دوره ابتدایی در طول برنامه در استان:
جذب کلیه کودکان واجد شرایط ثبت نام در دوره ابتدایی( به ویژه دختران روستایی)
توزیع عادلانه ی نیروی انسانی و تجهیزات در بین مناطق و مدارس
مجهز کردن مدارس ابتدایی به وسایل آزمایشگاهی و به کارگیری این وسایل در جهت تثبیت یادگیری
بهبود کیفیت آموزش و پرورش در دوره ابتدایی
استاندارد کردن کلاس های آموزشی بر اساس معیارهای قابل قبول با توجه به شرایط و موقعیت منطقه
به کارگیری روش های فعال تدریس بر اساس دانش آموز محوری
ارتقاء علمی مربیان و آموزگاران و … از طریق آموزش های کوتاه مدت و بلند مدت
برگزاری کارگاه های آموزشی، پرورشی و ورزشی برای معلمان و مدیران
برگزاری جشنواره الگوهای برتر تدریس و شناسایی و معرفی معلمان خلاق و فعال و موفق استان
توسعه مراکز و کلاس های دوره ی پیش دبستانی
تولید محتوا و فعالیت های یاددهی- یادگیری دوره پیش از دبستان بر اساس فرهنگ بومی محلی استان
ایجاد روحیه اعتماد به نفس و خودباوری به مربیان و آموزگاران شاغل در کلاس های پیش دبستانی جهت تولید محتواهای یاددهی- یادگیری بومی و محلی

2-23) قوت‌ها و ضعف‌های توسعه‌ی آموزش ابتدایی استان:
نقاط قوت:
توسعه و ترویج شیوه های نوین و مناسب تدریس، مدیریت و ارزشیابی
برگزاری نشست های علمی و اثر گذار برای معلمان با حضور افراد متخصص در امر تعلیم و تربیت
برگزاری کارگاه های آموزشی با حضور مدرسان توانمند در مناطق تابع
برگزاری جشنواره الگوهای مناسب و کارآمد تدریس با هدف تبادل تجربیات و شناسایی و معرفی معلمان خلاق، موفق و فعال استان
توسعه، ترویج و تعمیق فرهنگ نماز و معارف اسلامی در مدارس
ترویج مظاهر اخلاقی و دینی در مدارس و تقویت ارزش های دینی و شعائر و برنامه کار و مهارت
توزیع عادلانه امکانات آموزشی

نقاط ضعف:
چند پایه بودن کلاس ها با توجه به کاهش جمعیت دانش آموزی در دوره ی ابتدایی به ویژه مناطق محروم و روستایی
عدم توزیع صحیح منابع انسانی و مازاد بودن نیروی انسانی در برخی مناطق
کمبود نیروی انسانی رسمی در برخی از مناطق و به کار گیری نیروی انسانی سرباز معلم
نامناسب بودن فضای آموزشی در روستاها
چند پایه بودن کلاس های آموزش ابتدایی به ویژه در مناطق روستایی و محروم
بالا بودن نرم جهت احتساب مدیر- معاون و خدمتگزار
محدودیت در تشکیل کلاس های ضمن خدمت کوتاه مدت برای کارکنان
کمبود وسایل آزمایشگاهی به ویژه در مدارس چند پایه روستایی
به کار گیری سرباز معلمان و همچنین جذب آموزشیاران نهضت سواد آموزی در دوره ابتدایی
پراکندگی مدارس ابتدایی و دور افتاده از مراکز شهرها و بخش ها
کمبود سرانه آموزشی مدارس ابتدایی با توجه به رشد منفی جمعیت دانش آموزی
مشغله کاری خانواده های روستایی و تأثیر آن در حضور
بالا بودن نرم به کار گیری معلمان راهنما در مناطق و حذف معلمان راهنما در مناطق شهری
کمبود نیروی انسانی متخصص در دورهی پیش دبستانی

2-24) تعریف شاخص آموزشی:
نشانگرها (شاخص ها) ابزار اندازه گیری مورد استفاده در گردآوری داده ها برای عملکرد یک ملاک انتخاب شده هستند که برای توصیف و درک نظام آموزشی ضروری اند. شاید جامع ترین تعریف نشانگر را مشایخ( 1383)، به نقل از دایرة المعارف پژوهش های آموزشی، ارائه کرده باشد؛ بدین مظمون که نشانگر آموزشی، آماره ای مرتبط با سیاست های آموزشی است که به منظور فراهم آوردن اطلاعات درباره ی رتبه، کیفیت و عملکرد نظام آموزشی طراحی می شود. نشانگرها با نشان دادن نقاط قوت و ضعف نظام آموزشی، زمینه های لازم برای انجام بررسی های کیفی ومشاهدات عینی در نظام آموزشی را به وجود می آورند.

2-25) نشانگرهای آموزشي برنامه ملی آموزش برای همه:
نظام آموزش و پرورش با گروه وسيعي از كودكان لازم‌التعليم در حوزه‌هاي مختلف شهري و روستايي،
دختر و پسر، مناطق محروم و برخوردار، گروه‌هاي متنوع اجتماعي، افراد آسيب ديده و…، در ارتباط است و براساس قوانين آموزشي مكلف به ارايه آموزش در دسترس و با كيفيت به همه گروه‌هاي ياد شده مي‌باشد. همچنين پس از جذب دانش‌آموزان به داخل نظام آموزشي، ناگزير از پايش وضعيت دانش‌آموزان از لحاظ بررسي وضعيت پيشرفت تحصيلي، ارتقاء به پايه يا دوره‌هاي بالاتر تحصيلي، جلوگيري از افت و ترك تحصيل و به پايان رساندن تحصيل در زمان مقرر نيز هست. از اين رو، دسترسي به نظام اطلاعات آماري مورد نياز براي برنامه‌ريزي مناسب قبل از ورود دانش‌آموزان به نظام آموزشي و در حين تحصيل در نظام آموزشي يكي از ابزارهاي اصلي براي تحقق موارد پيش گفته است. بخش آموزش و پرورش، علاوه بر استفاده از نظام‌هاي اطلاعات مديريت آموزشي كه در قالب آمارنامه‌هاي آموزشي، نتايج حاصل از سرشماري آموزشي و تحقيقات پيمايشي دسته‌بندي مي‌شود از نظام نشانگرهاي آموزشي نيز استفاده مي‌كند. در فرآيند جمع‌آوري، پردازش و تحليل اطلاعات آماري بخش آموزش، داده‌ها اصلي‌ترين جزء محسوب مي‌شوند. داده‌هاي مورد نياز براساس پرسشنامه‌هاي طبقه‌بندي شده و به تفكيك اطلاعات مربوط به عوامل مختلف آموزشي جمع‌آوري مي‌شوند. سپس اين داده‌ها با قرارگرفتن در طبقه‌هاي بزرگ‌تر، اطلاعات آموزشي را تشكيل مي‌دهند. براي مثال، داده‌هاي مربوط به دانش‌آموزان دوره‌هاي مختلف تحصيلي به تفكيك دختر و پسر، مناطق جغرافيايي، آموزش دولتي و غيرانتفاعي، مدارس عادي و بزرگسال، دانش‌آموزان تيزهوش و استثنايي در داخل طبقه «اطلاعات دانش‌آموزي» دسته‌بندي شده و اطلاعات مورد نياز را براي انجام تحليل‌هاي مربوط در اختيار برنامه‌ريزان و كارشناسان قرار مي‌دهد. با وجود كاربرد گسترده داده‌ها و اطلاعات، محدوديت‌هايي نيز براي اين گروه آماري وجود دارد. داده‌ها و اطلاعات در هر دو شكل خود، به صورت اعداد خام بيان شده و اطلاعات دقيق وضعيت يا عملكرد نظام آموزشي در يك حوزه مشخص را ارايه نمي‌دهند. داده‌هاي خام علاوه بر اينكه نيازمند طبقه‌بندي شدن آماري دارند، براي معنادار شدن نيازمند انجام عمليات تكميلي و محاسباتي نيز هستند تا بهتر بتوانند هدف وضعيت نظام آموزشي باشند. اين امر در نظام نشانگرهاي آموزشي و از طريق كنار هم قراردادن داده‌هاي گروه‌هاي مختلف اطلاعاتي و انجام عمليات رياضي براي معنادار كردن آنها تحقق مي‌يابد.ساوژه49(1997)، نشانگرهاي آموزشي را نتيجه فرآوري شده و محاسبه شدن عمليات رياضي بر گروه يا گروه‌هاي خاصي از داده‌هاي مرتبط با عملكرد نظام آموزشي می‌داند كه از كنار هم قرار گرفتن، معني مشخصي از وضعيت نظام آموزشي در يك حوزه پيدا مي‌كنند. تاكنون دسته‌بندي‌هاي متعددي از نظام نشانگرهاي آموزشي به عمل آمده است كه پركارترين آنها مربوط به دسته‌بندي به عمل آمده توسط يونسكو(2000) است. اين دسته‌بندي، نشانگرهاي آموزشي را به شش گروه: دسترسي به آموزش، مشاركت در آموزش، كارآيي داخلي، نشانگرهاي منابع انساني، نشانگرهاي وضعيت سواد و نشانگرهاي منابع مالي آموزش، طبقه‌بندي مي‌كند. با تفكيكي كه نشانگرهاي ياد شده در حوزه‌هاي جنسيت، منطقه جغرافيايي و نوع آموزش پيدا مي‌كند، مجموع نشانگرهاي استاندارد در يك نظام در حدود 39 نشانگر است. همان طور که در خلال متن توضیح داده شد، اعلاميـه داكار اهداف مهمي از جمـله افزايش و گستـرش مراقبت و آموزش جامع در اوان كودكي، افزايش پوشـش تحصيلي، رسيـدن به آمـوزش كيـفي، پايان دادن به نـابرابري‌هاي جنسيـتي در آمـوزش، يادگـيري متنـاسـب با مهـارت‌هاي زنـدگي و ريشـه‌كني بيسـوادي را در چهـار گروه هـدف (قبـل از دبستـان، آمـوزش پايه ابتدايي، راهنمايي، بزرگسالان و كودكان خارج از مدرسه) مورد تأكيد قرار داده است.
با گذشت 10 سال از اجراي برنامه «آموزش براي همه»، به هدف آخر برنامه يادشده كه همان كيفيت آموزش است، نزديك مي‌شويم. ويژگي اصلي برنامه «آموزش براي همه»، با شرايط خاص آموزشي که در ايران از ابتداي سال 2000 به وجود آمده تا حدودي با كاهش شيب رشد دانش‌آموزي مواجه بوده است. يعني فرصت طبيعي كه روندهاي جمعيتي دانش‌آموزي در اختيار قرار مي‌دهد. بنابراين، آن‌طور كه در برخي از نشانگرهاي آموزشي ديده مي‌شود، بيان‌كننده کم مایه بودن جامعه هدف به‌ويژه در حوزه ارتقاي نشانگر باسوادي و بالابردن پوشش تحصيلي در آموزش پايه و…، است. بديهي است، برآيند همه اين ويژگي‌ها در نتيجه سياستگذاري‌هاي ويژه، استفاده از ابزارهاي خاص، تشريك مساعي و بالابردن همكاري‌هاي بخشي و بين‌بخشي است كه به نظر مي‌رسد، ضرورت بازنگري در سند ملي آموزش برای همه در زمينه سياستگذاري‌ها را مي‌طلبد. و از طریق بررسی شاخص های آن به شناخت علل و عوامل ضعف کارایی نظام آموزشی کشورمان در بعضی شاخص ها نائل آییم(مجيد سليماني و همکاران، 1390).

2-26) مروری بر تحقیقات انجام گرفته
2-26-1) پژوهش‌های داخلی:
مطالعات مربوط به کارایی درونی در کشور ایران نشان می دهد که همواره آموزش و پرورش مقطع ابتدایی و راهنمایی و متوسطه با افت و خیزهایی در زمینه ی نرخ ارتقاء، نرخ ماندگاری، افت تحصیلی، نسبت دانش آموز به معلم و… همراه بوده است به گونه ای که عزیززاده و همکاران(1379) در تحقیقی تحت عنوان بررسی تحولات کارایی درونی نظام آموزش و پرورش عمومی کشورطی یک دوره هشت ساله از سال تحصیلی(71-70) تا( 78-77) نتایجی را به دست آورده اند، نسبت اتلاف مقطع ابتدایی در دختران و پسران در ابتدای دوره نسبت به پایان دوره کاهش یافته است. ولی دختران افت کمتری داشته اند. بررسی میانگین این نرخ نشان می دهد که برای هر دوجنس در انتهای برنامه نسبت به ابتدای دوره ی مورد بررسی کاهش داشتنه است. با توجه به این داده ها هزینه ی صرف شده به ازاء هر فارغ التحصیل 11 درصد بیش از میزان آن در حالت مطلوب است. همچنین صرف هزینه برای پسران بیش از دختران بوده است یعنی اتلاف در پسران بیشتر بوده است. میانگین طول تحصیل فارغ التحصیلان گر چه در طول دوره کاهش را نشان می‌دهد اما در بین پسران بیش از دختران بوده است. بررسی نرخ ماندگاری نشان می دهد که هردوجنس به طور مساوی می توانند به پایه پنجم راه یابند و به نسبت مساوی هر دوجنس وارد شده به پایه اول، قبل از ورود به پایه پنجم ترک تحصیل می نمایند. نرخ ارتقاء دختران در طول دوره بیش از پسران است اما احتمال ترک تحصیل آن دسته از دختران که مردود می شوند بیشتر از پسران مردودی است. در پایه اول دبستان در این تحقیق نیز ترک تحصیل وجود دارد و میزان آن نسبت به سایر پایه ها زیادتر است حدود 3 درصد از هردوجنس ورودی به اول دبستان قبل از رسیدن به پایه دوم ترک تحصیل می نمایند. مقایسه نرخ ماندگاری در ابتدای دوره با انتهای آن نشان می دهد که نرخ ماندگاری در سال پایانی دوره افزایش چشم گیری داشته است. گر چه گرایش به ترک تحصیل در طول دوره سیر نزولی را پیموده است اما دختران بیش از پسران ترک

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir