موثر است (هلندر وهمکاران، ۱۹۹۳).
داده‌های تاریخچه‌ای از خانواده، فرضیه ارتباط دو اختلال را تایید نکرده‌اند. تنها ۴ درصد از بستگان درجه اول مبتلایان به اختلال بدشکلی بدن دچار اختلال خوردن هستند (هلندر وهمکاران، ۱۹۹۳).

2-1-6- تشخیص افتراقی اختلال بدشکلی بدن

علاوه بر تشخیص اندک اختلال بدشکلی بدن، این اختلال به راحتی می‌تواند به عنوان یک اختلال روانی دیگر به اشتباه تشخیص داده شود.در دو مطالعه ای که از بیماران سرپائی روانپزشکی صورت گرفته است ذکر شده هیچ کدام از بیمارانی که اختلال بد شکلی بدن داشتند علائم اختلال بد شکلی بدن آن ها مورد توجه قرار نگرفته و تشخیص داده نشده است(فیلیپس، 2009). این اتفاق به این علت است که اختلال بدشکلی بدن می‌تواند علائمی شبیه اختلال روانی دیگر تولید کند. و از طرفی یک شخص می‌تواند علاوه بر اختلال بدشکلی بدن، اختلالات دیگری نیز داشته باشد. در حقیقت، افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن علاوه بر داشتن اختلال بدشکلی بدن، اغلب افسردگی، فوبی اجتماعی، یا اختلال وسواس فکری- عملی نیز دارند. اگر فردی علاوه بر این اختلال، اختلال روانی دیگری نیز داشته باشد باید تشخیص و مورد درمان قرار گیرد (فیلیپس، ۲۰۰۹).
اشتغال ذهنی با بدشکلی بدن باید ابتدا از نگرانی معمولی درباره زیبایی و قیافه تشخیص داده شود توجه به ظاهر و زیبایی، جهانی و اجتماعی است. ویژگی تفکیک کننده این است که در اختلال بدشکلی بدن شخص ناراحتی هیجانی قابل ملاحظه و اختلال در عملکرد در نتیجه این نگرانی پیدا می‌کند. در اختلال بدشکلی بدن، لازم است که اشتغال ذهنی موجب ناراحتی شدید و اختلال در کارکرد‌های اجتماعی، شغلی یا دیگر جنبه‌های زندگی شود. افزون بر آن، در این اختلال نگرانی، خیالی یا درباره بدشکلی، اغراق آمیز است (پینکاس و همکاران، ۱۹۹۶). نکته جالب توجه این است که افراد مبتلا، اغلب علائم خودشان را از نگرانی طبیعی مربوط به ظاهر تشخیص می‌دهند، که به عنوان یک معیار مشابه با اشتغال ذهنی، پریشانی، و آسیب در عملکرد استفاده می‌شود. اما بعضی اوقات، در افراد مبتلا با شدت متوسط به سختی می‌توان مشخص کرد که به کدام قسمت بدن نگرانی طبیعی و به کدام قسمت بدن نگرانی در حد بیماری دارند. دلایل خوبی وجود دارد که روش فکر کردن افراد مبتلا از افرادی که نگرانی طبیعی در مورد ظاهرشان دارند، متفاوت است. احتمالا، افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن پردازش اطلاعات دیداری متفاوتی را از افراد بدون این بیماری تجربه می‌کنند. مخصوصا آن‌هایی که به طور افراطی به چهره متمرکز می‌شوند و جزئیات آن را کند و کاو می‌کنند. آن‌ها همچنین احتمالا حالت بیانگر چهره خود را بد تفسیر کنند. حتی ممکن است تفاوت‌های ظریفی در ساختار مغزیشان با دیگران داشته باشند. افراد مبتلا معمولا از پوست، مو، یا چهره خود متنفر هستند، در صورتی که افراد در جامعه عادی اغلب از وزن یا جنبه‌های مرتبط با وزن مانند، اندازه شکم، کفل یا ران‌ها ناراحت هستند. همچنین علائم آن‌ها غالبا با دارو درمانی مناسب از بین می‌رود. ما نباید انتظار داشته باشیم که نگرانی‌های طبیعی مربوط به ظاهر با دارو درمانی بهبود یابد (فیلیپس، ۲۰۰۹). تمیز بین اختلال بدشکلی بدن و نگرانی طبیعی مربوط به ظاهر ممکن است تا حدی تیره و نامشخص باشد. در کل، تمیز بین اختلال بدشکلی بدن متوسط یا شدید از نگرانی مربوط به ظاهر خیلی سخت است. البته نگرانی اگر شدید باشد و موجب اشتغال ذهنی و آسیب به کارکردهای اجتماعی، شغلی و جنبه‌های دیگر زندگی شود، بعنوان اختلال تشخیص داده می‌شود (فیلیپس، ۱۹۹۶). و کسی که تشخیص اختلال بدشکلی بدن داده می‌شود باید حداقل یک ساعت در روز نگرانی در مورد ظاهر خود داشته باشد و کسی که کمتر از این زمان، نگرانی داشته باشد باید در تشخیص اختلال بدشکلی بدن احتیاط لازم را داشت، چون اشتغال ذهنی آن‌ها به اندازه کافی افراطی نیست که حکم یک تشخیص روانپزشکی داده شود.ویژگی تفکیک کننده این است که در اختلال بد شکلی بدن شخص ناراحتی هیجانی قابل ملاحظه و اختلال در عملکرد در نتیجه این نگرانی پیدا می کند.
دگرگونی‌های تصویر تن در بی‌اشتهایی روانی، اختلالات هویت جنسی119، و برخی از انواع خاص آسیب مغزی (مثلا سندرم‌های مساحمه) دیده می‌شود. اختلال بدشکلی بدن در چنین موقعیت‌هایی نباید تشخیص گذاشته شود. سایر ملاحظات تشخیصی عبارت از اختلال شخصیت خودشیفته و نمایشی، اختلالات افسردگی، اختلالات اضطرابی، اختلال وسواس فکری- عملی و اسکیزوفرنی است.در اختلالات افسردگی، اسکیزوفرنی و اختلال وسواس فکری- عملی، سایر علائم اختلالات مزبور معمولا” خود را به زودی ظاهر می سازند، حتی اگر علامت اولیه نگرانی مفرط در مورد بخشی از بدن است.
در اختلال شخصیت خودشیفته، نگرانی در مورد بخشی از بدن فقط یک ویژگی جزئی در مجموعه کلی صفات شخصیتی است. بیماران مبتلا به شخصیت نمایشی نگرانی شدیدی درباره ظاهر خود دارند. اما در اختلال بدشکلی بدن توجه به داشتن ظاهر خوب و زیبا، با اشتغال ذهنی با بدشکلی وجود دارد. ماهیت اشتغال ذهنی در اختلال بدشکلی بدن با اطمینان بخشی دوستان، خانواده یا مشاوره با روانپزشک، یا متخصصین دیگر تغییر نمی‌کند. (پینکاس و همکاران، ۱۹۹۶)
افسردگی ممکن است ناشی از اختلال بد شکلی بدن و یا همایند با اختلال بد شکلی بدن بیاید. ولی اگر افسردگی به خاطر وجود اختلال بد شکلی بدن باشد و با درمان اختلال بد شکلی بدن بهبود یابد.باید تشخیص اول را اختلال بد شکلی بدن در نظر گرفت .شروع افسردگی در سن پائین و دوام طولانی علائم افسردگی شان از این باشد که ممکن است شخصی که افسرده است علاوه بر افسردگی اختلال بد شکلی بدن نیز داشته باشد (فیلیپس،2009).در اشتغال ذهنی هماهنگ با خلق در افسردگی اساسی، نگرانی درباره قیافه ناشی از اعتماد به نفس ضعیف است. در این اختلال مانند اختلال بدشکلی، اشتغال ذهنی متمرکز بر بخشی از بدن نیست. به بیان دیگر، بیماران با اختلال بدشکلی بدن معمولا خلقی مضطرب تا افسرده دارند و این ناشی از اختلال است (پینکاس و همکاران، ۱۹۹۶). اگر هر دو تشخیص، اختلال بدشکلی بدن، اضطراب و افسردگی وجود دارد، هر دو گذاشته می‌شود.
فوبی اجتماعی، یک ترس افراطی از موقعیت های اجتماعی یا عملکردی است که ناشی از ترس تحقیر شدن و یا شرمندگی می باشد.بنابراین اجتناب و اضطراب اجتماعی می تواند نشان از این باشد که شخص ممکن است اختلال بد شکلی بدن داشته باشد.افراد مبتلا به بدشکلی بدن، منزوی و دچار فوبی اجتماعی هستند. اما در فوبی اجتماعی فرد بطور کلی خودآگاه است، اما توجه به بدشکلی ندارد و اگر هر دو وجود دارد می‌توان هر دو تشخیص را گذاشت. اگر بیمار به خاطر افکار بدشکلی از موقعیت‌های اجتماعی اجتناب کند احتمال تشخیص اینکه فرد اختلال بدشکلی بدن داشته باشد وجود دارد. به خاطر اینکه بعضی از افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن فکر می‌کنند که برای ترک از خانه زشت هستند و یا آن‌ها می‌ترسند که به خاطر نقص دریافتیشان مورد توجه خاص قرار گیرند و ممکن است که مضطرب شوند، به خاطر همین از موقعیت‌های مختلف اجتناب می‌کنند.افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن ممکن است در نتیجه مشکل خود دچار حمله وحشت زدگی شوند. آن‌ها ممکن است به خاطر واژگونی ناشی از اینکه چطور به نظر آیند، دچار احساس شدید ترس و ناراحتی، تجربه علائم فیزیکی مانند شدت گرفتن ضربان قلبی و غیره شوند و در ‌‌نهایت دچار اضطراب شدیدی در حد حمله وحشت زدگی گردند. که در این حالت باید تشخیص اختلال بدشکلی بدن را گذاشت چون اختلال بدشکلی بدن علت حمله وحشت زدگی می‌باشد.از افراد مبتلا به ترس از مکان بازباید پرسیده شود که آیا آن‌ها به خاطر اینکه چگونه به نظر می‌رسند از بعضی موقعیت‌ها اجتناب می‌کنند و می‌ترسند. اگر اجتناب عمدتا به خاطر اختلال بدشکلی بدن باشد باید به جای ترس از مکان باز تشخیص اختلال بدشکلی بدن را گذاشت.
اشتغال ذهنی در اختلال بدشکلی بدن ممکن است شبیه نشخوارهای ذهنی120 و افکار وسواسی121 در اختلال وسواسی فکری- عملی باشد، اما در اختلال بدشکلی بدن، اشتغال ذهنی درباره ظاهر وجود دارد و اعمال وسواسی محدود به وارسی بدشکلی جسمی و تلاش برای اطمینان طلبی از دیگران است. اگر افکار و اعمال وسواسی مربوط به بدشکلی ظاهر باشد، باید احتمال وجود اختلال بد شکلی بدن را در نظر داشت. البته پدیدار‌شناسی هر دو یکی است و این دو اختلال همبود هستند. (پینکاس و همکاران، ۱۹۹۶).افراد مبتلا به اختلال بد شکلی بدن در تن انگاره (تصویر تن)خود مشکل دارند یعنی آن ها به چگونگی ظاهر فیزیکی شان نگاه می کنند و به اینکه چطور هستند توجهی نمی کنند.تحقیق بر روی تن انگاره نشان داد که عموما” این افراد تصویری که درون ذهن شان است با تصویری که در بیرون، دیگران از آنها می بیند منطبق و هماهنگ نیستو از این منظر افراد مبتلا به اختلال بد شکلی بدن خیلی شبیه بی اشتهایی روانی هستند.آنها با اینکه بی اندازه لاغر هستند خودشان را چاق می بینند و افراد مبتلا به اختلال بد شکلی بدن نیز با اینکه از دید دیگران طبیعی هستند ولی خودشان را زشت و نقص دار می دانند(بورنر،2007). بیماران دچار اختلال بدشکلی، ظاهری طبیعی دارند. مبتلایان به بی‌اشتهایی روانی با وجود ظاهر غیر طبیعی، از کاهش وزن خود رضایت دارند و نابهنجاری خود را تایید می‌کنند. مبتلایان به اختلالات خوردن بیشتر به وزن عمومی بدن توجه دارند، در حالی که مبتلایان به اختلال بدشکلی بدن بیشتر درباره اجزا خاصی از بدن، به ویژه صورت نگرانند. البته تمایز این تمایل کاملا مشخص نیست. زیرا‌گاه مبتلایان به بی‌اشتهایی روانی از اندازه شکم و ران‌های خود شکایت دارند و برخی از مبتلایان به بد شکلی بدن از ظاهر عمومی مانند زشتی کلی یا ساختمان بدنی نارضایتی‌اند (هلندر و همکاران، ۱۹۹۳).
در DSM-III-R ترانس سکسوالیسم122 (که در DSM-IV، اختلال هویت جنسی نامیده می‌شود) نیز در نظر گرفته می‌شد، اما این اختلال در DSM-IVبرای تشخیص افتراقی اختلال بدشکلی بدن استفاده نمی‌شود. در اختلال هویت جنسی، اشتغال ذهنی محدود به ناراحتی نامناسب از ویژگی‌های جنسی اولیه و ثانوی است که با مقاومت و مخالفت شدید با همانند سازی با جنس موافق همراه است که در اختلال بدشکلی بدن دیده نمی‌شود (پینکاس و همکاران، ۱۹۹۶).
اشتغال ذهنی در اختلال بدشکلی بدن از بینش کامل تا شدت هذیانی وجود دارد، حتی برخی بیماران بی‌معنا بودن اشتغال ذهنی خود را نمی‌توانند بپذیرند. در چنین مواردی هر دو تشخیص اختلال بدشکلی بدن و اختلال هذیانی نوع جسمانی گذارده می‌شود (پینکاس و همکاران، ۱۹۹۶). اگر نقص درک شده جسمانی در واقع از شدت هذیانی برخوردار باشد تشخیص مناسب اختلال هذیانی، نوع جسمانی است.هرچند تفکیک بین یک عقیده راسخ و هذیان دشوار است.البته تشخیص اختلال بدشکلی بدن بعنوان یک باور پیش بها داده

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir