ديگر ،وبراي تأثير گذاشتن برافرادي كه در خارج از شبكه هستند نيز تكراري خواهد بود كه بر روي يكديگر تا مي خورند و يكديگر را مي پوشانند(wayne Baker, 2000:43) .مطابق شكل
نمودار 2-7-شبكه خود محور (بسته يا درونگرا)

Bill

(اقتباس از(wayne Baker 43:2000
و بهترين نوع شبكه ،همان شبكه اي است كه با اهداف و شرايط شما به بهترين صورت سازگار باشد مثلاً اگر هدف شما پديد آوردن تيمي از افراد با روابط و همبستگي نزديك باشد كه هدفي مشترك داشته باشد ، شبكه درون گرا ،متجانس وكوچكتر اهداف شما را بهتر تأمين مي كند واگر بر عكس هدف شما به دست آوردن اطلاعات بيشتر و فرصت هاي جديد تري است شبكه هاي برونگرا براي شما متناسب تراست و ايجاد شبكه كار آفرين باعث مي شود كه شما محوريت دنياي خود را به
عهده بگيريد و بتوانيد از شبكه هاي تار عنكبوتي ايجاد شده استفاده نماييد.( بيكر ، 78 – 79 : 1382 )

2-1-10- انواع تقسيم بندي سرمايه اجتماعي
الف – تقسيم بندي اپوف22
1- سرمايه اجتماعي ساختاري 2- سرمايه اجتماعي شناختي
به اعتقاد اپوف اهميت اين تقسيم بندي همانند تقسيم بندي سرمايه طبيعي به منابع تجديد پذير و تجديد ناپذير است .
1- سرمايه اجتماعي ساختاري اين شكل از سرمايه سبب تسهيل در تبادل اطلاعات ، كنش جمعي و تصميم گيري مي شود و اين نوع از سرمايه اجتماعي ناشي از وجود انجمن ها و شبكه هاي اجتماعي قوي بوده و نسبتاً عيني و قابل مشاهده است .
2- سرمايه اجتماعي شناختي به هنجارها ،ارزش هاي مشترك و اعتماد مربوط مي شود .به همين جهت امري ذهني و نامحسوس است و اين دو سرمايه مي توانند مكمل يكديگر باشند نظير همكاري بين همسايگان ولي اين مكمل بودن الزامي و قطعي نيست به عنوان مثال وجود يك انجمن محلي الزاماً به اين معني نيست كه بين اعضاي آن محل ، پيوندهاي قوي وجود دارد. ( شارع پور ، 1385 :168)
ب – تقسيم بندي سرمايه اجتماعي به دو بخش پيوند دهنده و متصل كننده
1- سرمايه اجتماعي پيوند دهنده ويژگي برجستهْ اين نوع سرمايهْ ،وجود پيوندهاي قوي در بين اعضا ي مثلاً يك خانواده يا يك گروه قومي است از اين نوع سرمايه تحت عنوان سرمايه اجتماعي درون گروهي ياد مي شود بسياري گروه ها انسجام دروني خود رابه زيان افراد بيرون گروه كسب مي نمايند كه ممكن است با آن از روي بدگماني ،دشمني يا نفرت آشكار و بي كم و كاست رفتار شود .
( شارع پور، 1385: 68)
دليل اين كه سرمايه اجتماعي در مقايسه با سرمايه فيزيكي كمتر يك خير اجتماعي به نظر مي رسد ممكن است آن باشد كه سرمايه اجتماعي بيش از هر دو شكل ديگر سرمايه استعداد توليد آثار خارجي منفي را دارد اين بدان سبب است كه همبستگي گروهي در جوامع انساني اغلب به بهاي دشمني نسبت به افراد غير عضو گروه به دست مي آيد و ظاهراً تمايل طبيعي در انسان وجود دارد كه جهان را به دوستان ودشمنان تقسيم مي نمايد و اين تمايل ،اساس همهْ ملاحظات سياسي است .
راه ديگر براي پرداختن به اين مسئله ،وارد شدن از طريق مفهوم اعتماد است همهْ گروه هايي كه مظهر سرمايه اجتماعي اند داراي دو نوع شعاع اعتماد ند و به ديگر معنا حلقه اي از كسان در هر گروه موجود است كه هنجارهمكاري در ميان آنها عمل مي كند.(خاكباز ،1385 :172)
تمام اشكال گروه هاي فرهنگي اجتماعي ،نظير قبايل و عشاير و مجامع روستايي و فرقه هاي ديني و غيره ،برهنجارهاي مشترك مبتني اند و از اين هنجارها براي تحقق اهداف مشترك استفاده مي كنند در ادبيات توسعه اين شكل از سرمايه اجتماعي يك امتياز تلقي نمي شود ،نوسازي اقتصادي متضاد با فرهنگ و سازمان اجتماعي سنتي تلقي مي شود به طوري كه نوسازي سازمان سنتي را نابود خواهد نمود و يا در غير اين صورت راه حركت خود جوش به وسيلهْ نيروهاي سنت گرا مسدود خواهد شد همبستگي درون گروهي از قابليت اعضاي گروه براي همكاري با افراد بيرون ازگروه مي كاهد و اغلب ،آثار خارجي منفي را بر افراد تحميل مي كند گروه هاي اجتماعي سنتي به فقدان چيزي دچارند كه گرانووتر آن را “پيوندهاي سست” يعني وجود افرادي كژ آيين در حاشيهْ شبكه هاي گوناگون جامعه مي نامد كه قادرند بين گروه ها حركت نمايند و از گروهي به گروه ديگر بروند و از اين راه به صورت حاملان افكار و اطلاعات تازه در آيند .جوامع سنتي غالباً حالت قطعه قطعه دارند و به ديگر معنا مركب از تعداد زيادي واحدهاي اجتماعي يكسان و خود كفا ،از قبيل روستاها و قبايل اند .جوامع مدرن بر عكس ،از تعداد زيادي گروه هاي اجتماعي كه با هم همپوشاني دارند تشكيل شده اند به همين سبب در جوامع مدرن عضويت در چند گروه و هويت متكثر ممكن است .در جوامع سنتي كم تر به پيوندهاي سستي كه در بين قطعات تشكيل دهنده آن وجود دارد اجازه داده مي شود ارتباط بين قطعات را برقرار سازد .و بنابراين اطلاعات ،نوآوري ،منابع و استعدادهاي انساني با سهولت كمتري انتقال مي يابد.( خاكباز،1385: 173)
2- سرمايه اجتماعي متصل كننده اين نوع سرمايه ،پيوند بين مقولات اجتماعي قوي است از اين نوع سرمايه تحت عنوان سرمايه اجتماعي ميان گروه نيز ياد مي شود ( شارع پور ،1385 : 68)
اگر سرمايه اجتماعي گروه آثار خارجي مثبت ايجاد نمايد ،شعاع اعتماد مي تواند از خود گروه نيز فراتر رود در برخي از سازمان هاي بزرگ هنجار همكاري تنها در بين رهبري يا كاركنان دايمي گروه تقويت مي شود يك جامعهْ مدرن را مي توان همچون مجموعه اي از شعاع هاي اعتماد متحدالمركز با لايه هاي روي هم قرار گرفته به تصور در آورد گسترهْ اين سلسله ها مي تواند از دوستان و جرگه ها تا سازمان هاي غير دولتي NGO 23و گروه هاي مذهبي را در بر گيرد.
اثر مثبت سرمايه اجتماعي هنگامي خواهد بود كه اين دو شكل سرمايه اجتماعي درون گروهي و سرمايه اجتماعي برون گروهي يا ميان گروهي هر دو به ميزان مناسب باشند.(خاكباز،1385 :172)
ج – تقسيم بندي گروتات و بستلر24
در اين تقسيم بندي سه حالت براي سرمايه اجتماعي تعيين شده است .
1- عضويت در انجمن ها و شبكه ها منظور از عضويت در انجمن ها همان مشاركت رسمي و منظور از شبكه ها ، مشاركت غير رسمي مي باشد و از اين حالت براي سنجش سرمايه اجتماعي استفاده مي شود .
2- اعتماد و وفاداري به هنجارها اين حالت به منظور سنجش سرمايه اجتماعي شناختي (هنجارها وارزش هاي مشترك ) به كار مي رود .
3- كنش جمعي تأمين و ارائهْ بسياري از خدمات مستلزم آن است كه مردم جامعه قادر به كنش جمعي باشند .لذا لازم است امكان و زمينهْ وقوع كنش جمعي در جامعه سنجيده شود .
اين سه نوع شاخص از سه منظر متفاوت به سنجش سرمايه اجتماعي مي پردازند :
عضويت در انجمن ها و شبكه هاي محلي نوعي شاخص داده اي است زيرا از طريق عضويت در انجمن ها و شبكه هاست كه مي توان به سرمايه اجتماعي دست يافت .اعتماد را هم مي توان يك شاخص داده اي دانست و هم يك شاخص ستادنده اي .يعني مي توان آن را به وجود آورنده سرمايه اجتماعي تلقي كرد وهم پيامد سرمايه اجتماعي ولي كنش جمعي نوعي شاخص ستادنده اي است يعني هر جايي كه سرمايه اجتماعي بالا باشد ،زمينه و امكان بيشتري براي كنش مشترك و جمعي وجود خواهد داشت. ( شارع پور، 1385: 168)
د – تقسيم بندي سرمايه اجتماعي به سه نظريه 1- پيوندهاي ضعيف 2- شكاف ساختاري 3- منابع اجتماعي
1- پيوندهاي ضعيف پيوندهايي است كه اغلب به صورت پلي ميان گروهاي مختلف اجتماعي وجود دارد و امكان دسترسي به اطلاعات جديد را فراهم مي نمايد مطابق اين نظريه هرچه شدت و استحكام روابط ميان اعضاي يك شبكه بيشتر باشد ، ارزش سرمايه اجتماعي كمتر و بالعكس هرچه شدت واستحكام اين روابط ضعيف تر باشد نشان دهندهْ سرمايه اجتماعي بيشتر است و تمركز اين نظريه بر ماهيت ارتباطات و تعاملات ميان افراد است.( الواني و شيرواني ،31:1385)
2- شكاف ساختاري اين تئوري فرض مي كند كه بازارها ، سازمان ها و افرادي كه در ارتباط با هم هستند در صورتي كه روابط ميان آنها ساختار نيافته ، بي نظم و تعريف نشده باشد به عنوان يك سرمايه سود آور براي آنها تلقي خواهد شد هرچه روابط ميان آنها منظم تر و ساختار مند تر باشد از سرمايه اجتماعي كاسته مي شود و به طور كلي رسميت و قانون مندشدن ساختاري با سرمايه اجتماعي در تعارض است .
مطابق اين تئوري براي سنجش ميزان سرمايه اجتماعي بايد به سه عامل اندازهْ شبكه ، تراكم شبكه ، سلسله مراتب شبكه توجه نمود .
الف)- اندازهْ شبكه در شبكه هاي وسيع و گسترده ، اجبار براي تبعيت اعضا كمتر است و با كمتر بودن اندازهْ شبكه سرمايه اجتماعي رو به فزوني است يا به عبارتي وقتي كه فرد در شبكهْ اجتماعي خود با همكاراني كه با هم در ارتباط نيستند ارتباط برقرار كند ، نهايت استفاده را خواهد برد .
و تقويت شبكه هاي شكاف دار داراي مزايايي از جمله ارزيابي سريع و بي نظير اطلاعات ، قدرت چانه زني مضاعف ، و افزايش قدرت كنترل بر منابع و نتايج .
ب)- تراكم و چگالي شبكه شبكه هايي كه در آن ارتباط و تعامل ميان اعضا شدت بيشتري دارد .و اجبار اعضا براي تبعيت زياد است .كلمن (1998) معتقد است كه شبكه هاي متراكم و داراي ارتباط منطقي كنشگران را براي رسيدن به اهداف قادر مي سازد ، زيرا رفتار همكارانهْ افراد ، اعتماد بالايي را در روابط و سازكارهاي اجتماعي غير رسمي به وجود مي آورد كه رفتارهاي فرصت طلبانه را كنترل مي كند .و به عبارتي شبكه با تراكم بالا به دليل روابط اضافي در شبكه بسته است. (الواني و شيرواني، 32 : 1385)
ج)- سلسله مراتب شبكه ها شبكه هايي كه در آنها روابط بر پايهْ يك ارتباط مسلط شكل مي گيرد ، حالت جبر و تحميل بيشتر است .از سوي ديگر پراكندگي و كمبود شبكهْ غني در شكاف ساختاري دستيابي به اطلاعات جديد و فرصت ها و منابع را آسان مي سازد و موفقيت فعاليت هاي سودمند را گسترش مي دهد و در اين تئوري بر الگوي پيوندها و ارتباطات موجود در ميان اعضاي شبكه تمركز دارد.( الواني و شيرواني، 1385: 32).
3)- تئوري منابع اجتماعي از ديدگاه اين تئوري فقط منابع موجود دردرون شبكه است كه مي تواند به عنوان يك سرمايه قلمداد شود .به عنوان مثال ممكن است اعضاي شبكه داراي منابع زيادي از جمله قدرت نفوذ، تحصيلات عا ليه و… باشد و به عنوان منبع با ارزش شناخته شوند ، اما اين منابع تنهادرصورتي سرمايه محسوب مي شوند كه فرد به آن منابع نياز داشته باشد .براي مثال اگر فرد براي رسيدن به هدفي نيازمند نفوذ همكار خود باشد ، آن منبع خود به خود سرمايه تلقي خواهد شد و تبعاً ساير منابع اعضاء مانند تحصيلات عاليه،سرمايه به حساب نخواهد آمد .به طور خلاصه از ديدگاه اين تئوري اعضاي موجود در شبكه داراي منابع با ارزشي هستند كه مي تواند

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir