خوانانی که بسیار خردسال بودند، گهگاه شعر را بدون آهنگ می خواندند، تا بتوانند حالت خردسالی خود را بهتر نشان دهند.
این طرز بیان و گفت و گو، به ویژه زمانی که با شیرین زبانی و هنرنمایی بچه خوان همراه می شد، در برانگیختن عواطف و احساسات تماشاگران تأثیر شگرفی داشت. هنگامی که بچه خوانان می خواستند احساسات مشترک خود را بیان کنند، اشعار و آوازهایی را که حکم و مضمون واحدی داشت با هم و یک صدا می خواندند. مثلاً، طفلان مسلم و طفلان زینب در بعضی مواقع با هم اشتراکاً می خواندند. بچه خوانان، به هنگام تشویق و اضطراب، مخصوصاً در مواقع جنگ و حملۀ دشمن، کاه بر سر خود می ریختند و این کار در میان آنان و زن خوانان بیش از نقشهای دیگر معمول بود. بسیاری از بچه خوانان، به خصوص در تکیۀ دولت، اصلاً شعری نمی خواندند و در واقع شبیه صامت بودند و حضور آنان بیشتر جنبۀ نمایشی و تأثیرگذاری داشت.

2-2-4 – اشقیا خوانان
اشقیاخوانان یا مخالف خوانان، به تعزیه خوانهایی گفته می شود که در تعزیه نقش دشمنان و مخالفان امام و اهل بیت و امامان و پیامبران را دارند، مانند شمر، ابن سعد، خولی، ابوسفیان، مأمون و … اشقیاخوانان را می توان به چهار دسته شمرخوان، تخت خوان، مخالف خوان ساده و عادی، و عرب یا سپاه اشقیا تقسیم کرد.

1-2-2-4 – شمرخوان
کسانی را که در تعزیه شبیه سرداران و جنگجویان سپاه مخالف می شوند، مانند شمر، مرحب خیبری، عمروبن عبدود و … اصطلاحاً شمرخوان نامیده اند. سبب این که اصطلاح «شمرخوان» را تعمیم داده و بر نقشهای مشابه دیگر نیز اطلاق کرده اند، این است که شمرخوان تعزیه های شهادت، معمولاً یا غالباً در تعزیه های دیگر نقش شخصیتهای مخالفی چون مرحب، عمر و غیره را بر عهده می گیرد و مانند شبیه شمر لباس می پوشد.
شمرخوانی در تعزیه کار چندان ساده و آسانی نبود.
از این رو، تعزیه گردانان از میان اشقیا خوانان، ورزیده ترین و کار دیده ترین آنان را برای این نقش بر می گزیدند.
نمایاندن خشونت و بی رحمی همراه با رقت و احساس و همدردی با امام در مواقع لزوم، و ارائۀ حرکات و رفتار شایسته و مناسب، گفت وگوهای گاه حماسی و سنگین و گاه تند و خشن و سبکسرانه و تکیه کلامهای به جا، همه و همه از ویژگیهای شمرخوانان ورزیده و استاد بود. از سوی دیگر، چون اشعار نسخه های مخالف خوانان تا اندازه ای شیوا و فصیح و دارای الفاظ فاخر و فخیم و ادبی بود و شمرخوانها اشعار را با آواز نمی خواندند و تماشاگران به جنبه های ادبی اشعار و تلفظ درست کلام بیشتر توجه می کردند، از این رو، شمرخوانان می بایستی سواد ادبی کافی داشته باشند.
شمرخوانان به هنگام اظهار تأثر و تأسف، به جای دست بر سر و صورت یا سینه زدن، معمولاً پای راست خود را بلند می کردند و دست راست را بر ران و زانو می زدند. گاهی برای نشان دادن اندوه یا شرم، سر خود را به زیر می افکندند یا با «شرابه» (آویزۀ) شال کمر، جلوی چشمهایشان را می گرفتند. همچنین، برای نمودن و حشت یا تعجب و حیرت و تحسین، مثلاً به هنگام مشاهدۀ شجاعت امام، یا زیبایی چهره و اندام قاسم و علی اکبر (ع) در میدان جنگ، انگشت به دندان می گزیدند.
2-2-2-4 – تخت خوان
تعزیه خوانهایی را که در تعزیه و به نقش شاهان و خلفای جور و امیران مخالفی چون معاویه، یزید، ابن زیاد، ابن سعد و فرعون و … در می آمدند اصطلاحاً تخت خوان گفته اند. اگرچه تعزیه سازان، به هنگام انتخاب شبیه هر یک از این اشقیا و شخصیتهای منفی یا در حین اجرای تعزیه، نقشهای آنها را به عنوان نقش خاصشان، مثلاً یزیدخوان، ابن سعد خوانان و مأمون خوان هم خطاب می کردند، لیکن عنوان و اصطلاح کلی آنها همان «تخت خوان» است. گفتنی است که امیران و سرداران مخالفی چون ابن سعد در صف کربلا تختی نداشتند، همچنین برای کسانی چون هارون و مأمون و ابن زیاد نیز در بسیاری از تکایا و میدانهای تعزیه خوانی تخت و بارگاهی ساخته نمی شد و آنان معمولاً روی صندلی می نشستند (حتی در مجالس تعزیۀ ساده و فقیران روی سکو یا زمین می نشستند) اما چون همۀ آنان فرمانده و امیر و اریکه نشین بودند، گفتنی است که امیران و سرداران مخالفی چون ابن سعد در صف کربلا تختی نداشتند، همچنین برای کسانی چون هارون و مأمون و ابن زیاد نیز در بسیاری از تکایا و میدانهای تعزیه خوانی تخت و بارگاهی ساخته نمی شد و آنان معمولاً روی صندلی می نشستند (حتی در مجالس تعزیۀ ساده و فقیران روی سکو یا زمین می نشستند) اما چون همۀ آنان فرمانده و امیر و اریکه نشین بودند، براساس شهرت و قاعدۀ «تغلیب» همه را «تخت خوان» می گفتند. طرز خواندن تخت خوان با شمرخوان و اشقیای دیگر تفاوت چندانی نداشت. همۀ آنان با فریاد و بدون آهنگ و آواز اشعار را ادا می کردند، لیکن تخت خوانهای آزموده و مجرب به سبب مقام و منزلتی که داشتند، رفتار و حرکاتشان سنگین تر و متین تر از شمرخوان و اشقیاخوانان دیگر بود. اینان کلام را کمی آهنگ دار و شمرده و ممتد، و به اصطلاح «امیرانه»، ادا می کردند و کمتر مانند شمر خشونت و سبک سری و تندخویی از خود نشان می دادند.

3-2-2-4 – مخالف خوانان دیگر
شبیه اشقیای دیگری چون عمر و بن حجاج و… را به طور کلی «مخالف خوان» نامیده اند. این دسته از تعزیه خوانان در تعزیه نقشهای درجه دوم داشتند، مکالماتشان کوتاه بود و معمولاً بیش از چند بیت شعر نمی خواندند. در انتخاب این شبیه ها به میزان سواد یا ویژگیهای صوری و هنری آنها دقت و توجه چندان نمی کردند.
در برخی از تعزیه ها که این شخصیتهای منفی نقش درجه اول داشتند، از اشقیاخوانان نسبتاً ورزیده استفاده می کردند. در این گونه تعزیه ها این نقش را همان شمرخوان مشهور تعزیه ها اجرا می کرد. مثلاً در تعزیۀ «شهادت طفلان مسلم»، شمرخوان تعزیه، شبیه «حارث» می شد.
4-2-2-4 – عرب یا سپاه اشقیا
دستۀ دیگری از اشقیا که شبیه سپاه مخالف می شدند و نقش نبستاً مؤثری در تعزیه ها داشتند، به اصطلاح تعزيه‌گردانان قدیم «عرب» نامیده می شدند. عربها در تعزیه ها اشعار نمی خواندند و گفت و شنودی نداشتند و شبیه صامت یا خاموش تعزیه بودند. نقش دستۀ عرب در تعزیه های شهادت یا حماسی و جنگی بسیار مهم بود. اگر تعزیه ها در تکایای بزرگ یا میدانها برگزار می شد، معمولاً به تعداد این افراد می افزودند تا تعزیه شور و هیجان بیشتری داشته باشد. عربها مسلح بودند، و جنگ افزارهایشان چوب و چماقهای بلند نیزه مانند از بید و سپیدار و صنوبر و امثال آن بودند. برخی از آنها شمشیر و سپر و نیزه هم داشتند.
اگرچه چوبها، به جای سلاح و نیزه به کار می رفتند، لیکن نماد و نشانه ای هم از نیزه بود و هم از نیزه دار. تعزیه خوانان، برای نمودن این صحنه های جنگ و ستیز در تعزیه ها، تمرينهای فراوانی کرده بودند، شهادت خوانها و امام خوانان ورزیده و پرسابقه می کوشیدند تا در نبرد با سپاه اشقیا با یک ضربت شمشیر چوبهای سپاه عرب را قطع کنند، تا این که به حرکات نمایشی جنگ و ستیز جنبۀ جدی بدهند.
در سالهای اخیر که تعزیه خوانی از میدانها و تکیه ها به مکانها و حسینیه های کوچک و قهوه خانه ها و تماشاخانه ها کشانده شده، در نمادی بودن تعزیه و مقایسۀ آن با «تئآتر فقیر و بی چیز» افراط شده است، این بخش از جنبه های درامی و پرهیجان و واقع نمای تعزیه نیز به دست فراموشی سپرده شد.
اگرچه افزایش تعداد عرب و سیاهی لشکر در تعزیه های حماسی و رزمی، و ابداع و اجرای جنگهای عمومی به جای جنگهای تن به تن، بیشتر از دورۀ ناصرالدین شاه به بعد در تعزیه ها باب شد، با این همه استفاده از سیاهی لشکر و نمایش جنگ و ستیز در تعزیه خوانیهای قبل از دورۀ ناصری نیز کم و بیش معمول بوده است.

3-2-4 – نسخه خوانان
نسخه خوانان در غالب گروههاي ذيل مورد بررسي قرار مي گيرد:
1-3-2-4 – اشخاص ميانه حال
در گزینش شبیه برای شخصیتهای میانه حال تعزیه، مانند حوریان، جنیان، عرب و امثال آن نیز چندان دقیق و سختگیر نبودند و از تعزیه خوانان درجۀ دوم استفاده می کردند. لیکن برای نقشهایی چون حوریان و فرشتگان تا اندازه ای به کیفیت صدا اهمیت می دادند و کسانی را برای این گونه نقشها بر می گزیدند که صدایی نسبتاً زیر و زنگ دار داشته باشند. همچنین، نقش فرنگی را به هر کسی نمی دادند. شبیه فرنگی می بایست ظاهر و رفتار و حرکاتش تا حدی فرنگی مآبانه باشد. مهم تر از همه، خواندن آواز در گوشه ها و مایه های خاص و معینی از موسیقی در این نقش، کار هر تعزیه خوانی نبود.

2-3-2-4 – حوریان
کسانی که در تعزیه ها نقش حوریان بهشتی را بر عهده داشتند اغلب از پسران جوان و نوجوان بودند. این شبیه ها گرد توری آبی رنگ یا گل بهی یا صورتی بر چهره می بستند، تا زیبایی و لطافت و نیز پوشیدگی و روحانیت خود را نشان دهند. بیشتر حوریان در شمار تعزیه خوانان صامت بودند و نمی خواندند، مگر سردستۀ آنان که در مواقع لزوم یک یا چند بیت شعر می خواندند، یا با اشخاص دیگر تعزیه گفت و گو می کرد. در برخی از تعزیه ها، حوریان به صحنه نمی آمدند، بلکه از راه دور (مانند سروش) می خواندند. تعداد حوریان در مجالس تعزیه متفاوت بود. در برخی تعزیه ها، مانند تعزیۀ «سیرکردن آدم و حوا در بهشت»، یا «صحرای محشر» از حوریان بیشتری استفاده می کردند و در بعضی دیگر مانند تعزیۀ «وفات حضرت زهرا» تعداد آنها از سه، چهار تن بیشتر نبود.
3-3-2-4 – فرشتگان
کسانی که شبیه فرشتگان یا ملائکه را در می آوردند، از لحاظ نقش و مقام و موقعیت به دو دسته تقسیم می شدند: نخست فرشتگان مقرب و مشهور، مانند جبرئيل، میکائیل، عزرائیل و اسرافیل؛ دوم، فرشتگان دیگر.
فرشتگان معروف و مقرب، معمولاً از مردان میانسال انتخاب می شدند. گردتوری بر چهره می آویختند، و برای این که از ملائکه یا فرشتگان دستۀ دوم تا اندازه ای متمایز باشند، اغلب قبای آبی رنگ که نشانه و نماد آسمانی بودن است، می پوشیدند. گاهی شبیه جبرئیل یا میکائیل عبایی هم بر دوش می افکندند که نشان دهندۀ وقار و متانت و تشخص آنان باشد.
نقش فرشتگان دستۀ دوم را معمولاً جوانان بر عهده داشتند و مانند حوریان گردتوری بر چهره می افکندند. در برخی از تکیه ها، به خصوص تکیۀ دولت، فرشتگان گرد پولک دار به صورت می زدند تا از حوریان متمایز باشند. این دسته از شبیه فرشتگان، مانند اغلب حوریان، معمولاً آواز نمی خواندند و فقط با سردستۀ فرشتگان (ملائکه) همراه بودند. خواندن اشعار با آواز و گفت و شنود کار سردستۀ فرشتگان، یعنی ملائکۀ مشهور و مقرب شود.
4-3-2-4 – سروش یا هاتف
در بسیاری از تعزیه ها کسانی با عنوان «سروش» یا «هاتف غیبی» نقشی داشتند و از راه دور می خواندند، کسی که این نقش را بر عهده داشت، معمولاً همان جبرئیل خوان تعزیه ها بود که بسیاری از مردم و تماشاگران نیز او را جبرئیل می پنداشتند، یا به آن نام می نامیدند. حال آن که، او سروش بود و جبرئیل در تعزیه ها فقط بر پیامبر یا امام نازل می

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir