همگي از راه «عبوديت» و «معرفت» به جايگاه بلند ولايت تكويني شكوه يافتند و تصرف در عالم هستي را بر خود هموار ساختند و همان كردند كه خالقشان ميكند. باري، اين كارها شدني است و اگر پس از اين هم كسي سالك اين راه شود، آنچه مسيحا – به عنوان مثال- كرد را ميتواند انجام دهد.
در اين گفتار بنابر استقرايي كه نگارنده در متن مقدس قرآن كريم داشته و تمام تلاش خود را نموده است كه اين گذار در قرآن، تام باشد و نه ناقص، بر اين مدعاييم كه ميتوان نمونههاي پرشماري از خوارق عادات اعم از معجزه و كرامت و جز اين دو نشان داد. با در كنار هم نشستن آنها، مبانياي را دست دهيم كه انديشهي قرآني پايههاي كرامات اوليا را بيان كند. اين نكته نيز گفتني است كه هيچ استلزامي وجود ندارد كه همهي مصاديق ياد شده از كرامات اوليا باشد. همين كه خرق عادتي را كه در قرآن كريم بازگو شده است را مي رساند براي مدعاي ما بس است. از اين رو برخي از اين امور، مواردي است كه از مجراي جز انسان رخ داده است.
از رهگذر گذار در قرآن كريم، دو نوع گونهشناسي قرآني دست داد. يكي گونهشناسي خرق عادت و ديگري صنفشناسي دارندگان خوارق عادات. اولي يعني اينكه در كتاب خدا از اموري شگفتآور ياد شده كه هر كدام تحت يك عنوان و نوع خرق عادت قرار ميگيرد. و دومي به اين معناست كه چه افرادي خوارق ياد شده را انجام داده يا چه موجوداتي مجراي انجام گرفتن آن امور قرار گرفتهاند. گرچه اين گفتار خود، يك نگاشتهاي جداگانه ميطلبد و نگارندهي سطور تلاش خود را در سه سال در اين زمينه به انجام رسانده است اما اين حجم و موضوع رساله بيش از بيان فهرستوار گونهها و اصناف گفته شده را ندارد. از اين رو به دو فهرست به ذكر منبع قرآني هر مورد بسنده ميشود و به نظر ميرسد اين نمايه خود مهر تأييدي باشد بر مدعاي ما يعني مباني قرآني كرامات اوليا به اين معنا كه در قرآن كريم هم اموري ياد شده است كه از كرامات اوليا يا همگون با اين امور است. در پايان ياد كرد مصاديق قرآني خوارق نيز رهآوردهايي دست دادهايم كه موجب روشنگري بيشتري در گفتارهاي پسين باشد.
روي‌كرد نخست: گونه‌هاي خوارق قرآني
ابتدا فهرستي از گونههاي ياد شده ارائه ميشود و سپس با نمونههاي قرآني هر نوع پي ميكيريم تا دليلي باشد بر اينكه در قرآن كريم نيز اينگونه كارها بازگو و بر امكان انجام آنها صحه نهاده شده است. گفتني است كه در ذيل برخي از اين نمونههاي قرآني، شاهدي نيز از ادبيات عرفاني مورد پذيرش اهالي عرفان آورده شده است و از ديد نگارنده، ميتواند پيوندي ميان قرآن و عرفان اسلامي و ادبيات عرفاني زبان فارسي باشد. البته حجم اين پيوند بسيار بيش از اين ميتواند باشد كه ما بهخاطر دور نشدن از محل بحث از آن خودداري كرديم و به اندك ابياتي بسنده نموديم..
فهرست گونه‌شناسي قرآني خوارق عادات:
1. رهايي دادن اولياي الهي از بند مكرهاي دشمنان خدا
2. آگهي از غيب و اشراف بر ضماير
3. زنده كردن مردگان
4. ديدار و گفتوشنود فراحسي
5. فرزند دار شدن معجزه آسا
6. پيشبینی‌ها
7. درمان بيماران بهگونه فراعادي
8. خلق و ايجاد
9. دستهاي پنهان در هنگام نياز اولياي خدا
10. بيدار شدن پس از صدها سال خفتن
11. زنده شدن انساني، ساليان دراز پس از مرگ
12. گرفتن سفره و غذاي آسماني از نهان
13. سخن گفتن كودك
14. تولد فرزند از بانويي، بي‌واسطهي مرد
15. تبديل چيزي به چيز ديگر
16. در خواست عذاب از وليّ خدا و فروفرستادن آن
17. خواب‌های راستين
18. جوشيدن شگفتانگيز آب از زمين
19. انجام كاري زمان‌بر، در اندك زمان
20. آگاهي از غيب
21. برآورده شدن دعا
22. زندگي در شكم ماهي
23. نجات اولياي خدا از عذاب هاي همهگير
24. تسخير موجودات
25. نرم شدن آهن در دستان وليّ خدا
26. شگفتيهايي از برخي حيوان
27. اعجابآوري كوه و درخت
28. شكافت دريا
29. درخشش دست
30. از ميان رفتن كارايي يك افزار
31. عروج به آسمان‌ها و عوالم غيب
و اينك گونهها و نمونههاي قرآني آن:
1. رهايي دادن اولياي الهي از بند مكرهاي دشمنان خدا
خداوند متعال بنا بر سنت ديرينهي خويش هماره دوستانش را از دسيسههاي دشمنان ياري رسانده و ميرساند اما اين كمك الهي گاه در ظاهر، محال مينمايد كه در اين گونه حالات، خداوند متعال، اوليايش را از راههاي خارق عادت و به شيوههاي شگفتآوري مدد رسانده است كه به رخدادن صحنههاي به ظاهر ناشدني انجاميده است.
1-1. داستان‌های اعجاب‌آور كشتي نوح(علیه السلام)
نخست امر شگفتي كه در روند ساخت كشتي حضرت نوح(علیه السلام) رخ داد آنگاه بود كه كشتي آماده شد ناگاه از تنور آتش، آب فوران كرد: «وَ فارَ التَّنُّور و [آب از] تنور فوران كرد»199 و سياق سخن، گواه بر اين است كه اي پيامآور بزرگ من، اين كار شگفتانگيز، نشانه عذاب الهي بر روي‌گردانان از دين خداست. كه از تو و ساليان دراز هدايتگري‌ات طرْفي نبستند، به کژ راهه رفته و راه شماري را نيز بستند.
نوح اندر باديه كشتى بساخت
در بيابانى كه چاه آب نيست
آن يكى مى‏گفت اى كشتى بتاز
او همى‏گفت اين به فرمان خداست
صد مثَل گو از پى تَسخَر بتاخت
مى‏كند كشتى چه نادان ابلهى است
وآن يكى مى‏گفت پرّش هم بساز
اين به چربكها نخواهد گشت كاست200
دوم شگفتآور اين جريان، روان شدن و لنگر انداختن آن كشتي به نام خداست: «ارْكَبُوا فيها بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها…»201 در حالي كه طوفان و موج‌های آب جز آن شمار اندك از همراهان نوح(علیه السلام) همه چيز و همه كس را به باد هلاكت برد.
از گرِ آن احمقان طوفان نوح
تا هلاكت قوم نوح و قوم هود
كرد ويران عالمي را در فضوح202
نادي رحمت به جان ما نمود203
1-2. آتش نمرود و گلستان خليل(علیه السلام)
نخست امري كه تعجب آن، همه را برآشفت و با درنگي، آن هم در آن برهه از تاريخ، همهي خاورميانه را دست كم، پر از هياهو كرد، داستان خليل خدا(علیه السلام) و گلستان شدن آتشِ زبانه گرفته بر او است و افزون بر پريشاني نمروديان در آن دم، هنوز كه هنوز است اعجاب هر خواننده و شنوندهي كنوني حتي خداگرايان را برمی‌انگیزاند. خداي سبحان در قرآن كريم اين امر خارق عادت را بیگمان، نشانهاي بزرگ براي رشد ايمانگروي باورمندان می‌داند.204
با خليل آتش گُل و ريحان و وَرْد
آتش ابراهيم را نى قلعه بود
آتش ابراهيم را دندان نزد
اندر آ اسرار ابراهيم بين
جان ابراهيم از آن انوار ژفت
باز بر نمروديان مرگست و درد.205
تا بر آورد از دل نمرود دود206
چون گزيده‏ى حق بود چونش گزد207
كو در آتش يافت سرو و ياسمين‏208
بي حذر در شعلههاي نار رفت209
و در جايي ديگر، خبر از سرد و سلامت شدن آتش بر جان ابراهيم خليل الرحمان(علیه السلام) می‌دهد:«قُلْنا يا نارُ كُوني‏ بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‏ إِبْراهيم‏»210.
1-3. گذر كردن موساي كليم(علیه السلام) از ميان دريا
عبور حضرت موسي و يارانش و غرق شدن دشمنان شان در رود نيل از اين گونه امور است. در
آيات پرشماري سخن از نجات موسويان و فروبردن فرعونيان آمده است: «وَ إِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْناكُمْ وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ».211
2. آگهي از غيب و اشراف بر ضماير
سخن قرآن در اين باره، چنين است كه گويا اينكه خداوند هماره پردهي غيب را كنار زده تا خليل او
نهانخانهي هستي را به عيان ببيند: «وَ كَذلِكَ نُري إِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْض…: و بدينسان ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم مى‏نموديم‏»212. و اين كريمه ميتواند دليلي قرآني باشد بر اينكه بزرگان اهل معنا به بياري از امور پنهاني و باطن عالم آگاهاند و تز برخي نيز به گاه نياز آگهي ميدهند.
3. زنده كردن مردگان
از كارهاي شگفت حضرت ابراهيم(علیه السلام) اين بود كه حيوان مردهاي كه ريزهريزه شده و در ريزههاي پراكندهي چهار پرنده ديگر در هم آميخته شده و هر كدام بر بلنداي يك كوهي و دور از دسترس، بخشي از آنها را نهاده و با فراخواني آنها، زنده و شتابان به سوي او آيند: « ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتينَكَ سَعْياً: آن گاه آنها را فراخوان، تا شتابان به سوى تو آيند».213
تو خليل وقتى اى خورشيد
بازشان زنده كن از نوعى دگر
هُش اين چهار اطيار رهزن را بكش‏‏214
كه نباشد بعد از آن زيشان ضرر215‏
4. ديدار و گفت‌وشنود فراحسي
مجردات مخلوقاتي هستند كه ديدن آنها براي انسان در حالت عادي و به چشم سر ميسر نيست اما در قرآن كريم مواردي را از مشاهدهي اين موجودات توسط برخي اولياي الهي بازگو ميكند.
4-1. فرشته‌ديداري
يكي از موجوداتي كه در زمرهي ناديدنيهاست فرشتگاناند اما برخي از دوستان خدا با توجه به قداست و لطافت روحي و سنخيت يافتن با آن موجودات، گاه به حكم خداوند به ديدار آنان توانمند مي‌شوند و البته گاه جايگاه شخص بيننده از آن فرشته نيز والاتر است و در حقيقت آن فرشتگانند كه به پيشگاه او بار ميياند و شرف حضور و پديدار شدن براي آن شخص مفتخر ميگردند كه اين امر در نگاه انسانهاي معمولي، امري حيرتآور است.
4-1-1. ابراهيم(علیه السلام) و مهمانان غيرعادي
ديدار و سخن گفتن پيامبر اولوالعزم خدا، ابراهيم خليل(علیه السلام) از ديگر كارهاي فراعادي است كه بارها در قرآن پرده برداشته شده است كه فرشتگان به حضور او آيند و سلام كنند و او را بر هديهي خداوندي يعني فرزنددار شدنِ وي آگاه كنند: «وَ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهيمَ بِالْبُشْرى‏ قالُوا سَلاماً قالَ سَلام…»216
و يا بار ديگر بيايند و خبر نابودي مردمان سرزمين او از دشمنانش را به وي بدهند: «وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهيمَ بِالْبُشْرى‏ قالُوا إِنَّا مُهْلِكُوا أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَة»217 همچنانكه قرآن كريم خبر از فرود آمدن فرشتگان بر او، خبر از فرزنددار شدن او و نيز پيشبيني هلاكت قومي را كه لوط بود218 را ميدهد.
نيز سخن از مهمانان آسماني ابراهيم(علیه السلام) و سلام و ترس ابراهيم(علیه السلام) و گفتوگوي آنها و پيشبيني فرزنددار شدن وي و نيز خبر از نابود شدن قوم لوط، چيزي است كه در چند نوبت بازگو شده است.219
4-1-2. زكريا(علیه السلام) و كروبيان
در جريان استجابت دعاي وليّ خدا، قضيهي حضرت زكريا(علیه السلام) را آورديم. در همين ميان، داستان سخن كردن فرشتگان با وي: «فَنادَتْهُ الْمَلائِكَة»،220 از ديگر امور خارق عادتي است كه می‌توان بدان اشارت نمود.
4-1-3. حضرت مريم(علیها السلام) و فرستادگان الهي
فرشتهديداريِ حضرت مريم(علیها السلام) بانوي كرامت قرآن كريم از اموري است كه به عنوان يك كار خارق عادت می‌توان ياد كرد. چرا كه فرشتگان موجودات مجرد و روحوشي هستند كه قابل ديد با چشم سر نيستند و بسته به قداست روح و گشايش چشم دل است. بنابراين، آن فرشته، به نقش آدمي درآمد و با آن بانوي گرامي به سخن كردن و گفتوشنود پرداخت و او را به بخشيدن كودكي پاكنهاد مژده داد،221 آنجا كه خداوند ميفرمايد: «مريم را ياد كن. چون از كسانش به گوشه‏اى شرقى از

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir