حضرت در قسمت ديگرى از بياناتش هدف اصلى ظهور ولى عصر(عج) را برقرارى حكومت عادلانه دانسته و مى‌فرمايد: «أَلاَ وَ فِي غَدٍ وَ سَيَأْتِي غَدٌ بِمَا لاَ تَعْرِفُونَ يَأْخُذُ اَلْوَالِي مِنْ غَيْرِهَا عُمَّالَهَا عَلَى مَسَاوِئِ أَعْمَالِهَا وَ تُخْرِجُ لَهُ اَلْأَرْضُ أَفَالِيذَ كَبِدِهَا وَ تُلْقِي إِلَيْهِ سِلْماً مَقَالِيدَهَا فَيُرِيكُمْ كَيْفَ عَدْلُ اَلسِّيرَةِ وَ يُحْيِي مَيِّتَ اَلْكِتَابِ وَ اَلسُّنَّةِ: آگاه باشيد! فردايى كه شما را از آن هيچ شناختى نيست، زمامدارى (حضرت مهدى عليه‌السلام) حاكميت پيدا مى‌كند كه غير از خاندان حكومت‌هاى امروزى است. عمال و كارگزاران حكومت‌ها را بر اعمال بدشان كيفر خواهد داد، زمين ميوه هاى دل خود (معادن طلا و نقره) را براى او بيرون مى‌ريزد، و كليدهايش را به او مى‌سپارد، او روش عادلانه در حكومت حق را به شما مى‌نماياند، و كتاب خداوسنت پيامبر صلى‌الله‌عليه‌وآله را كه تاآن روز متروك مانده‌اند، زنده مى‌كند» (نهج‌البلاغه، خطبه 138، ص196)
محقق خويي رواياتي را درباره سيره عادلانه آن حضرت ذکر کرده است، از جمله امام صادقعليه‌السلام فرمودند: «إذا قام القائم حكم بالعدل و ارتفع في أيّامه الجور و امنت به السبل و اخرجت الأرض بركاتها و ردّ كلّ حقّ إلى أهله و لم يبق أهل دين حتّى يظهروا الاسلام و يعترفوا بالايمان؛ هـر گاه امام زمان ظهور کند به عدل رفتار مي‌کند و در آن روزگار، ظلم رخت بر مي بندد و امنيت بر راه‌ها حاکم مي‌شود و زمين برکاتش را نمايان مي‌سازد و هر حقّي به صاحب حق مي‌رسد و تمام متديّنان به اديان ديگر، مسلمان مي‌شوند …»،و در شرح اين خطبه مي‌نويسد: «حكم في النّاس بحكم داود و حكم محمّد صلّى اللّه عليهما فحينئذ يظهر الأرض كنوزها و تبدى بركاتها فلا يجد الرّجل منكم يومئذ موضعا لصدقته؛ آن حضرت به حکم داود و رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌وآله داوري مي‌کند و زمين گنج‌ها و برکاتش را آشکار مي‌کند و کسي را که مستحق دريافت صدقه باشد نمي يابي …» (هاشمى خوئى، 1400ق: ج8، 353)
برخى از پژوهشگران نيز گفته‏اند: عبارت «تُخْرِجُ لَهُ اَلْأَرْضُ أَفَالِيذَ» اشاره به اين است كه همه پادشاهان و فرمانروايان روى زمين كليدهاى كشور و قلمرو حكومت خود را خواه و ناخواه به او تسليم، و گنجينه‏ها و ذخاير خود را به سوى وى فرستاده تقديم او مى‏كنند، و به طور مجاز اخراج اين اشيا به زمين نسبت داده شده است، زيرا منابع و معادن هر سرزمين به وسيله مردم آن استخراج مى‏شود. (بحراني، 1362ش: ج3، 171)
با توجه به حديث مذكور، يكى از بركات زمان ظهور امام زمان (عج)، فراوانى نعمت مى‌باشد و از آن رو كه حكومت ايشان بر اساس عدالت مي‌باشد، مي‌توان گفت كه وفور نعمت‌ها از آثار اجراي عدالت در جامعه مي‌باشد.
12-2-4. تأمين رفاه همه اقشار جامعه
يكي از اهداف اساسي حكومت علوي، فراهم آوردن رفاه و آسايش براي تمامي اقشار اجتماع است، كه زمينه ساز تعالي و بالندگي معنوي مي‌باشد. اميرالمؤمنين عليه‌السلام در تأمين رفاه همه اقشار لازم به تأمين، سخت حسّاس بود و هيچ گونه كوتاهي و ناروايي را در آن برنمي‌تابيد. تلاش حضرت در عرصه‌ي عدالت اقتصادي در اين جهت بود كه همگان از رفاه اقتصادي بهره‌مند شوند.
بديهي است رفاه عمومي جز با توزيع عادلانه و به حق ثروت‌ها و درآمدهاي جامعه تحقق پذير
نيست و بدين سان ننگ استضعاف مالي، از دامن جامعه پاك مي‌گردد. امام عليه‌السلام اين امر را از وظايف و اهداف زمامداران شمرده است. (دلشاد تهراني، 1384ش:ج1، 149 ـ150)
در نامه53 نهج‌البلاغه امام علي عليه‌السلام گروه‌هاي اجتماعي را بدين گونه تقسيم مي‌نمايد:«فَمِنْهَا جُنُودُ اَللَّهِ وَ مِنْهَا كُتَّابُ اَلْعَامَّةِ وَ اَلْخَاصَّةِ وَ مِنْهَا قُضَاةُ اَلْعَدْلِ وَ مِنْهَا عُمَّالُ اَلْإِنْصَافِ وَ اَلرِّفْقِ وَ مِنْهَا أَهْلُ اَلْجِزْيَةِ وَ اَلْخَرَاجِ مِنْ أَهْلِ اَلذِّمَّةِ وَ مُسْلِمَةِ اَلنَّاسِ وَ مِنْهَا اَلتُّجَّارُ وَ أَهْلُ اَلصِّنَاعَاتِ وَ مِنْهَا اَلطَّبَقَةُ اَلسُّفْلَى مِنْ ذَوِي اَلْحَاجَةِ وَ اَلْمَسْكَنَةِ:برخى از آن‌ها سپاهيان خداوندند، و بعضى دبيران و منشيان عادى و محرمانه‏اند و بعضى ديگر داوران عدالت‏گستر و برخى كاركنانى كه با انصاف و مدارا رفتار مى‏كنند، و بعضى از مردم جزيه‌دهندگان و ماليات‌دهندگانند از اهل ذمّه و مردم مسلمان و گروهى از بازرگانان، صنعتگران، و برخى از طبقه پايين كه نيازمندان و تهي‌دستانند.»
تقسيم‌بندي امام علي عليه‌السلام از گروه‌هاي اجتماعي، بيان‌گر توجّه به همه‌ي گروه‌هاي اجتماعي است، و نيز آموزنده‌ي اين حقيقتكه در اداره امور نبايد هيچ گروهي از گروه‌هاي اجتماعي ناديده گرفته شود، بلكه لازمه‌ي تعامل درست مديريتي يا گروه‌هاي اجتماعي، توجّه به همه‌ي آن‌ها و فراهم‌كردن جايگاه مناسب براي مشاركت، همكاري، تأمين، رشد و تعالي همه‌ي آن‌ها است. (دلشاد تهراني، 1388ش: 338ـ 342)
امام علي عليه‌السلام در حيطه حكومت خود، حداقل نياز معيشتي همگان را تأمين مي‌كرد و در راه فقرزدايي و تأمين معيشت همه اقشار جامعه گام‌هاي جدي برداشت. چنان‌چه مي‌فرمايد: «ما اصبح بالكوفة احدٌ الّا ناعماً، اِنَّ اَدْناهم مَنزلَةً لَيَأْكل البُرَّ و يجلسُ في الظِّلِّ، و يَشْرَبُ من ماء الفرات: كسي در كوفه نيست كه در رفاه به سر نبرد، حتي پايين ترين افراد، نان گندم مي‌خورند و سرپناه دارند و از آب فرات مي‌آشامند.» (مجلسی، 1403ق:ج40، 327)
اين سخن نشان مي‌دهد همه مردم در اثر اجراي عدالت در حكومت حضرت در رفاه به سر مي‌برند و حتي انسان‌هايي كه در طبقه ضعيف جامعه قرار دارند، خوراك آن‌ها كه يك نياز اساسي براي ادامه حيات مي‌باشد، تأمين مي‌گردد و گرسنه نمي‌مانند. چنان‌چه امام در نامه 53 نهج‌البلاغه نيز بعد از تقسيم‌بندي گروه‌هاي اجتماعي مي‌فرمايد: «ثُمَّ اَلطَّبَقَةُ اَلسُّفْلَى مِنْ أَهْلِ اَلْحَاجَةِ وَ اَلْمَسْكَنَةِ اَلَّذِينَ يَحِقُّ رِفْدُهُمْ وَ مَعُونَتُهُمْ وَ فِي اَللَّهِ لِكُلٍّ سَعَةٌ وَ لِكُلٍّ عَلَى اَلْوَالِي حَقٌّ بِقَدْرِ مَا يُصْلِحُهُ: سپس‏ «قشر پائين‏» نيازمندان و از كار افتادگان هستند كه بايد به آن‌هامساعدت و كمك نمود، و براى هر كدام به خاطر خدا سهمى مقرر داشت.»
در صورت اجراي عدالت نه تنها فقط انسان‌هايي كه از سطح اجتماعي خوبي برخوردارند مورد توّجه قرار مي‌گيرند، بلكه به تمام گروه‌هاي طبقه فرودست، نزديك يا دور، درخواست كننده يا سكوت كننده نيز توجّه مي‌شود و همه‌ي آن‌ها از تأمين كافي و متناسب با شئون انساني بهره‌مند مي‌شوند.
هم‌چنين ايشان در قسمت ديگري از اين نامه مي‌فرمايند:
«وَتَعَهَّدْ أَهْلَ الْيُتْمِ وَذَوِي الرِّقَّةِ فِي السِّنِّمِمَّنْ لاَ حِيلَةَ لَهُ، وَلاَ يَنْصِبُ لِلْمَسْأَلَةِ نَفْسَهُ، وَذلِكَ عَلَى الْوُلاَةِ ثَقِيلٌ: درباره يتيمان و پيران از كارافتاده كه هيچ ‏راه چاره‏اى ندارند و نمى‏توانند دست نياز خود را به سوى مردم دراز كنند، بررسى كن، البته اين كار بر زمامداران سنگين است!»
از جمله گروه‌هاي اجتماعي كه نياز به رسيدگي اساسي تحت برنامه‌ي جامعدارند، يتيمان و كهن‌سالان بي‌سرپرست‌اند، كه با توجه به وضع روحي و عاطفي آنان، به سازماني ويژه براي رسيدگي به آنان نياز است.
در هر حال امام عليه‌السلام به رفاه عمومي همه اقشار جامعه توجهي تام داشت و عمران و آبادي سرزمين‌ها و تأمين شرافت‌مندانه و كرامت‌مدارانه مردم را از اهداف اقامه عدل در حكومت مي‌دانست و هم‌چنان كه در عهدنامه مالك آمده است حكومت را از ايجاد تنگنا و در مضيقه اقتصادي گذاشتن افراد بر حذر مي‌داشت و ضمن تلاش براي تأمين رفاه افراد تحت حكومت، به مالك توصيه مي‌كند كاركنان دولتي را از حيث مالي مستغني كند تا به فسادهاي مالي آلوده نشوند: «ثم اَسْبِغ عليهم الاَرزاقَ، فانّ ذلك قوةً لَهُم علي اسْتصلاح اَنفسهم وغنيً لهم عن تناول ما تحت اَيديهم، و حجة عليهم اِنْ خالفوا امرك اَو ثلموا اَمانتك:سپس حقوق كافى به آن‌ها بده زيرا اين كار آن‌ها را در اصلاح خويش تقويتمى‏كند، و از خيانت در اموالي كه زير دست آن‌ها است بى‏نياز مي‌سازد». (نهج‌البلاغه، نامه53، ص435)
امام عليه السلام سه دليل براي اين مطلب ذكر فرموده است:
دليل اول اصلاح خويشتن است، زيرا انسان نيازمند نمي‌تواند به اصلاح اخلاق خود بپردازد و غالباً حالت پرخاشگري در برابر ارباب رجوع پيدا مي‌كند؛ ولي اگر زندگي او در حد معقول اداره شود آرامش لازم را مي‌يابد. دليل دوم اين‌كه شخص هنگامي كه مستغني شد كمتر گِرد خيانت مي‌گردد و در حفظ آن‌چه به وي سپرده‌اند، امانت را رعايت مي‌كند. دليل سوم اين‌كه اگر در امانت خيانتي كنند يا برخلاف فرمان رفتار نمايند مجرم بودن آن‌ها به آساني اثبات مي‌‌شود، زيرا مستغني بودند و حتي دليل ظاهري بر خيانت در دست نداشتند. (مكارم شيرازي، 1387ش: ج11، 22-21)
اگر عدالت به نحو احسن در جامعه اجرا شود کارایی و رفاه اجتماع همه گروه‌ها را در پی خواهد داشت. مراعات عدالت مستلزم ضایع نشدن حقوق است. با این وصف، تخصیص و توزیع به گونه‌ای انجام می ‌گيرد که حقوق همه مراعات شود و حقی از کسی تضییع نگردد.

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir