اما استفاده از گلیکوژن خالص در طول تمرین نهایی 60 دقیقه دوچرخه سواری کاهش یافت(52).
HIIT به طور معنی داری باعث افزایش هیدروکسیل کوآ دهیدروژناز میتوکندریا و سیترات سنتتازمی شود. همین طور محتوای پروتئین لیپاز حساس به هورمون سیتوپلاسمی به طور معنی داری افزایش یافته بود. کل اسید چرب غشای پلاسمای عضله متصل به محتوای پروتئین به طور معنی داری (25%) افزایش داشت. به طور خلاصه هفت جلسه HIIT در طول دو هفته موجب افزایش فاکتورهای مشخص شده در تمام بدن و ظرفیت عضله اسکلتی برای اکسیداسیون اسید چرب در طول ورزش در زنان نسبتا فعال میشود. تمرینات اینتروال نه تنها باعث بهبود پتانسیل عضلات برای استفاده از چربی ها است بلکه یک سوبسترا برای تولید انرژی است و همچنین با بهبود حساسیت به انسولین همراه است. مشابه به مردان قابلیت هوازی و ظرفیت آنزیمهای میتوکندریا در زنان به خوبی تمرین کرده در مقایسه با زنان کمتر تمرین کرده بهبود بهتری داشت. مطالعه ای در دو گروه زنان و مردان نشان داد تمرین تناوبی شاخص های تناسب اندام و اکسیداسیون چربی کل بدن را افزایش میدهد. البته نتایج بدست آمده در این زمینه متفاوت است . دو مطالعه دیگر نشان داده اند تفاوت جزئی بین زنان و مردان در نسبت به منابع کربوهیدرات و چربی مورد استفاده برای سوخت وسازمی باشد و هیچ تفاوت جنسی دیگری را نشان ندادند(52).
در برخی مطالعات نشان داده شد استفاده از سوبسترا در دوران های مختلف مثلاً چرخه قاعدگی متفاوت است و دیگر مطالعات هم تفاوتهایی را در مراحل چرخه قاعدگی نشان دادند(52). پاریش وجاکمن21 نشان دادند زنان در طول مرحله فولیکولار چرخه قاعدگی قدرت خروجی بزرگتری در تست دوچرخه وHIT دارند درحالی که مقدار قدرت خروجی در مرحله لئوتال کمتر بود(74).
2-2-10- تمرین اینتروال در مردان:
درمطالعه ای بر روی هشت مرد تقریباً فعال با استفاده از پروتکل HIIT، افزایش معنی داری در سوپراکسیداز دسیموتاز(SOD)، کاتالاز(CAT) و پراکسیداز (GPX) فعالیت گلوتاتیون در لنفوسیت ها مشاهده شد.
افزایش معنی داری بلافاصله در TBARS 22پس از HIIT در روزهای اول و دوم مشاهده شد. لنفوسیت CV 23در شرایط invitroدر روزهای دوم و سوم نسبت به روز اول تمرین افزایش قابل ملاحظه ای نشان داد(45).
این یافته ها نشان میدهند لنفوسیتها به استرس اکسیداتیو به وسیله افزایش فعالیت آنزیم آنتی اکسیدان پاسخ می دهند. علاوه بر این تجزیه وتحلیل در شرایط invitro تایید میکند که لنفوسیتها در دوران بازیابی (ریکاوری) پس از ورزش آسیب پذیرترند. با گسترش یافته های جدید پس از HIIT نسبت به تحقیقات گذشته یک افزایش 44% در گردش لوکوسیتها بلافاصله پس از ورزش نشان داده شد. همچنین یک افزایش 79% در گردش نوتروفیل ها سه ساعت پس از ورزش و یک افزایش 72% در گردش لنفوسیتها بلافاصله پس از ورزش نشان داده شد. این یافته های قابل ملاحظه ی اخیر نشان داد HIIT باعث افزایش کوتاه مدت سیستم هوازی و بی هوازی مردان می شود. در مطالعات به خوبی کنترل شده نشان می هد که ورزش با شدت بالا با افزایش چشمگیری در بیومارکرهای استرس اکسیداتیو همراه است(45). همچنین نشان داده می شود که شش جلسه تمرینات SIT در 2 هفته سبب افزایش در فعالیت سیترات سنتاز اما بدون افزایش در VO2peak شده بود (21). بهبود تحمل لاکتات بعد از تمرینات HIT و همچنین بهبود نیز بعد از این تمرینات در مردان نشان داده شده است (73،22) . بنابراین HIIT ممکن است یک حالت ایده ال تمرین برای بهبود سلامت با سرکوب سیستم ایمنی کمتر در مقایسه با تمرین استقامتی باشد (45).
2-2-11- تفاوتهای بین زنان و مردان:
تفاوتهای جنسی نقش مهمی را در اجرای ورزشی و ظرفیت فردی به ویژه در مرحله ی بلوغ در تمرین بازی می کند. طراحی تمرینات باید با در نظر گرفتن تفاوتهای بیولوژیکی و آناتومیکی همراه باشد(3).
حداکثر مقدار ATPکه می تواند از طریق متابولیسم بی هوازی در طول ورزش فوق شدید تولید شود به عنوان ظرفیت بی هوازی فرد تعریف شده است. چندین محقق پیشنهاد کرده اند که حداکثر کسر اکسیژن انباشته شده (MAOD)24 ندازه گیری شده در طی 2-3 دقیقه ورزش وامانده ساز یک روش دقیق برای اندازه گیری کمیت ظرفیت بی هوازی افراد می باشد(96).
مدبو وبرگر25 یک افزایش در حداکثر کسر اکسیژن انباشته شده را برای مردان بعد از 6 هفته تمرین شدید تناوبی (HIT) گزارش کردند اما هیچ بهبود معنی داری را برای زنان گزارش نکردند.مدبو و برگر بر این باورند که ظرفیت بی هوازی در مردان نسبت به زنان بیشتر تحت تأثیر تمرینات قرار میگیرد(68).
کمپبل و همکاران26 پیشرفتهای معنی داری را در اوج قدرت خروجی بدست آمده در طول 20 ثانیه تست دوچرخه با حداکثر سرعت برای زنان پس از شش هفته تمرین HIIT نشان داده اند. همچنین یک افزایش معنی دار در اوج قدرت بدست آمده در طول تست غیر هوازی وینگیت در زنان نشان داده شده است اما در مردان نشان داده نشد(29).
این مطالعات نشان میدهد که زنان قادر به افزایش میزان انتشار انرژی بی هوازی در طی ورزش کوتاه مدت بعد از HIIT هستند. اگرچه پیشنهاد شده است که رابطه نزدیک بین میزان انتشار انرژی بی هوازی و حداکثر کسر اکسیژن انباشته شده وجود دارد اما عدم بهبود حداکثر کسر اکسیژن انباشته شده (MAOD) در زنان با گزارش مطالعات دیگردرافزایش معنی دار اوج قدرت بدست آمده در طول ورزش متناقض است(96).
شواهد قوی وجود ندارد که نشان دهد تغییرات در تولید ATP بی هوازی پس از یک دوره HIT در مردان و زنان متفاوت است. از طرفی اطلاعات کمی درباره تغییرات متابولیسم اکسیداتیو در زنان پس از کوتاه مدت شناخته شده است. علاوه بر این معلوم نیست که آیا تغییرات در متابولیسم اکسیداتیو پس از تمرین HIT وابسته به جنس باشد.در حالی که چندین محقق نشان داده اند که افزایش در فعالیت آنزیم اکسیداتیو و یا حداکثر جذب اکسیژن (VO2peak) بعد از تمرین با حداکثرسرعت دویدن در مردان وجود دارد در حالی که دیگران تغییری در تولید انرژی هوازی پس از HIT گزراش نکردند(96).
ردی و همکاران27 8% افزایش را در حداکثر اکسیژن مصرف (VO2max) را نشان دادند در حالی که کمپبل و همکاران تغییری درVO2peak بعد از تمرین کوتاه مدت دوچرخه سواری در زنان نیافت(97). افزایش سوخت وساز هوازی در طول دوچرخه سواری با شدت بالا می توتند وابستگی به تولید انرژی بی هوازی را کاهش ودر نتیجه خستگی را به تأخیر اندازد(96).
توده بدن آزمودنی های مرد وزن با تمرین تغییر معنی داری نداشت. علاوه براین تعیین ترکیب بدن با استفاده از روش DXA تغییر معنی داری را در جرم عضله برای در هر دو گروه زن ومرد بعد از هشت هفته HIT آشکار نکرد. آزمودنی های مرد قبل از تمرین VO2peak بالاتری نسبت آزمودنی های زن داشتند. بعد از اجرای تمرین VO2peak مردان افزایش معنی داری داشت در حالی که تغییر در VO2peak زنان معنی دار نبود. جذب اکسیژن زنان با تمرین HIT تغییر نیافت. مک کنا و همکاران 28 بهبود تبادل گاز در عضلات فعال در طول هفت هفته HIT را در مردان نشان دادند. بنابراین تغییر نکردن جذب اکسیژن زنان در تحقیق کلار بعد از تمرین HIT نشان میدهد که استخراج اکسیژن در عضلات اسکلتی بعد از تمرین بهبود نداشته است(65).
در تحقیق کلارهر دوگروه آزمودنی به طور معنی دار قدرت خروجی بالاتری بعد از تمرین داشتند. تفاوت جنسی معنی داری در اوج ضربان قلب قبل از تمرین وجود نداشت و در طول تمرین هم تغییری نکرد. هر دو گروه افزایش معنی داری در حداکثر کسر اکسیژن انباشته شده بعد از تنها چهار هفته تمرین نشان دادند. پس از پایان چهار هفته نهایی تمرین هر دو گروه افزایش معنی داری را در حداکثر کسر اکسیژن انباشته شده نشان دادند .در تست قبل از تمرین لاکتات خون در مردان نسبت به زنان به طور معنی داری بالا بود. بعد از هشت هفته تمرین HIT لاکتات خون در زنان و مردان افزایش داشت اما باقی مانده لاکتات در مردان نسبت به زنان به طور معنی داری بالاتر بود (96).
لاکتات خون اندازه گیری شده بعد از سه جلسه تمرین HIT در مردان نسبت به زنان به طور معنی داری بیشتر بود. در مردان کسر اکسیژن تعیین شده در طول زمان تست دوچرخه بعد از تمرینHIT نسبت به تست قبل از تمرین به طور معنی داری پایین تر بود. در مقابل کسر اکسیژن بین دو تست در زنان متفاوت نبود. درمردان جذب اکسیژن اندازه گیری شده در طول زمان تست در مقابل جذب اکسیژن در تست قبل از تمرین به طور معنی داری بالاتر بود. در مقابل تغییری در جذب اکسیژن زنان ایجاد نشد(96).
کلار وهمکاران برای اولین بار افزایش قابل توجهی را در حداکثر کسر اکسیژن انباشته شده همراه با تمرین HIT در زنان تمرین نکره نشان دادند. همچنین بهبود معنی داری در VO2peak زنان و مردان با اجرای HIT نشان داده شد که مرتبط با افزایش فعالیت آنزیم اکسیداتیو و جریان خون عضله است. در حالی که هارمر و همکاران هیچ تغییری را در جذب اکسیژن آزمودنی های مرد گزارش نکردند(96).
احتمالاً نتایج متفاوت این دو تحقیق به علت بکارگیری مدت زمان تمرین متفاوت است. هارمر از تمرین اینتروال 30 ثانیه استفاده کرده است در حالی که کلار از تکرارهای دو دقیقه ای تمرین اینتروال استفاده کرده است که نشان داد اکسیداتیو ATP با تکرارهای طولانی بیشتر است در نتیجه جذب اکسیژن بیشتری حاصل می شود. همچنین کلاراشاره کرد VO2بالاتر بعد از HIT به VO2بیشتر وبهبود تنظیم اسیدوباز در طول رقابت کمک میکند. قبل تمرین HIT مردان حداکثر کسر اکسیژن انباشته شده بالاتری نسبت زنان داشتند . مقدار بالاتر حداکثر کسر اکسیژن انباشته شده در مردان ناشی از تفاوت بین بیوشیمیایی و موروفولوژیکی عضلات اسکلتی مردان وزنان میباشد(96).
اسبجورنسون وهمکاران 29هر گونه تفاوتهای جنسی در فعالیت فسفوفروکتو کیناز (PFK) بعد از چهار هفته HIT را نشان دادند. فعالیت (PFK) و همچنین نسبت تارهای نوع II عضله در مردان بیشتر از زنان بود(39). این عوامل ممکن است به توانایی در تولید ATP به طور غیر هوازی در طول ورزش سریع در مردان نسبت به زنان مؤثرتر باشد. با وجود چنین تفاوتهای جنسی در فعالیت آنزیم های عضلانی و نوع تار ، افزایش مشاهده شده در حداکثر کسر اکسیژن انباشته شده و لاکتات خون در مطالعه کلار وهمکاران نشان میدهد که توانایی تولید ATP غیر هوازی در پاسخ به HIT در مردان متفاوت نیست. نتایج پژوهش کلار و همکاران مشابه گزارشهای تاباتا وهمکاران (91) در نمونه های مرد بعد از چهار هفته HIT میباشد(96).
به طور مشابه ردلی و همکاران30 گزارش کردند که بیشترین افزایش لاکتات خون در نمونه های زن بعد از دو هفته تمرین HIT رخ داده است. این دوره زمانی تغییرات در فاکتورهای نامبرده شده در هر دو جنس حاکی از اثر مفید تمرین های HITو ایجاد سازگاری به این نوع تمرین در کمترین زمان است(79).
گزارش شده است که زنان نسبت به مردان ریکاوری سریعتری بین تکرارهای تمرین دارند. همچنین انباشت کمتری از اینوزین منو فسفات و اینوزین بعد از ورزش خیلی شدید را نشان دادند. این امر اجازه میدهد زنان نسبت به مردان هر تکرار تمرین را به صورت پی درپی و به طور بی هوازی اجرا کنند. علاوه بر این گزارش شده است انرژی حاصل از گلیکولیز بی هوازی در 70-80% از حداکثر کسر اکسیژن انباشته شده شرکت می کند. بنابراین احتمالاً افزایش گلیکولیز بی هوازی در فرایند سوخت وساز اصلی برای حداکثر کسر اکسیژن انباشته شده بزرگتر بعد از تمرین محسوب می شود. مکانیسم های ممکن در افزایش حداکثر کسر اکسیژن انباشته شده بعد از HIT ممکن است باعث افزایش در میزان جریان گلیکولتیک شود که بخشی به علت افزایش فعالیت آنزیم گلیکولتیک همانند PFK و لاکتات

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید