بهره خود را ببرند. (نيكو برش راد، 1386ش:90)
امّا از آن‌جايي كه عدالت، از ترويج هر‌گونه فساد، رشوه و تبعيض ممانعت مي‌نمايد، در اين صورت نيز سودي عايد اين افراد نمي‌گردد و احساس يأس و نااميدي به آن‌ها روي مي‌آورد.
امام علي عليه‌السلام در خطبه 216 نهج‌البلاغه در اين باره مي‌فرمايد: «فَإِذَا أَدَّتْ الرَّعِيَّةُ إِلَى الْوَالِي حَقَّهُ وَ أَدَّى الْوَالِي إِلَيْهَا حَقَّهَا عَزَّ الْحَقُّ بَيْنَهُمْ… طمع في بقاء الدولة و يئست مطامع الاعداء: و آن‌گاه كه مردم حق رهبرى را ادا كنند و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه بين آن‌ها عزت يابد… مردم در تداوم حكومت اميدوار، و دشمن در آرزوهايش مأيوس مى‌گردد.»
دشمنان براي دست‌يابي به منافع خويش، همواره منتظرند فرصتي بيابند تا بتوانند به حكومت اسلامي ضربه اي وارد سازند و آن‌را به زوال كشانند ولي در صورتي كه عدل در جامعه اسلامي اقامه گردد، بنيان هرگونه فساد و تبعيض بركنده مي‌شود و دولت دوام پيدا مي‌كند، در اين حالت براي دشمن زمينه‌اي به وجود نمي‌آيد تا بتواند بر عليه آن حكومت اقدامي انجام‌دهد، و از عملي كردن افكار شوم و پليدخود مأيوس مي گردد.

8-2-3.دوام و پايداري حكومت
هر حكومتي پس از روی كارآمدن چه برای كاركردهایش و چه برای نگاه‌داشت قدرت به دست‌آمده نیاز به دوام و آرامش دارد و بدون آن به هیچ یك از خواسته‌هایش نمی‌تواند برسد. اجراي عدالت، زمينه‌هاي بقا و استمرار حكومت را به وجود مي‌آورد، اين نقش عدالت، به قدرى حياتى است كه هيچ عامل ديگرى، نمى‏تواند جايگزين آن شود. اقامه عدل و قسط در جامعه و عدالت ‏خواهى حاكمان، تأثير بسزايي در حفظ ثبات و دوام جامعه دارد، تا جايي‌كه قرآن كريم، تنها عامل هلاكت سرزمين‏ها را ظلم و ستم اهالى آنان به هم دانسته و مى‏فرمايد: «وَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى‏ إِلاَّ وَ أَهْلُها ظالِمُونَ‏(قصص/59): و ما هرگز آبادي‌ها و شهرها را هلاك نكرديم مگر آن‌كه اهلش ظالم بودند!»
اگر حكومتي بر پايه ظلم و بي عدالتي شكل گيرد و حاكمان در آن عدالت را رعايت نكنند، موجب خشم و نفرت مردم و پیدایش تحولات و دگوگونی‌های منفي درحکومت مي‌گردد و در نتيجه اين تغييرات باعث زوال و نابودي حكومت خواهد شد. امام علي عليه‌السلام در نامه خود به مالك اشتر در مورد پيامد نداشتن عدالت و ستم پيشگي به وي هشدار مي‌دهد و مي فرمايد: «لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَدْعَى إِلَى تَغْيِيرِ نِعْمَةِ اَللَّهِ وَ تَعْجِيلِ نِقْمَتِهِ مِنْ إِقَامَةٍ عَلَى ظُلْمٍ: هيچ چيز مانند ستمكارى، باعث تغيير نعمت خدا و زود به خشم آوردن او نمى‏شود.» (نهج‌البلاغه، نامه53، ص429)
ظلم و ستم همواره زمينه‌ساز افزايش فساد اجتماعي، اختلاف‌ها و شكاف‌هاي طبقاتي مي‌باشد، دشمني مردم با نظام حاكم و عقب ماندگي جامعه و آمادگي بروز بحران‌هاي هويت و مشاركت اجتماعي را فراهم كرده است؛ چنان‌كه ذكر شد در قرآن كريم نيز «ظلم و ستم عامل سقوط تمدن‌ها و از بين رفتن اجتماعات» بشري معرفي شده است.
امام علي عليه‌السلام نيز عامل بقاء و ثبات يك حكومت را عدالت مي‌داند، و مي‌فرمايد: «ثبات الدول بالعدل؛ دوام دولت‌ها به عدالت است.» (تميمي آمدي، 1410ق: 335)، یا «ثبات الملک بالعدل: دوام ملت‌ها به عدالت است.»(طبرسي، 1384ش: 58)
سيد عباس موسوي در شرح عبارت «فَإِذَا أَدَّتْ الرَّعِيَّةُ إِلَى الْوَالِي حَقَّهُ وَ أَدَّى الْوَالِي إِلَيْهَا حَقَّهَا عَزَّ الْحَقُّ بَيْنَهُمْ وَ قَامَتْ مَنَاهِجُ الدِّينِ وَ اعْتَدَلَتْ مَعَالِمُ الْعَدْلِ وَ جَرَتْ عَلَى أَذْلَالِهَاالسُّنَنُ‏ فَصَلَحَ بِذَلِكَ الزَّمَانُ وَ طُمِعَ فِي بَقَاءِ الدَّوْلَة: و آن‌گاه كه مردم حق رهبرى را ادا كنند و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه بين آن‌ها عزت يابد و راه‌هاى دين پايدار و نشانه‌هاى عدالت برقرار و سنت (پيامبر) پايدار گردد، پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حكومت اميدوار شوند.» (نهج‌البلاغه، خطبه216، ص333) مي‌نويسد: مهم‌ترين اسباب بقاء و ثبات دولت‌ها اقامه عدل و حق و دوري از ظلم مي‌باشد. اگر والي حق رعيّت را رعايت كند و به عدالت ثروت را بين آن‌ها تقسيم نمايد مردم با آرامش زندگي مي‌كنند و هيچ ظلمي باقي نمي‌ماند و قوي حق ضعيف را نمي‌خورد. در اين صورت دولت باقيمي‌ماند و از بين نمي‌رود. (موسوي، 1376ش:ج3، 499)
امام علي عليه‌السلام استمرار و پايداري دولت و نظام را در اجراي عدالت و استقرار قسط مي‌شناسد. يعني اگر دولت و نظامي، برقراري عدالت و حاكميّت قسط را شعار خود قرار دهد و در اجراي آن مؤفق باشد، آن دولت شايستگي ماندن را دارد و قابل دوام و استمرار است؛ و هر دولتي كه هدفش ظلم و استثمار است، زودگذر مي‌باشد و به زوال و نيستي كشيده مي‌شود. مردمي كه تحت لواي دولت حقّ زندگي مي‌كنند، هميشه آرزوي بقا و حاكميت هر چه بيشتر آن دولت را دارند برعكس، انسان‌هايي كه در زير سلطه دولت ظالم قراردارند، خواستار زوال آن و از بين رفتن بساط ظلم و ستم مي‌باشند.
در بيان ديگري امام علی علیه‏السلام در مورد تأثیرات عدالت بر تداوم قدرت و حکومت، مي‌فرمايد: «لن تُحَصَّنَ الدول بمثل استعمال العدل فيها: هيچ چيز مانند عدالت، دولت‌ها را محافظت نمي‌كند.»(تمیمی آمدی، 1410ق: 555)، و «العدل جنّة الدّول: عدل سپر دولت‌هاست.» (تميمي آمدي، 1410ق: 102) عدل چنان سپر محكمي است كه رعايت آن موجب تداوم قدرت و اقتدار نظام سياسي مي‌گردد.
و در جاي ديگر مي‌فرمايد: «في العدل الإقتداء بسنّة الله و ثبات الدّول: در عدالت پيروي از دستور و سنّت خدا و پايداري دولت‌هاست.» (تميمي آمدي، 1410ق: 479) يعني اجراي عدالت باعث تداوم و پايداري دولت‌ها مي‌گردد.
در واقع حكومتي كه مبنا و اساس پايه‌هاي اجرايي خود را بر عدل و عدالت استوار مي‌سازد، آثار و نتايجي به دنبال دارد كه نظام هاي ظالمانه هرگز آن‌را لمس نخواهد كرد؛ در حقيقت ايجاد عدالت موجب آمدن حاكميتي مي‌شود كه باعث افزايش ارزش و اعتبار و اقتدار نظام اسلامي خواهد شد. (نيكو برش راد، 1386ش:73)
بدون شك، هر حكومتي، در معرض دشمني‌ها و كينه توزي‌هاي عناصر منحرف داخلي و يك سري از بيگانگان است و اين امر موجب مي‌گرددكه حكومت‌ها برنامه اداري و سياسي خود را براي ثبات و مصونيت نظام سياسي از هر گونه گزندي، مورد اجرا گذارند. امام علي عليه‌السلام، به آن دليل كه همراهي حمايت مردم را مهم‌ترين امر براي مقابله با دشمنان و هم‌چنين تقويت حكومت در برابر سوء قصد آنان مي‌داند، ايشان برقراري عدالت را براي قِوام و استواري مردم در دفاع از نظام سياسي توصيه مي فرمايد: «من عمل بالعدل حَصَّنَ الله ملكه؛ هر كس به عدالت عمل كند خداوند حكومت وي را حفظ مي‌كند.» (تميمي آمدي، 1410ق: 633)
به طور كلي حكومتي كه در آن عدالت اجرا مي‌گردد، دل‌هاي مردم را به سوي خود جذب مي‌نمايد و اگر خطري از سوي بيگانگان آن‌را تهديد كند با حمايت مردم، رو به رو مي‌گردد و مردم با پشتيباني از آن مانع هرگونه اقدام متجاوزانه دشمنان بر عليه بقاء حكومت مي‌گردند و آن‌را در برابر حملات دشمنان حفظ مي‌كنند، و از نابودي نجات مي‌دهند. همين امر موجب دوام و پايداري حكومت مي‌شود.
امام علي عليه‌السلام در كلام ديگري مي‌فرمايد: «ثبات الدَّولَةِ باقامة سُنَنِ العَدْل: پايداري و ثبات دولت در گرو اجراي آيين عدالت است.» (خوانساری، 1366ش:ج3، 353)
در نهايت مي‌توان گفت پاسبانان رعيّت و متصدّيان ديار و مملكت، اگر بخواهندكه دولت ايشان برقرار و شوكت ايشان پايدار باشد بايد دست از طريقه‌ي عدالت برندارند و همّت بر سنّت و طريقه منقول از ائمه عدل و معلّمان حكمت و عقل گمارند كه هيچ سبب و وسيله براي استحكام بناي دولت مانند داد و عدل، و هيچ مخربي براي اساس شوكت و استقلال مثل ظلم و بيداد نيست. (قزويني، 1371ش:34)
9-2-3. ايجاد حيات
امام علي عليه‌السلام عدالت را مایه حیات و حتی حیات طیبه جامعه می‌داند و می‌فرماید: «العدل حیاة: عدالت عامل حيات است.» (تميمي آمدي، 1410ق: 26)
منظور از حيات در اين حديث، زندگي معنوي مي باشد، در صورتي كه حكومت جامعه به دست حاكم عادل باشد در اين حالت مردم معناى زندگى را مي‌فهمند، ولي اگر حاكم ظالم و ستمگري بر جامعه سلطه داشته باشد در حقيقت مردم زندگى ندارند و هيچ بهره معنوي از زندگي خود نمي‌برند. جامعه به واسطه بی عدالتی و رعایت نشدن حقوق افراد در جامعه، گرچه به ظاهر تحركی دارد، ولی از روح زندگی «حیات طیبه» محروم است ولی در پناه اجرای عدالت افزون بر آثار مادی و رشد اقتصادی زندگی معنا می‌یابد و مردم به صلاح و رستگاری می‌رسند. (ميرخليلي و حاجي ده آبادي،1380ش: ج7، 75)
حضرت در حديث ديگري مي‌فرمايد: «عدل السّلطان حياة الرّعيّة و صلاح‏ البريّة: عدل پادشاه زندگانى رعيت و صلاح حال خلق است.» (تميمي آمدي، 1410ق: 466)،يعنى عدالت باعث اين مى‏شود كه مردم در رفاه زندگانى كنند. (خوانساري، 1366ش: ج4، 363)
زندگى سالم و سودمند و انسانى براى جامعه‏هاى اسلامى (و جامعه‏هاى ديگر)، جز به زنده ماندن، يعنى عملى شدن «احكام اسلام»، ميسّر نيست، و حياتى در خور انسانيّت جز به عدل و زير سايه عدل فراهم نمى‏آيد، چنان‌چه اميرالمؤمنين عليه‌السلام مي‌فرمايد: «العدل حياة الاحکام؛ اجراى عدالت سبب زنده ماندن احكام است.» (تميمي آمدي، 1410ق: 31)
راه زنده ماندن احكام دين و عمل كردن مردم به دين، چه احكام اقتصادى و چه قضائى و … ، اجراى عدالت است. اگر مردم عدالت را اجرا كنند لذت آن‌را مي‌چشند، به شريعت و دين الهي روي مي‌آورند و احكام را با ميل و رغبت باطني انجام مي‌دهند. (سبحاني فر و مردمي، 1391ش:189)
در اين هنگام است كه اركان دين در درون بخش‌هايى از جامعه، به خصوص در ميان جوانان، و كسانى كه از فهم صورت حقيقى دين دورند فرو مى‏ريزد، و محرومان و كسانشان از ديندارى سازنده و اداى وظايف خود بى‏بهره و ناتوان مى‏مانند. (حكيمى، 1380ش: ج‏5، 249 )
و تنها در سايه عدل و قسط است که کتاب‌هاي آسماني و فرامين الهي مجال تحقق مي‌يابند، در اين صورت احكام الهي در جامعه جريان مي‌يابد و مردم به آن عمل مي‌كنند، ولي اگر عدالت نباشد به احكام خداوند توجهي نمي‌شود وكسي به آن عمل نمي‌كند در اين حالت اين احكام پويايي خود را از دست مي‌دهد و راكد باقي مي‌ماند.
10-2-3. رعايت حقوق مردم
عدالت یعنی رعایت کردن حقوق دیگران و تجاوز نکردن به حدود و حقوق آن‌ها، رعايت حقوق مردم يكي از ثمرات اجراي عدالت است كه در صورت رعايت عدل و داد محقق مي‌گردد، چنان‌چه امام علي عليه‌السلامدر بيانات خود به اين امر اشاره مي‌نمايد و در نامه‌ای به کارگزاران خراج مي‌فرمايد: «فَأَنْصِفُوا النَّاسَ مِنْ أَنْفُسِكُمْ: پس داد مردم را از خود بدهید.» (نهج‌البلاغه، نامه51، ص425)
یعنی کارگزاران در

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir