تبعیض به مردم بنگرند و آنان را از حق مساوات محروم کنند، زیرا در صورت وجود چنین تبعیضی، ناتوانان (گروه‌های ضعیف و آسیب‌پذیر جامعه) آن را غیرعادلانه می‌انگارند، و ثروتمندان و نور چشمان، امکانِ ستم و بی‌عدالتی در حق ناتوانان را فراهم می‌بینند.
12-2-3. شايسته سالاري
يكي از نتايج اجراي عدالت سياسي ترويج شايسته سالاري در جامعه مي‌باشد يعني اين‌كه هركسي با توجه به موقعيت و مقام دروني و تخصص و شايستگي مي‌بايست عهده دار پستي در همان سطح شود.
امام علی علیه‌السلام در رابطه با اين پيامد عدالت می‌فرماید: «العدل یضع الامور فی مواضعها: عدالت هر چيزى را در جاى خود مي‌نهد.» (نهج البلاغه، حكمت437، ص553) یعنی عدل جریان‌ها را در مجرای طبیعی خود قرار می‌دهد.
در صورت اقامه قسط و عدل در جامعه، تمام مسئولان جامعه اعم از رهبري و تمام مديران و كارگزاران نظام سياسي و اجرايي، در مراتبي متناسب با استعداد و ظرفيت و شايستگي و تخصص‌شان قرار مي‌گيرند. همان‌گونه كه ذكر شد، یکی از تعابیرعدالت از نظر امام عليه‌السلام قرار گرفتن هر چیز در جای معین خود است، لذا در مسند حکومت، رهبران و دست اندرکاران و کارگزاران از اشخاص صاحب صلاحیت ازحیث تقوا، دانش و توانایی انتخاب مي‌شوند، زیرا مدیریت و اساساً در دست‌گیری هر کاری احتیاج به لیاقت و استعداد خاص همان کار را دارد و تنها چنین مستحقین و صاحبان استحقاق بر سبیل عدالت، شایستگی نشستن بر مسند انجام چنین اموری را دارند. در عین حال عدالت ایجاب می‌کند که تواناترین و با‌ورع و با‌دانش ترین فرد، در کسب موقعیت‌ها و مراتب عالی از سایرین اولی باشد، بر این اساس است که امام علي عليه السلام می‌فرمايد: «یا ایها الناس! انّ احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلمهم بامرالله فیه: همانا سزاواربه خلافت کسی است که بدان تواناتر باشد و در آن به فرمان خدا داناتر.» (نهج‌البلاغه، خطبه173، ص247)
با توجه به اين كلام، در هر پستي بايد نيرومندترين فرد از مردم، قرار گيرد و عهده دار آن مسؤليت شود. فردي كه در سياست و اداره امور از همگان نيرومندتر باشد و وظايف خود را به نحو احسن انجام دهد. اين امر مستلزم رعايت عدالت در سطح جامعه مي‌باشد تا به اين وسيله فرد مذكور بتواند بر سركار آيد.
به طور كلي گزينش نيروي انساني بايد به گونه اي باشد كه شايسته ترين افراد در مراتب مختلف بر سر كار آيند، امام علي عليه‌السلام در اين رابطه مي‌فرمايد:
«ثُمَّ انْظُرْ فِي أُمُورِ عُمَّالِكَ، فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِبَاراً وَلاَ تُوَلِّهِمْ مُحَابَاةً وأَثَرَةً، فَإِنَّهُمَا جِمَاعٌ مِنْ شُعَبِ الْجَوْرِ وَالْخِيَانَةِ: سپس در كارهاى كارمندانت ‏بنگر! و آن‌ها را با آزمايش و امتحان به كاروادار! و از روى ميل و استبداد آن‌ها را به كارى واندار، زيرا استبداد و تسليم ‏تمايل شدن، كانونى از شعبه‏هاى جور و خيانت است.» (نهج‌البلاغه، نامه53، ص435)
امام در اين‌جا معيار انتخاب كارمندان را امتحان و آزمايش قرار داده و مالك‌اشتر را به شدت از اين‌كه معيار رابطه‌ها-و نه ضابطه‌ها- حاكم گردد و بدون مشورت آن‌ها گزينش شوند بر حذر مي‌دارد و تصريح مي‌كند كه انتخاب بدون مشورت ويا با تمايلات شخصي مجموعه‌اي از شاخه‌هاي جور و خيانت را به وجود مي‌آورد. (مكارم شيرازي، 1387ش: ج11، 19)
حضرت عليه‌السلام در جاي ديگري مي‌فرمايد: «ثُمَّ اِخْتَرْ لِلْحُكْمِ بَيْنَ اَلنَّاسِ أَفْضَلَ رَعِيَّتِكَ فِي نَفْسِكَ مِمَّنْ لاَ تَضِيقُ بِهِ اَلْأُمُورُ وَ لاَ تُمَحِّكُهُ اَلْخُصُومُ وَ لاَ يَتَمَادَى فِي اَلزَّلَّةِ وَ لاَ يَحْصَرُ مِنَ اَلْفَيْ‏ءِ إِلَى اَلْحَقِّ إِذَا عَرَفَهُ وَ لاَ تُشْرِفُ نَفْسُهُ عَلَى طَمَعٍ وَ لاَ يَكْتَفِي بِأَدْنَى فَهْمٍ دُونَ أَقْصَاهُ وَ أَوْقَفَهُمْ فِي اَلشُّبُهَاتِ وَ آخَذَهُمْ بِالْحُجَجِ: و براي داوري ميان مردم از رعيت خود کسي را برگزين که نزد تو برترين است. آن‌که کارها بر او دشوار نگردد و ستيز با دشمنان او را به لجاجت نکشاند و در خطا پايدار نبود و چون حق راشناخته در بازگشت بدان در‌نماند و نفس او به طمع ننگرد و براي رسيدن به حق، به اندکي شناخت بسنده نکند و در شبهه‌ها درنگش از همه بيشتر باشد وحجت را بيش از همه به کار ببرد.» (نهج‌البلاغه، نامه53، ص434)
در اين عبارت امام عليه‌السلام به مالك امر كرده است تا در رأس هر كارى از كارها يكى از منشيان واجد شرايط مناسب با آن كار را قرار دهد، به طورى كه عظمت كار او را از پا در نياورد و در انجام آن كوتاهي نكند و زيادى كار باعث آن نشود، شيرازه كارها از هم بپاشد و به كارها نرسد. (بحراني، 1362ش:ج5، 167)
با اجراي عدالت در جامعه، اين امر به تحقق مي‌رسد و كسي كه شايسته آن پست است بر سر‌كار مي‌آيد. حضرت عليه‌السلام در قسمت ديگري از عهدنامه مالك‌اشتر در اين باره مي‌فرمايد: «وَاجْعَلْ لِرَأْسِ كُلِّ أَمْرٍ مِنْ أُمُورِكَ رَأْساً مِنْهُمْ، لاَ يَقْهَرُهُ كَبِيرُهَا، وَلاَ يَتَشَتَّتُ عَلَيْهِ كَثِيرُهَا: بايد براى هر نوعى از كارها يك رئيس انتخاب كنى! رئيسى‏كه كارهاى مهم، وى را مغلوب و درمانده نسازد، و كثرت كارها او را پريشان ‏و خسته نكند.» (نهج البلاغه، نامه53، ص437)
نظام گزينشي بايد به گونه اي طراحي و برنامه ريزي شود كه با كفايت ترين اشخاص بتوانند در مراتب گوناگون قرار گيرند. اشخاصي كه تواناتر از مسؤليت مورد نظر بوده و بتوانند كارگزاري را آن چنان كه بايسته است سامان دهند و در كار ـدر شرايط گوناگون و اوضاع بحراني ـ فرو نمانند و مسؤليت محوله را به خوبي كفايت كنند. (دلشاد تهراني،1390ش:297)
اجراي عدالت و تساوي و عدم تبعيض، يكي از اساسي‌ترين و مهم‌ترين مسائل جامعه و حكومت است. در صورت عدم اجراي عدالت، روابط خصوصي عامل تقسيم پست‌ها و مقام‌ها در ميان عدّه‌اي به خصوص به شمار مي‌رود، اجراي عدالت موجب مي‌شود كه ضابطه و قانون جاي رابطه و تمايل شخصي را بگيرد و در تقسيم پست و منصب تنها به فضائل و اصالت‌هاي انساني توجّه شود و هر كس بر حسب لياقت و كارداني و تقوايش به مقام مناسب دست يابد. از اين رو، از ديدگاه امام علي عليه‌السلام يك زمامدار لايق كسي است كه در تقسيم پست‌ها ميان افراد، جز اجراي عدالت و دادن حقّ به حقّ دار، به چيزي فكر نكند، و جز با دقّت در خصوصيّات و امتيازات افراد كسي را به كارگزاري دولت نگمارد.

13-2-3. اصلاح جامعه و روزگار
یکی از ثمرات عدالت در جامعه این است که مفاسد فردی و اجتماعی درمان می‌شوند. با اجرای عدالت، هرکس به حق خود نائل و راه پیشرفت و ترقی به ‌طور یکسان به ‌روی همه باز می‌شود و زندگی مردم سامان می‌یابد و زمینه رشد فضایل اخلاقی فراهم می‌آید. امام علی علیه‌السلام در اين زمينه می‌فرماید: «فى العدل صلاح‏ البريّة: اصلاح انسان‌ها در اجرای عدالت است.» (خوانساري، 1366ش: ج4، 402)
امام علي عليه‌السلام، عدالت را برترين اصلاح مي‌داند. زيرا ضعف‌ها، بي نظمي‌ها، ناكارآمدي ها و …، همه ناشي از خروج امور از موضع خود مي‌باشد و سياست عادلانه، سياستي است كه هر كاري را بر موضع خود بنشاند: «العدل يضع الامور مواضعها: عدالت هر چيزي را در جاي خود قرار مي‌دهد.» (نهج‌البلاغه، حكمت437، ص553)
امام عليه‌السلام در جاي ديگري مي‌فرمايد: «عدل السّلطان حياة الرّعيّة و صلاح‏ البريّة: عدل پادشاه سبب زندگانى رعيت و صلاح حال خلق است.» منظور از «صلاح‏ البريّة» اين است كه احوال انسان‌ها منتظم و شايسته مي‌شود. (خوانساري، 1366ش: ج4، 363)
«صلاح الرّعيّة العدل: صلاح رعيت در عدل است»، يعني عدل امير و حاكم با مردم باعث صلاح حال و انتظام امور ايشان شود، و اگر عدل نشود زود احوال ايشان فاسد گردد و متفرق و پراكنده گردند. (خوانساري، 1366ش: ج4، 196)
در واقع هر گاه همه‌ي مردم عدالت را رعايت كنند و ستم و ظلمي وجود نداشته باشد، كار همه انتظام و استحكام خواهد داشت، فساد و تباهي نابود مي‌گردد و امور مردم اصلاح مي‌يابد، چنان‌چه امام علي عليه‌السلام مي‌فرمايد: «العدل يصلح البريّه؛ عدالت، جهان را اصلاح كند.» (تميمي آمدي، 1410ق: 35)
يك جامعه نيز زماني اصلاح مي‌شود كه روابط سياسي جامعه معتدل شود؛ يعني رابطه دستگاه حاكم با مردم، رابطه‌اي عادلانه و قانوني باشد و هيچ‌كدام از محدوده اختيارات و وظايف خود تجاوز نكنند. چنان‌چه امام علي عليه‌السلام در اين باره مي‌فرمايد: «فَلَيْسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِيَّةُ إِلاَّ بِصَلاَحِ الْوُلاَةِ، وَلاَ تَصْلُحُ الْوُلاَةُ إِلاَّ بِاسْتِقَامَةِ الرَّعِيَّةِ. فَإِذا أَدَّتِ الرَّعِيَّةُ إِلَى الْوَالِي حَقَّهُ، وَأَدَّى الْوَالِي إِلَيْهَا حَقَّهَا، عَزَّ الْحَقُّ بَيْنَهُمْ، وَقَامَتْ مَنَاهِجُ الدِّينِ، وَاعْتَدَلَتْ مَعَالِمُ الْعَدْلِ: حال رعيّت نيكو نگردد جز آن‌گاه كه واليان درست رفتار باشند؛ و واليان درست رفتار نشوند جز آن‌گاه كه رعيّت استوار باشند. پس چون رعيت حق والي را بگذارد و والي حق رعيت را به جاي آرد حق ميان آنان بزرگ مقدار شود و راه هاي دين پديدار و نشانه‌هاي عدالت بر جا و سنت چنان‌كه بايد اجرا گردد.» (نهج‌البلاغه، خطبه216، ص333)
با دقت در حديث فوق در‌مي‌يابيم صلاح جامعه به اصلاح روابط سياسي دوسويه مردم با دستگاه حكومتي و دستگاه حكومتي با مردم وابسته است. در چنيني حالتي، روابط اجتماعي نيز سامان مي‌گيرد. حال اگر روابط سالم از حالت اعتدال خارج شود، نظام اجتماعي متزلزل و بي‌نظم مي‌گردد و در همه ابعاد دست‌خوش فساد قرار مي‌گيرد.
از ديگر اثرات اجراي عدل و قسط اصلاح روزگار مي‌باشد، چنان‌چه امام علي عليه‌السلام در اين رابطه مي فرمايد: «فَاِذَا اَدَّتِ الرَّعِيَّةُ اِلَي الْوَالِيَ حَقَّهُ وَ اَدَّي الْوَالِي اِلَيْهَا حَقَّهَا عَزَّ الْحَقُّ بَيْنَهُمْ وَ قَامَتْ مَنَاهِجُ الدِّينِ وَاعْتَدَلَتْ مَعَالِمُ العَدْلِ وَجَرَتْ عَلَي اَذْلاَلِهَا السُّنَنُ فَصَلَحَ بِذَلِکَ الزَّمَانُ وَطُمِعَ فِي بَقَاءِ الدَّوْلَةِ وَيَئِسَتْ مَطَامِعُ الاَعْدَاءِ وَ اِذَا غَلَبَتِ الرَّعِيَّةُ والِيهَا وَ اَجْحَفَ الْوَالِيُ بِرَعِيَّتِهِ اِخْتَلَفَتْ هُنَالِکَ الْکَلِمَةُ وَ ظَهَرَتْ مَعالِمُ الْجَوْرِوَ کَثُرَ الاِدْغَالُ فِي الدِّينِ وَ تُرِکَتْ مَحَاجُّ السُّنَنِ فَعُمِلَ بِالْهَوَى وَ عُطِّلَتِ اَلْأَحْكَامُ: و آن‌گاه كه مردم حق رهبرى را ادا كنند و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه بين آن‌ها عزت يابد و راه‌هاى دين پايدار و نشانه‌هاى عدالت برقرار و سنت (پيامبر) پايدار گردد، پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حكومت اميدوار، و دشمن در آرزوهايش مأيوس مى‌گردد. امّا اگر مردم بر حكومت چيره شوند يا زمامدار بر مردم ستم كند، وحدت كلمه از بينرود، نشانه‌هاى ستم آشكار و نيرنگ بازى در دين فراوان و راه‌هاي روشن سنّت‌ها ترك گردد و

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir