پریزاد گلخنده ” و ” علی بابا و چهل دزد ” و غیره، متعلق به همین منبع کهن است.
دلیل اصلی دانشمندان در اثبات ریشۀ هندی و ایرانی هزار و یک شب، نخست سخن مسعودی و دوم نوشتۀ ابن ندیم است. ذکر هزار و یک شب، نخستین بار در ” مروّج الذهب معادن الجوهر ” تألیف ” ابوالحسن علی بن حسین بن علی مسعودی” (متوفی در 366 هجری قمری) می رود آنجا که می گوید: « بسیار کسان که از اخبار گذشتگان آگاهند، گفته اند این گونه افسانه ها معجول و خرافی است و کسان ساخته اند تا با روایت آن به شاهان تقرب جویند و با حفظ و مذاکرۀ آن بر مردم زمانه نفوذ یابند. » ( ستاری، 1368: 7 )
” ابن‌نديم ” ‌نیز كليۀ‌ كتـاب‌هـايي‌ را كه‌ در عصــر او، يعني‌ قـــرن‌ دهم‌ ميـلادي شهـــرت‌ داشتنـد فهــرست‌ كــرده‌ بـود. طبق‌ نظر او، نـوشتـن‌ و جمع‌آوري ‌داستـان‌هـاي‌ جــالب‌ نخستيــن‌ بــار در عهــد ساسانيــان‌ رايج‌ شد و هـزار افسان، نخستين‌ كتابي‌ بود كه‌ بـا ايـن‌ محتـوا نـوشته‌ شد.
برخی از محققان بر این عقیده اند که کتاب هزار و یک شب با نام اولیۀ “هزارافسانه “، به عربی “الف لیله ” به معنی هزار شب نامیده شد ولی چون درآن رعایت باور شرقی ها، که از اعداد سر راست بیزارند و آن را نحس می دانند؛ نشده بود به هزار و یک شب یا همان ” الف لیله و لیله ” تغییر نام یافت.
برمبنای همانندی های داستانی و توصیفات روایی، پژوهشگران؛ خاستگاه های گوناگونی برای هزار و یک شب قائل اند. این پژوهشگران را می توان به گروه های زیرتفکیک کرد:
« گروه یکم: کسانی که ریشۀ هزارویک شب را هندی وبرخاسته از “مهابهاراتا، رامایانا پنچاتنترا ” (= پنج فصل، یکی ازخاستگاه های ” کلیله ودمنه ” ) دانسته اند- مانند ” لوئازلوردلونشان130 ” ، ” امانوئل کاسکوین131 ” ، ” نیکلا الیسیف132 ” و….
گروه دوم: کسانی مانند ” سیلوستردوساسی133 ” ، ” رنه خاوام134 ” و ” ادوارد ویلیام لین135 ” که با پافشاری برآداب ونشانه های بومی ، ریشۀ هزارویک شب را عربی (سوری- مصری) ولبریز از درون مایه و بینش اسلامی دانسته اند. » ( مهندس پور، 1390: 22 و23 )
اولین نسخۀ هزار و یک شب، بدون آن که امروز نسخۀ اصلی آن (یعنی هزارداستان هخامنشی) دردست باشد؛ در قرن دوم هجری قمری ( مقارن با قرن هشتم میلادی ) با عنوان “الف لیله و لیله” به زبان عربی ترجمه و به دربار ” هارون الرشید ” خلیفۀ عباسی راه پیدا کرد ولی متأسفانه عده ای ناشی و دور از ادب و ادبیات، اضافات و ملحقاتی بدان افزودند و اصل قصه های تخیلی را با واقعیت های تاریخی زمان در آمیختند. به عنوان مثال، تاریخ وقوع برخی قصه ها را هزارسال به جلو آوردند تا بتوانند شخصیت هایی چون ” هارون الرشید “، همسرش ” زبیده خاتون ” و وزیر شایستۀ ایرانی او یعنی “جعفر برمکی” را وارد قصه نمایند. پس از دربارخلیفه عباسی نسخۀ “هزارداستان هخامنشی” در دست کاتبان مصری افتاد و آنان نیز، همانند عباسیان؛ به هنگام ترجمه، در داستان ها و روایت های کتاب دخل و تصرف کردند. تقریباً در همان زمان، داستان های بغدادی که اساساً شامل داستان های عشقی است، بر هستۀ اصلی افزوده شده است.
قدیمی ترین نسخۀ ترجمۀ هزار و یک شب به زبان فارسی، همان نسخۀ معروف به قلم تسوجی است که از روی نسخۀ عربی آن ترجمه شده است. چنانکه ” هلنا شین دشتگل ” در مقالۀ خود می نویسد:
« نسخۀ مذکورکه از ذخایر ارزشمند کتابخانۀ سلطنتی کاخ گلستان تهران، به شمارۀ ثبت 12367- 12372 می باشد؛ در سال 1251 ه.ق به فرمان ” بهمن میرزا ” فرمانروای آذربایجان (فرزند عباس میرزا و برادرمحمد شاه قاجار) توسط ” عبداللطیف طسوجی تبریزی ” ( معروف به ملاباشی ) ازکتاب عربی ” الف لیله و لیله “، چاپ 4 جلدی ” بولاق ” طبع مصر؛ به فارسی ترجمه شد و گسترۀ بی مرز افسانه های هزارو یک شب با گونه های متنوع شخصیت های اسطوره ای، مذهبی فرمانروایان، وزیران، بازرگانان، مردم عادی و در پی آن حکایات اخلاقی و عاشقانه، سفرهای عجیب با موجودات غریب، افسانه های عفریتان، جنیان، پریان و تغییر دگردیسی آنان، صورت های مختلف حیوانات و حکایات آموزنده و قهرمانان خیالی، شاه قاجار را در صدد تدوین نسخه ای مصور ازکتاب افسانه ای، به جهت بازنمایی واقع گرایانۀ هریک ازمضامین علاقه مند کرد.» ( دشتگل، 1384: 132 )
این ترجمه در شهر تبریز و در 2 جلد به پایان آمد و در سال 1261، در همان شهر به خط ” میرزا علی خوشنویس ” و به کوشش ” آقا محمدرضا باقر کاشانی ” در دارالطباع آقا میر، به چاپ سنگی رسید.
عبد اللطیف تسوجی در مقدمۀ جلد دوم کتاب نوشته است: « ….بندۀ ضعیف، عبداللطیف الطسوجی التبریزی را حسب الحکم پادشاه عالم پناه اشاره آمد که این نسخۀ بدیع را از تازی به پارسی که خوش ترین لغات است؛ بیاورد و افصح الشعرا و ابلغ الفصحا، ” ملک الکلام میرزا سروش ” را فرمودند که به جای اشعار عربیه، شعر فارسی از کتب شعرا مناسب همان مقام پدید آورد و هر شعری که به قصه ای منوط و به حکایتی مربوط بود، مضمون آن را خود، انشاء نماید. » (تسوجی،1386: 7 )
اساس داستان های هزار و یک شب سه دسته اند:
نخست ، افسانه های باستانی ایران و هند که هستۀ اصلی آن را فراهم می آورد. دوم، حکایاتی که در دورۀ اسلام و در بغداد بر آن افزوده اند و سوم داستان هایی که پس از این تاریخ، در مصر به آن اضافه کرده اند. بخصوص در مورد نسخۀ عربی آن، چنانکه اشاره شد؛ کاتبان، بسیاری از مطالبی را که با روحیۀ اسلامی سازگاری نداشت حذف می کردند و در عوض، مطالب بسیاری برحسب ذوق خوانندگان خود به آن می افزودند که با گذشت زمان و رواج این گونه آثار، این تغییرات به تدریج بیشتر و بیشتر می شد.
« درسفربزرگ و گستردۀ هزار و یک شب به فرهنگ های گوناگون، به فراخور هراقلیم و سرزمین جزئیات داستانی، نام ها یا نشانه های فضایی- مکانی دگرگون گشته اند ولی دوعنصر بنیادین آن پایدارمانده است شهرزاد روایت گر و گونۀ روایت گری دوری و تو در توی آن. » ( مهندس پور، 1390: 25 )
هزار و یک شب مجموعه ایست که به دست نویسندگانی گمنام نگارش یافته چرا که اگر سراسر کتاب نوشتۀ یک کاتب و یک ناسخ بود، براساس مطالعات و ملاحظات زبان شناختی؛ این امکان وجود داشت که تاریخ تدوینش معلوم شود اما تعیین تاریخ تألیفی برای داستان های هزار و یک شب ممکن نیست. با مطالعۀ در نگارش داستانها، اثر لهجه های مختلف بومی و محلی دیده می شود و کسانی که آن را نوشته اند به هنگام نگارش، لهجه ها و اصطلاحات خاص محلی خود را نیز در آن دخیل کرده اند.
« در دل‌ هر شهـر، دنياهايي‌ بسيار متفاوت‌ از هم‌ نهفته‌ است‌. دنياي ‌ثــروتمنـدان، دنياي‌ تهيـدستان،‌ دنياي‌ مــردان‌، دنيـاي‌ زنـان‌، دنيـاي‌مسلمانان‌، دنياي‌ مسيحيان‌ و دنياي‌ يهـوديـان‌. دنيـاي‌ زني‌ ثــروتمنـد و ساكن‌ حــرم‌ با دنياي‌ گـدايي‌ مسيحي‌ به‌ همان‌ انـدازه‌ از هم‌ دورنـد كه ‌چين‌ از حبشه‌. با اين‌ همه،‌ تمام‌ اين‌ دنياهـا در دو جـا به‌ هم‌ مي‌رسنـد، در بـازار و در قصه‌هـا. شهــرزاد، هميشه‌ مـــرزهـا را پشت‌ سر مي‌گـذاشت‌ و از زنان‌ روستايي‌، از شيوخ‌ قبايل‌ صحراگـرد از ماهيگيـران‌ فقيـر، ازشهــــريــاران‌ دسيسه‌ بــاز، از طبيبـــان‌ يهــودي‌، از دلالان‌ مسيحي‌، از سرزميـن‌ هنــد، از سرزميـن‌ چيــن‌، از سرزميــن‌ جنيــان‌ و از سرزميــن‌ پــريان‌ قصه‌ مي‌گفت‌. اگــر قصه هایمان‌ را بـا هم‌ قسمت‌ نكنيم‌ و آنهـا را چون‌ ادويه‌ و عاج‌ و ابــريشم آزادانه‌ از مــرزهایمان ‌ عبور نـدهيم‌، تا ابد همه‌ با هم‌ بيگانه‌ خواهيم‌ ماند. » ( فلچر، سوزان 1378 : 18 )

5-3 آنچه در باب هزار و یک شب گفته می شود

« این کتاب (هزار و یک شب)، کلان ترین اثر ادبیات جهانی است که در وسعت و تنوع برتر از رامایانای هندی و در غرابت، شگفت انگیزتر از ” ادای136 ” اسکاندیناویایی و در تغزل، شورانگیزتر از ایلیاد هومر، در نیات اخلاقی، گرانسنگ تر از کتاب “دستینه ” اثر ” اپیکتتوس137 ” است. اما مفسران آن را به وسیلۀ تفریح و سرگرمی های پرنقش و نگار و ملغمه ای ازقصه هایی که دایه ها برای کودکان نقل می کنند و به خیالبافی هایی شهوانی فروکاسته اند که پس از تصفیه ای سختگیرانه، حداکثر ممکن است برای سرگرم داشتن کودکان به کار آید! » (شدل، ……1388، 16)
هزار و یک شب، آینۀ تمام نمائیست از زندگانی و اندیشۀ مردمان رنگارنگ، اقوام و ملتهای گوناگون و بنابراین آمیزه ای است از افکار و همتهای بلند و نیز کارهایی ننگین و شرم آور. اثری که هم نمایشگر شادخواری و لذت جویی و عشرت طلبی و کامرانی صاحبان زور و زر، و هم تلاش و معاش مردم رنج دیده و ستم کشیده ای می باشد که سقف خانه شان آسمان و رختخوابشان زمین است. دلیل شروع قصه پردازی هزار و یک شب گویای آنست که انس و الفت میان دو تن ( شهرزاد و شهریار ) مهم و ارزشمند است اما مهمترین نعمت آدمی، کلام است.
« هزار و یک شب، سراسر حدیث ” سرنوشت ” است و هنگامۀ حادثه جویی و درگیری با تقدیر. اما قهرمان، گاه سرنوشت ناپیدای خود را با تسلیم و رضا می پذیرد و گاه از برکت توکل به پروردگار و ایمان آرام بخش به خیر و مصلحت مشیت الهی، به نرمی می کوشد تا آنرا دگرگون سازد و به سود خود بگرداند و در این راه از سحر و جادو و جن و پری نیز کمک می گیرد. » ( ستاری، 1368: 363 )
در هزار و یک شب همه گونه داستان هست، حکایت های افسانه آمیز، حکایات عشقی و حدیث اتحاد و داد و وفای عشاق مشتاق و جان سپاریشان، قصه های تاریخی شورانگیز، شادی بخش و حیرت آمیز و داستانهای پهلوانی ، حکایاتی که بر زبان جانوران نهاده شده اند، حکایات فلسفی و پند آموز. شایسته ترین، تابناک ترین، طبیعی ترین، آزادترین، بارورترین، شکوفاترین، هوشمندانه ترین زندگی ها و نیز سرشارترینشان از زیبایی و خوشبختی و عشق و گاه نزدیک ترین آنها به حقیقت بشر در حکایات شهرزاد متجلی است.
کامیابی مسک در مقاله اش به مناسبت حضور این کتاب در فرانسه می گوید:
« هزار و یک شب شاهکاری است که بیش از هفت قرن، تا آنجا که دست نوشته های یافت شده تاکنون نشان می دهند؛ در میان ملت ها گشته است. » (کامیابی مسک، 1383: 17)
هزار و یک شب یک کتاب نیست، یک کتابخانه است و یک نویسنده ندارد، بلکه قصه گویان و نویسندگان متعددی آنرا پرداخته اند و براستی گنجینه ای از ادبیات عامیانۀ مشرق زمین در سده های میانه است. با وجود الحاق داستان های عرب بر

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir