امیرالمؤمنین علیه‌السلامدراين زمينه مي‌فرمايد: «جَعَلَ اللهُ الْعَدْلَ قِواماً لِلْاَنامِ وَ تَنْزیهاً مِنَ الْمَظالِمِ وَالْآثامِ وَ تَسْنِیهً لِلْاِسْلامِ: خداوند عدالت را برای پايداري مردم و پاكیزگی از ستم و گناهان و وسیله علو و سربلندی اسلام قرار داده است».  (تميمي آمدي، 1410ق: 341)
«قِوام» یعنی برپاداشتن و شكل‎دادن به چیزی به طور همیشگی و پایدار، قِوام ستون اصلی و بنیادی است. پس «عدل»، پایداری و همراهی همیشگی مردم را در پی دارد.
با توجه به حديث مذكور، عدالت حكّام و زمامداران امور معاش مردم را برپاي مي‌دارد يعني سبب انتظام امور ايشان و رفاهيت سلطنت و خوشدلي و پاكيزگي ايشان از حقوق يكديگر مي‌شود و باعث رغبت كفّار و مخالفين در دين اسلام، و به سهولت فتح و نصرت ميسر مي‌شود.
نتيجه اجراي عدالت در جامعه برخورداري جامعه از قوام عقلي، علمي، فرهنگي و تربيتي، سياسي و اقتصادي است، زيرا با عدالت سوء ظن‌ها و بدبيني‌ها بر طرف شده و كدورت‌ها كه ناشي از بدبيني در اثر تبعيض و فاصله طبقاتي است جاي خود را به دوستي و همدلي مي دهد و همين امر عامل پايداري مردم مي شود. (دهقان، 1384ش:41)
عدم اجراي عدالت در جامعه قوام فکري و علمي جامعه را از ميان مي‌برد. زيرا در اين صورت وجود فقر كه يكي از آثار بي‌عدالتي است، مانع از پيشرفت فکري فرد مي‌گردد. فقر فرهنگ عمومي جامعه را تضعيف کرده و فهم عموم را به رکود و عقب ماندگي مي‌کشاند. علاوه بر اين عدم اجراي عدالت موجب سستي و ضعف حاکميت سياسي مي‌گردد.
با توجه به بيانات امام علي عليه‌السلام اجراي عدالت براي قوام جامعه و تثبيت حکومت امري ضروري است، و عدم اجراي عدالت مردمان را به نافرماني و گردن‌کشي وامي‌دارد و نافرماني مردم از حكّام خود موجب تضضعيف حكومت و از بين رفتن قوام و پايداري آن مي‌گردد.
امام علي عليه السلام در جاي ديگري مي‌فرمايد: «العدل قوام الرّعيّة: عدالت برپادارنده رعيّت است.» (تميمي آمدي، 1410ق: 43)، «العدل ملاك، الجور هلاك: عدالت، ملاك و قوام كارها است، و ستم نابودي و هلاكت است.» (تميمي آمدي، 1410ق: 25)
تقسیم عادلانه قدرت بین طبقات مردم و توزیع عادلانه ثروت بین اقشار متفاوت انسان‌ها و اعطا و اعتبار منزلت و موقعیت اجتماعی به اقشار مختلف با توجه به رعايت شايستگي‌ها، سبب پایداری و استحكام بنیه وجودی جامعه است، چنان‌چه امیرمؤمنان عليه‌السلام فرموده است: «العدل قوام البریّه: عدل، مایه پایداری مردمان است.» (تميمي آمدي، 1410ق: 47)
با توجه به احاديث مذكور از امام علي عليه‌السلام، عدل و برابري (مساوات) از اصولي هستند که در سايه آن جامعه قوام يافته و استحکام مي‌يابد.

18-2-3. انتظام امور
نظم در امور از ديگر پيامدهاي اجراي عدل و قسط مي‌باشد، چنان‌چه عدالت موجبات رضایتمردم جامعه را فراهم می‌آورد، با تامین رضایت عمومی، ثبات در کشور برقرار شده و بدين وسيله حکومت از گزند نارضایتی‌های عمومی، شورش و هرج و مرج در امان می‌ماند و نظم و هماهنگي سراسر جامعه را فرا مي‌گيرد.
علاوه بر اين عدالت باعثشکل‌گیری تعاون و همکاری بین دولت و ملت مي‌گردد، مردم کمک به دولت را کمک به خویشتن و یاریآن‌را یاری جامعه دانسته و در جهت تقویت و ثبات نظام تلاش می‌کنند، هم‌چنین وقتی حقوقمردم با برقراری عدالت تامین شودو حق هر ذي حقي داده شود، مردم نيز به اقامه حقوقزمامدار جامعه قیام می‌کنند و در اثر همدلی و تعاون، نظم و امنیت عمومیارتقا می‌یابد. و به دنبال اين نظم و هماهنگي، نظام و حکومت استقرار و ثبات می‌یابد.
می توان گفت هر نوع نابسامانی، نشان از بی عدالتی است. اگر عدالت هدف حکومت قرار گیرد و لوازم تحقق آن فراهم آید، جامعه و امور سامان می‌یابد و همگان لباس عافیت و سلامت و کرامت به تن می‌نمایند .(دلشاد تهرانی، 1379ش:79)
امام علي عليه‌السلام در اين رابطه مي‌فرمايد: «حسن العدل نظام البريّة: خوبي عدالت باعث نظم امور مردم است.» (تميمي آمدي، 1410ق: 344)
نظام امر رعيت، بسته به عدالت است يعني اگر در بين رعيت عدالت حكم فرما باشد امور معاد و معاش آن‌ها منظم و مرتب و آسايش و امنيت آن‌ها ميسّر است. و اگر ستم حاكم باشد امر معاد و معاش آن‌ها مختل و راحتي و امنيت آن‌ها غيرحاصل، و هرج و مرج واقع خواهد بود زيرا در عدل هر چيزي در محل خود قرار گيرد و قهرا كارها مرتب و منظم خواهد بود، و در ستم امور در غير موضع خود واقع مي‌شود و قهرا امور غير منظم مي‌شود و از اين رو گفته شده: «بالعدل قامت السّموات و الارض». (هاشمي خراساني، 1370ش:247)
همان‌طور كه عدالت هر چيزي را در موضع و جايگاه خود قرار مي‌دهد، موجب مي‌شود هيچ گونه هرج و مرجي در جامعه روي ندهد و همه‌ي امور در جايگاه خود و به طور منظم انجام شوند و از هرگونه بي‌نظمي كه ممكن است در كاري روي دهد، ممانعت شود. حال اگر عدالت در جامعه رعايت نشود بي‌نظمي سراسر امورمردم و جامعه را فرامي‌گيرد و اين بي‌نظمي، مردم را با مشكلات زيادي مواجه مي‌سازد از جمله باعث مي‌شود كه كارها به درستي انجام نگيرند و مردم مدام دغدغه انجام كارهايشان را داشته باشند، در چنين حالت است كه آرامش وآسايش ازجامعه سلب مي‌گردد و مردم در زندگي دچار سختي مي‌شوند.
اجراي عدالت توسط سياستمداران و حاكمان نيز موجب مي‌گردد، قوانين موجود در جامعه به درستي و با نظم به اجرا در آيد و امور مردم به طور صحيح سازماندهي شود و به دنبال آن بساط هر‌گونه بي‌نظمي و هرج و مرجي از سطح جامعه برچيده شود. علاوه بر اين اقامه عدل باعث مي‌شود، مسؤلين و سياستمداران وظایف خود را به نحو احسن انجام دهند و امور مردم را به خوبي اداره كنند، در اين صورت رضایت‌مندی و امید به زندگانی در آن جامعه رشد می‌کند و نظم و انضباط همه امور جامعه را فرا مي‌گيرد.
امام علي عليه‌السلام در جاي ديگر مي‌فرمايد: «الرّعيّة سواد يستعبدهم العدل: مردم، توده‏هايى‏اند كه اجراى عدالت آنان را به فرمانبردارى وامى‏دارد.» (مجلسي، 1403ق: ج75، 83)
با توجه به اين كلام اجراي عدالت توسط زمامداران موجب پيروي و فرمانبرداري مردم از آن‌ها مي‌شود و اين امر منجر به ايجاد نظم در جامعه مي‌گردد. امّا ستمگرى، مردمان را به گردن‌كشى و نافرمانى برمى‏انگيزد. و اين نافرمانى يا آشكار است كه به پيدايش فساد، بي‌نظمي و هرج و مرج‌هايى اجتماعى مى‏انجامد، و به دين و اخلاق و زندگي‌ها و اموال‏ مردم زيان مى‏رساند، و يا غير آشكار كه مفاسد و زيان‌هاى بزرگ آن سراسر زندگى ملّت را به اشكال وحشت‏انگيز فرا مى‏گيرد.
19-2-3. اداشدن حقوق متقابل رهبر و مردم
رهبر جامعه و مردم، هركدام حقى به گردن يكديگر دارند و عدالت سياسي باعث مى‌شود كه رهبر و مردم ـ هر دو ـ به حق خويش نايل آيند. حضرت علي عليه‌السلام در اين رابطه مى‌فرمايد: «وَ أَعْظَمُ مَا اِفْتَرَضَ سُبْحَانَهُ مِنْ تِلْكَ اَلْحُقُوقِ حَقُّ اَلْوَالِي عَلَى اَلرَّعِيَّةِ وَ حَقُّ اَلرَّعِيَّةِ عَلَى اَلْوَالِي فَرِيضَةٌ فَرَضَهَا اَللَّهُ سُبْحَانَهُ لِكُلٍّ عَلَى كُلٍّ فَجَعَلَهَا نِظَاماً لِأُلْفَتِهِمْ وَ عِزّاً لِدِينِهِمْ فَلَيْسَتْ تَصْلُحُ اَلرَّعِيَّةُ إِلاَّ بِصَلاَحِ اَلْوُلاَةِ وَ لاَ تَصْلُحُ اَلْوُلاَةُ إِلاَّ بِاسْتِقَامَةِ اَلرَّعِيَّةِ فَإِذَا أَدَّتْ اَلرَّعِيَّةُ إِلَى اَلْوَالِي حَقَّهُ وَ أَدَّى اَلْوَالِي إِلَيْهَا حَقَّهَا عَزَّ اَلْحَقُّ بَيْنَهُمْ وَ قَامَتْ مَنَاهِجُ اَلدِّينِ وَ اِعْتَدَلَتْ مَعَالِمُ اَلْعَدْلِ وَ جَرَتْ عَلَى أَذْلاَلِهَا اَلسُّنَنُ فَصَلَحَ بِذَلِكَ اَلزَّمَانُ وَ طُمِعَ فِي بَقَاءِ اَلدَّوْلَةِ وَ يَئِسَتْ مَطَامِعُ اَلْأَعْدَاءِ . وَ إِذَا غَلَبَتِ اَلرَّعِيَّةُ وَالِيَهَا أَوْ أَجْحَفَ اَلْوَالِي بِرَعِيَّتِهِ اِخْتَلَفَتْ هُنَالِكَ اَلْكَلِمَةُ وَ ظَهَرَتْ مَعَالِمُ اَلْجَوْرِ وَ كَثُرَ اَلْإِدْغَالُ فِي اَلدِّينِ: و در ميان حقوق الهى، بزرگ‌ترين حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است. مردم اصلاح نمى‌شوند مگر به اصلاح حاكمان و حاكمان اصلاح نمى‌شوند مگر به استقامت و پايدارى مردم. و آن‌گاه كه مردم حق رهبرى را ادا كنند و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه بين آن‌ها عزت يابد و راه‌هاى دين پايدار و نشانه‌هاى عدالت برقرار و سنت (پيامبر) پايدار گردد، پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حكومت اميدوار، و دشمن در آرزوهايش مأيوس مى‌گردد. امّا اگر مردم بر حكومت چيره شوند يا زمامدار بر مردم ستم كند، وحدت كلمه از بين رود، نشانه‌هاى ستم آشكار و نيرنگ بازى در دين فراوانگردد.» (نهج‌البلاغه، خطبه 216، ص333)
امام عليه‌السلام در اين فراز از سخنان خود حقوق متقابل والى و رعيت را از بزرگترين حقوق دانسته است و بر اهميت و وجوب آن تاكيد فرموده است. با اجراي عدالت توسط والي و پيروى مردم از رهبر و زمامدار عادل اين حقوق رعايت مي‌شود.
از نظر حضرت، دو چيز موجب استحكام پايه‌هاى حكومت و تعالى جامعه مى‌شود كه عبارتند از: اصلاح حاكم و صبر و استقامت مردم؛ يعنى از يك طرف، رهبر جامعه بايد رفتارهاى صحيح و هنجارى داشته باشد و از سوى ديگر، مردم نيز صبور و مقاوم باشند و در برابر سختى‌ها، ناملايمات و گرفتارى‌هاى اجتماعى روحيه خود را از دست نداده و هميار حكومت باشند و اين دو امر زمانى تحقق پيدا مى‌كند كه عدالت اجتماعى در جامعه برقرار گردد.
همان‌طور كه ذكر شد مردم به وسيله اطاعت از فرمان‌هاي رهبر خويش مي‌توانند حق وي را ادا كنند، اميرالمؤمنين عليه‌السلام در خطبه 136 نهج‌البلاغه در اين رابطه مي‌فرمايد: «إِنِّي أُرِيدُكُمْ لِلَّهِ وَ أَنْتُمْ تُرِيدُونَنِي لِأَنْفُسِكُمْ أَيُّهَا اَلنَّاسُ أَعِينُونِي عَلَى أَنْفُسِكُمْ وَ اَيْمُ اَللَّهِ لَأُنْصِفَنَّ اَلْمَظْلُومَ مِنْ ظَالِمِهِ وَ لَأَقُودَنَّ اَلظَّالِمَ بِخِزَامَتِهِ حَتَّى أُورِدَهُ مَنْهَلَ اَلْحَقِّ: من شما را براى خدا مى‏خواهم، و شما مرا براى سود خويش مى‏خواهيد، اى مردم! مرا بر كار خود يار باشيد و فرمانم را اطاعت كنيد. به خدا سوگند، كه داد ستمديده را از آن‌كه بر او ستم كرده بستانم و مهار ستمكار را بگيرم و به ناخواه او را تا به آبشخور حق كشانم.»
امام عليه‌السلام در اين كلام از مردم حكومت خويش درخواست مي‌كند كه از وي پيروى و فرمان‌بردارى كنند تا به كمك آن‌ها دين خدا را بر پا دارد، و احكام و حدود او را اجرا كند و مذكّر مي‌شود كه آن‌ها امام عليه‌السلام را براى خودشان مى‏خواهند يعنى براى اين‌كه از عطايا و مقام و منزلت و منافع ديگر دنيوى برخوردار شوند، سپس از آن‌ها مى‏خواهد كه براى اصلاح احوال خودشان او را يارى كنند، و فرمان‌بردار او باشند و دستورهايش را به كار بندند تا به اين وسيله حق وي را ادا‌كنند.
از منظر امام علي عليه‌السلام جامعه‌ي مطلوب آن است كه افراد دقيقاً به

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir