نشده‌اند.
یا در دوره ابتدایی ثبت نام کرده اما موفق به اتمام دوره نشده اند ودر یکی از پایه ها ترک تحصیل کرده‌اند.
یا در دوره ابتدایی ثبت نام کرده و موفق به اتمام دوره شده اما در پایه اول راهنمایی ثبت نام نکرده اند.
یا در دوره راهنمایی ثبت نام کرده اما قبل از اتمام دوره در یکی از پایه ها ترک تحصیل کرده اند.

ی)گروه هدف آموزش بزرگ سالان و سواد آموزی:
منظور از این گروه هدف، افرادی هستند که به دلیل مشکلات مختلف نمی توانند تحت پوشش آموزش رسمی قرار گیرند و یا قبل از اتمام تحصیلات رسمی یک دوره از ادامه تحصیل باز می مانند و به دلیل بالا رفتن سن و موانع قانونی امکان بازگشت به نظام آموزش رسمی را از دست داده ودر گروه بی سوادان و کم سوادان جامعه قرار می گیرند و در گروه های سنی پراکنده می شوند.

2-20-2-7) برنامه آموزش برای همه از منظر برنامه‌ی توسعه ملی:
برای این که بتوانیم تصویر روشنی ازبرنامه آموزش برای همه بدست آوریم، ناگزیریم مفهوم« توسعه» را به طور گذرا بررسی کنیم. سپس بحث خودرا در خصوص ارتباط برنامه آموزش برای همه و برنامه توسعه ملی و استانی متمرکز نماییم. توسعه، مجموعه تغییرهایی است که موجب می شود یک نظام اجتماعی، از شرایط خاصی از زندگی که نامطلوب تشخیص داده می شود به سوی شرایط بهتر حرکت کند. این تغییرها، از طریق مجموعه ای از هدف های اجتماعی و با یک رشته فرایندهایی انجام می گیرند. فرآیندهای عمده ای که در این تغییر، نقش دارند فرآیندهای اقتصادی،اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هستند. به عبارت دیگر، توسعه فرایند جامع و فراگیری است که به وسیله انسان آغاز می شود و هدف آن خود انسان و بهبود بخشیدن به شرایط زیستی کلیه افرادی است که در یک جامعه زندگی می کنند. از این رو، توسعه کلیه عوامل مؤثر در بهبود شرایط زیستی، یعنی عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه را در بر می‌گیرد و زمانی توسعه به طور واقعی تحقق پیدا می کند که عوامل یاد شده هم زمان و متوازن تحول پیدا کنند. بنابراین، امروزه، توسعه مانند گذشته تنها با محور اقتصادی مطرح نیست بلکه با محوریت فرهنگ و اطلاعات مطرح است و منظور از توسعه گسترش توانایی ها، ظرفیت فکری، کیفیت دانش و مهارت‌های فنی، خلاقیت و نوآوری، قابلیت انسان ها برای حل مسائل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و بهره مندی از منابع، دستاوردها و امکانات جامعه، و به طور کلی بهبود شرایط زندگی مادی و معنوی برای همگان است. برای آن که توسعه در ابعاد مختلف محقق گردد، لازم است در قالب یک برنامه مشخص و منسجم تعریف شود. بر این اساس برنامه های توسعه عموماً شامل سیاست های کلان، خط مشی‌ها و راهبردهای اساسی در حوزه های مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی می باشند. از طرفی مؤلفه‌های مورد نظر در برنامه های توسعه، از فلسفه، آرمان ها و سیاست های کلان نظام حاکم احصاء می شود. به عنوان مثال عدالت اجتماعی به عنوان یکی از اصول حاکم بر نظام اسلامی، در برنامه های توسعه ملی(پنج ساله) مورد توجه و تأکید قرار گرفته است. بررسی احکام و مواد قانونی مندرج در برنامه های پنج ساله توسعه نیز مبین این امر است. در تعریف توسعه اشاره شد که بهبود شرایط مادی و معنوی همگان اصل مورد توجه در توسعه است. از آن جا که آموزش و پرورش در برخورداری افراداز شرایط مناسب زندگی، نقش بسیار حیاتی و مهمی را ایفا می نماید، لذا همواره در برنامه های توسعه از جایگاه و اهمیت بسزایی برخوردار است. این امر نه تنها در کشور ما بلکه در کلیه کشورهای در حال توسعه نیز جزء محورهای اساسی برنامه‌های توسعه قلمداد می گردد. مباحثی مانند فقرزدایی و رفع محرومیت، دسترسی همگان به سطح تعریف شده ای از سواد، برخورداری از فرصت های برابر آموزشی و پرهیز از تبعیض جنسیتی، تأکید بر آموزش کیفی، جزء سیاست ها و خط مشی های اساسی بخش آموزش در برنامه های توسعه محسوب می‌گردد. باتوجه به موارد پیش گفته، برنامه آموزش برای همه نیز که در کشور ما یک تعهد بین المللی محسوب می گردد، دارای فلسفه وجودی، ماهیت و رویکردهایی است که آن را به برنامه های توسعه پیوند می‌دهد. زیرا اهدافی که این برنامه دنبال می کند، ضمن استوار بودن بر مؤلفه هایی مانند پیش بینی، آینده نگری و توجه به چشم اندازها، جزو سیاست های کلان، خط مشی های اساسی و اصلی ترین چالش‌های نظام های آموزشی محسوب می شوند. به عبارت دیگر، نوع اهداف و استراتژی های مترتب بر برنامه موجب شده است که هم پیوندی آن با برنامه توسعه به نحو مناسبی شکل بگیرد( حسین پور و همکاران، 1386).

2-20-2-8) ارتباط برنامه‌های عمرانی و توسعه با برنامه ملی آموزش برای همه:
نتیجه بررسی های هیأت وزیران در سال 83 منجر به ابلاغ نامه ی شماره: 21933/31113 مورخ: 25/7/83 به همه ی دستگاه های اجرایی و سازمان مدیریت و برنامه ریزی و تأکید بر انجام هماهنگی‌های لازم با آموزش و پرورش ولحاظ نمودن برنامه آموزش برای همه در برنامه های چهارم وپنجم اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، چشم انداز بیست ساله و تحول بنیادین جمهوری اسلامی ایران گردید(حسین پور و همکاران، 1386).

2-20-2-8-1) جایگاه برنامه ملی آموزش برای همه در برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران:
جایگاه برنامه ملی آموزش برای همه در برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران که با الهام از چشم انداز 20 ساله تدوین شده است، اجرای برنامه آموزش برای همه را به عنوان یکی از اولویت های نظام آموزشی تعیین نموده است. به طوری که در بند الف ماده 52 برنامه‌ی توسعه چنین آمده است:
ماده 52: دولت مؤظف است، به منظور تضمین دسترسی به فرصت های برابر آموزشی به ویژه در مناطق کمتر توسعه یافته، گسترش دانش، مهارت و ارتقای بهره وری سرمایه های انسانی به ویژه برای دختران و توسعه کمی و کیفی آموزش عمومی، آن دسته از اقدام های ذیل که جنبه قانون گذاری ندارد را به انجام برساند:
الف: توسعه زمینه های لازم، برای اجرای برنامه آموزش برای همه.
ب: اجباري كردن آموزش تا پايان دوره راهنمايي، به تناسب تأمين امكانات و به تدريج در مناطقي كه آموزش و پرورش اعلام مي‌كند، به طوري كه در پايان برنامه چهارم اين امر محقق گردد(سند ملی توسعه آموزش و پرورش در برنامه پنج ساله چهارم، 1383).
اجرای برنامه ملی آموزش برای همه در استان های کشور ما همزمان با تدوین واجرای برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است.

2-20-2-8-2) جایگاه برنامه ملی آموزش برای همه در برنامه پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران:
برنامه پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران نیزبا الهام از سند توسعه چشم انداز 20ساله بر ادامه ی پشتیبانی خود از برنامه ی ملی آموزش برای همه چنین تأکید نموده است:
ماده19/الف/16 ایجادتعامل آموزشی سازنده بادیگرکشورهاومراکزبین المللی مانندیونسکووآیسسکو.
ماده19بند:د:وزارت آموزش وپرورش موظف است به منظورتضمین دسترسی به فرصت هاي عادلانه آموزشی به تناسب جنسیت ونیاز مناطق به ویژه در مناطق کمتر توسعه یافته و رفع محرومیت آموزشی، نسبت به آموزش از راه دور و رسانه اي و تأمین هزینه هاي تغذیه، رفت و آمد، بهداشت و سایر امور مربوط به مدارس شبانه روز ي اقدام نماید( قانون برنامه پنج ساله پنجم توسعه جمهوري اسلامی ایران، 1389).

2-20-2-8-3) جایگاه برنامه ملی آموزش برای همه درسند برنامه راهبردی( سند چشم انداز 20ساله):
این سند در قالب چهارمین ویژگی آتی کشوراین گونه بیان داشته است که:
جامعه ایرانى درافق این چشم انداز، چنين ویژگى هایى خواهد داشت:
– برخوردار از سلامت، رفاه، امنيت غذایى، تامين اجتماعى، فرصت هاى برابر، توزیع مناسب درآمد، نهاد مستحکم خانواده، به دور از فقر، فساد، تبعيض وبهره مند از محيط زیست مطلوب(شورای عالی آموزش و پرورش،1383).
2-20-2-8-4)جایگاه برنامه ملی آموزش برای همه درسند تحول بنیادین:
بند 5 از فصل ششم سند تحول( اهداف عملیاتی و راهکارها) مبنی بر« تأمین و بسط عدالت در برخورداری از فرصت های تعلیم و تربیت با کیفیت مناسب با توجه به تفاوت ها و ویژگی های دختران و پسران و مناطق مختلف کشور»( راهکار3و5و7) بررعایت مفاد برنامه ملیEFA تأکید نموده است( سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، 1390).

ارتباط بین برنامه آموزش و پرورش و برنامه توسعه ملی:
برنامه ها و اهداف خرد در برنامه ی کلان آموزش و پرورش، به عنوان بخشی از تلاش های توسعه ملی برای رشد اقتصادی جامعه به شمار می رود. این برنامه ها باید با برنامه ها و طرح های توسعه اقتصادی- اجتماعی موجود پیوستگی و ارتباط داشته باشند. بخصوص با استراتژی های ملی مربوط به فقرزدایی، تهیه خدمات بهداشتی و یا زمینه های دیگر که حصول به اهداف و مقاصد توسعه آموزش و پرورش را تحت تأثیر قرار می دهد. برنامه آموزش و پرورش برای اختصاص منابع مالی با تمام بخش های دیگر رقابت می‌کند. برنامه ریزان باید بسیار دقیق و مواظب باشند تا برنامه هایی را پیشنهاد کنند که در تقاضای منابع از محدودیت های معقول برخوردار باشد و شانس خوبی برای سرمایه گذاری و اجرا داشته باشند. انجام این کار نیازمند غلبه بر دو مشکل است:
اتخاذ تصمیم مبنی بر این که جنبه های محدودیت منابع، را در چه مرحله ای از فرایند برنامه ریزی باید به حساب آورد.
تعیین شاخص های معتبر از سطح منابع موجود.
به حساب آوردن جنبه های محدودیت منابع یک امر قابل تأمل و مهم است که کل روند تهیه برنامه را تحت تأثیر قرار می دهد. در تمام طول تهیه برنامه، برنامه ریزان باید این واقعیت را در نظر بگیرند که دیگر زیر مجموعه ها نیز همان منابعی را می خواهند که آموزش و پرورش روی آن حساب می کند. روش معمول برای پیش بینی سقف منابع در برنامه ریزی برای بخش آموزش و پرورش این است که باید میزان سهم فعلی را به عنوان حداقل سقف منابع برای آموزش و پرورش از بودجه ملی در آینده تصور نمود. اما در موقعیتی که اهداف و سیاست گذاری آموزش و پرورش در طول اجرای برنامه نیاز به افزایش بودجه داشته باشد، برنامه ریزان باید تأمین کنندگان منابع را قانع کنندکه اختصاص منابع را به نفع آموزش و پرورش تغییر دهند. برنامه ریزان می توانند این کار را با دقت و با نزدیک کردن سطح سیاست های وزارت آموزش و پرورش، سازمان برنامه و بودجه و وزارت دارایی درست از نقطه آغاز فرایند آماده سازی برنامه انجام دهند. بدین طریق فرصت خوبی است که سطوح تصمیم گیری در وزارت خانه های دارایی و سازمان برنامه و بودجه نیز آگاهی کافی از کارکرد بخش آموزش و پرورش داشته باشند و از برنامه هایی که در طرح آموزش و پرورش لحاظ شده و نیز از معقول بودن منابع مورد نیاز بخش آموزش و پرورش درک بهتری داشته باشند(فرهمندیان، 1383).

2-22) برنامه‌ها و اهداف

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir