکر انتقادی میتواند راهگشا باشد.
کوین(2009) به مطالعه خود شناسی دانشجویان به عنوان متفکر انتقادی پرداخته اند ؛ نتایج نشان داد که خودشناسی، تاثیر مثبتی بر تفکر انتقادی دارد، زوهر و مارشال خود شناسی را به عنوان یکی از مولفه های هوش معنوی معرفی کرده است.
4: ارتباط بین مهارت های تفکر انتقادی وهوش معنوی را رشته تحصیلی دختران تعدیل می کند. همبستگی بین مهارتهای تفکر انتقادی و هوش معنوی پس از حذف اثر احتمالی متغیر “رشته تحصیلی” نیز معنادار نشده است. صاحب نظران معتقدند تفکر انتقادی و رشته های علمی مختلف به شیوه های گوناگونی توسعه می یابد و نمیتوان دستورالعمل ثابتی را برای آموزش پرورش تفکر انتقادی در تمام
رشته ها در نظر گرفت اما آنچه بیشتر صاحبنظران برآن اتفاق دارند این است که مهارتهای تفکر انتقادی هنگام بحث و تبادل اندیشه و حل مساله به بهترین وجه پرورش می یابد (وقار سیدین وهمکاران1387). میتوان چنین نتیجه گرفت که راهبردهای پرسشگری، وحل مساله بیشترین تأثیر را در پرورش مهارتهای تفکر انتقادی ایفا می کنند.
نتایج به دست آمده از کلاته جعفر آبادی و همکاران (1389) ، که با نتایج تحقیق حاضر همسو می باشد، بیانگر این است که تفاوت معناداری بین میانگین کلی نمرات تفکر انتقادی دانشجویان رشته های علوم انسانی وسایر رشته ها در کلیه حیطهها تغییر مشاهده نشده است.

٥ : ارتباط بین مهارت های تفکر انتقادی و پیشرفت تحصیلی را رشته تحصیلی دختران تعدیل می کند. نتیجه بعد از حذف اثر متغیر کنترل رشته تحصیلی فرقی نکرده و ارتباط بین مهارتهای تفکر انتقادی و پیشرفت تحصیلی معنادار نیست.
نتایج به دست آمده در این پژوهش حاکی از آن است که پس از تعدیل رشته تحصیلی، ارتباط بین تفکر انتقادی و پیشرفت تحصیلی معنا دار نیست. به نظر پژوهشگر محتوای رشته های مختلف تأثیری در افزایش تفکر انتقادی دانش آموزان نداشته است. این فرضیه همسو با پژوهش خلخالی، صدوقی(1387) می باشد، نتایج به دست آمده در پژوهش ذکر شده حاکی از آن بود که بین آموزش تفکر انتقادی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان ارتباط معنی داری وجود دارد و آموزش تفکر انتقادی موجب پیشرفت تحصیلی دانشجویان میشود و لحاظ کردن متغییرهای رشته تحصیلی و جنسیت، در میزان تأثیر آموزش تفکر انتقادی بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان تفاوت معنی داری ملاحظه نشده است. همچنین آنگونه که هولفیش واسمیت( 1366) توصیف کرده اندآموزش تفکر انتقادی مهمتر از آموزش حقایق معین است؛ بدون تفکر در مورد روش تفکر، یادگیری حقایق ممکن نیست، نشان دهنده آن است که در هیچ یت از رشته های نظری(ریاضی، تجربی،انسانی ) توجهی به پرورش مهارتهای تفکر انتقادی نمی شود، واز روشهای مانند( حل مسأله ، بحث گروهی ) که باعث افزایش تفکر انتقادی دانش آموزان می شود استفاده نمی شود. بهمنی وهمکاران(1384) مطالعه ای تحت عنوان بررسی مهارتهای انتقادی دانشجویان علوم پایه دانشگاه علوم پزشکی انجام دادند. نتایج حاصل ازاین تحقیق نشان داد که دانشجویان گروه پزشکی در مواجهه با سؤالات امتحانی از مهارت های تفکر انتقادی استفاده نکرده اند، نتایج تحقیقات اسلامی(1382) نشان میدهد دانش آموزان رشته تحصیل ریاضی فیزیک در دوره دبیرستان دارای سطح مهارتهای تفکر انتقادی بالاتری نسبت به بقیه بودند.
چت مایرز معتقد است: روشهای آموزش تفکر انتقادی در رشته های مختبف فرق میکند و باید به شیوه های مختلفی توسعه یابد، آموزش مهارت های تفکر انتقادی به شاگردان مبادلۀ اطلاعات نیست بلکه بیشتر شامل آموزش دیدگاهها برای تجزیه تحلیل وتفهیم اطلاعات است(مایرز، 64:1374). – خليلي(1380) پژوهشي تحت عنوان مقايسه سطح مهارت هاي تفكر انتقادي دانشجويان پرستاري در دانشگاه علوم پزشكي سمنان با دانشگاه هاي علوم پزشكي تهران انجام داد؛ يافته هاي پژوهش نشان مي داد كه ميانگين نمرات دانشجويان پرستاري دانشگاه سمنان و دانشجويان تهران در آزمون مذكور به ترتيب 12/34 با 2/45=SD و 11/68 با 3/25=SD بود كه اختلاف اين ميانگين ها از نظر آماري معني دار بود (02/0P= ، 97/1T=). در دانشگاه سمنان بين نمرات آزمون دانشجويان سال هاي مختلف اختلاف معني داري وجود داشت (00/0P=، 28/4 F=) در دانشگاه هاي تهران صرفاً بين ميانگين نمرات دانشجويان سال اول(11/04) و سال آخر كارشناسي(12/42) در آزمون مذكور اختلاف معني داري وجود داشت (00/0P=، 77/2- T=). همچنين بين سن و جنس با ميانگين نمرات دانشجويان همبستگي معناداري وجود نداشت، همچنين دانشجوياني كه رشته تحصيلي دوره دبیرستان آن ها رياضي فيزيك بوده نسبت به رشته علوم تجربي از ميانگين نمرات بالاتري برخوردار بوده كه اين اختلاف از نظر آماري معنادار بود (00/0P=، 86/5T=). نتايج پروهش نشان داد كه دانشجويان با رشته تحصيلي رياضي فيزيك در دوره دبيرستان داراي سطح مهارت هاي تفكر انتقادي بالاتري نسبت به بقيه بودند.
نتایج پژوهش وحدت نیز نشان دهنده آن است که رابطه معنا داری بین تفکر انتقادی و رشته تحصیلی وجود ندارد ؛ که همسو با پژوهش حاضر می باشد.

٦: ارتباط بین هوش معنوی و پیشرفت تحصیلی را رشته تحصیلی دختران تعدیل می کند.
بعد از حذف اثر متغیر کنترل بر ارتباط هوش معنوی و پیشرفت تحصیلی، این ارتباط همچنان معنادار است و این نشان دهندهی این است که ارتباط بین این دو، واقعی است.
با توجه به نظریه ها ونتایج پایان نامه های پیشین ، میتوان چنین برداشت نمود که وجود مؤلفه های هوش معنوی بالاخص مؤلفه تفکر انتقادی وجودی وتوانایی مقابله با مشکلات وخود آگاهی در بین دانش آموزان، موجب افزایش عزت نفس آنها می گردد. در واقع با تقویت هوش معنوی در وجود دانش آموزان، عزت نفس آنها می گردد. شعبانی وهمکاران(1390) اثر تعدیل کننده جنسیت را بر پیوند هوش معنوی وهیجانی با بهداشت روانی بین نوجوانان را مورد بررسی قرار دادند نتایج نشان داد که سلامت روانی میتواند تحت تأثیر هوش معنوی وهوش هیجانی قرار بگیرد، در مجموع، اثر تعدیل کننده جنسیت روی رابطه هوش معنوی، هوش هیجانی با سلامت روانی دیده میشود. درپژوهش رئیسی (1392)میانگین بین نمره شادکامی وهوش معنوی دربین رشته مقطع های تحصیلی تفاوت معنا دار آماری دارد، در حالی که رقیب بین هوش معنوی و مقطع تحصیلی و دانشکده تفاوت معنا داری به
دست نیاورد.

۷: پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر دوره متوسطه را می توان از میزان هوش معنوی و تفکر انتقادی پیش بینی کرد.
تنها نمرات هوش معنوی به عنوان متغیر پیشگو هستند که ضریب رگرسیونی آن در معادله رگرسیون 0.05 میباشد؛ یعنی اگر یک واحد افزایش در نمرهی هوش معنوی داشته باشیم، نمرهی پیشرفت تحصیلی به اندازه 0.05 افزایش خواهد داشت. نتیجه تحلیل این آزمون نشان میدهد که ارتباط بین هوش معنوی، و تفکر انتقادی واقعی است. افرادی که دارای هوش معنوی بالایی هستند، انعطاف پذیرند، خودآگاهی بالایی دارند، نقاط ضعف و قوت خود را به خوبی میشناسند، از علایق واستعدادهای خودشان به خوبی آگاه هستند، توانایی برای رویارویی با مشکلات را دارند. موفقیت هایشان را بیشتر از شکستهایشان میبینند وهمین مسأله باعث خود انگیختگی آنها میشود، خود انگیختگی یکی از مؤلفههای هوش معنوی از دیدگاه زوهر ومارشال(2000) میباشد افراد خودانگیخته هدف دارند و برای رسیدن به اهدافشان برنامه ریز

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید