رفتار و انجام وظایف و مأموریت‌های خویش، از روی عدالت و داد عمل کنند و هیچ حقی را زیرپا نگذارند و حقوق مردمان را به درستی، هم‌چون حقوق خود پاس دارند.
امام علی علیه‌السلام در نامه‌ای که به یکی از کارگزارانش در زمان خلافت خویش می‌نویسد، به حق اقتصادی اقشار ضعیف جامعه اشاره می‌کند و می‌فرماید: «وَ اِخْتَطَفْتَ مَا قَدَرْتَ عَلَيْهِ مِنْ أَمْوَالِهِمُ اَلْمَصُونَةِ لِأَرَامِلِهِمْ وَ أَيْتَامِهِمُ اِخْتِطَافَ اَلذِّئْبِ اَلْأَزَلِّ دَامِيَةَ اَلْمِعْزَى اَلْكَسِيرَةَ: و آن‌چه توانستی از مالی که برای بیوه زنان و یتیمان نهاده بودند بربودی، چنان‌که گرگ تیز تک برآید و بُز زخم خورده و از کار افتاده را برباید.» (نهج‌البلاغه، نامه41، ص413)
امام عليه‌السلام در اين عبارت، به اين امر اشاره مي‌كند كه اموال عمومي به بيوه زنان و يتيمان اختصاص دارد، و مي بايست حقوق آن‌ها به طور كامل پرداخت شود و اجحافي در حق آنان صورت نگيرد. و با رعايت عدالت است كه زمامداران مي‌توانند حقوق آنان را بپردازند و مانع تصرف اين حقوق به وسيله خودشان و يا ساير افراد زورگو گردند.
علاوه براين، در یکی از عهدنامه‌هایی که امام به مالک‌اشتر نخعی نوشته آمده است: «ثُمَّ اَللَّهَ اَللَّهَ فِي اَلطَّبَقَةِ اَلسُّفْلَى مِنَ اَلَّذِينَ لاَ حِيلَةَ لَهُمْ مِنَ اَلْمَسَاكِينِ وَ اَلْمُحْتَاجِينَ وَ أَهْلِ اَلْبُؤْسَى وَ اَلزَّمْنَى فَإِنَّ فِي هَذِهِ اَلطَّبَقَةِ قَانِعاً وَ مُعْتَرّاً وَ اِحْفَظِ لِلَّهِ مَا اِسْتَحْفَظَكَ مِنْ حَقِّهِ فِيهِمْ وَ اِجْعَلْ لَهُمْ قِسْماً مِنْ بَيْتِ مَالِكِ وَ قِسْماً مِنْ غَلاَّتِ صَوَافِي اَلْإِسْلاَمِ فِي كُلِّ بَلَدٍ فَإِنَّ لِلْأَقْصَى مِنْهُمْ مِثْلَ اَلَّذِي لِلْأَدْنَى وَ كُلٌّ قَدِ اِسْتُرْعِيتَ حَقَّهُ … وَ تَعَهَّدْ أَهْلَ اَلْيُتْمِ وَ ذَوِي اَلرِّقَّةِ فِي اَلسِّنِّ مِمَّنْ لاَ حِيلَةَ لَهُ وَ لاَ يَنْصِبُ لِلْمَسْأَلَةِ نَفْسَهُ وَ ذَلِكَ عَلَى اَلْوُلاَةِ ثَقِيلٌ وَ اَلْحَقُّ كُلُّهُ ثَقِيلٌ…: پس تو را به خدا! تو را به خدا، درباره طبقه پایین مردم، آنان که راه چاره ندارند و از درویشان و نیازمندان و بینوایان و از كارافتادگان، که در این طبقه مستمندی است خواهنده و مستحق عطایی است به روی نیاورنده؛ به خاطر خدا، حقی را که خداوند به آنان اختصاص‌داده و نگهبانی آن‌را بر عهده‌ات نهاده است، پاس دار و بخشی از بیت‌المالت و بخشی از غلات زمین‌های خالصه را در هر شهر به آنان واگذار، که دوردست ترین آنان را همان باید که برای نزدیکان است و آن‌چه بر عهده تو نهاده‌اند رعایت حق ایشان است… یتیمان را عهده دار باش و کهنسالانی را که چاره ای ندارند و دست سؤال پیش نمی‌آرند؛ و این کار بر والیان گرانبار است و گذاردن حق، همه جا دشوار …» (نهج‌البلاغه، نامه53، ص438)
در این کلام، امام علی علیه السلام حق اقتصادی ضعیفان و محرومان را حق الهی می‌داند که بر واليان تفویض شده است و به کارگزار خود گوشزد می‌کند که با رعايت عدالت بين مردم این حق را مراعات نماید. تأکیدات فراوان در این عبارات حاکی از آن است که رعایت این حق از وظایف اصلي هر حکومتي است، و با اجراي عدل و قسط، مي توان به آن دست‌يافت.
بنابر فرمایش امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در جامعه اسلامی در صورت اجراي عدالت توسط حاکم و یا دولت، نیازهای اساسی مردم به خصوص نیازمندان و دهک‌های پایین جامعه تأمین مي‌شود، و حق كسي ضايع نمي‌گردد، اقشار آسیب پذیر جامعه تحت پوشش حمایتی دولت در مي‌آيند تا شکاف اقتصادی بین اقشار جامعه کم شود. بر اساس این نامه حضرت عليه‌السلام، کسی که در رأس حکومت اسلامی قرار گرفته طبق وظیفه الهی خویش می‌بایست در پرتو عدالت اقتصادی و سياسي، توزیع درآمد جامعه را به نحو عادلانه‌ای بین دهک‌های مختلف تخصیص دهد تا حق كسي پايمال نشود و حقوق همه‌ي مردم به صورت كامل محقق ‌شود.

11-2-3.پرهيز از تبعیض
با اجراي عدل و داد هرگونه تبعيضي در جامعه ريشه‌كن مي‌شود، امام علي عليه‌السلام در نامه53 نهج‌البلاغه در رابطه با پرهيز از تبعيض به مالک‌اشتر فرمان مي‏دهد که زمينه هر گونه انحصارطلبي وامتيازخواهي را از جانب خويشاوندان، اطرافيان و وابستگان خويش از بين ببرد و اجازه ندهد که کسي از امکانات عمومي و مردمي در جهت منافع خصوصي و شخصي خود بهره ‏مند شود: «إِيَّاكَ وَ اَلاِسْتِئْثَارَ بِمَا اَلنَّاسُ فِيهِ أُسْوَةٌ وَ اَلتَّغَابِيَ عَمَّا تُعْنَى بِهِ مِمَّا قَدْ وَضَحَ لِلْعُيُونِ فَإِنَّهُ مَأْخُوذٌ مِنْكَ لِغَيْرِكَ: از امتياز خواهى براى خود در آن‌چه مردم در آن مساوى هستند بپرهيز، واز تغافل از آن‌چه مربوط به تو‌است و براى همه روشن است‏ برحذر باش، چرا كه‏ به هر حال نسبت ‏به آن در برابر مردم مسئولى.»
امتياز خواهي حاكمان و حواشي و اطرافيان و حاميان آن‌ها يكي از آفات مهم حكومت‌هاست در اموري كه همه مردم بايد در آن يكسان باشند، آن‌ها بيش از حق خود سهم خواهي مي‌كنند؛ چيزي كه افكار عمومي را بر ضد آن‌ها مي‌شوراند. اين همان چيزي است كه در زمان ما به عنوان رانت خواري (امتياز طلبيدن ويژه) مشهور شده است و متأسّفانه در تمام دنيا وجود دارد و عامل مهمي براي جدايي دولت‌ها از ملت‌هاست. امام مالك‌اشتر را از اين كار به شدت برحذر مي‌دارد. (مكارم شيرازي، 1387ش: ج11، 142)
امام در بخش دیگری از نامه اش به مالك‌اشتر در اين زمينه مي‌فرمايد: «ثُمَّ إِنَّ لِلْوَالِي خَاصَّةً وَ بِطَانَةً فِيهِمُ اِسْتِئْثَارٌ وَ تَطَاوُلٌ وَ قِلَّةُ إِنْصَافٍ فِي مُعَامَلَةٍ فَاحْسِمْ مَادَّةَ أُولَئِكَ بِقَطْعِ أَسْبَابِ تِلْكَ اَلْأَحْوَالِ وَ لاَ تُقْطِعَنَّ لِأَحَدٍ مِنْ حَاشِيَتِكَ وَ حَامَّتِكَ قَطِيعَةً وَ لاَ يَطْمَعَنَّ مِنْكَ فِي اِعْتِقَادِ عُقْدَةٍ تَضُرُّ بِمَنْ يَلِيهَا مِنَ اَلنَّاسِ فِي شِرْبٍ أَوْ عَمَلٍ مُشْتَرَكٍيَحْمِلُونَ مَئُونَتَهُ عَلَى غَيْرِهِمْ: و بدان، كه والى را خويشاوندان و نزديكان است و در ايشان خوى برترى‏جويى ‏و گردن‌كشى است و در معامله ‏با مردم رعايت انصاف نكنند. ريشه ايشان را با قطع‏ موجبات آن صفات قطع كن. به هيچ يك از اطرافيان و خويشاوندانت زمينى را بهاقطاع مده، و مبادا در تو طمع کنند که قراردادي به سود ايشان منعقد کني که مايه زيان ساير مردم باشد. خواه در آبياري و يا کاري که بايد مشترک و با هم به انجام رسانند، به طوري که رنج و هزينه‏هاي آن‌را بر ديگران تحميل کنند.» (نهج البلاغه، نامه53، ص441)
در صورت اجراي عدالت در جامعه پيامدهايى از اين قبيل كه حاكم خود و نزديكانش را در منافعى بر رعيّت مقدّم دارد و دست اذيّت و آزار و كم انصافى بر آن‌ها دراز كند، شكل نمي‌گيرد و همهمردم به طور يكسان از بيت‌المال و ساير امكانات عمومي بهره‌مند مي‌شوند، حتي كارگزاران دولتينيزبه اندازه ساير مردم از امكانات دولت برخوردار مي‌شوند، در حقيقت مي‌توان به اين نكته اشاره نمود كه اقامهعدل، پرهيز از تبعيض و برتري جويي را به دنبال دارد و اگر هم تبعيضي در جامعه روي دهد با كمك عدالت است كه مي‌توان با آن مبارزه كرد و مساوات را بر جامعه حاكم نمود.
امام عليه‌السلام علاوه بر سخنانش كه مدام امر به رفع تبعيض مي نمود در عمل نيز، اقدام به رفع تبعیض مي‌كرد تا جایی‌كه مورد اعتراض طلحه و زبیر قرار گرفت و در پاسخ به آن‌ها مي‌فرمايد: «وَ أَمَّا مَا ذَكَرْتُمَا مِنْ أَمْرِ اَلْأُسْوَةِ فَإِنَّ ذَلِكَ أَمْرٌ لَمْ أَحْكُمْ أَنَا فِيهِ بِرَأْيِي وَ لاَ وَلِيتُهُ هَوًى مِنِّي بَلْ وَجَدْتُ أَنَا وَ أَنْتُمَا مَا جَاءَ بِهِ ؟ رَسُولُ اَللَّهِ ص ؟ قَدْ فُرِغَ مِنْهُ فَلَمْ أَحْتَجْ إِلَيْكُمَا: امّا آن‌چه را كه شما – طلحه و زبیر- در ارتباط با پرداخت یكسان بیت المال یادآوری كردید، آن چیزی بود كه من به رأى خود يا از روى هواى نفس در آن قضاوت نكرده‏ام. من و شما دیدیم كه رسول خدا چه حكمی در این مورد داد و اجرا كرد.» (نهج‌البلاغه، خطبه205، ص322)
يك زمامدار شايسته بايد بداند كه هيچ آفتي مانند بي‌عدالتي و تبعيض قائل شدن در ميان افراد، به يأس و دلسردي مردم و از هم پاشيدن اساس اجتماع منجر نمي‌شود. به عبارت ديگر، در يك جامعه‌ي اسلامي هرگز نبايد ديده شود عدّه‌اي كه زحمات فوق العاده مي‌كشند و با ايثار و جانبازي تلاش مي‌كنند، كمتر از استحقاق خود تشويق و قدرداني بينند، ولي در عوض كساني كه عمل چشم‌گيري انجام نداده‌اند مورد لطف و محبّت زمامدار باشند و بيش از استحقاق و لياقت خود تشويق شوند. چنين امري علاوه بر آن‌كه يك بي عدالتي آشكار و غيراسلامي است، ضربه مهلكي نيز بر پيكر جامعه وارد مي‌آورد و افراد تلاشگر را دلسرد و منزوي مي سازد. (لنكراني، 1373ش:147)
خود امام علي عليه‌السلام نيز در حكومتش از هرگونه تبعيض و قوم وخويش بازي خود‌داري مي‌نمود چنان‌چه زماني كه عقيل (برادر امام علي عليه‌السلام) فقير و نابينا بود، نزد آن حضرت آمد و اظهار داشت: «من زن و بچه دارم؛ مقرري بيشتري به من بده»، امام عليه‌السلام حاضر نشد در سيستم بيت‌المال، بين مسلمين تبعيض روا‌دارد و براي اين‌كه عقيل را از هدف خود مطلع كند، آهن تفتيده را روي دست عقيل گذاشت و در پاسخ به اعتراض او فرمود: «شما گرماي اندك اين انبر را تحمّل نكردي؛ چگونه از آتشي كه برايم مي افروزي تا مرا بسوزاني (اشاره به آتش غضب خدا)، به فرياد نمي‌آيي؟»
امام علي عليه‌السلام در نامه 59 نهج‌البلاغه نيز مي فرمايد:
«أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اَلْوَالِيَ إِذَا اِخْتَلَفَ هَوَاهُ مَنَعَهُ ذَلِكَ كَثِيراً مِنَ اَلْعَدْلِ فَلْيَكُنْ أَمْرُ اَلنَّاسِ عِنْدَكَ فِي اَلْحَقِّ سَوَاءً فَإِنَّهُ لَيْسَ فِي اَلْجَوْرِ عِوَضٌ مِنَ اَلْعَدْلِ فَاجْتَنِبْ مَا تُنْكِرُ أَمْثَالَهُ… : بعد از حمد و ثناى الهى، هرگاه ميل و خواست حكمران گوناگون باشد او را از عدالت بسيار باز مى‏دارد، پس بايد امور مردم پيش تو يكسان باشد، چرا كه در ستم عوضى از عدل نيست. از امورى كه نظير آن را خوش ندارى اجتناب كن… .»
عدالت اقتضا مي‌كند كه همه مردم در نظر حاكمان يكسان باشند، و به تمام اقشار جامعه به طور يكسان توجه شود و به طور مساوي به امور آن‌ها رسيدگي شود، حال اگر عدالت اجرا نشود باعث مي‌شود كه حاكمان به قشر خاصي از جامعه توجه بيشتري داشته باشند و اين امر سبب به وجود آمدن دو حالت نامطلوب اجتماعی مي‌گردد که به تداوم حکومت و پایداری زندگی اجتماعی آسیب می‌رساند؛ این دو حالت، عبارتند از:الف) سوء استفاده‌ي قشر مورد توجه از موقعیت حکومت؛ب)فراموش شدن بقیه اقشار جامعه و ناامیدی آن‌ها از اجرای عدالت به وسیله حاکمان.
توصیه امام عليه‌السلام در تمامی این موارد این است که حاکمان مبادا با

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir