بیرونی موفق می‌شوند علاوه بر آن اندازه‌گیری رابطه بین حاکمیت شرکتی و شواهد هزینه حقوق صاحبان سهام نشان می‌دهد که شرکت‌هایی که از مکانیزمهای حاکمیت شرکتی بیشتر استفاده می‌نمایند از یک کاهش 5 درصدی هزینه حقوق صاحبان سهام نسبت به سایر شرکت‌ها بهره می‌برند که این شاید از دو دلیل عمده نشأت بگیرد 1. عدم آگاهی از تأثیر مستقیم مکانیزمهای حاکمیت شرکتی بر هزینه حقوق صاحبان سهام در ایتالیا 2. به دلیل اجرای خوب مکانیزمهای حاکمیت شرکتی نیاز به سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی بلکه تغییرات فرهنگی نیز وجود دارد.
پنگ هی و همکاران (2013)، در پژوهش خود ارتباط بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزينه سرمايه سهام عادی را در شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس استرالیا مورد بررسی قرار دادند. نتايج حاصل از پژوهش آن‌ها حاکی از وجود رابطه مثبت و معنادار بین عدم تقارن اطلاعاتی و بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاران می‌باشد. همچنین عدم ثبات در پیش‌بینی درآمدها منجر به افزايش هزينه سرمايه سهام عادی شرکت‌ها گرديد. به بیان ديگر، عدم تقارن اطلاعاتی و عدم اطمینان در اطلاعات منجر به افزايش هزينه سرمايه شده است.
نیلام رانی و همکاران (2013)، به مطالعه درباره تأثیر امتیازات حاکمیت شرکتی بر بازده غیرطبیعی ناشی از ادغام و مالکیت‌ها با استفاده از 155 شرکت بورسی هند طی سال‌های 2003، 2008 پرداختند، ایشان برای تعیین نمره حاکمیت شرکتی اقدام به توزیع پرسشنامه‌هایی میان مدیریت ارشد، مدیران موظف، غیر موظف و … به این نتیجه رسیدند که در کوتاه‌مدت شرکت‌هایی با رتبه حاکمیت شرکتی بالاتر از بازده مثبت و غیرطبیعی بالاتری برخوردارند.
گری بات(2014)، در تحقیقی تحت عنوان تأثیر افشاء و حاکمیت شرکتی بر ارتباط بین سود زیان ارزش منصفانه سرمایه‌گذاری و بازده سهام، 176 شرکت در صنعت بانکداری از سال 2001 تا 2009 را مورد بررسی قرار دارد که نتایج حاصل از آن نشان‌دهنده این مطلب است که افزایش در سطح افشاء باعث افزایش در سود و زیان ارزش منصفانه سرمایه‌گذاری و بازده می‌شود و ارتباط بین حاکمیت شرکتی و سود و زیان ارزش منصفانه سرمایه‌گذاری و بازده معنی‌دار نبوده.
تران (2014)، به بررسی ویژگی‌های حاکمیت شرکتی چندگانه و هزینه‌ی سرمایه، شواهدی از کشور آلمان پرداخت. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که یک مجموعه‌ی از ویژگی‌های حاکمیت شرکتی برای تأمین‌کنندگان بدهی و سرمایه‌ی سهام به یک اندازه راضی نگه نمی‌دارد. همچنین، این مطالعه نشان می‌دهد که ساختار حاکمیت شرکتی مورد استفاده در شرکت‌های آلمانی آن‌ها را قادر می‌سازد هزینه‌های نمایندگی و از آن طریق هزینه‌های سرمایه‌ی سهام خود را کاهش دهند.‌ علاوه بر این، نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که بستانکاران در مقایسه با سهام‌داران ارزش کم‌تری برای ویژگی‌های حاکمیت شرکتی قائلند.
نوشین و علی شاه (2014)، به بررسی تأثیر حاکمیت شرکتی بر روی عکس‌العمل سرمایه‌گذاران پرداختند. در این تحقیق اطلاعات 125 شرکت غیرمالی پاکستانی برای دوره زمانی 2005، 2010 گرداوری شده است و از روش همبستگی و رگرسیون خطی برای آزمون فرضیات تحقیق بکار گرفته‌شده‌اند، نتایج نشان می‌دهد که هیچ تأثیری مکانیسم حاکمیت شرکتی بر روی واکنش سرمایه‌گذاران ندارد و ارتباط بین آن‌ها منفی می‌باشد که این امر نشان دهنده عدم کارایی بازار مالی و سرمایه می‌باشد و معاملات بیشتر از روی احساسات صورت می‌پذیرد.
آزادی و نوش آذر (2015)، به بررسی مکانيزم هاي حاکمیت شرکتي و هزينه سرمايه در شرکت‌های پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نسبت حضور اعضاي غيرموظف در ترکيب هیئت‌مدیره، حسابرس داخلي، شفافيت اطلاعاتي از جمله مکانيزمهاي دورني هستند و سرمايهگذاران نهادي نيز به عنوان يکي از مکانيزمهاي بيروني در اين پژوهش در نظر گرفته شده است. جهت محاسبه هزينه سرمايه از مدل گوردون استفاده شده است. با نمونهاي مشتمل بر 77 شرکت پذيرفته شده در بورس اوراق تهران و با استفاده از دادههاي سالهای 1392-1388 فرضيههاي تحقيق مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفته است و نتايج حاصل از اين تجزیه‌وتحلیل حاکي از اين است که بين نسبت حضور اعضاي غيرموظف هیئت‌مدیره و هزينه سرمايه ارتباط معنادار و منفي وجود دارد، بين وجود حسابرس داخلي و هزينه سرمايه رابطه معناداري وجود ندارد، شفافيت اطلاعاتي رابطه معنادار و منفي با هزينه سرمايه دارد، درصد مالکيت سرمايهگذاران نهادي با هزينه سرمايه رابطه معنادار و منفي دارد.
گاردنر و همكاران (2015)، به بررسی رابطه اهرم مالی و WACC در شرکت مايكروسافت پرداختند. شواهد بدست آمده نشان داد كه در ابتدا با افزايش اهرم مالي،WACC كاهش می‌یابد، ولي در مرحله بعد، اگر اهرم مالي از سطح بهينه (37.5%) بيشتر شود، هزينه سرمايه نيز افزايش می‌یابد.
هنگ و نگوین(2015)، به بررسی تأثیر حاکمیت شرکتی بر عملکرد شرکت شواهدی از ویتنام پرداختند.در این پژوهش 177 شرکت بورس اوراق بهادار ویتنام از سال 2008 تا 2012 مورد بررسی قرار گرفته است، نتایج حاصل از این پژوهش نشان‌دهنده نقش دوگانگی مدیرعامل شرکت بر عملکرد شرکت رابطه مثبت دارد، مالکیت مدیریتی و اندازه هیئت‌مدیره با عملکرد شرکت رابطه معنی‌داری دارد و همچنین استقلال هیئت‌مدیره با عملکرد شرکت رابطه معکوس دارد.
2-30-4- سوابق پژوهشي مربوط به موضوع تحقيق در ايران
نصرالهي (1379)، در تحقيقي با عنوان برآورد هزينه سرمايه در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از تفكيك صنعت و با استفاده از روش CAPM و APT در محاسبه بازده مورد انتظار سهام، در دوره زماني 1371-1376 به اين نتايج دست یافتند:
الف) يك رابطه خطي معكوس بين هزينه سرمايه و ساختار سرمايه وجود دارد.
ب) حتي زماني كه ماليات وجود نداشته باشد، بنگاه‌ها قادر به كاهش هزينه سرمايه خود از طريق تأمین مالي با استفاده از تسهيلات اعتباري می‌باشند.
ج) نمی‌توان يك رابطه قوي بين هزينه سهام سهمي و اهرم مالي مشاهده كرد، به عبارت ديگر عوامل مهم و متعدد ديگري علاوه بر اهرم مالي بر هزينه سرمايه سهمي وجود دارد.
د) در اغلب صنايع يك رابطه خطي بين هزينه سرمايه و اهرم مالي وجود دارد.
ه) می‌توان ادعا كرد كه علت تمايل شرکت‌ها به استفاده از تسهيلات اعتباري، هزينه كمتر آن است.
عباسي (1382)، ارتباط بين هزينه سرمايه با سطح افشاء در شرکت‌های پذيرفته در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسي قرار داد. نمونه پژوهش شامل 87 شرکت و دوره تحقيق براي محاسبه (1380-1375) بود. وي براي محاسبه هزينه سرمايه از مدل گوردون و به منظور آزمون فرضيهها از مدل رگرسيون استفاده نمود. نتايج نشان داد که بين سطح افشاي اطلاعات با هزينه حقوق صاحبان سهام، هزينه بدهي و هزينه سرمايه، هيچ رابطه خطي معناداري وجود ندارد.
دستگير و بزاززاده (1382)، در پژوهشي به برسي تأثیر افزايش ميزان افشاء بر هزينه سهام عادي پرداختند. ميزان افشاء با مقايسه صورتهاي مالي منتهي به 29 اسفند 1379 شرکت‌های نمونه و قوانين تجارت و مالياتهاي مستقيم مورد سنجش قرار گرفت. هزينه سهام عادي نيز بر اساس مدل قيمتگذاري داراييهاي سرمايهاي و به روش ديمسون محاسبه شد. نتايج حاصل از تحقيق بر روي نمونه 40 عضوي شامل شرکت‌های توليدي عضو بورس تهران نشان داد که افزايش ميزان افشاء موجب کاهش هزينه سهام عادي ميشود. به عبارت ديگر سرمايهگذاران تمايل بيشتري براي سرمايهگذاري در شرکتهايي که داراي ميزان افشاء بيشتر يا ريسک کمتري هستند، دارند.
نوروش و عابدي (1384)، رابطه بين شیوه‌های تأمین مالي و هزينه سرمايه را در بورس اوراق بهادار تهران طي سال‌های 1379 تا 1382 مورد بررسي قرار دادند و نتايج به دست آمده حاكي از اين است كه در اكثر موارد بين شیوه‌های تأمین مالي و درصد تغييرات هزينه سرمايه رابطه خطي وجود دارد ولي معنی‌دار بودن اين رابطه بسته به نوع شيوه تأمین مالي و سال مورد رسيدگي متفاوت می‌باشد.
مجدي (1385)، در تحقيق خود رابطه بين 5 ويژگي کيفي سود شامل پايداري، قابليت پيشبيني، مربوط بودن سود به ارزش سهام، به موقع بودن و محافظهکارانه بودن سود بر هزينه سرمايه سهام عادي را مورد بررسي قرار داد. وي نتيجه گرفت رابطه معناداري بين 4 ويژگي اول و هزينه سرمايه سهام عادي وجود دارد؛ اما وجود رابطه معنادار بين محافظهکارانه بودن سود و هزينه سرمايه سهام عادي تأييد نشد.
يزدانيان (1385)، تأثیر حاکميت شرکتي را بر کاهش مديريت سود مورد بررسي قرار داد. از جمله اصول حاکميت شرکتي که در اين تحقيق مورد آزمون قرار گرفته شده است عبارت است از مالکيت سرمايهگذاران نهادي، وجود مديران غيرموظف در ترکيب هیئت‌مدیره، عدم وجود مدیرعامل شرکت به عنوان رييس يا نایب‌رییس هیئت‌مدیره و وجود حسابرسان داخلي. بدين منظور اطلاعات 177 شرکت طي سال‌های 1382 الي 1384 به کار گرفته شد. نتايج حاصل از اين پژوهش نشان ميدهد زمانی که درصد مالکيت سرمايهگذاران نهادي در شرکت‌ها بيش از 45% باشد مديريت سود کاهش مييابد. علاوه بر اين يافتههاي پژوهش حاکي از اين است که بين وجود مديران غيرموظف در ترکيب هیئت‌مدیره، عدم وجود مديرعامل شرکت به عنوان رييس يا نایب‌رییس هیئت‌مدیره، وجود حسابرسان داخلي در شرکت‌ها و مديريت سود رابطه معناداري وجود ندارد.
شهرياري (1386)، در تحقیقی نقش حاکميت شرکتي در عملکرد شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسي قرار داده است. هدف اين تحقيق بررسي رابطه بين ابعاد حاکميت شرکتي شامل ترکيب هیئت‌مدیره، ساختار مالکيت و افشاي اطلاعات با عملکرد شرکت‌ها در بين 77 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طي دوره زماني سه‌ساله 82 تا 84 بود. عملکرد شرکت بر مبناي رشد سود عملياتي، رشد سود خالص، بازده داراييها و بازده حقوق صاحبان سهام محاسبه شد. يافتههاي اين تحقيق نشان داد که بين ترکيب هیئت‌مدیره و ساختار مالکيت با عملکرد رابطه معناداري وجود نداشته در حاليکه بين شفافيت اطلاعات و عملکرد شرکت رابطه معناداري وجود دارد.
قنبري (1386)، تأثیر مکانيزمهاي حاکميت شرکتي بر عملکرد شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسي قرار داد. نتايج تحقيق به شرح زير ميباشد:
نسبت حضور اعضاي غيرموظف در ترکيب هیئت‌مدیره بر عملکرد تأثيري ندارد.
وجود حسابرس داخلي رابطهاي مستقيم و مثبت با عملکرد دارد.
سرمايهگذار نهادي با عملکرد رابطه مستقيم و مثبت دارد
شفافيت اطلاعاتي رابطهاي با عملکرد ندارد.
فعلي (1387)، رابطه بين حاکميت شرکتي و ارزش شرکت را مورد بررسي قرار داد. بدين منظور اطلاعات 4 ساله 97 شرکت را مورد بررسي قرار داد. وي جهت سنجش حاکميت شرکتي از درصد مالکيت سهامداران نهادي و مديران غيرموظف استفاده نمود. نتايج پژوهش حاکي از اين بود که رابطه معناداري بين درصد مالکيت سهامداران نهادي و ارزش

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir