تحصیل نموده اند. و ترک تحصیل در مردودان نیز بیشتر است. نرخ پوشش تحصیلی ظاهری با توجه به نرخ مردودی و ترک تحصیل بالاست. در تحقیقی دیگر تحت عنوان: بررسی کارایی درونی آموزش راهنمایی استان خوزستان طی سال های 75- 1369و مقایسه آن با شاخص های برنامه های پنج ساله اول و دوم، سالمی(1382)، نتایج زیر را به دست آورده است:
جمعیت دانش آموزی در دوره راهنمایی از میزان جمعیت پیش بینی شده در برنامه اول تعداد 27519 نفر بیشتر می باشد همچنین در برنامه دوم نیز تعداد 21357 نفر بیشتر شده است یعنی در طول دوره‌ی مورد بررسی میزان جمعیت دانش آموزان مقطع راهنمایی استان هرمزگان زیاد شده است. که نشان دهنده‌ی رشد دانش آموزان در سال های قبل می باشد. تعداد دانش آموزان غیر انتفاعی رشد چشمگیری داشته است. جمعیت دانش آموزی شهری در برنامه اول و دوم افزایش داشته است اما در برنامه دوم جمعیت دانش آموزی روستایی کاهش داشته است اما در مجموع تعداد دانش آموزان روستایی نسبت به تعداد دانش آموزان شهری به مقدار پیش بینی شده در هر دو برنامه نزدیکتر بوده است. تعداد کلاس فیزیکی در برنامه اول و دوم نسبت به پیش بینی نسبت به پیش بینی کاهش داشته است. و شاخص تراکم دانش آموز در کلاس در مقایسه با هدف برنامه اول و دوم کاهش را نشان می دهد ضریب بهره برداری از کلاس ها نیز در پایان هر دوبرنامه افزایش یافته است. نرخ ارتقاء شهری از نرخ ارتقاء روستایی بالاتر بوده است و نرخ ارتقاء دختران از نرخ ارتقاء پسران بالاتر بوده است.با این حال نرخ ارتقاء در دوجنس با هدف برنامه های اول و دوم فاصله داشته و نزدیک به 19 درصد دانش آموزان با تکرار پایه و ترک تحصیل مواجه اند.که خسارت قابل توجهی است. نرخ مردودی در دانش آموزان پسر روستایی از همه بیشتر است.ولی این نرخ در مناطق شهری نسبت به روستا بهتر است. نرخ ترک تحصیل در طول اجرای تحقیق برای دختران رقم کمتری در مقایسه با پسران می باشد. ضریب کارایی درونی آموزش راهنمایی در دوره ی فوق 72.83 درصد بوده است. همچنین کارایی درونی دختران با اتلاف کمتراز پسران، بیشتر بوده است. ودر کل دوره هردو جنس به میزان 30 درصد اتلاف هزینه داشته اند. مناطق شهری نسبت به مناطق روستایی کارایی بیشتری را نشان می‌دهند. یعنی دختران بهتر از پسران و مناطق شهری بهتر از مناطق روستایی عمل کرده اند.
طبق گزارش سازمان آموزش و پرورش استان خوزستان(1384) میزان تحت پوشش قرار گرفتن کودکان لازم التعلیم13-11 ساله( پوشش واقعی) در طول سال های 81-1379 با افزایش روبرو بوده است. هم چنین نرخ پوشش ظاهری طی سال های مذکور نیز روند صعودی داشته و سهم دانش آموزان دختر از کل روند افزایش داشته است. درصد دانش آموزان دختر روستایی در طول سال های مورد نظر سیر صعودی داشته و شاخص نرخ ماندگاری از پایه اول به سوم راهنمایی نیز روند افزایشی پیموده است. نرخ ارتقاء نیز در سه پایه تحصیلی دوره راهنمایی تحصیلی ودر طول سال های مورد بررسی با افزایش مواجه بوده است لذا نرخ تکرار پایه به تبع نرخ ارتقاء با روند کاهش مواجه بوده است. بررسی نرخ ترک تحصیل پایه های مختلف دوره راهنمایی تحصیلی نشانگر افزایشی بودن آن در پایه اول تا سوم می باشد. گر چه تعداد دانش آموزان غیر انتفاعی با افزایش مواجه بوده لکن میزان آن با توجه به هدف گذاری های انجام شده قابل توجه نبوده است. درصد معلمان دارای صلاحیت های دانشگاهی نیز با افزایش مواجه بوده که علت افزایش این شاخص، برگزاری دوره های بلندمدت و استفاده از بخشی از ظرفیت دانشگاه های کشور بوده است. پوشش تحصیلی ظاهری میزان افزایشی را نشان می دهد.تعداد مدارس دوره راهنمایی تحصیلی نیز افزایش یافته است. همچنین ابراهیمی(1384) در تحقیق دیگر تحت عنوان بررسی میزان تحقق شاخص های آموزش و پرورش عمومی استان اصفهان در برنامه سوم توسعه انجام داده است که با توجه به پرسش های تحقیق نتایج زیر به دست آورده است:
در مقطع ابتدایی عملکرد استان در شاخص های پوشش ظاهری، درصد دانش آموزان دختر از کل، تراکم دانش آموزان در کلاس دایر، به جز سال 79، و تراکم دانش آموزان در کلاس کالبدی، هماهنگ با برنامه بوده است و در شاخص های تعداد دانش آموزان دولتی و غیر انتفاعی و درصد دانش آموزان روستایی و ضریب بهره برداری از کلاس فیزیکی با اهداف برنامه ناهمخوان است. سليماني( 1385) نیزدر تحقیق خود تحت عنوان بررسي و تحليل شاخص توسعه‌يافتگي آموزش همگاني در نظام آموزشی ایران به نتایجی دست یافته است: شاخص درصد دختر از كل افزوده شده است. شاخص نرخ تكرار پايه در دوره ابتدايي کالهش را نشان می دهد. شاخص نرخ ماندگاري از پايه اول تا پنجم ابتدايي روند افزايشي داشته، شاخص نسبت دانش‌آموز به كلاس نیز كاهش داشته است كه بيان‌كننده روند كاهشي برخوردار است. نسبت فارغ التحصیلی پایه پنجم در طول دوره افزایش یافته است. نرخ تکرار در تمامی پایه ها تقلیل یافته است. در کل نرخ تکرار در طول دوره ی مورد بررسی باکاهش قابل محسوسی مواجه بوده است. قیاسی(1386)، هم در تحقیقی با عنوان مطالعه نرخ های کارایی درونی و بیرونی آموزش های فنی و حرفه ای استان مرکزی در سال 1385 نرخ قبول شدگان را 22/70% و نرخ فارغ التحصیلی را 72/21% به دست آورده است. نتایج تحقیق افسرده(1387)، با عنوان مقایسه کارایی درونی شاخه فنی و حرفه ای آموزش و پرورش استان ایلام در سال 79 تا 83 با اهداف پیش بینی شده در برنامه سوم توسعه استان منتج به نتایج زیر گردیده است:
ضریب کارایی، نسبت اتلاف، و میانگین طول تحصیل کاهش یافته همچنین نرخ قبولی افزایش یافته است. نرخ مردودی و نرخ ترک تحصیل کاهش داشته اند، که با اهداف برنامه سوم توسعه هم جهت بوده است. پوشش تحصیلی ظاهری و تراکم هنرجو در کلاس تنزیل یافته است. که با اهداف برنامه سوم در این شاخص ها هماهنگ نبوده اند. سهم دانش آموزان دختر تا حدودی به هدف برنامه سوم نزدیک بوده است.
محمدی(1387)، هم در تحقیقی با عنوان بررسی کارایی درونی آموزش متوسطه نظری استان ایلام طی سال‌های 1379 تا1383 در مقایسه با شاخص های برنامه سوم توسعه آموزش و پرورش استان ایلام نتایج زیر را به دست آورد: نرخ ماندگاری شاخه متوسطه نظری استان ایلام کاهش یافته ونشان دهنده ی عملکرد ضعیف این استان در شاخص مذکور می باشد. نرخ درصد فارغ التحصیلی افزایش داشته است ولی عملکرد استان در این زمینه از هدف پیش بینی شده پایین تر است. گرچه روند افزایشی این نرخ تا سال پایانی برنامه حکایت از بهبود عملکرد دارد اما هدف برنامه محقق نشده است. میانگین طول تحصیل فارغ التحصیلان کاهش یافته است و نسبت اتلاف کاهش داشته ولی ضریب کارایی افزایش داشته همچنین نرخ قبولی پایه اول افزایش ولی مردودی و ترک تحصیل کاهش را نشان می دهند. که همگی نشان از بهبود عملکرد استان دارند. پوشش ظاهری تنزیل یافته است. عملکرد استان در این زمینه نسبت به هدف عقب تر است. سهم جمعیت شاخه ی متوسطه نظری(دوم و سوم) ازکل دانش آموزان متوسطه کاهش داشته و نسبت به هدف برنامه کمترمی باشد. سهم دختران در شاخه نظری مربوطه افزایش یافته در حالی که با هدف برنامه فاصله دارد. سهم دانش آموزان روستایی افزوده شده است. دراین جا عملکرد آموزش و پرورش استان در جهت هدف برنامه بوده است. میانگین تحصیلات معلمان افزایش نشان می دهد. همچنین نسبت دانش آموز به معلم کاهش داشته است که این کاهش نشان دهنده ی بهبود وضعیت عملکرد استان در این شاخص بوده است.و نسبت معلم به کلاس دایر افزایش یافته گرچه با حد مطلوب فاصله دارد اما استان دراین زمینه بهبود عملکرد دارد. نسبت هنر جو در کلاس دایر در طول دوره مورد بررسی کاهش یافته است. تراکم کالبدی نیز کاهش داشته است.سرانه فضای آموزشی افزایش داشته است. ضریب بهره برداری از کلاس کاهش داشته است. که علت آن افزایش کلاس درس و کاهش جمعیت دانش آموزی است.
همچنین یوسف قنبری(1389) در تحقیق خود تحت عنوان بررسی کارایی درونی مدارس مقطع راهنمایی شهرستان دزفول در سال های 83 تا 87 به این نتایج دست یافت: در طول سال های مورد بررسی، سال86-85 کلیه پایه ها بالاترین میانگین نرخ ارتقاء را داشته و در طول سال های88-87 کمترین نرخ ارتقاءرا داشته اند. نرخ مردودی درپایه سوم پسر ودختراز سایر پایه ها در سال های پایانی برنامه چهارم توسعه(88-87) بالاتر بوده و کمترین آن در سه پایه مربوط به سال 87-86 می باشد. نرخ ارتقاء در کل دوره روبه کاهش بوده است. نرخ ترک تحصیل در سه پایه در سال تحصیلی86-85 کمترین نرخ ترک تحصیل و درسال تحصیلی 87-86 بیشترین نرخ ترک تحصیل را داشته اند. نرخ ماندگاری در پایه سوم، پایه دوم و پایه اول روند کاهشی داشته اند و بالاترین نرخ ماندگاری سه پایه، مربوط به سال تحصیلی: 86-85 می‌باشد. درصد فارغ التحصیلی هم در پسران وهم در دختران در سال پایانی نسبت به سال ابتدا، روند رو به افزایشی داشته است. ورو به بهبودی رفته است.و میانگین فارغ التحصیلی دختران نسبت به پسران بیشتر است. نسبت اتلاف در سال پایانی دوره مورد بررسی نسبت به سال ابتدا روند رو به کاهشی را پیموده است. یعنی در سال پایانی دوره مورد بررسی، از هزینه ها کاسته شده است. و هزینه اضافی به میزان نصف میزان پیش بینی شده در برنامه ی توسعه شهرستان دزفول می باشد. با توجه به ضریب کارایی، در سال پایانی نسبت به سال ابتدای دوره مورد بررسی، کارایی درونی افزایش یافته است. میانگین طول تحصیل دانش آموزان راهنمایی بالاست.وبا هدف برنامه در این زمینههنوز فاصله وجود دارد. نرخ رشد دانش آموزان در طول دوره کاهش داشته است. تعداد کل جمعیت دختران از جمعیت پسران در طول دوره کمتر است و سهم پسران از دختران نیز بیشتر می باشد. سهم دانش آموزان شهری نسبت به روستا زیادتر بوده است. سهم دانش آموزان غیر انتفاعی در مقایسه با سهم دانش آموزان دولتی رو به کاهش نهاده است.و مقدار آن نصف میزان پیش بینی شده در هدف برنامه می باشد. یعنی با هدف گذاری های برنامه همخوان نیست. پوشش تحصیلی ظاهری گرچه روند رو به افزایشی راداشته است ولی از میزان پیش بینی شده در هدف برنامه پایین‌تر است.
میانگین نسبت دانش آموز به معلم ، نسبت معلم به کلاس دایر و میانگین معلمان تحصیل کردهروند افزایشی داشته اند. تراکم دانش آموز در کلاس دایر روند کاهشی داشته است. ومیزان آن بیش از هدف برنامه است. تراکم دانش آموز در کلاس کالبدی نیز روند کاهشی داشته است. سرانه فضای آموزشی روند افزایشی داشته است. ولی از هدف برنامه کمتر است. ضریب بهره برداری از کلاس فیزیکی روند کاهشی ورو به بهبودی داشته است.
غضنفری(1390) نیزدر تحقیق خود تحت عنوان بررسی برابری فرصت های آموزشی مقطع متوسطه استان ایلام طی برنامه چهارم توسعه(1384تا1389) به این نتایج رسیده است:
پوشش تحصیلی ظاهری مقطع متوسطه در استان ایلام از نسبتی که

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir