به مسئله نظم اجتماعي بسط مي دهد .وي براي اين منظور دو انسجام را از هم تميز مي دهد :انسجام كل و انسجام محلي.و استدلال مي كند كه اگر تمام پيوندها از نوع قوي بودند،گروه ها و خرده نظام هاي جامعه مجزا از هم ونظام كلي فاقد انسجام بود و اين قدرت پيوندهاي ضعيف است كه در واقع اجازه مي دهد ارتباط بين گروه ها وخرده نظام ها برقرار و به تبع آن ،انسجام كل در سطح جامعه تأمين شود .فارارو قضيه خود را اين طور مطرح مي كند كه “هر چه پيوندهاي ضعيف قوي تر باشدانسجام كل بيشتر خواهد بود.و در صورت كمتر بودن پيوندهاي ضعيف ، ميزان ارتباط در درون زير مجموعه هاي محلي و خرده شبكه ها بيشتر و به تبع آن ،انسجام محلي نيز بيشتر خواهد بود.( چلبي، 65:1385)
امرسون در نظريه جامعه شناختي مبادله اجتماعي شبكه مبادله را اين گونه تعريف مي نمايد:
1- مجموعه اي از كنشگران (حقيقي يا حقوقي) 2- توزيع منابع ارزشمند ميان آنان 3- مجموعه اي از فرصت هاي مبادله اي با كنشگران ديگر در شبكه ،براي هر كنشگر4- مجموعه فرصت هاي مبادله ،موسوم به روابط مبادله اي كه به صورت تاريخي بسط يافته اند 5- يك مجموعه از تماس هاي شبكه اي كه روابط شبكه اي (فرصت هاي شبكه اي) را در يك ساخت شبكه اي منفرد ،به هم مرتبط مي سازند.(چلبي،69:1385)
وپارسونز در نظريه جامعه شناختي انسجام اجتماعي ،روابط از “نوع اجتماعي” 21را مسئول نظم و انسجام اجتماعي مي داند ،روابطي كه به تعبيري خاص گرا – انتشاري هستند .
پيوندهاي خاص گرا- انتشاري (يعني پيوندهاي اظهاري قوي) باني تشكيل گروه هاي محلي مثل خانواده ،گروه هاي قومي و غيره هستند كه نوعي وفاداري از كنشگر را طلب مي كنند .در عوض پيوندهاي اظهاري ضعيف كه در بستر روابط و پيوندهاي ابزاري (عام گرا-ويژه) بين گروهي به وجود مي آيند كم تر خاص گرا –انتشاري و بيشتر عام گرا و ويژه هستند .اين روابط آشنايي(پيوندهاي اظهاري ضعيف ) به مانند پل هاي اجتماعي ناقل اطلاعات در سرتاسر شبكه اجتماعي ،و به نوبهْ خود موجد تقويت انسجام كلي و دسترس پذيري در شبكه اجتماعي هستند .در عين حال پيوندهاي ضعيف همزمان موجب تضعيف انسجام محلي مي شوند.(چلبي،1385:70)
تحليلگران شبكه ها را در طيف وسيعي از شرايط مختلف مانند گروه ها ،سازمان ها ،صنايع و بازارها مطا لعه مي كنند از اين ديدگاه شبكه ،به عنوان نوعي سازمان رسمي به تعريف در نيامده ،بلكه به صورت يك ارتباط اخلاقي مبتني بر اعتماد تعريف مي شود .بنابراين يك تعريف دقيق تر چنين خواهد بود :يك شبكه ،گروهي از عاملان منفردي است كه در هنجارها يا ارزشها فراتر از ارزش ها و هنجارهاي لازم براي داد و ستدهاي بازار ،مشترك هستند .هنجارها و ارزش هايي كه در اين تعريف جاي مي گيرند از هنجار ساده دوسويه مشترك بين دو دوست گرفته تا نظام هاي ارزشي پيچيده كه مذاهب سازمان يافته ايجاد كرده اند ادامه مي يابد .
نمودار2-3-شبكه هاي متداخل
يك سازمان غير دولتي مانند “عضو بين الملل “يا ” سازمان ملي زنان ” نيز بر اساس ارزش هاي مشترك ،عمل هماهنگي را به اجرا مي گذارند :چنان چه در مورد دوستان يا اعضاي يك سازمان مذهبي ،رفتار اعضاي منفرد سازمان را نمي توان صرفاً بر اساس منافع اقتصادي شخصي تبين نمود .جامعه اي مانند ايالات متحده ،به عنوان مجموعه اي از شبكه هاي متراكم ،پيچيده و متداخل شناخته شده است .در شكل مقابل مشاهده مي نماييد.

(اقتباس از فوكومايا،70:1381)
در اين تعريف بايد به دو جنبه اشاره نمود :شبكه با بازار متفاوت است چون شبكه ها با هنجارها و ارزش هاي مشترك تعريف شده اند .اين بدان معناست كه مبناي مبادلهْ اقتصادي در يك شبكه با دادو ستد اقتصادي در يك بازار متفاوت است .شايد چنين برداشت شود كه حتي داد و ستد در بازار به مقداري از هنجارهاي مشترك نياز دارد (براي مثال علاقه به شركت در مبادله به جاي خشونت)
،اما هنجارهاي لازم براي مبادلهْ اقتصادي نسبتاً جزيي هستند .ممكن است مبادلهْ بين دو نفر كه يكديگر را اصلاً نمي شناسند يا يكديگر را دوست ندارند و زبانشان متفاوت است ،صورت گيرد ، در واقع مبادله مي تواند بين دو عامل كه هويتشان ناشناخته است و يكديگر را نمي شناسند ،اتفاق افتد .اما مبادله در ميان اعضاي يك شبكه متفاوت است .در اين مورد هنجارهاي مشترك به آن ها هدفي متعالي مي بخشد كه ارتباط بازار را از شكل مي اندازد .
از اين رو اعضاي يك خانواده يا اعضاي يك باشگاه و يااعضاي يك اتحاديهْ محلي كه داراي ارزش ها و هنجارهاي مشتركي هستند و به شيوهْ عواملي كه در بازار با هم معامله مي كنند با يكديگر رفتار نمي كنند براي مثال اين اعضا ممكن است انتظار بازده دراز مدت را داشته باشند ،ليكن ارتباط مبادله بين آنها منوط به حسابگري دقيق هزينه – سود كه داد و ستدهاي بازار مشاهده مي شود نيست.( فوكوما يا ،1382: 69 -71)
از طرف ديگر تحليل شبكه ها در سازمان مبتني بر اقتدار رسمي بر اين اساس است كه شبكه بر اساس هنجارهاي غير رسمي مشترك استوار است و نه ارتباط مبتني بر سلسله مراتب .در هر صورت ،يك شبكه مي تواند با سلسله مراتب رسمي همزيستي نمايد اعضاي يك سازمان با سلسله مراتب رسمي مجبور نيستند فراتر از قرار دادهاي دستمزد كه عضويت آ نها را معين مي كند ،با يكديگر در ارزش ها و هنجارها سهيم شوند ،اما سازمان هاي رسمي ،مي توانند بر اساس حمايت ،قوميت ،يا فرهنگ مشترك جمعي از شبكه هاي غير رسمي گوناگون تشكيل شده باشد .وقتي شبكه ها بر روي سازمان هاي رسمي قرار گرفتند ،نتايج آنها الزاماً سودمند نيست و در واقع مي تواند منشأ بسياري از اختلالات در كاركرد سازماني باشد نمودار زير نشان مي دهد كه شبكه ها مي توانند با سازمان هاي رسمي هم زيستي داشته باشند ،در همان حال مي توانند در حد ديگر ،جايگزين سازمان هاي رسمي شوند مانند شبكه هاي تعاوني كه بر اساس خويشاوندي ،دوستي ،عشق يا امثال آنها تشكيل شده اند اعضاي چنين شبكه اي در ارزش ها و هنجارها ي مشتركي با هم سهيم هستند كه در آن با اعضاي
نمودار2-4-شبكه فرهنگ تعاوني
ديگر سازمان سهيم نيستند.

اقتباس از فوكومايا،72:1381)
در بعضي از سازمانها نيز شبكهْ حمايتي (سازماني كه بر مبناي يك فرهنگ مشترك تعاوني تشكيل شده است) وجود دارد در شبكهْ حمايتي اطلاعات به سادگي رد و بدل مي شود ،اما مرزهاي خارجي آن شامل غشايي است كه اطلاعات به سادگي از آن عبور نمي كند .شبكه هاي حمايتي براي سازمان ها مشكل سازند ،زيرا ساختارآنها براي كساني كه در خارج از آن قرار دارند ،روشن نيست و آن ها غالباً روابط رسمي مقتدرانه را زير و رو مي كنند .قوميت مشترك مي تواند اعتماد و مبادله درميان اعضاي يك گروه قومي را تسهيل نمايد ،اما از مبادله بين اعضاي گروه هاي مختلف ممانعت مي كند .غالباً پيوند دو سويه بين اعضاي يك شبكه به دلائل غير اقتصادي صورت پذيرفته است و در برابرعقلانيت اقتصادي قرار مي گيرد .براي مثال وقتي يك ريئس علاقه اي به انتقاد كردن يا اخراج يك زير دست نالايق را ندارد چون مورد حمايت اوست . و در شكل مقابل اين حالت را مشاهده مي نماييد.( فوكومايا ،70 -73 :1385)
نمودار2-5-شبكهْ نوع حمايتي

(اقتباس از فوكومايا،73:1381)
الگوهاي اصلي شبكه هاي فردي يا خود محور: يك شبكه خود محور ،مجموعه اي از روابطي است كه پيرامون يك فرد وجود دارد افرادي كه با فرد مركزي ارتباط مستقيم دارند ،به نام ديگران خوانده مي شوند و اين مدل در شبكه هاي اجتماعي توسط مركز ملي تحقيقات نظر سنجي اجرا شد و ثابت كرد كه شبكه هاي خود محور را مي توان توسط يك تحقيق علمي اندازه گيري نمود ” ران بارت ”
جامعه شناس ،براي اولين بار از فنون جامعه سنجي براي مطالعه سرمايه اجتماعي در سازمان هاي تجاري استفاده نمود .
براي تجزيه و تحليل شبكه هاي فردي بايد به سه عامل اندازه ،تركيب ،تمركز توجه نمود وقتي كه شخصي پل ارتباطي ميان افراد بسياري است (مطابق شكل) كه با يكديگر ارتباطي ندارند تراكم در اين شبكه ها به صفر مي رسد و تراكم صفر بيانگر يك شبكهْ ارتباطي باز است مثلاً بين اعضاي گروه در يك شبكه فقط يك ارتباط وجود دارد عموماً گوناگوني مهمتر از اندازه است گوناگوني افراد در شبكه ها باعث مي شود يك مشكل از ديدگاه هاي مختلف مورد برسي قرار گيرد و از تفكر گروهي ممانعت به عمل مي آيد و توانايي فرد را در پردازش و جمع آوري و تجزيه و تحليل اطلاعات افزايش مي دهد يك تيم مديريتي كه اعضاي آن سوابق عملكردي مختلف دارند ،بهتر از يك تيم مديريتي متجانس عمل خواهد نمود و اگر شبكه از افراد گوناگون تشكيل شده باشد احتمالاً شبكه خود محور آنها تكراري نخواهد بود و به جاي اينكه اين ارتباطات يكديگر را بپوشانند به گوشه و كنار اين دنياي پهناور ،گسترش مي يابند و شبكه بزرگتر خواهد شد و شبكه هاي باز برونگرا هستند وچنين شبكه هايي را كار آفرين گويند زيرا فقدان ارتباطات بين افراد – آنچه كه ارتباط بين ارتباطات – ناميده مي شود بيانگر سرمايه اجتماعي به شكل فرصت هاي بيشماري براي خلق و ايجاد دانش از طريق پل زدن بروي اين فاصله ها و پوشانيدن حفره ها و خلأ هاي ساختاري بين افراد مي باشد و به دليل برونگرا بودن نشانه اي از اعتماد و همكاري بين افراد وجود ندارد و اين شبكه ها براي دستيابي به اطلاعات جديد ،آگاهي از فرصت هاي تازه و يافتن منابع بسيار مطلوب مي باشند.((wayne Baker 43:2000
نمودار 2-6-شبكه خود محور يا شبكهْ كارآفرين

Bill
Soo

(اقتباس از Baker، 43:2000)
در يك شبكهْ ارتباطي كه افراد ارتباط اجتماعي نزديكي به هم دارند هرچه ارتباطات ميان روابط افراد با يكديگر نيز بيشتر باشد شبكهْ بزرگي به وجود مي آيد كه بر بروي خويش تا مي خورد و شبكه بسته تر خواهد بود و در شبكهْ بسته فعاليت هاي اعضاي گروه هماهنگ وهمبستگي دروني شركت حفظ مي شود و نتايج تحقيقات نشان مي دهد كه شبكه هاي كارآفرين در مقايسه با شبكه هاي بسته عملكرد مطلوب تري دارند و در شبكه هاي بسته بر خلاف شبكه هاي باز يك پل ارتباطي ميان بسياري از افراد وجود دارد و تراكم بالايي در شبكه بين صفر تا صد درصد به وجود مي آيد وتراكم بالا دلالت بر اين دارد كه روابط اضافي در شبكه وجود دارد و شبكه هاي بسته يا درون گرا براساس اعتماد وهمكاري بين شبكه اي فشرده از افراد مشابه شكل گرفته است اين شبكه ها براي ايجاد صداقت وهويت گروهي وحس دستيابي به هدف مشترك ،متناسب مي باشند وچون به عارضه تفكر گروهي دچار هستند براي دست يابي به اطلاعات يا منابع

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir