نگاه نمیشود، بلکه باید به کیفیت آن نیز توجه شود. تحلیل گران مالی تلاش میکنند تا چشم انداز سود شرکتها را ارزیابی کنند. چشم انداز سود به ترکیب ویژگیهای مطلوب و نامطلوب سود خالص اشاره دارد. برای مثال، شرکتی که عناصر و اقلام با ثباتی در صورت سود و زیانش وجود دارد نسبت به شرکتی که این اقلام و عناصر در صورت سود و زیان آن با ثبات نیست، کیفیت سود بالاتری دارد. همین امر به تحلیل گران اجازه می دهد، سود آتی شرکت را با قابلیت اطمینان بیشتری پیش بینی نمایند.
2-3-3- دیدگاههای مختلف در مورد کیفیت سود
وجود زمینههای مناسب برای «دستکاری سود»ناشی از تضاد منافع و همچنین به علت پاره ای از محدودیت های ذاتی حسابداری از جمله:
الف) نارساییهای موجود در فرآیند برآوردها و پیش بینی های آتی؛
ب) امکان استفاده از روشهای متعدد حسابداری باعث شده است که سود واقعی یک واحد اقتصادی از سود گزارش شده در صورتهای مالی متفاوت باشد.
محققان و دست اندرکاران حرفه حسابداری اهمیت سود به عنوان یکی از مهمترین معیارهای ارزیابی عملکرد و تعیین کننده ارزش شرکت ناگریز به ارزیابی سود گزارش شده توسط واحدهای اقتصادی میباشند. برای ارزیابی این سود از مفهومی بنام کیفیت سود استفاده می شود.
در مقالات مختلف در تعریف مفهوم کیفیت سود به دو ویژگی برای تعیین کیفیت سود اشاره شده است: یکی از آنها سودمندی تصمیمگیری و دیگری ارتباط بین این دو مفهوم و سود اقتصادی مد نظر آقای هیکس میباشد. به عبارت دیگر کیفیت سود عبارت است از بیان صادقانه سود گزارش شده، از سود مدنظر آقای هیکس. منظور از بیان صادقانه تطابق بین توصیف انجام شده و آن چیزی که ادعای آن را دارد، می باشد. یعنی کیفیت سود بالا نشان دهنده مفید بودن اطلاعات سود برای تصمیم گیری استفاده کنندگان و همچنین مطابقت بیشتر آن با سود اقتصادی هیکس میباشد. اما بدلیل آنکه افراد از اطلاعات در تصمیمات متفاوتی استفاده میکنند، امکان ارائه یک تعریف جامع از سود وجود ندارد.
برخی تحلیلگران مالی، کیفیت سود را بعنوان سود عادی و مستمر، تکرارپذیر و ایجاد کننده جریان نقدی حاصل از عملیات میدانند، آنها متعقدند که کیفیت سود رقمی بین سود خالص گزارش شده و جریان نقدی حاصل از عملیات منهای ارقام غیر تکراری میباشد.
تاکنون متخصصان مالی نتوانستهاند به یک محاسبه مستقل از سود که از نظر آنها کیفیت لازم را دارا باشد دست یابند. در این حالت، متخصصان مالی با انجام تعدیلات مناسب، میتوانند به یک دامنه که به شکل صحیحتر نشانگر کیفیت سود نسبت به سود خالص گزارش شده باشد، دست یابند. بنابراین مفهوم کیفیت سود، یک امر تعریف شده ثابت نیست که بتوان به آن دست یافت. بلکه مفهومی است نسبی که به ارتباط آن با دیدگاهها و نگرشها بستگی دارد.
دیدگاههای مختلفی در مورد ارزیابی کیفیت سود وجود دارد که ذیلاً تعدادی از آنها مورد بررسی قرار میگیرد.
«هانت» مدیر مالی شرکت جنرال میلز معتقد است که در ارزیابی کیفیت سود دو مورد ارزیابی میشود: یکی از تناسب داشتن سود فعلی شرکت با سودهای گذشته و دیگری برداشت بازار از کیفیت سود شرکت که در نسبت P/E متجلی میشود.
«هگن» مدیر مالی شرکت دینولدز معتقد است که کیفیت سود را میتوان با شناسایی یا حذف اثرات تغییر روشهای حسابداری، اقلام غیر عادی و شرایط بازار یا هزینههای موقتی، اندازهگیری نمود.
«کونولی» دیگر تحلیل گر مالی معتقد است که کیفیت سود را میتوان از طریق اندازهگیری ارزش قابل بازیافتنی داراییها ارزیابی کرد.
«والن» مدیر مالی شرکت آمریکن برودکستینگ14 معتقد است که کیفیت سود را میتوان از طریق تفاضل بین سود تورمی و سود گزارش شده اندازهگیری کرد.
اسلون15 (1996) اثبات کرد که شرکتهای با سود گزارش شده بالاتر از جریان وجوه نقد عملیاتی (حجم بالای اقلام تعهدی)، در سالهای آتی یک کاهشی در سود عملیاتی را تجربه خواهند کرد. بنابراین حجم اقلام تعهدی یک شاخص خوب برای کیفیت سود میباشد.
میخاییل16 (1998) معتقد است، سودی را که بهتر بتواند جریات نقدی عملیاتی آتی موسسه را پیشبینی کند، با کیفیتتر است.
2-3-4- اهمیت ارزیابی کیفیت سود
کیفیت سود و به صورت عامتر کیفیت گزارشگری مالی مورد علاقه کسانی است که از گزارشهای مالی برای تصمیمگیریهای سرمایهگذاری و انعقاد قراردادهای مختلف استفاده میکنند.
از دیدگاه تدوینکنندگان استانداردها کیفیت گزارشهای مالی به صورت غیر مستقیم نشاندهنده کیفیت استانداردهای گزارشگری مالی است.
تصمیمگیری برای قراردادی بر اساس کیفیت سود پایین، باعث انتقال ناخواسته ثروت خواهد شد.
برای نمونه سودهای بیش از حد نشان داده شده، که بعنوان معیار ارزیابی عملکرد مدیریت قرار میگیرد، منجر به تعلق حقوق و مزایای بیش از اندازه به مدیریت خواهد شد.
به گونهای مشابه سودهای متورم ممکن است ورشکستگی ناگهانی شرکت را پنهان سازد که  این خود باعث اعتبار دادن نادرست از سوی اعتباردهندگان خواهد شد. از دیدگاه  سرمایهگذاری کیفیت سود پایین مطلوب نیست زیرا نشانگر وجود ریسک در تخصیص منابع به آن بخش میباشد و باعث کاهش رشد اقتصادی از طریق تخصیص نادرست سرمایه خواهد شد. از طرفی کیفیت سود پایین باعث انحراف منابع از طرحهای با بازده واقعی به طرحهای با بازدهی غیر واقعی میشود که کاهش رشد اقتصادی را در پی خواهد داشت. تدوین کنندگان استانداردهای حسابداری در جستجوی بازخور استانداردها در این مورد هستند که آیا استانداردهای تدوین شده کارا بوده اند یا خیر و برای این منظور به سود گزارش شده توجه خواهند کرد (نوروش، 1384).
2-3-5- معیارهای اندازهگیری کیفیت سود
از آنجا که تعریف یکسانی از کیفیت سود وجود ندارد، لذا معیار ارزیابی یکسانی نیز وجود ندارد. بطور کلی معیارهای ارزیابی کیفیت سود و اجزای مربوط به آن را که در سال 2002 توسط توسط کاترین و وینسنت17 ارائه شده به صورت جدول زیر طبقه بندی کرد:
جدول 2-1- معیارهای ارزیابی کیفیت سود و اجزای مربوطه (طبقهبندی کاترین و ویسنت)
معیارهای ارزیابی
اجزای مربوطه
الف) مفهوم کیفیت سود مبتنی بر سری زمانی ویژگیهای سود
1. پایداری
2. قابلیت پیشبینی
3. نوسان پذیری
ب) مفهوم کیفیت سود بر اساس رابطه بین سود و اقلام تعهدی و وجه نقد
1. نسبت وجه نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی به سود
2. تغییر در کل اقلام تعهدی
3. پیش بینی اجزا اختیاری اقلام تعهدی به کمک متغیر های حسابداری
4. پیش بینی روابط بین اقلام تعهدی و جریان های نقدی
ج) مفهوم کیفیت سود بر اساس ویژگیهای کیفی چاچوب نظری هیات استانداردهای حسابداری مالی
مربوط بودن و قابلیت اتکا
د) مفهوم کیفیت سود بر اساس تاثیرگذاری در تصمیم
1. قضاوتها و برآوردها ، معیاری معکوس از کیفیت سود
2. رابطه معکوس بین کیفیت سود و تغییر استاندارد های حسابداری
2-3-6- قابلیت پیشبینی سود
اطلاعات ارائه شده توسط شرکت و در نتیجه سود، مبتنی بر رویدادهاي گذشته است اما سرمایهگذاران، به اطلاعاتی راجع به آینده شرکت نیاز دارند. یکی از دیدگاههاي موجود در این مورد، ارائه صرفاً اطلاعات تاریخی و جاري توسط واحد تجاري است البته به نحوي که سرمایهگذاران بتوانند خود پیشبینیهاي مربوط به آینده را انجام دهند. دیدگاه دیگر این است که مدیریت با در دست داشتن منابع و امکانات به انجام پیشبینیهایی قابل اعتماد بپردازند و با انتشار عمومی این پیشبینیها، کارایی بازارهاي مالی را افزایش دهند (شباهنگ، 1382).
شواهد تجربی نشان دادهاند که سرمایهگذاران به اطلاعاتی نظیر پیشبینی سود هر سهم اتکا کرده و در قیمتگذاري سهام از آن استفاده میکنند. این پیشبینی، بیانکننده انتظارات مدیریت در مورد رویدادهاي آتی است که ممکن است به وقوع بپیوندد لذا دقت این پیشبینی براي سرمایهگذاران حائز اهمیت است زیرا تصمیمگیري سرمایهگذاران در مورد خرید، فروش و یا نگهداري سهام بر مبناي این اطلاعات است. بنابراین خطاي پیشبینی سود عامل مهمی در عملکرد بازار ثانویه است (جگ و مکنومی18، 2003). از آنجایی که هم پیشبینی سود و هم ایجاد اقلام تعهدي هردو در بردارنده درجه زیادي از ذهنگرایی مدیریت است، اشتباهات موجود در برآوردهاي تجاري مدیریت به احتمال زیادي هم در پیشبینی سود و هم در اقلام تعهدي آشکار میگردد. این دو شیوه افشا بدلیل برآوردهاي نادرست مدیران از آینده تجاري شرکتها، در بر دارنده خطاهاي مشترکی هستند. بدلیل تغییر در شرایط تجاري (مانند تغییر غیر قابل پیشبینی در تفاضاي بازار و استراتژيهاي رقبا) محیط عملیاتی یک شرکت آکنده از ابهام است. این امر بدین معنی است که دانش مدیریت نسبت به محیط تجاري شرکت کامل نیست. دانش کم مدیریت به طور اجتنابناپذیري خطاهایی در برآورد چشمانداز تجاري ایجاد مینماید. به علاوه، عدم اطمینان در محیط عملیاتی میتواند جانبداريهاي آگاهانه مدیریت را در پردازش اطلاعات تشدید نماید، که منجر به خطاهایی در برآوردهاي آینده تجاري میشود (لطفی و حاجیپور، 1389).
2-3-7- ارتباط بین سود و ارقام تعهدی و جریانات نقدی و مفهوم پایداری سود
قبل از پرداختن به قضيه پايداري اقلام تعهدي، ارائه تعريفي روشن از اين اقلام ضرورت دارد. پس از هيلي (1985) اغلب محققان از جمله اسلوان(1996)، خي (2001) و تامس و ژانگ (2001) اقلام تعهدي را تغيير در تفاضل سرمايه در گردش غيرنقدي و هزينه استهلاك تعريف كردند. اما اين تعريف، شامل اقلام تعهدي مربوط به داراييها و بدهيهاي عملياتي غيرجاري و داراييها و بدهيهاي مالي نميشد.
فيرفيلد و همكارانش (2003) نيز در تعريف خود تنها به اقلام تعهدي سرمايه در گردش اشاره كردند و اقلام تعهدي عملياتي غيرجاري را شكلي از رشد در نظر گرفتند. به هرحال، تفاوت كليدي ميان اقلام تعهدي سرمايه در گردش و اقلام تعهدي عملياتي غيرجاري در اين است كه منافع و تعهدات آينده مربوط به اقلام تعهدي عملياتي غيرجاري، مدت زمان بيشتري را براي تحقق ميطلبد.
ريچاردسون و همكارانش19 (2005) تعريف جامعتري را اقلام تعهدي ارائه كردند. بنا به تعريف آنها اقلام تعهدي تفاوت سود حسابداري (كه بر اساس استانداردهاي حسابداري تعيين ميشود) و سود نقدي است. اين تعريف، اقلام تعهدي مربوط به همه حسابهاي ترازنامه را در بر ميگيرد. طبق اين تعريف، تغييرات در حساب داراييها و بدهيهاي غير نقدي بيانگر اقلام تعهدي ناشي از تعهدات يا منافع مورد انتظار آينده است. بنابراين، اقلام تعهدي كل از مجموع اقلام تعهدي سرمايه در گردش (تغييرات در حساب داراييها و بدهيهاي عملياتي جاري غيرنقدي)، اقلام تعهدي غير جاري (تغييرات در حساب داراييها و بدهيهاي عملياتي غيرجاري) و اقلام تعهدي مالي (تغييرات در حساب داراييها و بدهيهاي مالي غير نقدي) تشكيل ميشود.
آن گونه كه اشاره شد، اقلام تعهدي را ميتوان به دو جزء تقسيم كرد:
1- اقلام تعهدي ناشي از رشد فعاليت شركتها
2- اقلام تعهدي ناشي از كارايي مديريت داراييهاي عملياتي شركتها.
بخشي از اقلام تعهدي در اثر رشد فعاليت شركتها، افزايش مييابد. جونز (1991) اين بخش از اقلام تعهدي را غيراختياري يا نرمال ميگويد؛ اما، نتيجه مطالعه اخير چن و همكارانش20 (2006) نشان ميدهد كه پايداري كم جزء تعهدي سود را در اصل ميتوان به اقلام تعهدي اختياري نسبت داد؛ براي مثال، فرض كنيد كه موجوديها بدون ارتباط با فروش افزايش يابد. اين افزايش را ميتوان به كاهش بخش كارايي اقلام تعهدي نسبت داد؛ زيرا افزايش موجوديها ميتواند دو دليل داشته باشد: اول اينكه ارزش موجوديها بيشنمايي شده باشد كه بيانگر تحريف موقت حسابداري است. دوم اينكه مديريت موجوديها، كارايي لازم را نداشته باشد (رضازاده، رحیمپور و نصیری، 1391).
در سیستم حسابداري تعهدي، رویدادهاي مالی بدون توجه به زمان

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید