پس از روايات مذکور روايتي از امام صادق(ع) نقل کرده که حضرت در تفسير آيه “وَ ابْتَلُوا الْيَتامى‌حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ..”308 شيخ صدوق در ذيل اين روايت ديدگاه خويش را در عدم اختلاف روايات مذکور چنين بيان کرده است: اين حديث مخالفتى با حديث قبل ندارد، زيرا يتيم زمانى كه رشدى از جانب او احساس شود، كه همان حفظ مال باشد، مالش به او تسليم مى‏شود، و همچنين زمانى كه رشد در قبول حقّ از او احساس شود، به اين وسيله آزمايش مى‏شود، و در ادامه تصريح مي‌کند: “گاه آيه‏اى از آن در باره موضوعى نازل مى‏شود، ولى(به سنّت جري) در موارد ديگر نيز جريان مى‏پذيرد”.309
ب- شيخ صدوق به اسناد خويش از ابوبصير روايت کرده که گويد: به امام باقر(ع) عرضه داشتم: ساده‏ترين چيزى كه بنده به واسطه آن داخل در دوزخ مى‏شود چيست؟ فرمود: كسى كه درهمى‌از مال يتيم بخورد و ما يتيم هستيم.
وي در ذيل روايت به منظور تبيين روايت مذکور که در آن مراد از يتيم اهل بيت(ع) ذکر شده با توجه به ديدگاهش درباره جري و تطبيق در تفسير قرآن کريم مي‌نويسد: يتيم در اين موضع به معنى منقطع از قرين است و به اين معنى پيامبر(ص) يتيم ناميده شده است و همچنين هر امامى‌كه پس از وى آمده است به اين معنى يتيم است و آيه “إِنَّ الَّذينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‌ظُلْماً..”310 در باره آنها نازل شده است و پس از ايشان درباره ساير ايتام جريان يافته است‏ و درّ يتيم را از آن رو يتيم مى‏گويند كه از قرين منقطع است.311
ناگفته نماند که در دوران معاصر بکارگيري اين قاعده تفسيري بيشتر توسط علامه طباطبايي در تفسير الميزان صورت گرفته است و سپس در تفاسير بعدي نيز بکار رفته است. لذا اگر گفته شود که احياگر قاعده جري و تطبيق در دوران معاصر علامه طباطبايي است، سخن گزافي نخواهد بود.
1-2-5-2- جرى و تطبيق، رمز جاودانگى قرآن
امت اسلام بر جاودانگى قرآن و پاسخ‏گويى آن به نيازهاى بشريّت در همه عصرها، اتّفاق نظر دارند و همواره بر آن تأكيد مى‏كنند، ليكن شايد تأييد اين ادّعا در نخستين نگاه به قرآن و آيات آن دشوار بنمايد. زيرا ممكن است گفته شود، آيات قرآن نوعا، بازگو كننده حكايت‏ها و سرگذشت‏هاى اقوام و ملّت‏هاى پيشين است كه دوران آن گذشته و به كار نسل‏هاى بعدى نمى‏آيد، پس عمر آن پايان يافته است. احياء روش جرى و تطبيق و بهره‏گيرى درست و روشمند از آن، يكى از كارآمدترين شيوه‏هايى است كه قرآن را از گرفتار شدن در دام ركود و درجازدگى نگه مى‏دارد و حضور فعّال، مؤثّر و هميشگى آن را در سراسر تاريخ گذشته، حال و آينده، نمايان مى‏سازد.312
در واقع فلسفه جرى آن است كه، قرآن مايه هدايت جهانيان است و آنان را به داشتن باورهاى ضرورى و اخلاق و كردار بايسته راهنمايى مى‏كند، آن چه از معارف نظرى در قرآن آمده است، حقايقى است كه به شرايط و زمان خاصّى اختصاص ندارد، فضايل و رذايلى را كه يادآورى كرده و احكام عملى را كه وضع نموده، منحصر به افراد و دوران ويژه‏اى نمى‏باشد، زيرا قوانين آن فراگير است.313
افزون بر روايات، دقّت در حقيقت “جرى” نيز اين امر را آشكارتر مى‏سازد كه بكارگيرى درست آن، جاودانگى قرآن را بيشتر نمايان مى‏سازد، زيرا با اين روش، در هر عصر و زمانى، نمونه‏هايى را مى‏شود ديد كه يكى از دو دسته آيات ستايش‏آميز و بشارت دهنده يا آيات نكوهش‏آميز و هشدار دهنده شاملش شود و در عمل، داورى قرآن را زنده مى‏سازد. اين نكته نيز روشن است كه، جاودانگى و پايدارى قرآن، نه تنها در سايه “جرى و تطبيق” بلكه در اجراى معنا و مرحله نخست باطن نيز، ديده مى‏شود. زيرا چنان‏كه گفته شد، ملاك دستيابى به بطون و لايه‏هاى معنايى پى در پى در قرآن، جداسازى آيات از مورد نزول با حفظ ملاك‏ها و اصول كلى آن مى‏باشد و پيداست كه اين معانى بدست آمده عام، در هر زمانى كه شرايط مشابه مورد نزول پيش آيد، يا آن كه مصداقى متناسب با ويژگى‏هاى يكى از مراتب معنايى پديد آيد، قابل جريان خواهد بود، افزون بر آن‏كه، هر يك از اين مراتب معنايى مى‏تواند پاسخگوى بخشى از نيازهاى هدايتى جوامع و انسان‏ها باشد.314
البته در ارتباط با رواياتي که از باب جري و تطبيق است بايد به اين نکته توجه نمود که بر فرض صحت و تماميت سند و جهت صدور، هرگز گستره شمول و عموم معناي آيه را محدود نمي‏كند و بيان مصداق كامل يا يك مصداق، مصاديق ديگر را نفي نمي‏كند و دست مفسر را در تطبيق آيه بر ساير مصاديق آن نمي‏بندد؛ بلكه آيه داراي معنايي عام است و همچنان به عموم خود باقي است. فايده و نقش روايات تطبيقي آن است كه با تبيين برخي مصاديق آيه، مفسّر را در ارائه معناي كلي راهنمايي مي‏كند.315 در واقع عموميت قرآن ناظر به جهانشمولي و جاودانگي قرآن است لذا در موارد جري و تطبيق نبايد گستره آيات را محدود به موردي خاص کرد مگر اينکه در اختصاص آيه به موردي خاص دليلي قطعي داشته باشيم مانند مصاديق آيه تطهير، آيه ولايت و آيه اولي الامر که دليل قطعي داريم که مراد از آن تنها رسول اکرم و اهل بيت ايشان مي‌باشد.
1-2-5-3- جستاري در روايات “حذو النعل بالنعل”
در ارتباط با جريان قصص الهي تا روز قيامت به روايات مشهور “حذو النعل بالنعل” استناد کرد که به گونه‏هاي متعددي در مصادر روايي و تفسيري اماميه و اهل سنت نقل شده است. محتواي اين روايات بيانگر اين است که هر آنچه در امت‏هاي پيشين رخ داده است در امت پيامبر اکرم(ص) نيز رخ خواهد داد. در ذيل به برخي از اين روايات در منابع اهل سنت و اماميه اشاره مي‌کنيم:
1-2-5-3-1- مصادر اهل سنت

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir