آموزان دانش تعداد)/(tتحصیلی سال در نظر مورد تحصیلی دوره دایر های کلاس تعداد) = تراکم دانش آموزان در کلاس دایر

ظ) تراکم کالبدی:
این شاخص از تقسیم تعداد دانش آموزان در سال تحصیلیt بر تعداد کلاس فیزیکی در سال تحصیلی t به دست می‌آید:
(t تحصیلی سال در آموزان دانش تعداد )/(t تحصیلی سال در (فیزیکی کلاس)س در اطاق تعداد) = تراکم کالبدی

ع) سرانه فضای آموزشی:
این شاخص از تقسیم مساحت زمین مدرسه در یک دوره‌ی تحصیلی بر تعداد دانش آموزان در همان دوره تحصیلی به دست می‌آید.
(تحصیلی دوره در مدرسه زمین مساحت)/(تحصیلی دوره در آموزان دانش تعداد) = سرانه فضای آموزشی

غ) ضریب بهره برداری از کلاس فیزیکی:
این شاخص از تقسیم تعداد کلاس‌های دایر در دوره‌ی تحصیلی بر تعداد اطاق درس( کلاس فیزیکی) در دوره‌ی تحصیلی ضرب در 100به دست می‌آید.
100 ×(تحصیلی دوره یک در دایر کلاس تعداد)/(تحصیلی دوره در (فیزیکی کلاس)س در اطاق تعداد) =ضریب بهره برداری از کلاس فیزیکی
(دبیرخانه شورای عالی آموزش و پرورش، 1387).

فصل دوم:
ادبیات نظری و تجربی پژوهش

مقدمه:
طی چند قرن اخیر این فکر که انسان قادر به ایجاد تغییرات مداوم و منظم در جهت« مطلوب» در محیط زندگی خود می‌باشد، شکل گرفته است. کاربرد وسیع این طرز تفکر را در طی چند دهه‌ی گذشته در بسیاری از جوامع استقلال یافته، که تلاش می‌کنند تا شرایط زیستی بهتری برای افراد جامعه فراهم سازند، می‌توان مشاهده کرد. در این رهگذر کشورهای جهان سوم در نتیجه پایین بودن میزان کارایی در بخش‌های مختلف اقتصادی- اجتماعی به نسبت وضع موجود در کشورهای توسعه یافته، نتوانسته‌اند به موفقیت کامل دست یابند. در چنین شرایطی به منظور غلبه یافتن بر مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برنامه ریزی توسعه باید سرلوحه فعالیت‌های دولت در کشورهای جهان سوم و در حال توسعه قرار گیرد. از این رهگذر در کشور ما نیز اتخاذ برنامه‌های پنج ساله اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، اجرای برنامه‌های ملی نظیر « آموزش برای همه»، پیکار با بیسوادی، برنامه ملی مبارزه با ایدز و مواد مخدر به عنوان نقشه‌ی راه به نوعی دولت مردان و سیاست گذاران را ناگزیر از برنامه ریزی دقیق برای توسعه‌ی همه جانبه و افزایش کارایی در بخش‌های مختلف نموده است. در کشور ما و در این برهه از زمان، جهت رسیدن به استقلال در زمینه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و سازندگی و توسعه همه جانبه، نظام آموزش و پرورش کشور و نقش آن در توسعه، از اهمیت و ویژگی‌های خاصی برخوردار است. لذا تبیین جایگاه نظام آموزشی به عنوان طلایه‌دار تعلیم و تربیت، هم به عنوان زمینه ساز فرهنگی توسعه و هم به منظور تأمین نیروی انسانی کارآمد در خدمت توسعه ملی، حساسیت و اهمیت خاصی می‌یابد. نظام آموزشی همانند یک سیستم باز، اجزاء فراوانی دارد، به منظور شناخت کارایی نظام آموزشی که حاصل تعامل و کنش و واکنش این اجزاء است، لازم است تا مسائل در ارتباط با هم مورد مطالعه قرار گیرند. به عبارت دیگر برای بررسی کارایی نظام آموزشی باید درون دادها، فرآیندها، برون دادها، سیستم‌های فرعی و محیط آن در ارتباط با همدیگر مورد توجه قرار گیرند. در این فصل تلاش شده است، ضمن تحقق این هدف یعنی بررسی سیستمی آموزش و پرورش، کارایی درونی نظام آموزشی نیز مورد بررسی قرار گیرد.

2-2) تعریف سیستم یا نظام:
از سیستم تعاریف متعددی شده است، اگر چه این تعاریف از نظر واژه‌ها و اصطلاحات قرین همند، لیکن در این جا دو تعریف که از جهتی نماینده و مکمل همه تعاریفند و به نوعی جدید نیز هستند، ارائه می‌شود:
سیستم مجموعه‌ای است از اجزای به هم وابسته که به علت وابستگی حاکم بر اجزای خود، کلیّت جدیدی را پدید آورده‌اند. اجزای سیستم ضمن برخورداری از ارتباطاتی کنشی و واکنشی، از نظم و سازمان خاصی پیروی می‌نمایند و در جهت تحقق هدف‌های معینی که دلیل وجودی سیستم است، فعالیت می‌کنند (زاهدی، 1389).
هال22 و همکاران( 1968)، نیز سیستم را مجموعه‌ای از اجزاء و روابط میان آن‌ها می‌دانند که توسط ویژگی‌هایی معین، به هم وابسته یا مرتبط می‌شوند و این اجزاء با محیط شان یک کل را تشکیل می‌دهند (رضائیان، 1388).

آموزش و پرورش به مثابه یک سیستم یا نظام:
در صورتی که نظام آموزش و پرورش رسمی را به عنوان سیستمی اجتماعی در نظر بگیریم، می‌توان آن را با مفاهیم سه گانه‌ی درون دادها، فراگرد و برون دادها تصور کرد:
نظام آموزش و پرورش، برای انجام دادن مأموریت رسمی خود (تحقق هدف‌های آموزش و پرورش رسمی در جامعه)، منابع مورد نیاز خود را به صورت درون دادها (دانش و معرفت موجود در جامعه، ارزش‌های معتبر و مورد اعتقاد، هدف‌های مطلوب، منابع مالی و مادی) از جامعه می‌گیرد، سپس، از طریق فراگردهای پیچیده‌ای که مستلزم استفاده از ساختار سازمانی، افراد انسانی و تکنولوژی، و ایفای وظایف معینی است، دانش آموزان را تحت آموزش و پرورش قرار می‌دهد، و سرانجام نتیجه‌ی کار(برون دادهای) خود را به صورت افرادی که از جهات مختلف تغییر یافته و صلاحیت و شایستگی پیدا کرده‌اند، به جامعه تحویل می‌دهد (علاقه بند، 1388).
با مواردی که گذشت مشخص شد که آموزش و پرورش نیز یک سیستم است. و از طرفی چون موضوع تحقیق بررسی کارایی درونی نظام آموزشی است و بحث کارایی در معیت درون داد و برون داد معنی و مفهوم می‌یابد، لذا جهت تبیین موضوع کارایی، نظام آموزشی را به مانند یک سیستم در نظر گرفته، تا درون دادها، فرآیندها و برون دادهای آن مورد بررسی قرار گیرند و در نهایت با توجه به رابطه بین درون داد و برون داد، کارایی نظام مشخص گردد.

شکل2-1: نظام آموزش و پرورش رسمی(علاقه بند، 1388)

اهمیت آموزش و پرورش:
شکوهی(1366)، آموزش و پرورش را یکی از سازمان‌های مهم و مؤثر در جهان امروز و آینده می‌داند، سازمانی که الگوی کلیه نهادها و مؤسسات و سازمان‌های رسمی جامعه بوده و موضوع و محور اصلی آن انسان است و نیز مهمترین و دشوارترین مسأله متلابه انسان تعلیم و تربیت اوست. زیرا با تعلیم و تربیت انسان‌ها برای همگام شدن با تحولات اجتماعی آماده می‌شوند لذا ثمر بخشی این سازمان از یک سو، تبدیل انسان‌های خام و مستعد به انسان‌های سالم، خلاق، بالنده، متعادل و رشد یافته، از سوی دیگر تأمین کننده‌ی نیازهای نیروی انسانی جامعه در سطوح مختلف و همچنین ایجاد توسعه همه جانبه در بخش‌های متفاوت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است. در این سازمان گسترده و عظیم، میلیون‌ها کودک، نوجوان، جوان و حتی بزرگ سال بهترین زمان حیات خود را در فضای مدارس و دانشگاه‌ها به یادگیری و یاد دهی می‌گذرانند. آموزش و پرورش، بخش لاینفک زندگی فردی و اجتماعی بشر است و به عنوان فرایند کمک کننده به جریان رشد انسان‌ها مطرح بوده و هدف نهایی آن نیز رسیدن به حیات طیبه است (سند تحول بنیادین،1390).
بنا براین بر مسئولان، مدیران و کارگزاران است که با متحول ساختن کوشش‌های برنامه ریزی آموزشی- که ضرورت این تحول در قرن بیست و یکم بیش از پیش احساس می‌شود- زمینه‌ی تحولی بزرگ در نظام آموزشی کشور را فراهم آورند.

2-5) نقش آموزش و پرورش در ابعاد مختلف توسعه:
برنامه ریزی‌هایی که تاکنون به نام توسعه توسط کارشناسان داخلی و خارجی در طی دهه‌های اخیر طراحی و در کشورهای معروف به توسعه نیافته پیاده شده عمدتاً کانون توجه خود را رشد اقتصادی و توسعه قرار داده و عوامل اجتماعی و فرهنگی رشد را تا حد زیادی مورد بی توجهی و غفلت قرار داده‌اند. عواملی که خود می‌تواند بنیان یک توسعه درون زا و مولد را موجب شود در صورت بی توجهی، خود جزء عوامل بازدارنده و مانع توسعه مستمر و پویا بوده و جلوی هر گونه توسعه مطلوب را سد خواهد کرد. اقتصاد خود بخشی از فرهنگ است و توسعه اقتصادی جنبه‌ای از توسعه اجتماعی و فرهنگی است”(توسلی، 1373).
آموزش و پرورش نهادی فراگیر، پویا و تأثیر گذار بر رفتارها و هنجارهای آشکار و نهان همه جانبه‌ی اخلاقی، سیاسی، اقتصادی، دینی، حقوقی، اجتماعی و فرهنگی آحاد جامعه است. ماهیت فعالیت و اهداف آن ارتقاء توان روحیه خلاقیت، شکوفایی و بروز استعداد، بالا بردن سطح آگاهی‌های عمومی، تخصصی و تعیین راهبرد در دست یابی به تعالی، توسعه، سعادت، رشد و… می‌باشد.
بنا براین یکی از ارکان اساسی توسعه یک کشور، بخش آموزش آن است. این بخش از آن جهت دارای اهمیت فوق العاده‌ای است که هم ابزاری مهم برای توسعه بوده و هم یکی از اهداف توسعه محسوب می‌شود. در نظم نوين جهاني، نقش كهن نيروي رهايي بخش آموزش و پرورش هنوز هم قدرتمند است و دانش، قدرت خود را به عنوان ابزار اصلي جهت پيروي از اين عقيده حفظ نموده است. امروزه بيش از هر زمان ديگري دانش پشتيبان و ضامن اصلي توسعه انساني است .

2-5-1) نقش آموزش و پرورش در رشد و توسعه اجتماعی:
به عقیده صاحب نظران (قرائي مقدم، 1375)، آموزش و پرورش منشاء هر گونه تغییر و تحول اجتماعی است. تا آن جا که آگوست کنت23 اعتقاد دارد، آن چه موجب تغییر و تحول اجتماعی می‌گردد تحول فکری بشر است که بر اثر آموزش و پرورش حاصل می‌آید.
همچنین وی اهمیت نهاد آموزش و پرورش را در نقش اجتماعی آن دانسته است زیرا در آماده نمودن فرد برای زندگی در بین آدمیان اهتمام می‌ورزد. به اعتقاد وی این نقش با دادن یک سری اطلاعات ناشی از فرهنگ عمومی به فرد برآورد می‌شود بدین طریق آموزش و پرورش ضمن ایجاد آمادگی در فرد به منظور رفع نیازهای مادی و معنویش وی را در برطرف نمودن نیازمندی‌های جمعی یاری می‌رساند. در جوامع در حال رشد تعلیم و تربیت عامل روشنگری و تحرک انگیزی جهت تسریع نهضت‌های عمده اجتماعی است و به طور منطقی یک عامل گسترش دهنده‌ی رفاه اجتماعی و هماهنگ کننده‌ی شخصیت‌های جوان اجتماع با تغییرات سریع است(عسکریان، 1366).

2-5-2) نقش آموزش و پرورش در رشد و توسعه فرهنگی:
در تعیین نقش آموزش و پرورش در رشد و توسعه فرهنگی ژاک هلک اعتقاد دارد که آموزش و پرورش در گسترش یا کاهش فاصله فرهنگی متداول در کشورهای در حال توسعه بین طبقه نخبگان تحصیل کرده که به تسهیلات متنوع و نظام ارتباطات بین المللی دسترسی دارند و اکثریت محروم مانده از این گونه امکانات عامل تعیین کننده‌ای است.
باستانی پور مقدم( 1378)، نیز توسعه فرهنگی را فرایندی پویا دانسته که عبارت‏ از پربارسازی فرهنگ، تحکیم جنبه‏های‏ مختلف تجلیات فرهنگی، فراهم‏سازی‏ امکانات فرهنگی برای کلیه افراد، از رهگذر فعالیت‏های خلاق از طریق‏ ابزارهای مناسب در فضایی از احترام متقابل و امکان ابراز آرا مختلف است. مباحثی

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir