ع نكرده، بلكه خود نيز براى تفهيم مقاصدش همين روش را دنبال نموده است. بنابراين، قطع پيدا مى‏كنيم كه ظاهر نزد شارع مقدّس حجّت است.56 البته در خصوص حجيت ظواهر ديدگاه‏ها‌‏ي گوناگوني وجود دارد که بررسي آن در اين مجال نمى‏گنجد براي مطالعه بيشتر به منابع زير مى‏توان رجوع کرد.57
1-1-4- ساختار چند معنايي قرآن كريم
در شمار مهمترين مباني تفسير قرآن و استنباط از آن، اعتقاد به ساختار چندمعنايي براي همه آيات قرآن است كه بر اين اساس، براي هر آيه پس از گذر از معناي ظاهري، مى‏بايد به معناي دروني و لايه‌هاي بعدي معاني آيات توجه نمود كه از آن به “بطن” و يا “استعمال لفظ در بيش از يك معني” تعبير مى‏شود. در اصطلاح مفسران شيعه، غالباً “بطن” همتاي “تاويل” و در برابر معناي ظاهر آيات دانسته شده است. زيرا غالب مفسران شيعه براساس روايت “ظهره تنزيله و بطنه تاويله” تاويل را با باطن آيات يكسان و آن را مرحله‌اي پس از فهم ظاهري آيات مى‏دانند.58 باطن به تعبيري همان معاني نهفته در درون معناي ظاهري است؛ خواه يك معنا باشد يا بيشتر، نزديك باشد يا دور.59 بنابراين هر معناي غير ظاهري، بطن است و داراي مراتب و سير صعودي و در برابر تنزيل است كه سير نزولي دارد، و اين همان “ساختار چند معنايي” آيات است.60
در ميراث روايي اماميه روايات متعددي ناظر به اشتمال قرآن بر معاني ظاهري و باطني و به تعبير ديگر بيانگر ساختار چند معنايي قرآن وجود دارد که به برخي از آنها اشاره مي‌کنيم:
أ- امام باقر(ع) در روايتي فرمود: “همانا قرآن بطني دارد و بطن آن بطن ديگري دارد و قرآن ظاهري دارد و ظاهر آن ظاهر ديگري دارد”. 61
ب- حمران بن اعين گويد: از امام باقر(ع) پرسيدم: معنى ظهر قرآن و بطن آن چيست؟ فرمود: “ظهر آن كسانى هستند كه قرآن درباره ايشان نازل گرديده، و بطن آن کساني هستند كه پس از نزول قرآن همانند گروه اوّل به آن عمل مى‏كنند و هر چه در باره آنان نازل شده در باره اينها نيز جارى مى‏شود”.62
اعتقاد به ساختار چندمعنايي قرآن کريم ارتباط بسياري با جاودانگي قرآن کريم دارد زيرا زيرا با عنايت به مسأله تأويل و بطون معنايي مى‏توان در گذر زمان مصاديق نوظهور را در شمار حکم آيه به حساب آورد البته با عنايت به اين قاعده تفسيري که مورد نزول، نمى‏تواند مخصص عموم آيه باشد.
اما در پيوند “اعتقاد به ساختار چندمعنايي قرآن” و “استنباط کلامي از قصص قرآن” گفتني است که عدم اعتقاد به ساختار چندمعنايي براي قرآن، راه جريان و تطبيق آيه بر مصاديق گوناگون را در برابر مفسران و قرآن پژوهان خواهد بست و در اين صورت تنها بايد به مورد نزول آيه تمسک نمود و بى‏گمان گرد و غبار کهنگي بر سيماي قرآن خواهد نشست و به جاودانگي آن خدشه وارد مى‏سازد. با تند دادن به مطلب مذکور، اين نابساماني در استنباط از همه آيات قرآن نمايان خواهد بود به ويژه در عرصه استنباط کلامي از قصص که در اين صورت براي مطرح کردن جري و تطبيق و بيان سنت‏ها‌‏ي الهي در قصص قرآن ‏مجالي باقي نخواهد ماند.
1-1-5- انسجام و پيوستگي آيات قرآن كريم
قرآن گرچه در طول 23 سال بر پيامبر اسلام(ص) نازل شده و نزول آيات آن در مراحل و شرايط مختلف بوده است، ولي همه آنها در ارتباط با هم و از نظر معنا داراي انسجام واحدي هستند و خداوند، آيات قرآن را به گونه‌اي بيان كرده كه همساز و هم جهت با هم و داراي ارتباط معنايي هستند. اعتقاد به پيوند آيات با يكديگر از نظر مفسران، اهميت فراوان دارد و مفسر را به هنگام تفسير، به همسويي همه آيات و انسجام دروني آنها سوق مى‏دهد و هيچ آيه و يا آياتي را مستقل از ديگر آيات تفسير نمى‏كند. در پرتو اين ديدگاه، مفسر، كل قرآن را نظام‌مند و مرتبط با هم مى‏داند و بين هر بخش و بخش‌هاي ديگر آيات، ارتباط وثيقي در نظر مى‏گيرد.63
اما در ارتباط با پيوند اين مبنا با “استنباط کلامي از قصص قرآن” گفتني است که قوانين و آموزه‌هاي قرآني که درباره امامت در آيات غير قصص به صورت مستقيم آمده، در بيشتر موارد همين آموزه‌ها و مقررات در آيات قصص در بياني غير مستقيم به صورت تحقق نمونه‌هاي عيني آن در تاريخ و سيره انبياء آمده است. اين مطلب از يک سو بيانگر تناسب آيات قصص و آيات غير قصص در موضوع امامت است.64 و از سوي ديگر تجلي هماهنگي و انسجام قرآن کريم در بخش قصص آن مى‏باشد. افزون بر اينکه عدم پذيرش اين پيوند، آيات قصص را بى‏ارتباط با آيات ديگر نشان خواهد داد و اين مطلب با عدم اختلاف در قرآن که از آيه شريفه “وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً”65 برداشت مى‏شود، منافات دارد. اينک به برخي از ادله قرآني و روايي هماهنگي آيات قرآن مى‏پردازيم:
1-1-5-1- ادله قرآني
در ارتباط با انسجام و پيوستگي ميان آيات قرآن به دو آيه زير مى‏توان استناد نمود:
1-1-5-1-1- آيه نفي اختلاف در قرآن
هماهنگى كامل و نظم و انسجام حاكم در ميان آيات قرآن يکي از جنبه‏هاي اعجاز قرآن کريم است به اين معني که كوچك‏ترين اختلاف و تناقضى در ميان آيات و مفاهيم آن وجود ندارد.66 در واقع اگر بدين نكته نيز توجه شود كه آيات قرآن در مدت بيست و سه سال به تدريج در مناسبت‏ها و حوادث گوناگون نازل شده است، اين حقيقت بيش‏تر روشن خواهد گرديد كه قرآن از ناحيه خداوند نازل شده، از قدرت بشر خارج مى‏باشد زيرا اقتضاى طول زمان و فاصله‏هاى طولانى در نزول آيات قرآن و در عين حال گستردگى آن، اين بود كه وقتى اين آيات در يك جا جمع گرديد، در ميان آن‏ها ناهماهنگى و اختلاف ديده شود. ولى قرآن در هر دو صورت اعجاز خود را حفظ نموده است: آن روز كه قطعه قطعه نازل مى‏شد، در همان متفرق بودنش معجزه بود و زمانى هم كه از حالت قطعه قطعه بودن خارج و در يك جا جمع آورى شد، جنبه ديگرى از اعجاز به خود گرفت خود قرآن نيز به اين ويژگي اشاره مى‏كند، آن جا كه مى‏فرمايد: “أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً”67 اين آيه شريفه انسان را به يك موضوع فطرى و وجدانى رهنمون مى‏سازد كه هر كس در ادعا و گفتار خويش بر كذب و دروغ متكى باشد، در نظرياتش اختلاف و در بيانش تناقض، آشكار خواهد شد ولى اين اختلاف و تناقض در كتاب آسمانى(قرآن) وجود ندارد، پس بنابراين، قرآن ساخته و پرداخته فكر بشر نبوده، بر پايه دروغ و افترا بنيان نشده است.68 در واقع آيات قرآن هم پيوند با يكديگر، از ساختار منسجمي برخور دارند و با نگاهي جامع نگر به آنها تفسيرشان به شكل كامل تر صورت مى‏گيرد.
1-1-5-1-2- آيه “اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَديثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ..”
يکي ديگر از آيات قرآن که حکايت از هماهنگي و انسجام سراسر قرآن دارد آيه “اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَديثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ..”69 است.
“مثانى” چنانكه زمخشرى در”كشاف” آورده ممكن است جمع “مثنى”(بر وزن مصلى) به معنى مكرر بوده باشد، و يا جمع “مثنى”(بر وزن مبنا) از تثنيه به معنى تكرار گرفته شده است.70 به گفته علامه طباطبايي “كِتاباً مُتَشابِهاً” يعنى كتابى كه هر بخش آن شبيه ساير قسمت‏ها است، و اين تشابه غير از تشابهى است كه در مقابل محكم استعمال شده، چون تشابه دومى صفت بعضى از آيات قرآن است و در آيه مورد بحث همه آيات را متشابه خوانده، پس اين تشابه غير آن تشابه است، آن تشابه به معناى واضح نبودن معناى آيه است، و اين تشابه به معناى آن است‏ كه سراسر قرآن آياتش از اين جهت كه اختلافى با هم ندارند، و هيچ آيه‏اى با آيه ديگر ضديت ندارد، مشابه يكديگر هستند. طبق تفسير علامه “مثانى”- جمع “مثنيه” است كه به معناى معطوف است، و قرآن را از آن رو “مثانى” خوانده که بعضى از آياتش انعطاف به بعضى ديگر دارد، و هر يك ديگرى را شرح و بيان مى‏كند، بدون اينكه اختلافى در آنها يافت شود و يكديگر را نفى و دفع كنند، همچنان كه فرمود: “أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً”.71
1-1-5-1-3- طبقه بندي آيات محکم و آيات متشابه
طبقه بندي آيات قرآن به محکم و متشابه که در آيه 7 سوره آل عمران بيان شده به خوبي بيانگر هماهنگي ميان آيات قرآن کريم است. در واقع بدفهمي اين دو دسته از آيات موجب حکم به وجود ناهماهنگي ساختاري و محتوايي در قرآن کريم مى‏شود و حال آنکه خداوند با مرجع قرار دادن آيات محکم براي آيات متشابه از بروز اين بدفهمي جلوگيري کرده است.72 لذا امام رضا(ع) در بيان لزوم ارجاع آيات متشابه به آيات محکم مى‏فرمايد: “هركس آيات متشابه قرآن را به آيات محکم آن برگرداند به راه راست هدايت شده است. همانا در اخبار ما مانند متشابه قرآن، متشابه و نيز مانند محکم قرآن، محکم وجود دارد پس متشابه آن را به محکم آن برگردانيد و از متشابه آن پيروي نکنيد که گمراه مي‌شويد”.73
1-1-5-2- ادله روايي
اما در خصوص ادله روايي اين بعد از اعجاز قرآن، در روايتي نقل شده است كه مردي نزد اميرالمؤمنين(ع) آمد و عرض كرد: “من در كتاب نازل شده الهي ترديد كرده‏ا‏م. حضرت فرمود: چگونه در كتاب نازل شده خداوند شك كرده‏اى؟ گفت: بدان سبب که كتاب خدا را چنان يافتم كه بعضى از آن بعضى را تكذيب مى‏كند پس چگونه در آن شك نكنم! حضرت فرمود: “إِنَّ كِتَابَ اللَّهِ لَيُصَدِّقُ بَعْضُهُ بَعْضاً وَ لَا يُكَذِّبُ بَعْضُهُ بَعْضاً..” كتاب خدا بعضى از آن بعضى را تصديق مى‏كند و بعضى از آن بعضى را تكذيب نمى‏كند و تو را چنان گمان مى‏كنم كه عقلى به تو روزى نشده كه به آن منتفع شوى” و در ادامه آيات متعددي را كه به زعم خويش آن را با آيات ديگر دچار اختلاف انگاشته ذكر كرده و حضرت در مقام رفع اختلاف به وي پاسخ داده‏ا‏ند.74
اميرالمؤمنين(ع) در روايت ديگري درباره قرآن فرمود: “وَ يَنْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْضٍ وَ يَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلَي بَعْض”75 جمله اول به اين معني است که برخى از آيات قرآن، مفسّر آيات ديگر است مانند آياتى كه آيه‏هاى مجمل را و مبيّن، و مطلق را مقيّد مى‏كند، و عامّ را تخصيص مى‏دهد. جمله دوم نيز حکايت از آن دارد که برخى از آيات قرآن گواه برخى ديگر است، و اين معنا به مضمون پيش نزديك است هر چند مراد بخش ديگرى از آيات است.76 در واقع از اين روايت مى‏توان هماهنگي و انسجام در سراسر آيات قرآن را استنباط نمود. افزون بر اينکه همانگونه که ابن‌‏ميثم بحراني بدان اشارت نمود برخي از مطالب در برخي از آيات به صورت مبهم و مجمل بيان شده در حاليکه همان مطالب در آيات ديگري به صورت مفصل و مبين بيان شده، قرآن نيز خود را “تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ”77 معرفي كرده است.
1-1-6- جاودانگي قرآن کريم
قرآن كريم آخرين كتاب آسمانى است كه براى هدايت بشر از زمان نزول تا آستانه‏ى قيامت آمده است. از اين رو بايد بتواند تا روز قيامت نقش هدايت گر خويش را در ميان مردم ايفا كند. با توجه

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir