مبتنی بر جامعه» از جلوگیری و بازپروری بزهکار در طول مدت حبس اول دانستهاند که در نتیجه به بازداشت و محکومیت به خاطر ارتکاب جرم دیگر یا نقض آزادی مشروط منجر شده است.
در تعریفی دیگر«درسی» تکرار جرم را به نحوی ساده به «بازگشت به رفتار جنایی» تعریف کرده و تکرار کنندگان جرم را بزهکار پیشینی میداند که به رفتار جنایی باز میگردد. برخی دیگر در تعریف تکرار جرم گفتهاند: « تکرار جرم تکرار رفتار جنایی به وسیله فردی است که ثابت است از عدم « اهلیت روانی» رنج می برد. « متکالف» تکرار جرم را به «بازگشت به عادت جنایی پیشین به ویژه پس از تحمل مجازات» تعریف میکند. به همین دلیل برخی از نویسندگان تاکید کردهاند که « آشکار است که این واژه هم در مکالمات عمومی و هم در کاربرد حقوقی آن، دلالت بر تحمل قبلی مجازات دارد…به عبارت دیگر به نظر می رسد این تعریف مورد اتفاق باشد که تکرار کننده جرم کسی است که قبلا مورد مجازات (حبس) قرار گرفته است (به استثنای کسانی که تحت بازداشت هستند) . از این نظر در یک تعریف قدیمی اما به معنای دقیق حقوقی تکرار کنندگان جرم کسی است که قبلاً مجازات کار اجباری را طی کرده یا در حبس و یا کانون اصلاح و تربیت را سپری کرده و اکنون نیز به مجازات کار اجباری یا حبس محکوم شده است.»67
برخی ازنویسندگان نیز با تاکید بر حالت روانی مجرمان به عادت، میان تکرار جرم و بزهکاری به عادت قایل به تفکیک شده و بیان داشته اند:«بزهکاری به عادت ارتکاب فعالیت های جنایی به وسیله کسی است که فاقد اهلیت روانی است.» تاکید بر فقدان اهلیت روانی بزهکار به عادت مورد پذیرش کلیه نویسندگان قرار نگرفته و در این زمینه با توجه به جنبه های استفاده از مفهوم بزهکاری به عادت، می توان تمام یا برخی از فاکتورهای زیر را برای تحقق بزهکاری به عادت بر شمرد:
1- تعداد جرایم ارتکابی بوسیله مجرم (گاهی طی دورهای معین یا از سن مشخص)
2- نوع جرایم ارتکابی بوسیله مجرم (گاهی طی دورهای معین یا از سن مشخص)
3- شدت جرایم ارتکابی قبلی بزهکار (و گاهی از زمان ارتکاب جرم پیشین)
4- تعداد و انواع مجازات هایی که بزهکار متحمل شده است (گاهی طی مدت معین یا از سن مشخص)
5- حدود خطرناکی انواع جرایم ارتکابی نسبت به جامعه.
6- حدود خطرناکی بزهکار نسبت به جامعه.
7- سن بزهکار.
8- وضعیت روانی بزهکار.
9- سوابق زیستی و اجتماعی بزهکار.
10- آمادگی بزهکار برای اصلاح و بازسازی.
با در نظر گرفتن ویژگی های فوق، «بزهکار به عادت کسی است که صفات مجرمانه آشکار یا پنهانی در ساختار روانی او وجود دارد (اما او مجنون نبوده یا دچار نقص روانی نمیباشد)، کسی است که مستمراً مرتکب جرم میشود و برای جامعهای که در آن زندگی میکند خطرناک محسوب میگردد (اما صرفاً فاحشه، ولگرد، دایم الخمر نبوده،مستمراً مرتکب بزههای خفیف نمیشود.)
مفهوم بزهکاری به عادت خصوصاً با مطالعات جرم شناختی لمبرزو اهمیت ویژه ای یافت. تا آغاز قرن بیستم تکرار جرم معمولاً براساس مجموعهای از محکومیتهای مکرر به خاطر ارتکاب جرایمی مشخص(خاص) تعریف میشد. به عنوان مثال اگر بزهکاری یک بار به خاطر ارتکاب سرقت جنایی محکوم و مجازات میشد و پس از تحمل مجازات مرتکب جرم ایجاد حریق عمدی میگردید، مجازات جرم اخیر به خاطر سابقه جنایی مرتکب تشدید نمیگردید، زیرا جرم اخیر «همان» جرم سابق نبوده است. بدون هیچ تردیدی، به عنوان یکی از نتایج پژوهش های لمبروزو شهرت رو به افزایش اصطلاح «بزهکار به عادت» زمینه ایجاد تغییر را فراهم نمود.
در طول دهههایی چند پس از انتشار کتاب لمبروزو، در واقع تکرار «جرم» بیش از صرف تکرار جرایم خاص اهمیت یافت و تقریبا بازگشت به ارتکاب هر جرمی، الصاق برچسب « به عادت» را به همراه آورد. به این ترتیب، ارتکاب مجدد جرم، مخصوصا جرایم جنایی، افزایش مجازات را در پی داشت و بزهکاری به عادت، در اکثر موارد تحت شمول عنوان« تکرار جرم عام» قرار گرفت.
از نظر قانونی تکرار جرم همانند اکثر مفاهیم حقوق کیفری دارای « تعریف اعتباری» است و همین وجه ممیز تکرار از تعدد جرم به حساب میآید و بر اساس آن پاسخ به این پرسش که تکرار جرم چیست و تکرار کننده جرم کیست، با در نظر گرفتن معیارها و متغیر های گوناگونی که از سوی قانونگذاران مورد توجه قرار گرفته است، تفاوت میکند. ذیلاً به برخی از متغییرهایی که پذیرش آنها موجب ایجاد تعاریف متعدد از تکرار جرم و تکرار کنندگان آن شده است، اشاره میگردد.
الف. تکرار جرم حالت کسی است که محکوم به مجازات حبس شده، در حالی که پیش از آن نیز سابقه یک بار یا بیشتر تحمل چنان مجازاتی را داشته است:
براساس این تعریف تکرار کننده جرم کسی است که اولاً سابقه یک بار یا بیشتر تحمل مجازات حبس را داشته باشد و ثانیاً به دلیل ارتکاب جرم جدید نیز به مجازات حبس محکوم شده باشد. مطابق برخی از قوانین کیفری، ممکن است برای مدت مجازات حبس، از آن جهت که مشمول تکرار جرم و سپس تشدید مجازات میگردد، شرایطی مقرر شود. به عنوان مثال در قوانین پیشین برخی از ایالات امریکا مانند آیوا، ماساچوست، نیوهامپشایر و یوتا مقرر شده بود که مدت مجازات حبس پیشین باید سه سال یا بیشتر باشد. در حالیکه در بسیاری دیگر از ایالات چنین شرطی مقرر نگردیده بود.
ب.تکرار جرم حالت کسی است که سابقه محکومیت به یک جنایت یا بیشتر داشته و اکنون نیز به خاطر ارتکاب جنایت محکوم شده است:
در این تعریف برخلاف حالت پیشین سابقه محکومیت و نه تحمل مجازات معیار تحقق تکرار جرم شناخته شده است. بهعلاوه مدت لازم برای احتساب مجازات جرایم جنایی مد نظر واقع نشده و بر این اساس گستره مفهوم تکرار جرم بسیار وسیعتر شده است. به همین دلیل خصوصاً در کشورهایی که دارای نظام فئودالی بوده و ایالات میتوانند اقدام به تصویب قوانین کیفری کنند، چنین روشی مورد انتقاد قرار گرفته است. زیرا نه تنها قلمرو تکرار جرم را بسیار وسیع کرده است بلکه چنین وسعتی ابهام دامنه و قلمرو شمول آن را نیز به دنبال دارد.مفهوم« جنایت» دارای تعریف یکسانی نیست و آنچه در یک ایالت جنایت تلقی می شود، ممکن است در ایالت دیگر جنحه محسوب گردد.اجرای عدالت چنین اقتضا می کند که تساوی در تعاریف تا حدودی رعایت شود.
ج. تکرار جرم حالت کسی است که مرتکب جرم خاص یا یکی از جرایم خاص شده، در حالی که قبلاً نیز سابقه محکومیت به ارتکاب یکی از این جرایم یا جرم مشابه را داشته است:
«تکرار جرم خاص» از آن جهت که تحت « قوانین و مقررات عام» ناظر به تکرار جرم مورد حکم قرار میگیرد، ممکن است مورد ایراد واقع شود. با این وجود مطابق قوانین کیفری از جمله قانون جزای ایالت آلابامای آمریکا، تکرار جرم تنها در صورتی محقق میگردد که جرم اخیر« همان» جرمی باشد که مرتکب در دفعه قبل به خاطر ارتکاب آن محکوم شده بود. بنابراین اگر بزه ارتکابی محکوم در دفعه گذشته سرقت و در مرتبه اخیر کلاهبرداری باشد، مجازات کلاهبرداری قابل تشدید نخواهد بود. این در حالی است که امریکا مطابق قوانین کیفری برخی از ایالات از جمله تگزاس، ارتکاب جرایم مشابه جرم اوّل، از عوامل تشدید مجازات در نتیجه تحقق تکرار جرم بوده است. مطابق قانون جزای واشنگتن ارتکاب هر کدام از جرایم علیه اموال در دفعه دوم، در صورتی که جرم ارتکابی محکوم برای بار اول یکی از جرایم علیه اموال باشد، موجب تحقق تکرار جرم و در نتیجه افزایش مجازات بوده است.
د. تکرار جرم حالت کسی است که پس از محکومیت به ارتکاب یک جرم جنحه ای، مرتکب جرم جنحهای دیگر شده است:
معمولاً در صورتی که چنین جرایمی بیش از سه بار و در طول مدتی معین( عموماً پنج سال) مورد ارتکاب قرار گیرند تحت عنوان « بزهکاری به عادت» قابل تعقیب می باشند و به علاوه بر تشدید مجازات مرتکبان، انجام برخی از آزمایش های پزشکی و روانشناسی الزامی خواهد بود. از لحاظ تاریخی در قانون جزای اوهایو( از ایالات امریکا) ارتکاب جرم جنحه ای در مرتبه دوم موجب تشدید مجازات به اندازه دو برابر و در مرتبه سوم، موجب تشدید مجازات قبلی به دو برابر بوده است. چنین رویه ای در قوانین کیفری ایالات واشنگتن و نوادا نیز مورد توجه قرار گرفته و ارتکاب هر جرم جنحهای در مرتبه سوم، مستحق ده سال حبس و در مرحله پنجم حبس ابد بوده است. افزایش تدریجی مجازات تکرار جرم جنایی دردفعات سوم و چهارم در سایر قوانین کیفری نیز پیش بینی شده است.68

ب- تعریف کاربردی:
همانگونه که بیان گردید صرف نظر از تعریف نظری تکرار جرم، ارایه تعریفی کاربردی از آن نیز ضروری است. چنین تعریفی خصوصاً در مطالعات جرم شناختی تکرار جرم لازم است، زیرا تردیدی نیست که تعریف مفهومی تکرار جرم تنها بخشی از واقعیت آن را می تواند آشکار سازد. بر همین اساس در سال 1984 « مالتز» در اثر خویش به بررسی تقریبا 90 پژوهش که در برگیرنده تعاریف کاربردی تکرار جرم بوده اند پرداخت و سپس آنها را در گروههای ذیل دسته بندی کرد:
1- توقیف، تعداد بازداشت ها،سوابق ارتباط با پلیس؛ حضور در مقابل دادگاه؛زمان سپری شده قبل از اولین توقیف؛ آیا نتیجه توقیف محکومیت بود؟
2- محکومیت مجدد؛ محکومیت به حبس کمتر از یک سال( در Jail) یا بیشتر از یک سال ( در Prison)، جنایت یا کمتر از آن و مجازات؛
3- حبس، نوع محل حبس، و شدت جرم؛
4- تعدی از شرایط آزادی مشروط؛ ماهیت تعدی و تخطی مذکور؛ شدت نقض شرایط آزادی مشروط؛ آیا به دخالت پلیس منجر شد؟
5- تعلیق آزادی مشروط؛ جرم ارتکابی جدید و تعداد دفعات تعلیق های انجام شده…
6- نقض آزادی مشروط؛ ارتکاب جرم جدید؛ شدت جرم ارتکابی، و تعداد متوسط روزهای خوب (منظور روزهایی است که آزاد شده مشروط بدون ارتکاب جرم جدید یا نقض شرایط آزادی مشروط با موفقیت سپری نموده است).
7- جرم؛ شدت؛ تعداد؛ جرم جدید.
8- فرار؛ آیاحکم دستگیری صادر شده است؟
9- پرویشن( تعلیق مراقبتی)؛ نسبت بازداشت مجدد، مدت زمان بازداشت، تعدادتعدیات به پرویشن و حکم به تجاوز به آن.
هر کدام از این تعاریف در تحقیقات متعدد مورد استفاده قرار گرفتند، در حالی که خود آنها نیز کاربردیتر شده اند. برای مثال، توقیف مجدد به عنوان یک معیار برای تکرار جرم، به گونه های مختلف کاربردی شده است؛ توقیف مجدد به خاطر ارتکاب جرم جنایی ( توقیف جنایی) ، تعداد توقیف ها، و تعداد توقیف بر اساس نوع جرم ارتکابی. براساس تفاوت تعریف های اتخاذ شده برای تکرار جرم، ممکن است نتایج تحقیقات نیز متعدد باشد.
«شیپلی» و «بک» سه معیار از تکرار جرم را مورد استفاده قرار داده اند:الف.توقیف مجدد، ب.محکومیت مجدد، ج. حبس مجدد.
با توجه به این سه معیار که معمولاً در نظام عدالت کیفری تکرار می شوند، نرخ تکرار جرم علی الاصول با احتساب توقیف مجدد از بالاترین حد و با احتساب حبس مجدد از پایین ترین درجه برخوردار است. براساس همین تغییرات نیز ممکن است تفاسیر متعددی از موفقیت یا عدم موفقیت تدابیر اصلاحی و تربیتی ارائه گردد،و درست به

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir