برعکس قرائت می کنند، برخوردار از نیرویی جادویی تلقی می شوند.
یکی از طریقه های حفظ بدن در مقابل حوادث و خطرات نابهنگام، همراه داشتن برخی از آیات و ” اسماء الحسنی ” است. در گذشته که صنعت چاپ نبود و یا بسیار ابتدایی بود قرآن ها و کتب ادعیه در ابعاد بزرگ نوشته می شد که حمل آن مشکل بوده و در هر زمانی در دسترس قرار نداشت. در عوض، همان مضامین نوشته شده بر پارچه، قابل حمل بود. بنا بر این زن ها و بخصوص بچه ها همیشه از این دست ادعیه بهمراه داشتند و در قسمتی از لباس جاسازی کرده و یا می دوختند. بعضی اوقات نیز به صورت یک پیراهن کامل آنها را می پوشیدند. البته باید در نظر داشت که چنین پیراهن ها و پوشاکی مصرف همیشگی نداشته و تنها در مواقع ویژه و برای مدت کوتاهی پوشیده می شده که از جملۀ این زمان ها، حضور در جنگ و یا گذر از معابر خطرناک به هنگام سفر بوده است. این پوشش در زمان جنگ ایران و عراق، بصورت چفیه های متبرک شده و دعا خوانده ای در آمد که رزمندگان به هنگام حضور در جبهه به آنها ملبس می شدند. این سنت هنوز هم رایج است و پارچه های سبزی که با اماکن مقدس متبرک شده و بر دور مچ بسته می شود یا بر گوشه ای از لباس دوخته می گردد گویای این مطلب است.
بیشترین مصرف ” جام های طلسمی ” در حمام است. کسانی که طالب گشایشی در کار خود بودند جام را با خود به حمام می بردند و پس از شستشو و غسل، جام را هفت بار با آب خزینه پر کرده و بر سر می ریختند. از جام ” چهل کلید ” برای زنانی که وضع حمل آنها به سختی انجام می گرفت نیز استفاده می شد یکی از زنان و یا خود زائو، کلیدها را در دست می گرفت و آیه های روی کلید را تکرار می کرد.
نوع دیگری هم از جام هست که به جام ” باطل السحر ” شهرت دارد. چنانکه از نام آن پیداست، این جام ها برای ابطال سحر و شکستن طلسم بکار رفته و روی آن آیه ها و سوره های آیت الکرسی، چهار قل و آیات دفع و رفع بلا نوشته شده است. این جام ها به طور عمده، جنبه های درمانی داشته اند.
” آینه ها ” در باب طلسم و افسون کاربرد فراوان داشتند. بویژه تصور بر این بود که آینه می تواند آینده و یا شخص مورد نظری را نشان دهد. برای این کار، طبق مراسم و در ساعات خاصی طلسمگر و یا رمال، از کودکی نابالغ می خواست تا به آینه نگاه کرده و هر چه در آن می بیند بازگو نماید. آینه بینی برای پیدا کردن شیء یا شخص گمشده و یا نشان دادن بدخواه بسیار مورد استفاده قرار می گرفت.
” قفل ” ، از جمله اشیایی است که به دو منظور خیر و شر بکار می رود. قفل در حقیقت نوعی اطمینان خاطر است. همانگونه که در خانه را قفل می کنند تا از ورود اغیار به آن جلوگیری کنند آویختن قفل بر بدن نیز چنین معنایی دارد با این تفاوت که در مثال اول ایمنی خانه مطرح است و در مثال دوم ایمنی روح و جان.
کاربرد دیگر قفل در گره گشایی کارها و حل مشکلات است. در بسیاری از امامزاده ها، بر ضریح حرم، قفلهایی زده می شود یا پارچه هایی را گره می زنند و نیت حل مشکل می کنند. اعتقاد بر این است که اگر قفل خود به خود باز شود یا گره گشوده گردد، نوید اینست که مشکل حل خواهد شد. این امر بخصوص در پنجرۀ فولاد حرم مطهر امام رضا ( ع ) مرسوم است.
قفل برای بستن زبان هم به کار می رود. کسانی که از زبان دیگران در رنجند متوسل به طلسم گران می شوند تا برای بستن زبان آنان قفلی بسازند. بخصوص این امر در گذشته که عروسان پیوسته از مادر شوهران خود در رنج و عذاب بوده اند، کاربرد فراوانی داشته است. مراسم دوختن زبان مادر شوهر که به هنگام عقد و بر روی پارچۀ سفید بالای سر عروس بوسیلۀ نخ و سوزن، انجام می شود نیز به نوعی قفل بر لب نهادن است. قفل، برای بستن بخت و یا گره انداختن در کار دیگران نیز به کار می رود. دعا نویس، با قفل زدن بر چیزی یا بر جایی در کار کسی که مغضوب مراجعه کنندۀ اوست، گرفتاری ایجاد می کند و این گرفتاری تا وقت بسته ماندن قفل باقی می ماند.
از ” جانوران ” به مقصود زیان رساندن به کسی، توسط جادو؛ نیز استفاده می کردند: « اگربخواهید که عقربی را به سراغِ دشمنی بفرستید، باید جانور را بگیرید ودرشیشه ای محبوس کنید (برای درامان ماندن ازنیش آن ) سپس به هنگام نام بردن ازکسی که می خواهید به او آسیب برسانید افسون زیر را هفت بار بر آن بخوانید ” اریوش، شرهوش، او خدایی چنان بزرگ است که هیچ کس انباز او نیست. برطیما، ملطیما، ازران (تکرار)، به آن چه می گویم توجه کن و آن را دریاب، ای عقرب، زادۀ عقرب. وگرنه من تو را به قدرت آتش حواله خواهم کرد. طاریوش، ناخوش، لاهوش بَمخوش درقیانوش،…. به عظمت خدا و در پرتو حمایت او، برو و چنین و چنان کن و او را درفلان و بهمان نقطه بگز ” آن گاه می گذاریدکه عقرب برود و به اعتقاد افسون گر، فرد یاد شده را بگزد. » ( موسی پور،1387: 106 و107 )
البته نیروی آنها همیشه در خدمت شر نبود و به خصوص از تندیس این حیوانات در قبایل بدوی بخصوص قبایل آفریقایی و سرخپوستی به عنوان ” توتم” استفاده می شد. هر قبیله به نیروی حیوانی اعتقاد داشته و آن را حافظ قبیلۀ خود می دانست و از آن مجسمه یا تندیسی درست می کرد و می آویخت. صد البته کشتن آن حیوان، گناهی نابخشودنی به حساب آمده و مجازات آن، مرگ هایی فجیع بود. این اعتقاد هنوز هم در برخی قبایل، به قوت خود باقیست.
« هر حیوانی را اثر و خاصیتی است و رؤیت آن، چه در خواب و چه در بیداری؛ خالی از حکمت نیست و باید مورد بررسی قرار گیرد. » ( تناولی، 1385 : 88 )
در خواب ها و رؤیاها نیز حیوانات و خصوصیات منتسب به آنها دخیل است: بطور مثال دیدن بعضی حیوانات مثل اسب و گاو در خواب ها نیکو و دیدن بعضی دیگر مانند موش و مار، اگر تک باشد و نیش بزند؛ بد است. کسی که علم تعبیر خواب می داند، با استفاده از شخصیت و خصوصیت حیوان مورد نظر، خواب را تعبیر می نماید که مهمترین و معروفترین آن، خواب فرعون مصر و تعبیر حضرت یوسف ( ع ) است. این نکته در مورد اختصاص دادن هر ماه و یا سال به یک حیوان نیز صادق است.
گیاهان نیز به نوبۀ خود مورد استفاده های فراوان دارند و در هر دو وجه خیر و شر بکارمی آیند. از چای ها و جوشانده های مخصوص و دعا خوانده، که باید طبق قوانین و در ساعات خاصی خورده و یا خورانده شوند؛ گرفته تا گیاهانی که دود آنها اثری ویژه دارد. در حال حاضر معروفترین و پر کاربردترین آنها اسپند است که بخصوص برای دفع شر و نظر خوردگی کاربرد فراوان دارد و دعا نویسان از آن بهره ها می برند. البته کاربرد آن بیشتر در جنبۀ خیر است و از نظر پزشکی نیز ثابت شده که دود اسپند، هوا را از آلودگی و امراض پاک می کند.

3-9 جادو به مثابۀ علم

« فریزر معتقد است که کنش ها و باورهای جادویی از جهات خاصی با باورها و کنش های علمی مشابه اند چرا که علم و جادو هر دو بر این اصل استوارند که سلسلۀ وقایع، از درون به هم پیوسته اند و وقایع اخیر، نتیجۀ اعمال پیشین اند. بر این اساس جادو، فهرستی از باورها و کنش هاست که نمی توان آن را مورد نقد و بررسی قرار داد و دوباره سنجی و یا رد کرد. در بررسی جادو معمولاً شواهد ضد و نقیض، کم اهمیت جلوه داده می شوند یا توجیه شده و به حساب آورده نمی شود. اما در رابطه با علم درستی سنجی و اعتبارسنجی صورت می گیرد و بر همین اساس می توان آن را نقد و بازنگری نمود. جادو براساس پیوندهای اتفاقی و نامحتمل و فرآیندهای متغیر عمل می کند و در واقع جادو واقعاً علم بدوی است. » (سلیمیان: 1384، 113)
هیچ سرزمین و دیار کهنی تهی از افسانه ها و اساطیر نیست و افسانه ها و اسطوره ها تاریخ رمزوار و نمادین آدمیانی است که پیشترها بر صفحۀ خاک زیسته اند و افسانه ها و اساطیرشان دنیایی جادویی دارد و پر از شگفتی است. مردمانی که دینشان، دانش هایشان و زندگی هایشان آمیخته با سحر و جادوست. اما این بدان معنی نیست که زندگی امروز بشر از جادو تهی شده است. امروزه روز، سحر و جادو به شکل های دیگر باقی مانده و در حال حاضر، هم به شیوه ای علمی تر بدان عمل می شود و هم دربارۀ آن کاوش و پژوهش انجام می گیرد. البته کم نیستند کسانی که از بیخ و بن، علمی بودن گونۀ جادو را نمی پذیرند.
تا گذشته های نه چندان دور، کل علوم را دو شاخۀ جدا از هم تشکیل می داد. یک شاخه ” جلیّه ” و شاخۀ دیگر ” خفیّه ” نام داشت. علوم جلیه مانند طب ، هندسه و منطق دارای قواعد و قوانین مشخصی بود که در کتاب ها نشر و در همه جا یکسان تدریس می شد اما علوم خفیه، که ” علوم غریبه ” هم نامیده می شد؛ چنین نبود و دانش و اسرار آن در سینۀ عالمان آن مکتوم بود. علوم غریبه چندین شاخه بود و هر شاخه، قسمتی از اسرار طبیعت را در بر می گرفت. مشخص ترین این شاخه ها پنج علم جدا از هم بود که ” خمسۀ محتجبه ” نامیده می شد. خمسۀ محتجبه و یا پنج علم پنهان به ترتیب عبارت بود از: کیمیا، لیمیا، هیمیا، سیمیا و ریمیا. حروف این پنج علم، واژۀ ” کلّه سر ” ( مجموعه اسرار ) را تشکیل می داد.
هریک از این علوم، محدودۀ عمل ویژه ای داشت، ” کیمیا ” همان علم اکسیر بود که به معدنیات و تبدیل اجسام و فلزات، از یکی به دیگری؛ مرتبط می شد. ” لیمیا ” در قسمت اعمال و افعال و تبدیل قوای فاعل به مفعول و یا بالعکس عمل می کرد و به مجموعۀ اعمال آن علم طلسمات گفته می شد. ” هیمیا ” با احوال ستارگان و حیوانات وابسته به آنها مرتبط بود و علم تسخیرات نام گرفته بود. ” سیمیا ” علم خیالات بود و هدف آن تصرف در خیالاتی بود که در دنیای خارج وجود ندارد و بالاخره “ریمیا ” علم شعبدات بود و هدف آن شناختن پدیده ها و نیروهای زمینی و ترکیب آنها با یکدیگر و بدست آوردن نیرویی تازه بود.
پیدایش علوم غریبه را می توان بسیار کهن و از علوم اولیۀ بشر شمرد. پی بردن به قدرت های فوق طبیعی و اسرار آمیز و علاقۀ انسان به ازدیاد قدرت و مقابله با نیروهای موذی و آگاهی از اخبار و وقایع آینده، همیشه و در همه جا مورد توجه بشر بوده است .
در منابع عرب و ایرانی از ” بلنیاس ” به عنوان پدر و بنیان گذار علوم غریبه یاد شده و به نام وی در بیشتر کتاب هایی که با علوم غریبه مرتبط است، اشاراتی شده است. در ایران نیز دانشمندان بزرگی چون ابن سینا، خواجه نصیر الدین طوسی و شیخ بهایی، به علوم غریبه علاقه و آگاهی داشتند و در این زمینه رسالاتی از خود باقی گذاشتند.« رسالۀ” کنوزالمعزمین” ( گنجینۀ اسرار و رموز ) تألیف شیخ الرئیس بوعلی سینا است. » ( تناولی، 1385: 18 و 19)
ابن سینا با دفاع از امور غریب و ماوراء الطبیعه، آنها را از سه مبداء دانست: یکی هیأت نفسانی که منشاء معجزه و کرامات انبیا و اولیا است، دوم خواص اجسام عنصری و سوم قوای آسمانی که میان قوای زمینی و احوال آنها فعل و انفعال ایجاد می کند و موجب آثار شگفت انگیز می شود.

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir