عنوان ابزار اصلی قدرت در سازمان می باشد .
• سیستم اطلاعات مدیریت ، جریان های دانش را گزارش نمی کنند و هنگامی که نتایج مالی به دست شما می رسند ، قدیمی شده اند .
• پایگاه قدرت مدیران ، سطح دانش آن ها می باشد . نقش آن ها از سرپرستی زیر دستان به حمایت از همکاران تغییر کرده است .
• سیستم های اطلاعات مدیریت آن ها ، شایستگی ، ارزش افزوده ،‌ جریان های دانش ، تصور مشتری و نگرش کارکنان را گزارش می کند. این اطلاعات برای هر فردی در شبکه مرکزی قابل دسترسی می باشد . مدیران دیگر کارکنان یا حتی دانش را مدیریت نمی کنند ، بلکه فضائی را که دانش در آن ایجاد می شود مدیریت می کنند. این فضا ، ‌فرهنگ ناملموس و محیط ملموس می باشد.
• فرهنگ سازمانی از تسهیم دانش حمایت می کند و کارکنان به دلیل تسهیم دانش ، پاداش می گیرند .
• مدیریت عالی ، اعتماد را به عنوان عامل تسهیم دانش می داند و سرمایه گذاری جهت ایجاد اعتماد یکی از الویت های اصلی آن ها می باشد . احتکار دانش واطلاعات برای ارتقا در سلسله مراتب سازمانی ناپسند بوده و به بهترین کارکنان دانشی بیشتر از مدیران پاداش های مادی پرداخت می شود .
• فرهنگ باز در سازمان های دانش بنیان از طریق طراحی اداره مورد حمایت قرار می گیرد . مدیران عالی در طبقات بالا پنهان نیستند ، بلکه میزهای خود را در همان طبقاتی که کارکنان دانشی هستند قرار می دهند ، زیرا آن ها ارزش شبکه های رسمی اطلاعات را شناخته اند. فضاها برای ایجاد دانش استفاده می شوند .

جدول (2-2)ویژگی های جوامع صنعتی و دانشی(رمضان وحسنوی،1390)
دیدگاه
موضوع
دیدگاه صنعتی
دیدگاه دانش

انسان
مولد هزینه – منبع
مولد درآمد و سود
قدرت مدیریت
وابسته به سطح سلسله مراتب
وابسته به سطح دانش
چالش قدرت
کارگران در مقابل سرمایه داران
دانشکاران در مقابل مدیران
نقش مدیر
ریاست بر زیر دستان
حمایت از همکاران
اطلاعات
ابزار کنترل
ابزار برای ارتباطات ، منبع
تولید
فرآیندهای کارهای فیزیکی منابع فیزیکی برای ایجاد محصول مادی
تبدیل دانش توسط دانشکاران در ساختارهای مادی / غیر مادی
جریان دانش
از طریق هرم سازمانی
از طریق شبکه های از مجموعه های دانشی
عایدی اصلی
مادی و ملموس
غیر مادی / مادی – ایده های جدید تحقیق و توسعه ، مشتریان جدید
خمیر مایه تولید
سرمایه پولی و توانایی انسانی
زمان و دانش
محصول
ماموس و مادی ( سخت افزاری )
ساختارهای ناملموس – فکر – نرم افزار – مفهوم آفرینی
جریان تولید
متوالی ( محرک ماشین )
محرک ایده های متنوع
تأثیراندازه
سهم اقتصادی در فرایند تولید
هدف در شبکه های اقتصادی
رابطه با مشتری
از طریق بازار
تعاملی از طریق شبکه ها
دانش
یک ابزار از میان دیگر منابع
متمرکز بر تجارت
آموختن
یافتن ابزار جدید
ایجاد دارایی های جدید
ارزش نهفته در بازار
دارایی های ملموس
دارایی های ناملموس
اقتصاد
بازگشت سرمایه و سود
هم افزایش وهم بازگشت سرمایه و سود

2-2-4) ویژگی های عملی دانش :
یکی از راههای متداول برای درک مفهوم پیچیده و اهمیت دانش، بیان ویژگی های عملی آن است. گاندری و متس30 (2002) ویژگی های زیر را برای دانش بیان کرده اند :
1) دانش، توان منحصر به فرد بشری است: دانش به منزله توانایی مخصوص انسان، درست مانند مهارت، تجربه و هوش است؛ که توانایی انجام دادن کار یا قضاوت درباره حال یا آینده را برای افراد فراهم می کند. این توانایی نتیجه خواندن، دیدن، شنیدن و احساس کردن (فیزیکی یا عاطفی ) امور است. بنابراین صرف خواندن، دیدن، شنیدن و احساس کردن دانش نیست.اینها نقش رسانه و میانجی را در خلق دانش ایفا می کنند؛ اینها داده ها و اطلاعات هستند و در صورتی به دانش تبدیل می شوند که دارای ارزش افزوده گردند.
2) اکتساب دانش امری پویا است: این ویژگی بسیار مهم است. ابزارهای گوناگونی در کسب، سازماندهی، ذخیره و انتقال دانش از منبعی شخصی به شخص دیگر دخیل هستند. افراد دانش را از منابع گوناگون و از طریق تعامل پویا کسب می کنند.در این اکتساب دو عامل بسیار مهم است :
1) تشابه بین زمینه شخصی (وضعیت، مفروضات و سوابق آنها ) با زمینه توصیف شده. 2) میزان همخوانی بین این دو موضوع که چگونه امور دارای ساخت می شوند و چگونه این ساخت برای خواننده ظاهر می شود. به عبارت دیگر زمینه شخصی و ساختار دو عامل موثر بر کسب دانش می باشد. بدین ترتیب کسب دانش وابستگی زیادی به مفاهیم ذهنی افراد دارد.
3) دانش امری زایا و مولد است: در مقایسه با داده که امری بدون بعد و یا واقعیتی تک بعدی است، دانش امری مولد محسوب می شود. داده ها به دلیل فقدان زمینه دارای این ویژگی هستند؛ در حالی که شخصی که از دانش برخوردار است می تواند به دستکاری، انتزاع، کشف، توضیح و کاربرد امور و واقعیات بپردازد و مهم تر آن که دارنده دانش می تواند بیانیه های جدیدی درباره موضوعات مختلف اظهار کند و توانایی نگاه تازه به امور و واقعیات را کسب کند.
4) دانش امری مبسوط و پیچیده است: در مورد داده ها و اطلاعات از واحد قطعه استفاده می شود به عنوان مثال گفته می شود: قطعات داده یا اطلاعات در صورتی که در بحث دانش، به مجموعه دانش اشاره می شود. مجموعه گسترده است و اشاره به اطلاعات سازمان یافته دارد نه قطعات مجزا. یادگیری و اکتساب دانش مستلزم صرف روز
ها و هفته ها نه دقایق و ساعات است.
5) از طریق کار و عمل به دست می آید:دانش کاری، از طریق عمل و انجام دادن بهتر آن کار، کسب و آموخته می شود.بخش عمده ای از مباحث یادگیری تاکید بر یادگیری در حین کار دارد؛ دانشیکهاز این طریق کسب می شود عینی و پایدار است و نسبت به کسب دانش از طریق سخنرانی، کتاب، فیلم، نوار و … ، محتوای آن کمتر تفسیر می شود.
6) گفتگو زمینه ساز ایجاد دانش است: قرن ها کتاب وظیفه انتقال دانش را به عهده داشت. کتاب و سایر وسایل چاپی احتمالا در خصوص انتقال دانش صریح توانمند هستند اما در زمینه دانش تلویحی و ضمنی نیازبه برقراری ارتباط _ در اشکال رسمی و غیر رسمی _ است؛ تعامل اجتماعی و گفت و شنود برای خلق دانش و تفسیر اطلاعات الزامی است. امروزه به کمک فناوری امکان گفتگو، فارغ از محدودیت های زمانی و مکانی آسان تر شده است و این امر زمینه خلق، کسب و انتقال دانش را آسان کرده است.(سرلک و فراتی،1391).
2-2-5)تعاریف مختلف از مدیریت دانش :
بطور کلی مدیریت دانش، چارچوبی برای اعمال فرایندها و ساختارها در جهت اهداف سازمانی است.بطوریکه سازمان می تواند با استفاده از آنچه می داند، یاد بگیرد و برای مشتریان و ذینفعانش ارزش ایجاد کند. مدیریت دانش رویکردی سیستمی به اداره دانش ضمنی و تصریحی سازمانی است که با در اختیار قرار دادن فرایند و تکنولوژی به افراد خود،به هدف افزایش عملکرد سازمانی و مزیت رقابتی دست می یابد (Mat russ,2009). تاکنون صاحبنظران زیادی، تعاریف متعدد و متنوعی از مدیریت دانش ارائه نموده اند که با توجه به زاویه دید و میزان توجه هریک به عاملی خاص، نوع تعریف آنها از یکدیگر متمایز می شود که بطور خلاصه در جدول زیر به آن اشاره می کنیم:

جدول (2-3)تعاریف مدیریت دانش(انصاری رنانی وقاسمی نامقی،1388)
محقق
تعریف
جونز31
2005
رویکردی یکپارچه و نظامند در جهت تشخیص، مدیریت و تسهیم کلیه دارایی های فکری شامل پایگاههای داده، مستندات، رویه ها و سیاست ها و تجارب موجود در ذهن افراد
دانرام32
2005
کاربرد نظام مند وهدفمند معیارهایی جهت هدایت وکنترل دارایی های دانش ملموس وناملموس سازمان با هدف استفاده از دانش موجود در داخل و خارج سازمان جهت خلق دانش جدید، ایجاد ارزش، ابداع و بهبود.
اودل332000
مدیریت دانش رویکردی نظام مند،جهت یافتن، درک و استفاده از دانش جهت خلق ارزش می باشد.
اسمیت34
2003
ساز و کاری جهت ایجاد محیط کاری که در آن دانش و تخصص به آسانی توزیع شود و ایجاد شرایطی که دانش و اطلاعات بتواند در زمان مناسب در اختیار افراد قرارگیرد بگونه ای که آنها بتوانند بصورت مؤثرتر و با کارایی بیشتر فعالیت کنند.
چو35
2005
چارچوبی برای اعمال ساختارها و فرایندهایی در سطوح فردی،گروهی و سازمانی در جهت اینکه سازمان بتواند از آنچه می داند یاد بگیرد و در صورت نیاز دانش جدید را کسب کند تا برای مشتریان و ذینفعانش ارزش خلق کند. چنین چارچوب مدیریتی افراد، فرایندها و فناوری را جهت توسعه پایدار عملکرد یکپارچه می کند.
بکمن36 2004
ساز و کاری برای دستیابی به تخصص، دانش و تجربه که قابلیتهای جدید را فراهم می کند، عملکرد بهتری را موجب می شود؛ نوآوری را تشویق می کند ارزش مطلوب ذینفعان را افزایش می دهد.

2-2-6) علل پیدایش پدیده مدیریت دانش:
1) دگرگونی مدل کسب و کار صنعتی که سرمایه های یک سازمان اساسا سرمایه های قابل لمس بودند(امکانات تولید، ماشین، زمین وحتی نیروی کار ارزان) به سمت سازمانهایی که دارایی اصلی آنها غیرقابل لمس بوده و با دانش، خبرگی و توانایی برای خلاق سازی کارکنان آنها گره خورده است. از زمانی که حرفه ها به این نتیجه رسیدند که باید به طریقی دارایی خود را ارزش گذاری و هزینه ها را کنترل نمایند، دوره ای آغاز شد که امتیاز رقابتی بر خلق دانش و استفاده موثر از آن استوار گشت.
2) افزایش فوق العاده حجم اطلاعات، ذخیره الکترونیکی آن و افزایش دسترسی به اطلاعات به طور کلی ارزش دانش را افزوده است. اطلاعات به خودی خود تصمیم ایجاد نمی کند بلکه تبدیل اطلاعات به دانش مبتنی بر انسان ها است که به تصمیم و بنابراین به اقدام می انجامد.
3) تغییر هرم سنی جمعیت و ویژگی های جمعیت شناختی که فقط در منابع کمی به آن اشاره شده است. بسیاری از سازمان ها دریافتند که حجم زیادی از دانش مهم آنها در آستانه بازنشستگی است.
این آگاهی فزاینده وجود دارد که اگر اندازه گیری و اقدام مناسب انجام نشود، قسمت عمده این دانش و خبرگی حیاتی به سادگی از سازمان خارج می شود .
4)تخصصی تر شدن فعالیت ها نیز ممکن است خطر از دست رفتن دانش سازمانی و خبرگی به واسطه انتقال یا اخراج کارکنان را به همرا داشته باشد. (پیری وآصف زاده و ،1385)

2-2-7) فرایند تبدیل دانش :
یکی از اهداف مدیریت دانش تبدیل دانش از صورتی به صورت دیگر است. چنانچه مدیران درصدد اجرای یک برنامه اثربخش مدیریت دانش باشد،درک کامل فرایند تبدیل دانش ضروری است.
نوناکا و تاکه اوچی37 (1995)،چهار نوع متفاوت از تبدیل دانش را تعریف کردند :
1.از دانش ضمنی به دانش ضمنی (جامعه پذیری)
2.از دانش ضمنی به دانش صریح (برونی سازی)
3.از دانش صریح به دانش صریح (ترکیب یا انتشارسازی)
4.از دانش صریح به دانش ضمنی (درونی سازی)
اینک به تشریح هریک از مراحل فوق می پردازیم :
-اجتماعی سازی:نخستین رکن فرایند تبدیل دانش، تسهیم و تشریک ایده هاست. تعامل دانش ضمنی با دانش ضمنی، این
همان چیزی است که در خلال پویایی های تیم های کارآمد و یا بین همکارانی که ایده های مشترک دارند، اتفاق می افتد.در این مرحله افراد در مورد آنچه که برایشان مهم است، به گفتگو می نشینند و از اندیشه های دیگران استفاده می کنند.(رجایی پور و رحیمی ،1387 :61-62).این نوع فعالیت از طریق تعلیم استاد _ شاگردی، شرکت در کنفرانسها و سمینارهایا به سادگیدرخلال تعامل بین کارکنان در زمانهای استراحت حاصل می شود.(سرلک و فراتی،1391:225)
-برونی سازی:ایده ها به یک واقعیت عملی تبدیل می شود. استفاده از استعاره ها، تمثیل ها و ضرب المثل ها از نمونه های بارز تعامل این نوع دانش صریح با ضمنی می باشد. در یک جو تیمی، استعاره ها و تمثیل ها به افراد کمک می کنند تا دانش ضمنی(تجارب، ایده ها، عقاید و غیره ) را برونی و آشکار سازند و تصویری روشن و شفاف از ایده های دیگران در ذهن مجسم کنند.(رجایی پور و رحیمی ، 1387 :61). برونی سازی، تبدیل دانش ضمنی به دانش آشکار، به طور معمول از طریق بیان و اظهار دانش ضمنی و تبدیل آن بصورت صریح صورت می گیرد.مثل یک گزارشیا مستند سازی.(سرلک و فراتی،1391:

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید