به هم پيوند دارند .کنش های افقی قوی درشبکه های مشارکت مدنی مانند انجمن ها ی همسايگی ،تعاونی ها ،باشگاه های ورزشی ، واحزاب مردمی روی می دهند .از نظرپاتنام شبکه های مشارکت مدنی از اشکال ضروری سرمايه اجتماعی اند .از نظر پاتنام هرچه ساختار سازمانی افقی تر باشد ،موفقيت نهادی آن در اجتماع بيشتر است . او شبکه عمودی يا سلسله مراتبی را فاقد توان برقراری اعتماد وهمکاری اجتماعی می داند .
هنجارهای تعاملات متقابل درگروههای اجتماعی هنجارهايي هستند که مهمترين سودمندی آنها تقويت اعتماد، کاهش هزينه تعاملات و تسهيل همکاری است او هنجارهای تعامل را از مولد ترين اجزای سرمايه اجتماعی می داند .
اعتماد اجتماعی پاتنام اعتماد اجتماعی را ناشی از دو منبع هنجارهای روابط متقابل وشبکه های مشارکت مدنی می داند اعتماد همکاری را تسهيل می کند وهرچه سطح اعتماد درجامعه ای بالاتر باشد احتمال همکاری نيز بيشتر خواهد بود .همکاری نيز اعتماد را ايجاد می کند .از نظر او ويژگی باز توليدی سرمايه اجتماعی منجر به تعامل اجتماعی همراه با سطح بالايي ازهمکاری ،اعتماد ،بده
و بستان و روابط متقابل ،مشارکت مدنی و رفاه اجتماعی می گردد .پاتنام حضور اين ويژگی را درهر جامعه ای نشانه مدنيت آن جامعه می داند اين خصلتی است که به نظر او موجب عملکرد خوب نهادهای دموکراتيک می گردد .(الوانی و شيروانی ،27:1385).

4- برت38
سرمايه اجتماعی را دوستان ،همکاران و تماس های کلی تر که از طريق آنها فرصت های استفاده از سرمايه مالی و انسانی به دست می آيد می داند .در حالی که کلمن و لوری شبکه های فشرده را شرط لازم برای تشکيل سرمايه اجتماعی می دانند برت موضع مخالف دارد از نظر برت حفره های ساختاری در شبکه ها قابليت تحرک فرد را تسهيل می کند و اين بدان سبب است که شبکه های فشرده معمولاً اطلاعات را منتقل می کنند درحالی که پيوندهای سست تر می تواند سرچشمه های دانش و منابع تازه قرار گيرند. (شيروانی و الوانی ،1385 :32).
5- آلهاندر و پورتس هم بورديو و هم کلمن برخصلت ناملموس بودن سرمايه اجتماعی نسبت به ديگر اشکال سرمايه تأکيد می ورزند درحالی که سرمايه اقتصادی درحساب های بانکی وسرمايه انسانی در ذهن اشخاص جای دارد ،سرمايه اجتماعی درساختار روابط آنها مستتر است .برای آن که ما سرمايه اجتماعی داشته باشيم بايد با ديگران مرتبط باشيم و اين ديگران اندکه منبع بالفعل امتيازات ما هستند .(تاجبخش،315:1385).
آلهاندر وپورتس درکلی ترين حالت بين سرمايه اجتماعی کمال جويي وسرمايه اجتماعی ابزاري كه شكل هاي ديگر سرمايه اجتماعي به حساب مي آيند به شرح زير تفاوت قائل می شوند: انگيزه کمال جويي مردم می توانند قروض خود را به موقع بپردازند و برای مقاصد خيريه صدقات بدهند ،و از مقررات راهنمايي و رانندگی به اين دليل تبعيت کنند که احساس می کنند که اين رفتار برايشان يک تکليف است . پس هنجارها درونی شده ای که چنين رفتارهايي را ممکن می سازد به عنوان يک منبع برای ديگران نيز قابل استفاده هستند . در اين مورد دارندگان سرمايه اجتماعی اعضای ديگری از جامعه هستندکه می توانند بدون ترس از عدم باز پرداخت ،مبادرت به دادن وام کنند .از نيکوکار خصوصی بهره گيرند ،زنان و مردان سالخورده را قادر می سازد تا بدون ترس از بابت امنيت منازل خويش ، از خانه خارج شوند و رويکرد نزديکتر به اين ديدگاه اجتماعی شدن کم تر از حد، در طبع آدميان در اقتصاد مدرن وجود دارد که سرمايه اجتماعی را عمدتاً ،انباشتگی تکاليف برطبق هنجار متقابل به حساب می آورند .بر اين اساس کسانی که چيزی اهدا می کنند ،منابع سخاوتمندانه دراختيار ديگران می گذارند با اين توقع که در آينده آنچه انجام داده اند بدون کم و کسر به آنها باز پرداخت خواهد شد .انباشت صورت حساب های اجتماعی ،از دو جنبه با يک مبادله اقتصادی محض تفاوت دارد. اولاً نقدينه ای که پرداخت بديهای مورد تعهد به وسيله آن صورت می گيرد ممکن است با پولی که هنگام قرض دادن مورد استفاده قرارگرفته بود فرق داشته باشد و مثلاً می تواند همان قدر ناملموس باشد که تأييد يا وفاداری ناملموس است ،ثانياً زمان و موعد باز پرداخت ،مشخص نيست(EricL.Lesser , 2000;48-49).
و بررسي اين موضوع از زاويه ديگر که با تعريف دوگانگی کمال جويي و ابزاری مطابقت دارد. تعريف سرمايه اجتماعی از تحليل مارکس ازآگاهی طبقاتی نوظهور درنزد پرلتاريار صنعتی که کارگران با هم شدن را در وضعيتی مشترک تجربه می کنند ،ياد می گيرند که هويت مشترک را حس کنند و از اعمال وابتکارهای هم پشتيبانی به عمل آورند .اين همبستگی نتيجه درونی کردن هنجارها در درون کودکی نيست بلکه محصول نو ظهور يک سرنوشت مشترک است.
به اين دليل ،تمايلات نوع دوستانه کنشگران در اين شرايط فراگير نيست بلکه مقيد به محدوديت هايي است که از سوی اجتماع بر ايشان تحميل می شود همچنين پرولتاريای صنعتی با همين نوع انگيزه ها واداشته می شوند تا راهپيمايي های اعتراض آميز به راه اندازند ،يا برای پشتيبانی ازهمگنان خود اعتصبات همبستگی بر پا دارند .احساس هويت ، اشتراک هويت افراد با گروه ،فرقه ،يا جامعه ای که خود بدان تعلق دارند می تواند انگيزه های پر قدرت ايجاد کند .کلمن از شکل های حاد اين ساز وکار به عنوان تعصب نام می برد و آنها را پاد زهری مؤثر در برابر رفتار “سوار مجانی”عده ای ديگر در فعاليت های جمعی تعريف می کند(EricL.Lesser , 2000;49).
و تعريف سرمايه اجتماعی از جنبهْ ابزاری به عنوان مثال ممکن است يکی از بانکداران به يکی از جامعه دينی خودش ،وامی بدون وثيقه بپردازد ،چون در آن جامعه احکامی وجود دارد که عامل عدم باز پرداخت را با خطر طرد و نفی شدن در جامعه رو به رو می کند به بيان ديگر ،وجود اعتماد دراين وضع دقيقاً بدان سبب است که تعهدات ،نه از راه توسل به قانون يا زور و خشونت ،بلکه از طريق قدرت اجتماع تضمين می شود .نتيجه اعتماد قابل تضمين وقتی که کسی کار خيری برای يکی از اعضای گروه خود انجام می دهد اين کار را به خاطر تضمين ،باز پرداخت وهم تأييد پشتيبانی گروه دريافت خواهد کرد انجام می دهد.(EricL.Lesser , 2000;49)
6- فرانسيسکو فوکوياما39 سرمايه اجتماعی رابه عنوان يک پديده جامعه شناختی مورد توجه قرار می دهد و می گويد سرمايه اجتماعی در مقايسه با سرمايه فيزيکی يا انسانی کم تر يک خيراجتماعی به نظر می رسد به دليل اين که سرمايه اجتماعی بيش از هر يک از دو شکل ديگر سرمايه استعداد توليد آثار خارجی منفی را دارد و همبستگی گروهی در جوامع انسانی اغلب به بهای دشمنی نسبت به افراد غير عضو گروه می انجامد و از راه مفهوم شعاع اعتماد نيز نقل می کند همه گروه هايي که مظهر سرمايه اجتماعی اند دارای نوعی شعاع اعتمادند و به ديگر معنا حلقه ای از کسان در هر گروه موجود است که هنجار همکاری در ميان آنها عمل می کند اگر سرمايه اجتماعی گروه ،آثار خارجی مثبت توليد کند،شعاع اعتماد می تواند حتی از خود گروه فراتر رود. و اگر شعاع اعتماد کوچکتر از آن باشد که همه اعضا ی گروه را شامل شود،همبستگی درون گروهی از قابليت اعضای گروه برای همکاری با افراد بيرون گروه می کاهد،و اغلب،آثار خارجی منفی را بر افراد بيرونی تحميل می کند . مانند فرهنگ سازمان های اجتماعی سنتی که نوسازی اقتصادی مدرن متضاد با اين فرهنگ می باشد.( تاجبخش ، 72:1385).
7- واين بيکر سرمايه اجتماعی به واسطه تغيير در روابط کنشگران به وجود می آيد.
“سرمايه اجتماعی” منابعی است که از درون شبکه های کسب و کار ،سرمايه های مالی ، قدرت و نفوذ ،پشتيبانی احساسی ،خيرخواهی ،اعتماد وهمکاری می باشند. و واين بيکر نشان می دهد که چگونه روابط ميان سوداگران در بازار فوق العاده عقلانی شده بورس تجاری شيکاگو توسعه می يابد ،حفظ می شود و بر فعاليت دادوستد تأثير می گذارد.(تاجبخش،46:1385) .
بيکر در سال 1990 مفهوم سرمايه اجتماعی را منبعی تعريف کرده است که کنشگران آن را از ساختارهای خاص اجتماعی بر می گيرند و سپس در پيگيری منافع خود به کارش می برند و سرمايه اجتماعی به واسطه تغيير در روابط کنشگران به وجود می آيد.(الوانی و شيروانی،31:1385).
8- جيمزجاکوب 40جيمز جاکوب در کتاب “مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمريکايي” سرمايه اجتماعی را شبکه های اجتماعی فشرده می داند که در محدوده های قديمی شهری در ارتباط با حفظ نظافت ، وجود جرم و جنايت خيابانی و ديگر تصميمات در مورد بهبود کيفت زندگی در مقايسه با عوامل نهادهای رسمی نيروی حفاظتی پليس و نيروی انتظامی ،مسئوليت بيشتری از خود نشان می دهند .يک مثال روشن اين تعريف را در دنيای امروزه می توان در شکل های غير دولتی حمايت از محيط زيست يافت .اين شبکه اجتماعی بعضاً نيروهای قدرتمندی را به صورت NGOها يا سازمان های اجتماعی جهانی به وجود می آورد که حتی در حمايت از محيط زيست موجب توقف پروژه های عمرانی دولت نيز می شود.(مبشری،1387 :1-7).
9- گلن لوری41 سرمايه اجتماعی را مجموعه منابعی می داند که در ذات روابط خانوادگی و در سازمان اجتماعی جامعه – شبکه های فشرده – وجود دارد و برای رشد شناختی کودک يا جوان سودمند است (مبشری،1387: 1-7).
10- شيف42 به طور مبسوط تر سرمايه اجتماعی را مجموعه از عناصر ساختار اجتماعی که بر روابط ميان مردم اثر می گذارد ( و نهاده های تابع توليد و يا توابع مطلوبيت را تشکيل می دهند) می داند.(شيروانی و الوانی،31،1385).
11-بانک جهانی43 سرمايه اجتماعی را پديده ای می داند که حاصل تأثير نهادهای اجتماعی، روابط انسانی و هنجارها بر روی کميت وکيفيت تعاملات اجتماعی است و تجارب اين سازمان نشان داده است که اين پديده تأثير قابل توجهی بر اقتصاد و توسعه کشورهای مختلف دارد سرمايه اجتماعي برخلاف ساير سرمايه‌ها به صورت فيزيکي وجود ندارد؛ بلکه حاصل تعاملات و هنجارهاي گروهي و اجتماعي است و از طرف ديگر، افزايش آن مي‌تواند موجب پايين آمدن شديد سطح هزينه‌هاي اداره جامعه و نيز هزينه‌هاي عملياتي سازمان‌ها گردد؛ به عبارت ديگر، سرمايه اجتماعي بيانگر ذخيره ي اقتصادي مولفه‌هاي فرهنگي و اجتماعي ما بين سرمايه‌هاي انساني است.(شيروانی و الوانی، 12:1385).
12- کوهن و پروساک44 سرمايه اجتماعي را به عنوان «موجودي که روابط فعال ميان افراد، اعتماد، شناخت متقابل، ارزش‌ها و رفتارهاي مشترک که اعضاي شبکه‌ها و اجتماعات انساني را به هم پيوند مي‌دهد و همکاري را امکان پذير مي‌سازد» تعريف مي‌کنند. آنان به سرمايه اجتماعي به عنوان کانوني براي حفظ و توسعه سازماني‌مي‌نگرند. از نظر آنان سرمايه اجتماعي بازده اقتصادي پديد مي‌آورد و بدون سرمايه اجتماعي سازمان‌ها نمي توانند به آساني کار کنند (فقيهي و فيضي، 1385: 29).
13- ديدگاه های ولکاک و نارايان45
ولکاک ونارايان پژوهش در سرمايه اجتماعی و توسعه اقتصادی را در چهار ديدگاه متمايز مقوله بندی

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir