اطلاعات مالي بيفزايد و دربارۀ اثر مالي اين رويدادها توضيح دهد. گذشته از اين،اغلب،در گزارش هاي مالي اطلاعاتي ارائه مي شود كه به قضاوت و برآوردهاي مديريت بستگي دارد يا تحت تاثير آنها قرار مي گيرد.
بحث درمورد اين اطلاعات به صورت يكي از ويژگي هاي ضروري بخشي از گزارش سالانه درآمده است كه آن را «تجزيه و تحليل و بحث مديريت» مي نامند.
اصولاً هزينه هاي سرمايه اي آينده تابعي از ميانگين عمر دارايي موجود و نياز به افزايش ظرفيت و گسترش دادن فعاليت هاي شركت است تا بتوان بدان وسيله بر جريان هاي نقدي عملياتي كه در سايۀ رشد شركت در آينده به دست خواهند آمد،افزود.
در اقدامي كه براي پيش بيني هزينه هاي سرمايه اي آينده به عمل مي آيند بايد بين هزينه هاي سرمايه اي مربوط به رشد و توسعه از يك سو و از سوي ديگر هزينه هاي سرمايه اي مربوط به جايگزين كردن دارايي ها تفاوت قائل شد.«هزينه هاي جايگزيني» اصولاً تابعي از ميانگين عمر مفيد مورد انتظار دارايي هاي كنوني است،يعني دارايي هاي كنوني داراي يك چرخۀ مشخص جايگزيني مي باشند.«هزينه هاي رشد»تابعي از رشد حجم فروش مورد انتظار هستند كه شامل محصولات جديد،موردنظر و درجه يا ميزان استفاده از وضعيت موجود مي شوند.از اين رو،هرقدر ظرفيت بلااستفاده بيشترباشد،توان واحد تجاري (براي رسيدن به نرخ رشد حجم فروش)كمترخواهدشد.
بنابراين،استفاده از اطلاعات مربوط به جريان نقدي تاريخي براي پيش بيني سود تقسيمي آينده فرآيندي بسيار پيچيده است. ولي،همان گونه كه نتيجۀ تحقيقات تجربي كه به تازگي انجام شده،نشان مي دهد قابليت اعتماد پيش بيني ها بر پايۀ اطلاعات جريان نقدي نسبت به پيش بيني ها (براساس فقط داده هاي صورت سود و زيان تاريخي) بيشتر است.ارائۀ اطلاعات مربوط به جريان نقدي تاريخي بدان سبب كه توان پيش بيني بيشتري دارند،به صورت يك امر الزامي درآمده است كه شركت ها هنگام تهيۀ صورت هاي مالي (براي استفاده كنندگان خارجي) بايد ارائه كنند (همان منبع،ص 405-403).

14-2 معيارهاي ارزيابي عملکرد مالي شرکت ها
معيارهاي اندازه گيري عملکرد را با توجه به مفاهيم حسابداري و مفاهيم اقتصادي مي توان به دو دسته حسابداري و اقتصادي تقسيم کرد. در معيارهاي حسابداري، عملکرد شرکت با توجه به داده هاي حسابداري ارزيابي مي شود در حالي که در معيارهاي اقتصادي، عملکرد شرکت با توجه به قدرت کسب سود دارایی های موجود و سرمايه گذاري بالقوه و با عنايت به نرخ بازده و نرخ هزينه سرمايه ارزيابي مي گردد (شاملو،1389،ص13-12). معيارهاي حسابداري ارزيابي عملکرد شرکت عبارتند از:
سود22 ، رشد سود23، سود تقسيمي24، جريان هاي نقدي25، سود هر سهم26 و نسبت هاي مالي (شاملROA27 ، ROE28، P/E29، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتري سهام30 و نسبت Qتوبين31).
معيارهاي اقتصادي ارزيابي عملکرد شرکت عبارتند از:
ارزش افزوده اقتصادی(EVA)32،ارزش افزوده بازار(MVA)33 .
1-14-2 معيارهاي حسابداري ارزيابي عملکرد شرکت ها
معيارهاي حسابداري ارزيابي عملکرد شرکت به دو دسته تقسيم مي شوند، دسته اول مبتني بر اطلاعات حسابداري هستند و دسته دوم براطلاعات حسابداري و اطلاعات بازار مبتني مي باشند. معیارهاي مبتني بر اطلاعات حسابداري که عمدتاٌ با استفاده از اطلاعات تاريخي موجود در صورت هاي مالي اساسي و يادداشت هاي همراه، عملکرد شرکت را اندازه گيري مي کنند. اين معيارها شامل سود، سود هر سهم، نرخ رشد سود، تقسيم سود، جريان هاي نقدي آزاد، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)34 و نرخ بازده دارایيها (ROA)35 مي باشند.
سود
سود حسابداري عبارت از درآمدها منهاي هزينه ها مي باشد. در طول يکسال مالي شرکت با توجه به فعاليت هايي که انجام مي دهد، درآمد تحصيل مي کند. از طرفي شرکت براي توليد محصولات و ارائه خدمات مبالغي هزينه متحمل مي شود. در پايان سال مالي به منظور تعيين عملکرد شرکت، درآمدها و هزينه هاي مربوطه با هم مطابقت داده مي شوند تا معلوم شود که شرکت در سال مالي مذکور چقدر سود تحصيل نموده است. بنابراين سود مي تواند روشي براي ارزيابي عملکرد شرکت باشد.
سود هر سهم(EPS)
سود هر سهم عبارتست از سود خالص پس از کسر ماليات شرکت، تقسيم بر تعداد سهام آن شرکت. سود هر سهم ممکن است بصورت سود سهام به سهامداران پرداخت شود يا تمام آن مجدداً سرمايه گذاري شود و يا اينکه قسمتي از آن سرمايه گذاري و قسمتي ديگر بعنوان سود بين سهامداران توزيع شود. مهمترين مساله اين است که آيا اطلاعات سود هر سهم بايد فقط اطلاعات تاريخي را منعکس نمايد يا اطلاعات پيش بيني را نيز منعکس نمايد؟ APB در بيانيه شماره 15 بر مفهوم پيش بيني تاکيد مي نمايد، زيرا عقيده دارد که اين اطلاعات براي تصميمات سرمايه گذاري و بررسي پتانسيل شرکت بمنظور اعطاي اعتبار مفيدتر مي باشد. البته اطلاعات گردش وجوه نقد و ساير اطلاعات مرتبط با توزيع سود احتمالي جهت تصميمات سرمايه گذاري مهمتر از اطلاعات سود هر سهم مي باشد، و در چنين مواردي تاکيد بيشتر بايد بر محاسبه سود نقدي هر سهم و کل سود توزيعي لازم، براساس پيش بيني باشد تا محاسبه و ارائه سود هر سهم. از جمله ايرادات ارقام سوددهي36 و منجمله EPS اينست که به تنهايي منعکس کننده ميزان ريسک نيستند، زيرا تغييرات بالقوه اي را که در هزينه سرمايه يک شرکت در ارتباط با تورم و تغييرات ريسک مالي و تجاري رخ مي‌دهند، ناديده مي گيرند. همچنين توجه داشتن به EPS در برنامه ريزي ها به اهميت سياست هاي تقسيم سود اشاره اي نمي کند. البته دلايل فوق نشان مي دهد که EPS تنها يک روي سکه است به عبارت ديگر در تعيين ارزش يک شرکت فقط کميت سود مهم نيست بلکه بايد به کيفيت آن نيز توجه شود، يعني اينکه سود با چه ميزان سرمايه گذاري حاصل شده است و هزينه سرمايه چقدر بوده است.
با توجه به اينکه در معيارهاي حسابداري سود مورد تاکيد مي باشد، اين مطلب که وجوه خرج شده را بعنوان هزينه در صورت سود و زيان منظور کنيم يا يک دارايي سرمايه اي در ترازنامه، مي تواند در سود هر سهم تأثیر بسزایي داشته باشد. به عقيده استورات اين تأثیر زماني اوج مي گيرد که شرکت مجاز به انتخاب يک روش از بين چند روش حسابداري باشد.
نرخ رشد سود
نرخ رشد از حاصل ضرب نرخ سرمايه گذاري در نرخ بازده بدست مي آيد. بنابراين ممکن است که دو شرکت داراي نرخ رشد سود مشابهي باشند در حالي که نرخ بازده آنها با هم متفاوت باشد. مثلا ممکن است شرکتي داراي نرخ بازده 10 درصد و شرکتي داراي نرخ بازده 15 درصد باشد. براي اينکه دو شرکت فوق نرخ رشد سود مشابهي داشته باشد، لازم است که شرکت اول سرمايه گذاري بيشتري انجام دهد زيرا نرخ بازده کمتري دارد. در حالي که شرکت دوم به دليل نرخ بازده بهتر با سرمايه گذاري کمتري به همان نرخ رشد سود دست پيدا خواهد کرد (شاملو،1389،ص14-13).
سود تقسيمي
بسياري بر اين باورند شرکتي که سياست تقسيم سود باثباتي دارد و هر ساله مبلغي از سود خود را بين سهامداران تقسيم مي کند، اين عمل نشان دهندة موفقيت و عملکرد مثبت شرکت مي باشد. معمولاً شرکت هايي اقدام به تقسيم مي کنند که نمي توانند سود خود را سرمايه گذاري نمايند. سود تقسيمي به سياست سرمايه گذاري شرکت بستگي دارد. شرکت هایی که فرصت هاي سرمايه گذاري سودآوري دارند، سود را به عنوان يک منبع تامين مالي تلقي مي کنند (جهانخاني و سجادي ، 1374، ص73).
جريان هاي نقدي آزاد37 (FCF)
جریان نقد آزاد معیاری برای اندازه‌گیری عملکرد است و وجه نقدی را نشان می‌دهد که شرکت پس از انجام مخارج لازم برای نگهداری یا توسعه دارایی‌ها، در اختیار دارد. جریان نقد آزاد از این حیث دارای اهمیت است که به مدیران‌ اجازه می‌دهد تا فرصت‌هایی را جست‌وجو کند که ارزش سهام شرکت را افزایش می‌دهد. بدون در اختیار داشتن وجه نقد، توسعه محصولات جدید، انجام تحصیل‌های تجاری، پرداخت سودهای نقدی به سهامداران و کاهش بدهی‌ها امکان‌پذیر نيست. جريان نقدي آزاد از تفاوت سود عملياتي خالص پس ازکسر ماليات و سرمايه گذاري خالص در دارایی های عملیاتی بدست مي آيد. يعني: FCF = NOPA-T (شاملو،1389،ص15- 14 )1.
نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)
نرخ بازده حقوق صاحبان سهام يکي از نسبت هاي مالي است که از طريق تقسيم سود بعد از ماليات به حقوق صاحبان سهام بدست مي آيد، بنابراين همه ايرادهايي که به سود حسابداري وارد شد، به اين معيار نيز وارد مي باشد. سود حسابداري با توجه به روش هاي گوناگون حسابداري و همچنين برآورد هاي حسابداري تحت تأثیر قرار مي گيرد. بعبارتي مديريت مي تواند با توجه به اهداف خود، سود حسابداري و در نتيجه نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) را تغيير دهد (جهانخانی و سجادی، 1374،ص74)2.
نرخ بازده دارایي ها (ROA)
این معیار درنظامی به نام نظام دوپونت ظهور کرد و به‌عنوان مبنایی برای ارزیابی عملکرد شرکت ها مورد توجه قرار گرفت، در گذشته مدیران به حاشیه سود تحصیل شده اهمیت داده و دفعات گردش را نادیده می‌گرفتند، در حالی‌که یکی از وظایف مهم مدیران، نظارت بر دارایی های عملیاتی است. اگر دارایی های اضافی در عملیات به‌کار گرفته شوند مانند این است که هزینه‌های عملیاتی را افزایش داده‌ایم. یکی از مزایای مهم معادله نرخ بازده دارایی ها(ROA) این است که مدیران را به کنترل دارایی های عملیاتی وادار می‌سازد و همواره با کنترل هزینه‌ها، نرخ سود خالص و حجم فروش، به کنترل دارایی های عملیاتی نیز می‌پردازند. امروز معادله نرخ بازده دارایی‌ها(ROA) یکی از مهمترین معیارها برای سنجش کارایی مدیران بخصوص برای نظارت بر مراکز سرمایه‌گذاری است، مسئولیت د‌هی مدیران در زمینه‌های مختلف در معادله نرخ بازده داراییها(ROA) ادغام گردیده و بصورت یک رقم ارائه می‌گردد، که برای سنجش کارایی مدیران در مراکز سرمایه‌گذاری، معیار مناسبی برای تخصیص وجوه سرمایه‌گذاری است.
نرخ بازده داراییها (ROA) يکي از نسبت هاي مالي است که از طريق تقسيم سود خالص بعلاوه هزينه بهره به مجموع دارایی ها بدست مي آيد. ROA به مهارت هاي توليد و فروش شرکت مربوط مي شود و بوسيله ساختار مالي شرکت تحت تأثیر قرار نمي گيرد. بدليل استفاده از سود حسابداري در محاسبه نرخ بازده دارایي ها، ايرادهايي که بر سود حسابداري وارد است، بر اين معيار نيز وارد مي باشد. با توجه به اينکه دارایي ها در ترازنامه به خالص ارزش دفتري نشان داده مي شوند، بنابراين ارزش واقعي دارایي ها ممکن است بسيار پایين تر يا بالاتر از ارزش هاي دفتري آنها باشد، بنابراين ROA پايين ضروتاً به اين مفهوم نيست که دارایي ها بايد در جاي ديگري بکار گرفته شوند. همچنين ROA بالا به اين مفهوم نيست که شرکت مي بايست نسبت به خريد همان دارایي ها و کسب بازده بيشتر اقدام نمايد (شاملو،1389،ص16- 15 ).
معيارهاي مبتني بر اطلاعات حسابداري و اطلاعات بازار
اين معيارها علاوه

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir