خويش به آن پرداخته‏‏‏اند‌‏، نشان دادن اين مطلب است که قصص قرآن برگرفته از مصادر يهودي و نصراني است. در واقع خاورشناسان هرگاه به شباهتي ميان قصص قرآن با موضوعات مطرح شده در تورات و انجيل روبرو مى‏شوند، چنين نتيجه مى‏گيرند که حضرت محمد(ص) افکار و قصص قرآن را از داستان‏هاي ‏يهودي و نصراني اقتباس کرده است.164
به عنوان نمونه آبراهام گايگر(Abraham Geiger) در نوشته مشهور خود، “محمد(ص) از متون يهودي چه چيز برگرفته است؟”165 که در سال 1833م منتشر ساخت، ايده اقتباس قرآن از منابع يهودي را ‏مطرح کرد. نوشته گايگر اولين بار در سال 1896 م با عنوان “يهود و اسلام” به انگليسي ترجمه و در هند چاپ شد. گايگر در اين کتاب، به زعم خود، در آيات قرآني، بازتاب معارف و تعاليم يهوديت را مى‏ديد و در پي آن بود تا نشان دهد محتواي معارف و احکام قرآني تحت تأثير آنها بوده است. او مى‏گويد: سنتها و تاريخ يهودي بر زبان مردم جاري بود و به اندازه کافي براي نبوغ شعري پيامبر جذّاب مى‏نمود و ما شکي نداريم که او ابزار لازم براي اقتباس از يهوديت را داشته است.166
خاورشناس ديگر، نولدکه(Noldeke) در معرفي مأخذ و منبع تعاليم قرآن، مى‏گويد: “مصدر اصلي وحيي که بر پيامبر نازل شد، بر حسب اعتقاد قرون وسطي و بسياري از معاصران ما، بدون هيچ شکي، نوشته‏هاي ‏يهودي بوده و تعاليم محمّد(ص) در قديمي ترين سوره‏ها‏ نيز به طور آشکاري به مصادر اصلي اشاره دارد؛ لذا لزومي براي تحليل و کشف اين مطلب نيست که بيش تر داستانهاي پيامبران در قرآن، بلکه بيشتر تعاليم و احکام آن، ريشه اي يهودي دارد. اما تأثير انجيل بر قرآن، بسيار کمتر از اين است”.167
رژي بلاشر(Régis Blachère) خاورشناس فرانسوي در کتاب “معضلة محمد” درباره مصادر قصص قرآن سخن مى‏گويد. گفتني است که تشابه قصص قرآن با داستان‏هاي ‏يهودي و نصراني آنها را به اين مطلب رهنمون ساخته است. وي بر اين باور است که تأثير مصادر نصراني در سوره‏هاي ‏مکي که همان اوائل نازل شده، روشن است زيرا مقارنت و شباهت آن با نصوص غير رسمي چون انجيل کودکي بسيار زياد است.168
خاورشناس ديگر اندرسون نيز مى‏گويد: “بي گمان محمد(ص) افکارش را از مصادر تلمود و کتب اساطير يهودي و مصادر مسيحي اقتباس کرده است”.169
شبيه چنين اتهامي در صدر اسلام نيز به پيامبر اکرم(ص) وارد آمد ليکن هرگز اين مطلب از اتهام فراتر نرفت و هرگز اثبات نشد تا اينکه در دوران معاصر از سوي خاورپژوهاني که قدسيت قرآن و وحياني بودن آن و نيز نبوت و رسالت پيامبر(ص) را قبول ندارند، دوباره مطرح شده است. همين وقفه طولاني ميان مرحله نخست و مرحله اخير اين اتهام، نشانگر بى‏اساس بودن اين اتهام مى‏تواند باشد. در غير اين صورت، اتهام مزبور توسط مخالفان از همان ابتدا پيگيري مى‏شد.170
از سوي ديگر شباهت يادشده در همه ابعاد نيست زيرا به لحاظ اسلوب و محتوا ميان قرآن و مصادر مزبور تفاوت قابل توجهي وجود دارد به عنوان نمونه داستان‏هاي ‏اهل کتاب سرشار از جزئيات بسياري است که حکايت از خواستگاه بشري و تحريف آن دارد. اما قرآن کريم همانگونه که در مبحث هدفمند بودن قصص قرآن بدان اشارت خواهد رفت بنا ندارد همه جزئيات قصص را بيان کند.171 زيرا اين امر موجب اطناب ملال آور مى‏شود و تأثيري در ابعاد تربيتي و هدايتي قرآن ندارد.
به لحاظ محتوا نيز در مصادر عهدين برخي مطالب سخيف و باطل وجود دارد همچون نسبت‏هاي ‏ناروا به انبياء الهي از جمله نسبت زنا، شرب خمر و امور ناشايست ديگر که هرگز شايسته انبياء نيست.172
در واقع شباهت مذکور حکايت از آن دارد که همه اين کتب خاستگاه الهي و وحياني دارد.173 با اين تفاوت که کتب مقدس يهود و نصاري دستخوش تحريف قرار گرفته است.
افزون بر اينکه آياتي که گوياي اصالت الهي قرآن و وحياني بودن آن است.174 به دلالت تضمني مشمول قدسيت و اصالت الهي قصص آن نيز مى‏شود.
و نيز به اين دليل که پيامبر(ص) با عالمان يهودي و نصراني پيش از بعثت مجالست نداشته است. پس از بعثت نيز به جز در موارد اندکي با ايشان در ارتباط نبوده است که آن موارد هم در راستاي دعوت آنها به دين اسلام بوده است نه براي فراگيري کتب يهود و نصاري.175
1-2-2- هدفمند بودن قصص قرآن
قرآن کريم کتابي است که از جانب خداوند به منظور هدايت مردم بر رسول خدا(ص) نازل شده است همانگونه که فرمود: “شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدىً‏ لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ..”176 بر اين پايه همه بخش‏ها‌‏ و مطالب آن از جمله مباحث اعتقادي، اخلاق، احکام، قصص، مواعظ و جز اين موارد در راستاي تأمين هدف عالي هدايتي و تربيتي بکار رفته است. در اين ميان بخش قابل توجهي از آن به قصص و يادکرد امت‏ها‌‏ي پيشين اختصاص يافته است لذا بى‏گمان اين بخش نيز مانند بخش‏ها‌‏ي ديگر آن در راستاي هدف بنيادين قرآن يعني هدايت و تربيت مردم بيان شده است.
از ديگر سو، بيان همه جزئيات تاريخي و جغرافيايي و امور مرتبط با آن قصص نقش و تأثيري بنيادين بر ابعاد هدايتي و تربيتي آن ندارد لذا بيان همه اين مطالب از ناحيه خداوند امر بيهوده بشمار مى‏رود و با حکمت الهي سازگار نخواهد بود.
افزون بر اينکه قرآن کتاب داستان و تاريخ نيست که همانند اين کتاب‏ها‌‏ به همه ابعاد ماجرا و جزئيات آن بپردازد. افزون بر اينکه بيان همه جزئيات، منجر به فزوني حجم قرآن خواهد شد و اين اطناب براي مردم ملال آور خواهد بود. بنابراين اسلوب قرآن در بيان قصص انبياي الهي و يادکرد امت‏ها‌‏ي پيشين، بيان همه جزئيات قصص نيست، بلکه از آن قصه‏ها‌‏ي طولاني بخش‏ها‌‏ و فرازهايي زيبا که حاوي پند و عبرت است به منظور هدايت انسانها انتخاب شده است.
به گفته علامه طباطبايي قرآن كتاب تاريخ نيست و منظورش از نقل قصص، قصه‏سرايى مانند كتب تاريخ و بيان سرگذشت نيست، بلكه كلامى است الهى كه در قالب وحى ريخته شده، و منظور آن هدايت خلق به سوى رضوان خدا و راههاى سلامت است، و به همين منظور هيچ قصه‏اى را با همه جزئيات‏ آن نقل نكرده، و از هر قصه‏، نكات گوناگوني كه مايه عبرت، تامل و دقت است و يا آموزنده حكمت و موعظه‏اى است و يا سودى ديگر از اين قبيل دارد، نقل مى‏كند. اين نكته در همه قصص قرآن نمايان است به طور كلى از هر قصه آن قسمت‏هاى برجسته‏اش را كه آموزنده حكمتى يا موعظه‏اى و يا سنتى از سنت‏هاى الهي است‏ كه در امت‏هاى گذشته جارى شده نقل مى‏كند، چنانچه مى‏فرمايد: “لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ..”177 و نيز مى‏فرمايد: “يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَ يَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ..”178 و نيز فرمود: “قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ، هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ”179 و آياتى ديگر از اين قبيل.180
1-2-2-1- اغراض قصه گويي در قرآن
هدف اساسى قصه در قرآن پيش از هر چيز، دعوت دينى است لذا قصه‏هايى كه در قرآن آمده در خدمت اغراض دينى به كار گرفته شده است.
با اين حال نمى‏توان انكار كرد كه با وجود غرض دينى اين گونه داستان‏ها، به علت قدرت تعبير و عظمت تصوير پردازى در قرآن، واجد كمال اهميت هنرى نيز هستند. تعبير قرآنى جمع ميان غرض دينى و هدف هنرى كرده تا آنجا كه زيبايى هنرى براى او ابزارى است كه به وسيله‏ آن وجدان دينى را بر مى‏انگيزد تا بهتر بتواند آن را پذيراى تأثرات مذهبى سازد. هنر چون به چنين ساحت و مرزى رسيد يعنى با بهترين تعبير بيان عقيده كرد و نفس به مرحله‏ى پالايش رسيد، آن‏گاه زيبايى نيز در القاء عقيده به مرز كمال مى‏رسد.181
قصه در قرآن، چنان كه گفته شد، وسيله‏اى است براى اثبات يگانگى خدا، وحدت اديان، قدرت نمايى خداوند، بيم و اميد، سرانجام نيكى و بدى و سپاس گزارى و غرور و سرمستى و بسيارى از اهداف ديگر كه قرآن به آنها عنايت دارد. اينک به مهم‏ترين اين اغراض اشاره مى‏كنيم:
أ- يكى از اهداف بيان قصص و نقل سرگذشت اقوام گذشته، اثبات وحى و رسالت است. زيرا حضرت محمّد(ص) خواندن و نوشتن نمى‏دانست و با دانشمندان يهود و نصارى هم‏نشين نبود. با اين همه در نقل روايات پيامبران گذشته از ابراهيم(ع) گرفته تا يوسف(ع) و موسى(ع) و عيسى(ع) گاه چنان اشارات درست و دقيق است كه حقّانيت وحى محمّدى را به اثبات مى‏رساند.182
ب- غرض ديگر از داستان بيان اين واقعيت است همه پيامبران مسير واحدي دارند، از روزگار نوح تا عهد محمّد(ص)، و خدا پروردگار همگان است و مؤمنان امّت واحدى هستند و تأكيد روى يگانگى دين و الوهيت واحد است.183
ج- از اهداف ديگر داستان بيان اين معناست كه ‏ پيامبران در دعوت به سوي دين از اتحاد و هماهنگي برخوردارند و متن دعوت و مفاد دعوت آن يکي است و واكنش و استقبال قوم آنها نيز همه يكسان است. افزون بر آن دين خدا يكى است و يك مبنا دارد.184
د- از اهداف ديگر داستان‏ها‌‏ تأييد اين مطلب است كه سرانجام خدا پيامبران خود را يارى و تکذيب کنندگان را هلاك مى‏كند و اين مطلب تأييد دين محمّد(ص) و ترغيب گروندگان به اوست و به همين دليل خطاب به پيامبر ما مى‏فرمايد: غرض از نقل حوادث و سرگذشت پيامبران بر تو دلگرم نگاه داشتن و استوار ساختن قلب تو و اندرز و يادآورى براى مؤمنان است.185
ه- و نيز از اغراض هشدار و بشارت است.186
و- بيان نعمت‏هاي ‏خداوند بر پيامبران و ديگر برگزيدگان از ديگر اغراض نقل ماجراى گذشتگان است. 187
اغراض ديگرى نيز در نقل داستان نهفته است در کتب علوم قرآني به تفصيل ذکر شده که است که براي مطالعه بيشتر در اين باب مي‌توان به کتب زير مراجعه کرد.188
1-2-2-2- تبيين آموزه‌هاي امامت
نگاهي محتوايي به قصص قرآن و ابعاد هدايتي آن ذهن را به اين نکته رهنمون مي‌سازد که بيان اصول عقائد ديني از اغراض و مقاصد بنيادين قصص قرآن است که به نظر مي‌رسد اين مطلب کمتر و يا به وضوح کمتري در مباحث اغراض و فوائد قصص قرآن بيان شده است. در واقع آموزه‏هاي پربار انبياء، رسولان الهي و اولياء الهي در قصص قرآن که بخش عظيمي از آن در راستاي بيان عقائد ديني بوده از يک سو و نظر به حجم گسترده قصص قرآني که در کنار آيات ديگر در ذيل مجموعه قرآن کريم عهده دار اصول اعتقادات ديني است از سوي ديگر و نيز با توجه به اينکه اصل و اساس دعوت انبياء در گام اول تبيين اصول اعتقادات بوده است همگي حکايت از آن دارد که تبيين مباحث و مسائل اصول اعتقادي در عرصه‌هايي چون توحيد، نبوت، معاد، عدل و امامت، از اهداف و مقاصد قصص قرآن کريم بايد لحاظ شود. در اين ميان از آنجا که امامت مقام هدايت به امر، بالاترين مقام و منصب الهي و ادامه و تکميل کننده اهداف انبياء در ابعاد هدايتي و تربيتي مردم تا روز قيامت است به نظر مي‌رسد که از اهميت بسياري برخوردار باشد که همانگونه که در اين نوشتار به آن

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir