ه کردیم؛ اکنون نیز دلایلی چند در اثبات نادرستی اساس آن نظرها در زیر می آوریم:
1- بنابر مدارک تاریخی و گزارشهای سفرنامه ها تعزیه از اواخر عهد صفویان به تدریج شکل گرفته و تقریباً به صورت کامل از زمان زندیان در ایران رایج بوده است. لذا نظر آن دسته از نویسندگانی که پیدایی تعزیه را در دوره قاجار میداند به کلی نادرست است.
2- اساس نظر کسانی که تعزیه را از ابداعات شاهان صفوی یا علمای دوره صفویان و یا تقلیدی از غرب در آن زمان میدانند جز حدس و گمان وفرض چیز دیگری نیست. برخی از آن ظاهراً به سبب مشابهتی که تعزیه های نخستین با تعزیه های اروپایی (میراکلپلی، میستری پلی و …) داشته است چنین فرضی را به میان آورده اند. شک نیست که در میان سنتها و آیین های ملل و جوامع مختلف جهان پاره ای عناصر مشترک و همانند وجود دارد؛ و باز هم تردید نیست که در جریان تاریخ و روابط ملت ها ممکن است گاهی فرهنگی از فرهنگ دیگر را در مواردی تاثیر پذیرفته باشد، اما هیچ یک از اینها دلیل آن نیست که یکی را معلول و برخاسته از دیگری بدانیم، مگر آن که اسناد و دلایل و شواهد مسلم تاریخی در دست داشته باشیم که در مورد تعزیه دیديم چنین نیست، به هر حال با استدلال و قیاس تمثیلی نمی توان درستی و نادرستی یک واقعه تاریخی را اثبات کرد. علاوه بر اینها اگر تعزیه در اوایل یا اواسط دوره صفویان در ایران رایج بود (چه از نمایش مذهبی غربیان تقلید شده بود و چه شاهان صفوی آن را اختراع کرده بودند) مسافران و سیاحان اروپایی که در سفرنامه های خود حتی جزئیات مراسم مذهبی محرّم را شرح داده اند،از تعزیه و شبیه خوانی نیز یاد می کردند. در صورتی که آنان فقط از اشکال ابتدایی و عناصر زمینه ساز تعزیه سخن گفته اند. این نظر نیز که برخی از علمای مذهبی مانند علامه مجلسی تعزیه را اختراع کرده اند، بیشتر روایات شفاهی تعزیه خوانان است و مستند به سندی نیست.
3- اما از نظر کسانی که پیدایش تعزیه را مربوط به دوره زندیان، و تقلیدی از نمایشهای اروپایی می دانند به دلایل زیر نادرست است: اولاً مأخذ این گروه، کتاب انقلاب اسلام است که گفتیم نویسنده آن ظاهراً با تعزیه و شبیه چندان موافق نبوده است، ثانیاً وی که در دوره قاجار می زیسته، خبر را به صورت نقل قول می آورد و برای گفته خود سندی به دست نمیدهد، میگوید: «بعضی از صاحبان خبر برآنند که در زمان کریم خان زند از برای امری سفیری به فرنگ فرستاده شد، سفیر که از فرنگ عودت کرد، در حضور کریم خان از تئاترهای فرنگ حکایتها گفت ، کریم خان نیز فرمود اول شبیه هفتاد و دو تن را در آورند و این در ایران شیوع یافت…» ثالثاً بنا بر گزارش برخی از سیاحان و مسافران اروپاییدر زمان کریم خان زند تعزیه تقریباً در همه جای ایران، از جمله خارک و رشت، رایج بوده است و این ممکن نیست مگر آن که زمینه و مقدمات کار تعزیه خوانی از سالها پیش فراهم شده باشد.
به علاوه چگونه ممکن است مردم مذهبی و سنت گرای آن زمان یک پدیده نوظهور غربی را بدون هیچ سابقه ذهنی بپذیرند؟ رابعاً در اواخر قرن هجدهم یعنی مقارن با پادشاهی کریمخان زند اجرای نمایشهای مذهبی در میدانها و جلوی کلیساهای جامع اروپا عمومیت و رواج چندانی نداشته است، تا هر مسافر و تازه واردی آنها را دیده باشد. خامساً گذشته از اینها وجود تعزیه های سیار و ثابت و میدانی ـ گرچه به شکل ابتدایی آن ـ در دوره افشاریان و اواخر عهد صفویان هر گونه شک و تردیدی را از میان می برد و نشان می دهد که این نمایش قبل از زندیان در ایران ریشه و سابقه داشته است.
4- بنجامین، نخستین وزیر مختار آمریکا در ایران که در سال 1302 هـ.ق شاهد تعزیه خوانی در تکیه دولت بوده است. درباره پیشینه تعزیه در ایران مینویسد: «در حقیقت فکر این که واقعه کربلا و حواشی آن به صورت نمایش تراژدی و تاثر انگیز به نام تعزیه در روند بعد از دوران صفویه پیدا شده و این کار به تدریج صورت عملی به خود گرفته است و به طوری که یکی از دانشمندان و مطلعین ایران به من گفته اند تعزیه کنونی که در ایران خوانده می شود، نتیجه سالها تحول و تکامل است و چیزی نبوده که یک مرتبه به خاطر کسی رسیده باشد . این تعزیه یا نمایش مذهبی هنوز هم نواقص زیادی از نظر چگونگی اجرا دارد که باید بعدها به تدریج برطرف شود.(بنجامين،1367:ص282) از گفته های بنجامین دو نکته استنباط می شود: نخست این که تعزیه یک پدیده تدریجی و پویا و متحول بوده است. دوم اینکه بر خلاف آنچه برخی از صاحب نظران گفته اند ، تعزیه در اوایل دوره قاجار و یا حتی در دوره زندیان به تقلید از تئاتر غرب پدید نیامده است به هر حال اگر چنین بود، آن ایرانی مطلع که از تاریخ آغاز تعزیه خوانی در اوایل قاجار یا دوره زندیان بهتر از ما آگاه بوده، تقلیدی بودن تعزیه را می دانست و نمی گفت تعزیه به تدریج پدید آمده است.
5- صرف نظر از نبود مدارک و شواهد تاریخی روشن و مسلم ـ دال بر تقلید یا اقتباس تعزیه از غرب ـ نظر یکی دو تن از صاحب نظران نیز شایسته تأمل است. مثلاً جنتی عطائی مینویسد: اولاً در خلال قرون 17 و 18 تماس اروپائیان با ایران سطحی تر از آن بود که بتوانند تا این اندازه بر اعتقادات مذهبی و آداب دینی ایرانیان اثر کند. ثانیاً در همان زمان که تعزیه خوانی در ایران توسعه می یابد (قرن 18) نمایش مذهبی تبتی ها بر زمینه مذهب بودا نیز بسط پیدا می کند. مسلم است که در اواسط قرن 18 هیچ نفوذ اروپایی نتوانسته بود در تبت جای گیرد و هیچ نمایندگی مذهبی خارجی هم نتوانسته بود در آن کشور پای گذارد. مع ذلک یک نمایش مذهبی بر زمینه «بودائیسم» بسیار زیبا و موثر توسعه پیدا کرد. ثالثاً اگر نفوذ اروپا الهام بخش تیاتر مذهبی مناطق آسیایی، از جمله ایران، است چرا کشورهایی که قبل از همه پای اروپاییان بدان جا باز شد، مثل مراکش، مصر و ترکیه از این نفوذ تئاتر مذهبی برخوردار نشدند؟ و برای چه نفوذ مسیحیت اروپا فقط به شکل ذن (ZEN) در ژاپن و تعزیه در ایران ثمر خود را بخشیده است. رابعاً اساساً تمدنها در برخی از مراحل رشد قادرند که جرم یک تئاتر مذهبی را که به مرور تبدیل به یک تئاتر غیر مذهبی می شود بدون قبول هیچگونه نفوذ و قرض گیری از بیگانگان در جامعه خود به وجود آورند. همچنین استاد عبدالحسین زرین کوب در انتقاد از کتاب از صبا تا نیما، نوشته یحیی آرین پور می نویسد«درباره تعزیه … می توان پیدایش آن را به تحول روضه خوانی و نفوذ بعضی عناصر رسوم عزاداری دیلمیان منسوب کرد. تصور این که تعزیه از بعضی نمایشنامه های مذهبی اروپایی و در عهد صفویان به وجود آمده باشد چندان مقبول به نظر نمی رسد و تحول آن از مراسم روضه خوانی بیشتر قابل قبول است. استاد زرین کوب به دنبال این مطلب در حاشیه می نویسد : «بین تعزیه ما با بعضی نمایشهای دینی اروپایی البته مناسبتهایی هست، اما تصور تقلیدی بودن تعزیه از آنها با توجه به روابط صفویه با اروپایی ها و طرز تلقی مسلمین از آداب و رسوم نصارا قابل قبول نیست …» (زرين كوب،1353 : ص298).
4- 2- 2روند تکوین و تحول تعزیه
همچنان که گفته شد تعزیه به احتمال نزدیک به یقین از ترکیب و تحول مراسم و سنت ها و نمایشواره هایی چون روضه خوانی، نقالی، فضایل خوانی، مناقب خوانی، شبیه سازی در دسته ها و نظایر آن پدید آمده است. با بررسی گزارشها و سفرنامه های سیاحان غری و نیز مشاهده و تدقیق و تأمل در آیین ها و مراسم سوکواریهای مذهبی در مناطق مختلف ایران، می توان مراحل تکوین و تحول تعزیه را به اختصار به شرح زیر بیان کرد.
1-4-2-2 – دسته های عزاداری
در ابتدا دسته ها و جماعت عزادار در کوچه ها و بازارها به راه می افتادند و با سینه زدن و نوحه خواندن و نواختن سنج و برخی از سازهای ساده موسیقی و حمل علم و علامت و امثال آن و نیز هم سرایی و هم آوازی در خواندن نوحه، فاجعه کربلا را یادآوری می کردند. برگزاری این گونه مراسم و تظاهرات مذهبی، چنان که می دانیم از دوران بوئیان ـ و حتی پیش از آن ـ در ایران معمول شده بود، لیکن در دوره صفویان صورت منظم تری پیدا کرد و با آداب و رسوم و تشریفات بیشتر و با شکوه تری برگزار می شد.
این دسته ها پس از مدتی راهپیمایی وقتی به چهارسوها و میدانها می رسیدند ، لحظاتی می ایستادند و نوحه خوان هر دسته به جای خواندن اشعار ضربی و نیم ضربی (خواندن اشعار سینه زنی) چنان که امروز نیز معمول است، مرثیه و قطعه شعری می خواند. اشعار مرثیه گاهی به زبان اول شخص و بیان مستقیم بود و گاه به زبان نقل و روایت و غیر مستقیم.
سرانجام دسته ها و سوکواران به صحن مسجد یا امام زاده و یا تکیه و میدانی میرفتند و در آنجا به روضه خوانی و ذکر مصیبت می پرداختند.
2-4-2-2 – کاربرد اسباب نمایشی در دسته ها
اسباب و وسایلی چون کجاوه، عماری، صندوق، تابوت و نخل و چیزهای دیگر بعدها به دسته های عزاداری اضافه شد. این اسباب نشانه و نماد حرکت کاروان امام به کربلا و وقایع بعد از شهادت حضرت، همچنین نشان دهنده همدلی و همنوایی عزاداران در سرنوشت امام بود. این دسته ها بعضی پیاده و برخی سواره حرکت می کردند. چون کودک و نوجوان، و گاهی مردانی به صورت زنان اسیر اهل بیت، بر شترها سوار میشدند و در فواصل زمانی معین اشعاری میخواندند. این شعرها بیشتر به شیوه «زبان حال» و بیان مستقیم بود. در این دسته ها تابوتها و نعشهایی که بیشتر آنها مصنوعی بودند، و آنها را از بالش و قطیفه و چلوار و چکمه و امثال آن می ساختند، حمل می شد. روی نعشها و تابوتها عمامه سبز رنگ خون آلود، یا چند کبوتر سفید قرار میدادند. اسبهایی را که مظهر ذوالجناح (اسب امام) و اسب حضرت عباس و علی اکبر… بودند با تیرپوشهای خون آلود می آراستند و روی تیرپوشها و گردن اسبها شمشیر و سپر و زره و روی گردن آنها شال سبز باریک و بر پیشانی آینه و امثال آن می بستند. رفته رفته، علاوه بر شبیه های کودکان و زنان که نشان دهنده و یادآور کلی واقعه و حوادث بعد از شهادت بودند از جنگ جویان و مبارزان و سایر شهیدان ( به جز خود امام) نیز شبیه هایی می ساختند. این شبیه ها در آغاز مردانی بودند که با چهره های غرقه به خون بر اسبهای خاک آلوده سوار می شدند و در کنار دسته ها حرکت می کردند؛ اما بعدها حرکات نمایشی خود را گاه سواره و گاهی پیاده در میدان و روی سکوها انجام می دادند.
3-4-2-2 – شبیه سازی در دسته ها
ساختن شبیه از شهیدان کربلا ـ و گاهی مخالفان و دشمنان اهل بیت و تجسم وقایع به تدریج هم متنوع تر شد و هم وضع و حالت جان دارتر و محسوس تری پیدا کرد. مثلاً علاوه بر ساختن نعشهای مصنوعی، کسانی خود را به صورت نعش در می آوردند و در تابوتها می خوابیدند . این تابوتها را گروهی از مردم یا ارابه ها حمل می کردند. در برخی از شهرهای ایران، کسانی که شبیه نعش شده بودند، در ارابه هایی دراز می کشیدند و روی آنها شن سرخ رنگ می ریختند به طوری که فقط سرشان از زیر شن پیدا بود و بدین

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir