و شبکه هاي انساني را در بر مي گيرد که با تسهيل اقدامات هماهنگ ،موجب بهبود کارايي جامعه مي شوند.
از نظر کلمن(1999)سرمايه اجتماعي شامل اين موارد مي گردد:تعهدات و انتظارات ،روابط اقتدار ،ظرفيت بالقوه اطلاعات ،هنجارها و ضمانت هاي اجرايي موثر.
در يک دسته بندي ديگر نيز سرمايه اجتماعي به سه بعد زير تقسيم گرديده است:
1) بعد ساختاري با تاکيد بر
الف)پيوندهاي موجود در شبکه ب)شکل وترتيب شبکه ج)تناسب سازماني
2) بعد شناختي با تاکيد بر
الف)زبان و علائم مشترک ب)روايت هاي مشترک
3) بعد ارتباطي با تاکيد بر الف)اعتماد ب)هنجارها ج)تعهدات و روابط متقابل د)تعيين هويت مشترک( Nahapiet. J & Ghoshal.S 1998).
بعضي از محققان تمايل دارند تا سرمايه اجتماعي را در سطح کلان مطالعه نموده و بر ماهيت ثانويه مزاياي فردي آن تاکيد مي نمايند.آنها سرمايه اجتماعي را ويژگي واحد اجتماعي به جاي عامل فردي در نظر مي گيرند و مزاياي فردي حاصل از وجود سرمايه اجتماعي ومشکلات فردي ايجاد شده ناشي از عدم وجود آن در درجه دوم اهميت قرار مي دهند.
الگوي ديگر که توسط محققان مورد استفاده قرار مي گيرد ،مدل منفعت شخصي از سرمايه اجتماعي است ؛در اين حالت به طور آشکاري بر افراد ودارايي هاي اجتماعي شان از قبيل منفعت و جايگاه اجتماعي، گواهينامه هاي تحصيلي و غيره، تمرکز مي شود به طور کلي در اين مدل، تمرکز بر نتايج حاصل براي اشخاص يا واحد فردي مدنظر قرارمي گيرد(Leana & Van Buren , 1999: 450 ).
مساله عصر ما فقط اين نيست که چگونه بهره وري افزايش يابد و سازمانها کاراتر شوند؛بلکه بايد در برابر افزايش و اهميت روز افزون تعقل ابزاري و توجه روز افزون به بازدهي مادي ،تعقل ارزشي هم مد نظر قرار گيرد ؛به گونه اي که حقانيت و آزادي و کرامت انساني از گزند و تهديد سازمانهاي کارا در امان بمانند ؛انسانها و روابط آنها در سازمانها مد نظر قرار گيرند و سيستمهاي اجتماعي به گونه اي سازماندهي شوند که روح اطمينان و اعتماد در ساختار آنها رسوخ نمايد و موجد منابع ارزشمندي براي توسعه سرمايه اجتماعي آنها گردد ؛ضمن اينکه پايبندي مديران بخش عمومي به اخلاقيات و تبلور اين تعهد در رفتارهاي آنها ،موجب توسعه سرمايه اجتماعي مي شود ،يعني مديراني که اصول اخلاقي را در عملکردها و تصميم هاي سازماني به کار مي گيرند ،با توسعه روابط مبتني بر اخلاقيات ،سرمايه اجتماعي ايجاد مي کنند.
دنهارت بنيادهاي اخلاقي سازمان را عزت ،آبرو ،نيک خواهي و عدالت مي داند.بنابر اين ديدگاه ،مديران بايد در اقدامات خود به نحوي عمل کنند که عزت وآبروي هيچ فردي را خدشه دار نکنند ،همواره نيکخواهانه و انسان دوستانه رفتار کنند و عدالت وانصاف را در اعمال خود ،لحظه اي به فراموشي نسپارند(الواني وشيرواني،16،1383).
1-3-اهميت و ضرورت انجام تحقيق
ايدهْ محوري سرمايهْ اجتماعي را مي توان در واژهْ “روابط” خلاصه نمود .اعضاي جامعه با برقراري تماس با يكديگر و پايدار ساختن آنها قادر به همكاري با يكديگرمي شوند و به اين طريق چيزهايي را كسب مي كنند كه به تنهايي قادر به كسب آنها نمي باشند و يا به دشواري بسيار موفق به كسب آنها مي شوند .انسان ها از طريق مجموعه اي از شبكه ها به هم متصل مي شوند و تمايل دارند كه ارزش هاي مشتركي با ساير اعضاي اين شبكه ها داشته باشند با گسترش شبكه ها آنها نوعي دارايي را تشكيل مي دهند كه مي توان آن را به عنوان نوعي سرمايه مورد ملاحظه قرار داد.(Field,2004;1)
در ديدگاه هاي سنتي مديريت ،توسعهْ سرمايه هاي اقتصادي ،فيزيكي ،و نيروي انساني مهمترين نقش را ايفا مي نمودند اما در عصر حاضر براي توسعه ، بيش تر از آنكه نيازمند سرمايه اقتصادي ،فيزيكي و انساني باشيم نيازمند “سرمايهْ اجتماعي” هستيم ،زيرا بدون اين سرمايه استفاده از ديگر سرمايه ها ابتر مي مانند و تلف مي شوند .از اين روست كه موضوع سرمايهْ اجتماعي محور اصلي مديريت در سازمان ها محسوب مي شود و مديراني موفق قلمداد مي شوند كه بتوانند در ارتباط با جامعه به توليد و توسعهْ سرمايه اجتماعي بيش تري نايل شوند. (رضائيان ،1387: 431)
مشاركت فرد در شبكه هاي اجتماعي سبب دسترسي او به منابع و امكانات گروه مي شود و درنتيجه با استفاده از سرمايهْ اجتماعي مي توان به موقعيت اقتصادي خود در جامعه بهبود بخشيد و يا به عبارتي ديگر سرمايه اجتماعي نوعي محصول اجتماعي است كه از تعامل اجتماعي ناشي مي شود و مي توان از اين طريق به منابع اقتصادي و فرهنگي دسترسي پيدا نمود.
سازمان ها به عنوان واحدهاي اجتماعي براي رسيدن به نتايج مطلوب تر با ايجاد روابطي مبتني بر اخلاقيات و در نظر گرفتن مصلحت عامه (به عبارتي نفع عامه در برابري و مساوات اجتماعي) سرمايهْ اجتماعي ايجاد مي نمايند .
مديران سازمانها با ساختار جديدي از توسعه روبرو هستند كه در آن تنها اهداف اقتصادي مورد نظر نبوده ،بلكه جنبه هاي زيست محيطي و انساني نيز مورد تأكيد فراوان اند .پيشرفت و كارايي اقتصادي ، حفظ منابع طبيعي ، فقرزدايي ،توسعهْ عدالت اجتماعي ،ايجاد فرصت هاي برابر براي پيشرفت همگاني ،از زمره اهداف اصلي در يك الگوي سه وجهي از توسعهْ پايدار هستند در اين الگو اقتصاد، انسان و طبيعت همزمان مورد توجه هستند و مديران با استفاده از اين مدل بايد تلاش نمايند كه نوعي تقارب و همگرايي در سه ديدگاه اقتصادي ،انساني و زيست محيطي به وجود آورند و با اين نگرش به استقبال آينده بروند.
و از سوي ديگر يكي از وظايف و تعهدات سازمان در جهت منتفع ساختن جامعه مسئوليت اجتماعي مي باشد به نحوي كه هدف اوليهْ سازمان يعني حداكثر كردن سود را متعالي بخشد وچون سازمان و جامعه در تعاملي پويا قرار دارند مديران بايد دست به كارهايي بزنند كه مورد قبول جامعه و منطبق با ارزش هاي آن باشد ،سازمان هايي كه نتوانند خود را با اين مهم تطبيق دهند در عرصهْ عمل موفق نخواهند بود .
مشتريان خواهان خدمات وكالاهايي مرغوب و با كيفيت هستند و توجه به اين خواسته باعث وحدت و يگانگي با جامعه مي شود وخوشنودي مشتريان و مراجعان سازمان موجب ايجاد اطمينان در آنان نسبت به سازمان مي شود و سرمايهْ اجتماعي را توسعه مي دهد.(رضائيان ،1387: 432)
درعصرحاضر براي توسعه ،مديران بيشتر از آنکه به سرمايه فيزيکي و انساني نيازمند باشند به سرمايه اجتماعي نياز دارند .مديران وکساني که بتوانند سرمايه اجتماعي سازمان را توسعه دهند راه کاميابي شغلي و سازماني را هموار مي سازند .امروزه سازمانها اغلب رهبراني استخدام مي کنند که به سرمايه اجتماعي اعتقاد داشته وخود نيز داراي اين سرمايه باشند .تعداد کارکنان موجود در سازمان ها که داراي سرمايه اجتماعي باشند کم و تقاضاي سازمان براي به خدمت گرفتن آنان زياد است ،ارزش زياد آنها سازمانها را متوجه شکار مغزها نموده و بر اين اساس مديراني که خواهان رشد و بقاي شرکت ها هستند سعي دارند با جذب کارمندان برخوردار از سرمايه اجتماعي بالا ،ثروت نامرئي سازمان خود را افزايش دهند(Tymon & Stumpf,2003:16).
همچنين سازمان و سازمان‌يافتگی جزء جدانشدنی زندگی ماست. ما قبل از تولد و در رحم مادر توسط سازمانهايي مراقبت می شويم ، در يک سازمان پزشکی چشم به جهان می گشاييم ،در سازمانهای متعدد آموزش می بينيم و بموقع دريک سازمان مشغول کار می شويم و همزمان با سازمانهای متعدد رابطه و سر کار داريم و نهايتاً در يک سازمان با مراسم خاص تشييع و تدفين صحنه نمايش جهانی را ترک می کنيم (اسکات ،۱۳۷۵،ص۱۸).
بنابراين افراد بيشتر عمرشان را در سازمانها يا در رابطه با سازمانها سپری می کنند و اين موضوع نشان دهنده اهميت جايگاه سازمانها در دنيای کنونی است (پور عزت، 55:1382).
و كليد درك سازمان ها به عنوان سيستم هاي باز ،شناخت اين موضوع است كه سازمان ها با محيط خود در تعاملند .واگر سازمان ها خواهان بقاء و افزايش اثر بخشي خود هستند بايد خود را با محيط تطبيق دهند و مهمترين مسئله اي كه سازمانهاي امروزي در آينده با آن روبه رو هستند اين مسئله است كه آيا مي توانند به نحو اثر بخشي در بازار جهاني رقابت كنند يا نه به سخن ديگر،آيا توان آن را دارند كه در اين آشفته بازار با رقابت فشرده حضوري پويا داشته باشند واين شايد بزرگترين كشمكش روياروي رشته مديريت در بدو ورود به هزاره آتي باشد و از سوي ديگر ظهور فن آوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي و استفاده روز افزون از آنها در سازمانها “انقلاب خدمات كيفيتي”يا كيفيت توليد كالا و خدمات كه در همه كشورها كم و بيش به آن توجه مي شود و با پيشرفت روز افزون دانش فني ،هرچه به سال 2000 نزديكتر مي شويم ملاحظه مي كنيم كه مشكلات عظيم روياروي سازمان ها بيشتر ماهيت انسان-محوري دارد موفقيت يك مدير در اين است كه بتواند از مهارت هاي انساني (ايجاد رابطه متقابل با افراد) استفاده كند .مدير عامل شركت اتومبيل سازي كرايسلر مي گويد”تنها به وسيله افراد مي توان در صحنه رقابت باقي ماند شركت هاي رقيب را شكست داد شيوه ايجاد انگيزش ،توان بخشيدن و نيرو دادن به افراد و آموزش كاركنان از جمله عواملي هستند كه مي توانند موجب برتري سازمان شوند” رمز موفقيت سازمان در اين است كه مديران تمام دواير و واحدهاي مختلف به صورتي اثر بخش با يكديگر همكاري كنند ،هماهنگ شوند و نيازهاي يكديگر را درك كنند يا به عبارتي ديگر وقتي كه كاركنان در سازمان همواره احساس رضايت ،سعادت و وفاداري نسبت به سازمان دارند و اگر مردم و كاركنان احساس خوشبختي و سعادت نمايند و از زندگي خوبي بهره مند باشند مي توان نسبت به يك تيم كاري كارآمد مطمئن بود و اگر افراد احساس نارضايتي نمايند سازمان از هم خواهد پاشيد. در نظريه هاي مختلف روابط انساني به اهميت تعامل در محل كار اشاره شده است در سلسله مراتب نيازهاي مازلو نيز بر اهميت نيازهاي تعلق كه از طريق تعامل اجتماعي ارضا مي شود تأكيد مي گردد بر طبق نظر مازلو اين نياز بايد قبل از اين كه فرد به نيازهاي سطح بالاتر احترام و خود شكوفايي برسد ارضا شود .هرزبرگ نيز در نظريهْ خود به اهميت تعامل اجتماعي در كاهش نارضايتي و اين كه چنين ارتباطي مي تواند موجب رضايت شود اشاره مي كند .لذا اين تحقيق مي تواند با توجه به اين كه رضايت شغلي كاركنان در سازمان از اهميت بالايي بر خوردار باشد راههاي رسيدن به رضايت شغلي را از طريق سرمايهْ اجتماعي مورد بررسي قرار دهد.

1-4- پيشينه و سابقه تحقيقات و مطالعات انجام گرفته
هريك از دانشمندان از منظري خاص به مقوله سرمايه اجتماعي پرداخته اند .سوابق و پيشينه سرمايه اجتماعي در آراي انديشمندان متأخر و كلاسيك چون لان وينتر، كارل ماركس ،جورج زيمل،اميل دوركيم ،تالكوت پارسونز ،ماركس وبر ،فوكومايا ،گلن لوري ،ايوان لايت ،كلمن ،پاتنام ،بورديو ،كريشنا ،توكويل ،نورث ،بيكر ،منكراولسون

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir