اجتماعي در قالب فرصت هاي كار آفريني اين نتايج را به همراه دارد هنگامي كه يك شبكه شامل حفرهاي ساختاري يا شكاف است فرصتهاي كارآفريني به وجود مي آيد يك حفرهْ ساختاري به اين معناست كه يك فرد با دو نفر ديگر ارتباط مستقيمي داشته باشند .توان بالقوهْ ايجاد ارزش در اين حالت بسيار واضح است به همين دليل است كه سرمايه اجتماعي با اين سودمندي ها مرتبط است يعني افراد از طريق سرمايه اجتماعي خود ، ايجاد ارزش مي كنند و افراد مي توانند بدين طريق براي پروژه هاي خود از حمايت هاي مالي ، سياسي ، اجتماعي برخوردار شوند.
سازمان هاي امروزي ،قدرت رسمي و اجباري در آنها به عنوان سرچشمهْ نفوذ ،درحال كمرنگ شدن است درحالي كه تأثير تخصص و موقعيت شبكه اي درحال افزايش ،تبديل شدن به يك شبكه بخش عمده اي از مديريت است .پس مديران براي افزايش موفقيت علاوه بر وظايف فني مسئول ايجاد شبكه در سازمان هاي خود هستند.
سرمايه اجتماعي براي كسب و جلب سرمايه براي فعالتهاي جديد و پر مخاطره نقش حياتي دارد بر خلاف تعقل عامه ،سرمايه گذاران اندكي با استفاده از فنون رسمي كه بر اساس روش هاي پيچيده تجزيه و تحليل مالي صورت مي گيرد ،تصميم گيري نمي كنند تحقيقات نشان مي دهد كه 75% از مشاغل جديد و تازه تأسيس ،مسائل مالي خود را از طريق شبكه ارتباطات (شبكه هاي اجتماعي كه از سرمايه جويان و سرمايه گذاران تشكيل شده است) سرمايه گذاري غير رسمي تأمين مي كنند .
سرمايه اجتماعي مناسب ،مدير شركت را قادر مي سازد تا به صورت موفقيت آميزي در برابر تلاش هاي ديگر شركت ها ،براي تصاحب شركت او پايداري كند اعضاي يك تيم ارشد مديريتي كه با گروههاي شغلي و اجتماعي سرآمد و نخبه ،ارتباطات مناسبي دارند بهتر مي توانند مانع از پيشنهادهاي غير دوستانهْ خريد شركت شده يا در برابر آن مقاومت كنند .يك گروه ارشد مديريتي كه روابط خوبي دارد ،بهتر مي تواند فنون مقابله با تصاحب شركت را فرا گرفته و از آنها استفادهْ بهينه كند .
انجام امور تجاري در كشورها به يك دولت با ثبات ،شريف ،مسئول و قابل اعتماد نياز دارد كيفيت و چگونگي دولت با توجه به غني بودن سرمايه اجتماعي مانند شبكه هاي تعاون و همكاري ، معيارهاي مشاركت مدني و روحيهْ اعتماد تغيير مي كند .
رابرت پوتنام18 در تحقيقات 25 سالهْ خود دربارهْ دموكراسي در ايتاليا به اين مطلب پي برده است كه مناطقي كه از سرمايه اجتماعي قوي برخوردار هستند شاهد توسعهْ بيشتر اقتصادي و دولتهاي محلي مسئول بوده اند ، اما مناطقي كه سرمايه اجتماعي ضعيفي دارند از اين جهت بسيار آسيب پذير هستند .تحليل ها در مورد ادعاهاي او در مورد اين كه دموكراسي به سرمايه اجتماعي نياز دارد با وي موافق اند .بدون سرمايه اجتماعي ، دموكراسي از بين مي رود يا هرگز ريشه نمي گيرد .
نظريات ارتباطي جديد روانشناسي بحث مي كند كه يك مشوق و انگيزهْ اوليهْ زندگي “مشاركت” است يعني رشد و پيشرفت در ارتباط با ديگران .توسعهْ شبكه هاي ارتباطي در نهايت به خوشبختي ، رشد و بالندگي ،رضايت و زندگي هدف دار منجر مي شود .افرادي كه شبكه هاي ارتباطي خوبي دارند از سلامتي جسمي و روحي بهتري سود مي برند .اثرات ارتباطات در افزايش سلامتي افراد طي مطالعات و تحقيقات فراواني به اثبات رسيده است اثرات اين ارتباطات را مي توان از كاهش خطر ابتلا به بيماري هاي جدي تا رهايي از سرماخوردگي معمولي طبقه بندي نمود عواملي مانند كم خوابي ،خودداري از مصرف الكل ،سطوح بالاي ترشح غدد فوق كليوي ،درون گرا بودن ، سيگار كشيدن ،خود داري از مصرف الكل همگي تا حدي در ارتباط با شبكه هاي اجتماعي هستند و احتمالاً مهمترين يافتهْ تحقيقات اين است كه افرادي كه از شبكه هاي اجتماعي مناسب برخوردارند طول عمر بيشتري دارند. بسياري از افراد تصور نادرستي از سرمايه اجتماعي دارند و آن را ايجاد و استفادهْ ماهرانه از روابط به منظور كسب منافع شخصي و اهداف ابزاري و فني مقاصد شرورانه مي دانند از ديدگاه اخلاقيات سرمايه اجتماعي ، افراد بايد وظيفهْ اخلاقي خود را نسبت به روابطي كه آگاهانه ايجاد و مديريت مي شوند شناسايي نمايند و نبايد به طور مستقيم فقط به دنبال فوايد شبكه ها بود و بر آنچه مي توان از شبكه ها به دست آورد تمركز نمود بهترين راه اين است كه خود را از حالت داد وستد كنار كشيد و به اين مسأله دقت نمود كه چگونه مي توان به ديگران كمك نمود و بدون آن كه از آنان در مقابل انتظار كمك داشت در عمل استفاده از سرمايه اجتماعي به اين معني است كه از شبكه هاي خود براي كمك به ديگران استفاده كنيم و ايجاد شبكه ها مهمترين حالت از مشاركت در اين جهان است .اگر چه مردم ،اغلب جهان را به صورت مجموعه اي از گروه ها مي بينند ولي عملكرد آنان در درون شبكه ها انجام مي شود .در جوامع شبكه اي ،مرزها نفوذ پذير هستند و تعامل با افراد گوناگون صورت مي گيرد ارتباطات بين شبكه هاي چندگانه تعويض مي شوند و سلسله مراتب ( اگر وجود داشته باشد) وسيعتر و تكراري تر است ( بيكر، 1382: 24-40 🙂

2-1-2 سرمايه اجتماعي
هر سازمان علاوه بر داشتن ارتباطات درون سازمانی ،دارای نوعی رابطه با محيط پيرامون و بيرون از سازمان است اين رابطه که از نوع تاثيرگذار و تاثيرپذيراست می تواند به نحوی به عنوان سرمايه اجتماعی آن سازمان قلمداد شود دراين خصوص فعاليت در راستای افزايش ميزان سرمايه اجتماعی با استفاده از مديريت ارتباطات ،يکی از کليدی ترين و عمده ترين فعاليت های ساز مان ها می باشد . سرمايه اجتماعی به نوبه خود ،هنگامی به وجود می آيد که روابط ميان افراد به شيوهايي دگرگون می شود که کنش را تسهيل می کند (عبدالهی،2009 :2-39).
در اين قسمت برای روشن تر شدن مفهوم سرمايه اجتماعی از سرمايه انسانی و فيزيکی توصيفی اجمالی به عمل می آيد .سرمايه فيزيکی کاملاً ملموس است و در مهارتها و دانشی که فرد کسب کرده است تجسم می يابد سرمايه فيزيکی و انسانی فعاليت توليدی را تسهيل می کنند و سرمايه اجتماعی نيز همانند آن عمل می کند .مثلاً گروهی که اعضايش زياد به يکديگر اعتماد می کنند ،خواهند توانست کارهای بسيار بيشتر از گروهی که فاقد آن هست انجام دهد (کلمن، 464:1385)
سرمايه فيزيکی معمولاً کالايي خصوصی است وحقوق مالکيت به شخصی که در سرمايه فيزيکی سرمايه گذاری می کند اين امکان را می دهد منافعی که اين سرمايه توليد می کند به دست آورد. بنابراين انگيزه سرمايه گذاری در سرمايه فيزيکی کاهش نمی يابد ،آن گونه که يک اقتصاددان ممکن است بگويد يک سرمايه گذاری نيمه بهينه درسرمايه فيزيکی وجود ندارد ،زيرا کسانی که در مورد سرمايه انسانی از نوعی که در مدارس توليد می شود ،فردی که وقت و منابع خود را سرمايه گذاری می کند منافعی به دست می آورد اما سرمايه اجتماعی درمثلاً انواع ساختارهای اجتماعی که هنجارها و ضمانت های اجرايي برای تحميل آنها را امکانپذير می سازد در درجه اول به افرادی سود می رساند که جزء آن ساختار هستند (الواني و شيرواني،20:1383).
جامعه ای که از سرمايه اجتماعی برخوردار است که مردمان در مراودات با يکديگر و در ارتباط با سازمان ها ازسهولت ،سادگی وانعطاف بسيار بالايي برخوردار باشند و از اين رو برخي از جامعه شناسان مانند کلمن سرمايه اجتماعی را شامل جنبه اي از يک ساخت اجتماعی دانسته اند که روابط و تعاملات افرادی را که درون ساختار هستند تسهيل می کند و مانند ديگر شکلهای سرمايه مولد و زاينده است و دست يابی به اهداف معينی را که در نبود ن آن دست يافتنی نبودند امکانپذير می سازد.(رضاييان ،431:1387).
مفهوم سرمايه اجتماعي در آغاز توسط جامعه شناسان معرفي گرديد و در تحقيقات آنان مورد استفاده قرار گرفت . اين مفهوم به تدريج توجه انديشمندان ساير رشته هاي علوم اجتماعي را به خود جلب کرد و در دهه هاي اخير علاوه بر اينکه در جامعه شناسي ،علوم سياسي و اقتصاد مورد استفاده قرار گرفته است در رشته هاي سازمان و مديريت نيز طرفداران بسياري پيدا کرده است(الواني و شيرواني ،16:1383).
محققان بر مفهوم سرمايه اجتماعي به منزله يک تشريح جامع براي بيان دلايل اينکه چرا بعضي جوامع قادرند تا مشکل هاي جمعي را با همکاري يکديگر حل نمايند در حاليکه بعضي جوامع در متحد کردن افراد حول هدف هاي مشترک ناتوان هستند ،متمرکز مي گردند.(Brehn & rhan,1997:1000).
امروزه نقش سرمايه اجتماعي از سرمايه فيزيکي و انساني در سازمان و جوامع بسيار مهم تر است و شبکه هاي روابط جمعي و گروهي به رابطه ميان انسان ها ،سازمان ها و انسان ها وسازمان ها با سازمان ها انسجام مي بخشند.در صورت عدم وجود سرمايه اجتماعي ساير سرمايه ها اثر بخشي خود را از دست مي دهند و پيمودن راههاي توسعه و تکامل فرهنگي و اقتصادي ناهموار و مشکل مي گردد(الواني و شيرواني ،16:1383).
سرمايه اجتماعي يک مفهوم جمعي است که مبناي آن در رفتارها ،نگرش ها و استعدادهاي فردي قرار دارد (Brehn & rhan,1997:1000).

2-1-3- تعريف سرمايه اجتماعي تعريف رايج سرمايه اجتماعي در جريان اصلي جامعه شناسي آمريكايي ، به ويژه در روايت كاركرد گرايانهْ آن ،عبارت است از روابط دو جانبه ،تعاملات و شبكه هايي كه در ميان گروه هاي انساني پديدارمي گردند و سطح اعتمادي كه در ميان گروه و جماعت خاصي ،به عنوان پيامد تعهدات و هنجارهايي پيوسته با ساختاراجتماعي يافت مي شود . در مقابل جامعه شناسي اروپايي اين مفهوم را در بررسي آن موضوع به كار مي گيرد كه چگونه تحرك پيوندهاي مربوط به شبكه هاي اجتماعي ،سلسله مراتب اجتماعي در افزايش برخي ويژگي ها ،مانند آموزش ،تحرك اجتماعي ،رشد اقتصادي ،برتري سياسي و در نهايت توسعه است .سرمايه اجتماعي را به سادگي مي توان به عنوان وجود مجموعهْ معيني از هنجارها يا ارزش هاي غير رسمي تعريف كرد كه اعضاي گروهي كه همكاري و تعاون ميانشان مجاز است در آن سهيم هستند .مشاركت در ارزش ها و هنجارها به خودي خود باعث توليد سرمايه اجتماعي نمي گردد ،چرا كه ارزش ها ممكن است ارزش هاي منفي باشد .هنجارهايي كه سرمايه اجتماعي توليد مي كنند اساساً بايد شامل سجايايي از قبيل صداقت ،اداي تعهدات و ارتباطات دو جانبه باشد .
در تعريفي ديگر سرمايه اجتماعي را ،مجموعه هنجارها ي موجود در سيستم اجتماعي مي دانند كه موجب ارتقاي سطح همكاري اعضاي آن جامعه گرديده و موجب پايين آمدن سطح هزينه هاي تبادلات و ارتباطات مي گردد.بر اساس اين تعريف ،مفاهيمي نظير جامعهْ مدني و نهادهاي اجتماعي نيز داراي ارتباط مفهومي نزديك با سرمايه اجتماعي مي گردند .( الواني و شيرواني،1383)
سرمايه اجتماعي به عنوان مجموعه اي از نگرش ها ،هنجارها ،مؤلفه ها و مفاهيمي است كه با ايجاد روابط مؤثر و همكاري آگاهانه بين جوامع مي توانند به اهداف جمعي و معين در يك جامعه و در جهت رسيدن به كارايي و زندگي اجتماعي مطلوب تر مساعدت نمايد .و در تعريفي ديگرسرمايه اجتماعي را مي

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir