دیدگاه اوکسی است که به لحاظ فطرت و استعداد طبیعی به عقل فعال متصل است و ازسویی دیگر با مسألهی مدنی الطبع بودن آدمی مرتبط میباشد. به عبارت دیگر دراندیشهی سیاسی او هم ارتباط انسان با عالم قدسی و متعالی برقرارمیشود و هم خصلت اجتماعی انسان و نیاز به همکاری و همزیستی مورد تأکید قرارمیگیرد.177
ابن سینا درکتاب «فی اثبات النبوه» مینویسد:«پیامبران به مدد فن سیاست، امور مادی مردم را سامان میدهند و به یاری فلسفه زندگی معنوی شان را کمال میبخشند.»178
دراین دیدگاه نبی به دلیل اتصال به عقل فعال برمردم تقدم دارد، چراکه برمحورکمال و فضیلت اوست که کمال و فضیلت جامعه سامان مییابد.179
همانطور که اشاره شد جامعه با ریاست نبی پیوندخورده و با جانشینی وی از طریق نص ادامه مییابد.در اندیشهی ابن سینا هیچ وجه تمایزی میان دو مفهوم سیاست و دیانت وجود ندارد. وی این دورا مقولهای واحد دانسته و و تنها حکومتی که بر اساس این ویژگیها پی ریزی شده باشدرا میپذیرد.
رویکرد ابن سینا در مورد حکومت، برگرفته از شریعت و روش و سنن مورد نظر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مدینه النبی و تعمیم آن میباشد. اهمیت شرع درکلام ابن سینا به گونهای است که شریعت به عنوان یک مفهوم پویا، واقعی و چاره ساز درنظام سیاسی مورد عنایت قرارمیگیرد. در نتیجه مفهوم حکومت درکلام ابن سینا تنها محدود به زمان پیامبر نمیشود بلکه استمرار مییابد. براین اساس میبایست پیامبر برای زمان پس از خود نیز تدبیری اندیشیده و با توجه به به اصول شریعت و سنت و مصالح آیندهی جامعه بشری به تبیین امر خلافت و ریاست بعد از خود بپردازد.180
همین امردلالت میکند که پیامبرامرانتخاب جانشین خود را مهمل نمیگذارد،زیرا قائم مقام او به مثابه حلقهی دوم رسالت اوست که باید شریعت او را شرح و تفسیرکند و امورعامه را با تعلیمات او تطبیق دهد.
از اینرو میگوید:«بر قانونگذار لازم است که اطاعت از جانشین خودرا واجب نموده و این که امرجانشینی جز ازسوی او یا با اجماع اهل سابقه در شریعت انجام نگیرد…و تعیین جانشین از راه نص به صواب نزدیکتر است زیرا این کار مانع از تفرقه و دوگانگی و نزاع و اختلاف میشود.»181
درواقع صلاحیت الهی؛ عقلایی و معنوی شخص پیامبر و درک وشناخت وی از مقتضیات زمانهی خویش حق تعیین جانشین را برای وی به
ارمغان میآورد و از نزاع واختلاف میان امت جلوگیری میکند.طرح نص و پذیرش آن توسط بوعلی از جمله مواردی است که پس از نبوت، وی را به گفتمان سیاسی شیعی پایبند میسازد. وی هرگونه مخالفت با خلیفهی عادل و نظام سیاسی متبلور از وی را مصداق بارز ظلم و تغلب میداند و برهمگان واجب میداند که مخالف خلیفه عادل را سرکوب کنند.
اودرجای دیگرگفته است:«رئوس این فضائل، عفت وحکمت و شجاعت است که مجموع آنها عدالت را به وجود میآورند.اینها خارج ازفضائل نظریاند و کسی که علاوه براین صفات از حکمت نظری نیزبرخوردار باشد به راستی فردی سعادتمند به شمارمیرود و هرکس علاوه بر اینها به خواص نبوت نیز مفتخرشود شاید بتوان او را ربّی انسانی دانست و عبادت اوپس از خدا جایز است. چنین کسی سلطان عالم و خلیفه خدا برروی زمین است.»182
این بیانات اشاره به لزوم اعتبار عصمت و أفضلیت خلیفه خدادر روی زمین دارد و موافق با مذهب شیعه است.باتوجه به نقش محوری شریعت و قوانین برخاسته از آن درکلام ابن سینا، زمامدارانی که دررأس حکومت قرار میگیرند میبایست هم دارای شرایط علمی مانند عالم بودن به شریعت و هم شرایط عملی مانند حسن تدبیر، عفت و شجاعت باشند.183
قراردادن خلیفه وامام به عنوان جانشین پیامبر در حکمت سینوی گویای تأثیرات اندیشهی سیاسی اسلامی در آراء وی میباشد،زیرا پیامبر ونبوت استمرار ندارد؛لیکن وجود اجتماعی امت و مدینهی اسلامی مقتضی اهتمام پیامبر به آیندهی دین و امتش می باشد.بدین لحاظ ابن سینا به نظریهی شریعت جامع و شامل میرسدکه متضمن ارزشهای فکری و عملی به ویژه درحوزه سیاست است وچونان شرط اساسی برای استمرار هویت و پیوندهای اجتماعی امت میباشد.

1-3-سیری گذرا براحوال وآثارشیخ الرئیس

1-3-1-جایگاه اندیشه ورزی پیرامون مسألهی آفرینش دراحوال او

مادراین نوشتارکوتاه درصددنیستیم گزارشی هرچندکوتاه اززندگی سراسر پرحادثه وجنجالی ابن سینا وازآثارگوناگون وشگفت انگیزش ارائه دهیم،زیرادراین زمینه به اندازهی کافی کتاب، رساله ومقاله نگاشته شدهاست.اماهمین اندازه میگوییم،این اندیشمند درحدودکمترازشصت سال زندگیاش با همهی گرفتاریها ومشکلات و با وجودإبتلا به تعقیب وگریز ازسویی و اشتغال به مشاغل دولتی و سیاسی ازسوی دیگر توانست درتکوین وتکامل وارائهی تصویری جامع ازخلقت و آفرینش درفلسفهی اسلامی نقشی بزرگ ایفا کرده ونوآوریهایی نیز دراین زمینه داشته است.
نخستین اندیشههای بشری ازهمان اوان خلقت که پا دراین کره خاکی نهاده است تاکنون درپی یافتن پرسش ازاین سؤالات است:چرایی آفرینش؛مبدأ آفرینش و غایت آفرینش.
اینچنین است که بشردر همان اوان گشودن چشم به این هستی نامنتهادر پی شناخت هستی پیرامون خودمیباشد.شیخ الرئیس بوعلی سینا نیز_که نام کامل او «حسین بن عبدالله بن سینا» است وبه کنیه اش یعنی(بوعلی،ابوعلی)شهرت یافته است و درسال370هجری قمری در قریهای در نزدیکی شهربخارا ودر خانوادهای که اهل علم و دانش و دانشدوست بودهاند،چشم به جهان گشوده بود_از همان کودکی و نیز باتوجه به هوش و استعدادفراوان درعلم آموزی، درذهن پرهیاهوی خودبه دنبال پرسش از خلقت و آفرینش بوده است واین نیز پدرش را برانگیخته بود تا با توجه به آثارشایستگی عجیب او درفراگیری علوم در تعلیم و تربیت اوکوشا بوده و اورا نزد معلم قرآن گذارد.184دراين هنگام دانشمندى به نام ابوعبدالله (حسين بن ابراهيم الطبرى) ناتِلى كه مدعى فلسفه‏دانى بود، به بخارا آمد. پدربوعلی وى رادرخانهی خود جاى داد و ابن سينا نزد او به آموختن فلسفه پرداخت واز أهمّ مسائل فلسفی ودر واقع موضوع فلسفه وجود و هستی می باشد و وجود و هستی مطلق نیز خداوند است که مبدأ این هستی بیکران وغایت آن محسوب میگردد وچون به سرعت در این موضوعات استادی پیدا کرددر نزد ابوسهل مسیحی به تعلیم طبیعیات و مابعد الطبیعه و پزشکی مشغول شد.185
چندی بعدنیز ابن سينا نزد خود به خواندن وآموختن متون و شرحهاى كتابهايى در طبيعيات و الهيات پرداخت تابه گفتهی خود:«درهاى دانش بهرويش گشوده شد». آنگاه به دانش پزشكى گرايش يافت و خواندن كتابهايى را در اين زمينه آغاز كرد.186
هرگاه مطلبی بر او مشتبه میگردیدبه مسجدجامع بخارا میرفت دورکعت نماز بهجای میآورد و به درگاه الهی تضرع مینمودو از جانب عقل فعال مشکلاتش حل میگردید تا آنمقدار که قوهی بشری اقتضا میکند، حقایق برای شیخ مکشوف و روشن گردید و واقف برعلوم ظاهری شد.187

ابن سينا که دراين هنگام نزديك به 18 سال داشته در منطق، طبيعيات و رياضيات چيره دست بوده است و آنگاه برالهيات روى آورده و به خواندن كتاب «متافيزيك(مابعد الطبيعه)» ارسطو پرداخته و حتى به گفته خودش40بار آن را خوانده بوده،اما هنوز محتوا و مقصود آن را نمى‏فهميده است؛ تا اينكه روزى دربازاركتابفروشان، مردى كتابى را به او عرضه مى‏كند كه وى پس از ترديدآن را مى‏خرد؛ اين همان كتاب ابونصر فارابى دربارهی «أغراض ما بعدالطبيعه» بوده است و نام آن کتاب الحروف می باشد. پس از خواندن آن، مقصود و محتواى كتاب بر وى روشن مى‏شود.188
آری،این فیلسوف خستگی ناپذیر درطول عمرخود برای یافتن پاسخ به سؤالات آفرینش وتدوین نظاممندی برای فلسفهی اسلامی سعی بی دریغ و بی بدیلی را بذل نمود. چنانچه شیخ ابوسعید ابوالخیر نیز دررباعی مشهور خود میسراید:
دل گرچه درین بادیه بسیار شتافـت یک موی ندانست وبسی موی شکافـت.
گرچه زدلم هـزارخورشیـد بتافـت آخر به کمــــــــال ذره ای راه نیافـت.
«کتاب رباعیات منسوب به ابوسعید ابوالخیر.ص71»
این رباعی که عالمی از معانی را در بر دارد، هم مقام باعظمت سراینده و نیز عـظمت کائنات را به بررسی میگیرد.
توگویی این رباعی زبان حال زندگانی و حیات شریف بوعلی سیناست که ضمن آن، مقام شامخ و عظمت عـلمی خود را پیش میکشد، آن رادرکنار عظمت کائنات میگذارد و این عظمت را با آن عظمت مقایسه میکند. از سعی و تلاش مداوم و شتابندهی خوددربادیه و وادی عـلم و دانش و حکمت سخن میراند و میگویدکه با وجودموشکافیها، به درک یک سرموئی هم نرسیده است. قـلب خود را باز میکندکه در آن هـزار خورشیددانش و معرفـت میدرخشد و وقـتی آن را دربرابرعظمت جهان هـستی قـرارمیدهـد، به صراحت اقـرارمیدارد که حتی به ساختمان یک ذرّه هم پی نبرده است. بوعـلی کائنات را از طریق ذره میخواهـد شرح دهـد و چون به کنهِ ذره نمیرسد، خود را از درک جهان هـستی عاجز مییابد. توانائی خودرا برجسته میسازد، ولی وقـتی عظمت عالم هـستی را مینگرد، سر تسلیم مینهد.

ابن سينا در اصفهان روزگارمى‏گذرانيد،که در سفری دچار بيمارى قولنج شد و به درمان خود پرداخت تا اندكى بهبود يافت تا اينكه علاءالدوله قصد رفتن به همدان كرد. ابن سينا نيز وى را همراهى كرد، اما در راه بيماريش عود كرد ودرحالی که همواره به خلقت و عظمت آن میاندیشید دست خالق بی همتا وآفریدگارجهان،آن واجب الوجود، روح پرهیاهوی او را از این بدن خاکی بستاندو پس از چندروز در نخستين جمعه رمضان 428هجری قمری در 58 سالگى درگذشت و در شهر همدان به خاك سپرده شد.189

1-3-2-منبعشناسی جایگاه خلقت درآثارابن سینا

ابن سينا، علىرغم زندگانى ناآرام و پرحادثهی خود، انديشمند و نويسنده‏اى پركار بوده است. آنچه ازنوشته‏هاى وى برجاى مانده است، نمايندهی ذهنى فعال و پوياست كه گويى درهر شرايطى، ازفعاليت و خلاقيت بازنمى‏ايستاده است. ازشیخ الرئیس بوعلی سینا آثارفراوانی ازجمله کتب و رسالههای متعددی برجای مانده است که در بسیاری از آنها به بحث خلقت و آفرینش و مباحث مرتبط با آن پرداخته است از جمله:
1-درچهارنمط ازکتاب نفیس «الاشارات والتنبیهات» خودنظیر نمط چهارم، به بحث از وجود که موضوع دانش مابعد الطبیعه میباشد و همچنین علل وجود میپردازد. در نمط پنجم، ممکنات را در تقسیمی به ابداعیات و مصنوعات تقسیم میکند ونام این نمط را فی الصنع و الابداع می گذارد وهمچنین در نمط بعدی غایات و مبادی .
2-درجای دیگردرکتاب«النجات» در جزء یازدهم در مقالهی دوم آن دربارهی مبدأ آفرینش که همان واجب الوجود میباشد و صفات آن وسپس دراثبات واجب الوجود بحث مینماید. همچنین به کیفیت آفرینش یا تعقل ممکنات توسط خداوندوصدورأشیا ازمبدأ اول میپردازد. بعدازآن به بحث ازحرکت و محرک اول و

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir