است!»
از نظر قرآن كريم اهميّت عدالت به حدّى است كه خداوند متعال آن‌را به عنوان يكى از اصلى‌ترين اهداف رسالت انبياء دانسته و مى‌فرمايد: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ (حديد/25): ما رسولان خود را همراه معجزات روشن فرستاديم و با آن‌ها كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند».و در آيه 47 سوره مباركه يونس نيز مي‌فرمايد: «وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ: براى هرامّتى، رسولى است هنگامى كه رسول‌شان به سوى آنان بيايد، به عدالت در ميان آن‌ها داورى مى‏شود و ستمى به آن‌ها نخواهدشد!»
با توجه به آن‌چه در احاديث و آيات قرآن كريم در مورد اهميّت فوق العاده عدالتذكر شد مي‌توان گفت آشنايي با آثار عدالت مي‌تواند مشوّقي براي عمل به آن و اجراي آن در حكومت‌ها و ساير جوامع انساني توسط زمامداران و ساير افراد مي‌باشد.
سوال اصلي
آثار اجتماعي عدالت از نظر امام علي عليه‌السلام چيست؟
سوالات فرعي
1. عدل و قسط از منظر امام علي عليه السلام به چه معناست؟
2. از منظر امام علي عليه السلام،عدالت اجتماعي در زمينه سياسيچه آثاري دارد؟
3. از منظر امام علي عليه السلام، عدالت اجتماعي در زمينه اقتصاديچه آثاري دارد؟
4. از منظر امام علي عليه السلام، عدالت اجتماعي در زمينه قضايي چه آثاري دارد؟
فرضيه ها
1. اجراي عدالت مي‌تواند يك جامعه آرماني بسازد و مصالح و منافع فردي و اجتماعي مردم را به بهترين وجه تأمين نمايد.
2. عدل يعني نفي هر گونه تبعيض و رعايت استحقاق‌ها و قسط به معناي عدل و داد و رعايت حقوق ديگران مي باشد.
3. عدالت اجتماعي در زمينه سياسي، موجب استقرار نظم و امنيت در جامعه مي‌گردد.
4. عدالت اجتماعيدر زمينه اقتصادي، موجب بهره‌مندي يكسان از بيت‌المال و ساير امكانات عمومي جامعه براي مردم مي‌گردد.
5. عدالت اجتماعي در زمينه قضايي، موجب آرامش و امنيت مردم و حفظ حقوق آنان مي‌گردد.

پیشینه
از نظر شهید مطهری ریشه اصلی طرح‌های علمی و عملی مسأله عدل در جامعه اسلامی، در درجه اول باید در خود قرآن جستجو کرد که بذر این اندیشه را در دل‌ها کاشت و آبیاری کرد و دغدغه آن‌را چه از نظر فکری و فلسفی و چه از نظر علمی و اجتماعی در روح‌ها ایجاد کرد و این قرآن است که مسأله عدل و ظلم را در چهره‌های گوناگون: عدل تکوینی، عدل تشریعی، عدل اخلاقی، عدل اجتماعی طرح کرد.
بعد از قرآن كريم، ائمه اطهارعليهم‌السلام به ويژه اميرالمؤمنين امام علي عليه‌السلام كه خود مصداقي از عدالت مي‌باشد در روايات خود به موضوع عدل و قسط پرداخته اند. و اين امر زمينه‌اي را پديد آورد كه كتاب‌ها و مقالاتي نگارش گردد و در آن به بررسي موضوع عدالت در اين روايات پرداخته شود.
تا كنون كتاب‌ها، مقالات و پايان نامه‌هاي زيادي در مورد موضوع عدالت و قسط از منظر امام علي عليه‌السلام به نگارش درآمده است، البته از ميان آثاري كه در رابطه با عدالت امام علي عليه‌السلام نوشته شده، هيچ يك به طور مجزا آثار اجتماعي عدالت را در سخنان امام علي عليه‌السلام مورد بررسي قرار نداده است، و در آن‌ها به طور اجمال به اين موضوع اشاره شده است. برخي از اين كتب و مقالات عبارتند از:
احمدي، علي اصغر، عدالت اجتماعي در نهج البلاغه، زمينه ها، موانع و دستاوردها، معرفت(علمي، ترويجي)، ش171، اسفند1390
قزوینی،عبدالکریم ابنمحمدیحیی، بقاء وزوال دولت در کلمات سیاسی امیرمؤمنان(علیه‌السلام)، به کوشش رسول جعفریان، قم: انتشارات کتاب‌خانه آیت‌الله العظمی مرعشی‌نجفی، 1371ش
لنكراني، آيت الله محمد فاضل، آيين كشورداري از ديدگاه امام علي عليه السلام، تقرير و تنظيم: حسين كريمي، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ چهارم، 1373ش.
دلشاد تهراني، مصطفي، تراز حيات: ساختارشناسي عدالت در نهج البلاغه، تهران: انتشارات دريا، چاپ اوّل، 1390ش.
عليخاني، علي اكبر، توسعه سياسي از ديدگاه امام علي(ع)، تهران: شركت چاپ و نشر بين الملل وابسته به مؤسسه انتشارات اميركبير، چ دوم، 1381ش.
مطهري، مرتضي، عدل الهي، تهران: صدرا، بى‌تا
نيكو برش راد، فرزانه، حكومت و عدالت اجتماعي در دوران امام علي عليه السلام، تهران: نغمه نو انديش، 1386ش

روش تحقيق
شيوه كار در پژوهش حاضر به صورت توصيفي- تحليلي بوده، روش و ابزار گردآوري اطلاعات آن به صورت كتابخانه‌اي و فيش برداري مي‌باشد. به اين شيوه كه پس از جمع‌آوري داده‌هاي لازم از بين احاديث امام علي عليه‌السلام، به دسته بندي و بررسي و توضيح و تحليل آن‌ها پرداخته شده است.

فصل اوّل: مفهوم شناسي

1-1. معناي اقامه
اقامة را بر پا كردن و نيز ادامه شى‏ء گفته‏اند در قاموس گفته شده: «اقام الشّى‏ء اقامة: ادامه و اقام فلانا: ضدّ اجلسه» (قرشي، 1412ق: ج6، 48)
منظور از اقامه قسط و عدل، برپايي، برقراري و يا اجراي قسط و عدل مي‌باشد.
2-1. معناي لغوي عدل
عدل در لغت به معناي راستي، درستي، دادگري، ميانه‌روي، مساوات، استقامت، حكم به حق، برابري و قرار دادن هر چيز در جاي خود آمده است. (فراهيدي، 1410ق: ج2، 39)
در نگاه راغب، عدل به معناي تساوي و برابري است؛ «عدل: العداله و المعادله يقتضي معني المساواه: عدل، عدالت و معادله، الفاظي هستند كه مفهوم مساوات را اقتضا دارند.» اين كلمات به اعتبار برابري دو چيز به كار برده مي شود. و عدل- به فتحه عين-، و عدل- به كسره عين- از نظر معنا نزديك به هم هستند، چيزى كه هست عدل- به فتحه عين- در جايى استعمال مى‏شود كه با بصر و حس ديده مى‏شود، مانند عدل شدن اين كفه ترازو با آن كفه‏اش يا اين لنگه بار با آن لنگه‏اش، يا اين عدد از گردو با آن عددش، يا اين مقدار گندم با مقدارى ديگر از آن، پس بنا بر اين مى‏توان گفت عدل به معناى تقسيط و تقسيم به طور مساوى است. (راغب اصفهاني، 1412ق: 551)
در معجم الوسيط در رابطه با معناي عدل اين‌چنين آمده: «العدل: الانصاف و هو اعطاء المرء ماله و اخذ ما علیه»،عدل یعنی انصاف و این‌که به هر فرد آن‌چه اختصاص به او دارد بدهی و ازاو هر آن‌چه که باید گرفت بگیری. (مصطفی ابراهیم، 1400ق: ج2، 594)
عدل حالتی است بین افراط و تفریط، به گونه‌ای که در این حد وسط، زیادت یا نقصانی قرار نداشته و اعتدال کامل مراعات شده و به خاطر همین مفهوم است که از میانه‌روی، مساوات، ساز‌وارگی، و استقامت به «عدل» تعبیر گردیده. (مصطفوی، 1360ش: ج8، 55)
ابن منظور در كتاب خود در باب مفهوم عدل بيان مي دارد «العدلُ ما قام فی النّفوس،انّه مستقیم و هو ضدّ الجور؛ و العدلُ الحکمُ بالحق» يعني آن‌چه در نفوس انساني مايه‌ي اعتدال و استقامت و انتظام مي‌شود عدالت است و چنين انساني مستقيم و راست و درست است. (ابن منظور، 1414ق، ج11، 433)
ابن‌فارس نيز در رابطه با معناي عدل می‌گوید: «ع ـ د ـ ل» دو معناي متضاد با هم دارد: 1. عدل به معنای برابری؛ 2. عدل که بر انحراف و کجی دلالت می‌کند؛ العدل من الناس: شخصی که روش مستقیم او مورد خشنودی مردم است و جمع آن، «عدول» است. عَدل، ضد جور و ستم است. (ابن فارس قزويني، 1422ق: ج4، 247)
به طور كلي عدل در لغت ضد جور و ستم است و به معناي مساوات، برابري و ميانه‌روي مي‌باشد.

3-1. معناي اصطلاحي عدل
1-3-1. اعتدال
علامه طباطبايي در تفسير الميزان در رابطه با معناي عدالت اين‌چنين مي‌نويسد: «إن العدل هو لزوم الوسط و الاجتناب عن جانبي الإفراط و التفريط في الأمور و هو من قبيل التفسير بلازم المعنى فإن حقيقة العدل هي إقامة المساواة و الموازنة بين الأمور بأن يعطى كل من السهم ما ينبغي أن يعطاه فيتساوى في أن كلا منها واقع موضعه الذي يستحقه»، عدالت ميانه‌روى و اجتناب از دو سوى افراط و تفريط در هر امرى است، و اين در حقيقت معنا كردن كلمه است به لازمه معناى اصلى، زيرا معناى اصلى عدالت اقامه مساوات ميان امور است به اين‌كه به هر امرى آنچه سزاوار است بدهى تا همه امور مساوى شود، و هر يك‏ در جاى واقعى خود كه مستحق آن است قرار‌گيرد.(طباطبايي، 1417ق: ج‏12، 331)
2-3-1. رعایت استحقاق ها (اعطاء کل ذی حق حقه)
شهيد مطهري چند معني براي «عدالت» ذكر كرده است؛ از جمله: «عدالت عبارت است از اين‌كه آن استحقاق و حقي كه هر بشري به موجب خلقت خودش و به موجب كار و فعاليت خودش به دست آورده است به او داده مي‌شود.» (مطهري، بي‌تا (ب):259)
ملّاصدرا نيز در تعريف عدالت مي‌نويسد: «عدل نه به معناي رعايت تساوي بين اشياء، بلكه رعايت استحقاق‌هاست كه اختلاف سطح در استحقاق كمال، تفاوت موجودات را به دنبال داشته است.» (مطهري، 1370ش: 80-81)
3-3-1. تساوي و رفع تبعيض
گاهي منظور از عدل و عدالت اين‌ است كه شخص هيچ نوع از تفاوت را ميان ديگران در نظر نگيرد و در روابط خود، به همگان به ديد يكسان بنگرد و از تبعيض بپرهيزد .وقتي مي‌گويند فلاني عادل است، منظور اين است كه هيچ‌گونه تفاوتي ميان افراد قائل نمي‌شود.البته بايد به اين نکته هم توجه کنيم كه مراعات مساوات تنها در صورتي پسنديده و مطلوب مي‌باشد كه هيچ تفاوتي در شايستگي‌ها و استحقاق افراد نباشد. امّا اگر با مجموعه‌اي مواجه باشيم كه از جهت شايستگي متفاوت‌اند، مراعات مساوات در ميان آن‌ها نه تنها كار عادلانه نبوده، بلكه تضييع حق اعضاي شايسته‌تر نيز مي‌باشد. براي مثال، اگر معلّمي به قصد مراعات عدل و مساوات، به همه دانش آموزان خود نمره يكساني بدهد، كاري عادلانه انجام نداده است. در نتيجه، بايد به خاطر داشت كه عدالت همواره ملازم با مساوات نيست .
شهيد مطهري در رابطه با اين معنا از عدالت مي‌نويسد: «معني عدالت و مساوات اين است كه ناهمواري و پستي و بلندي ها و بالا و پايين‌ها و تبعيض‌هايي كه منشأش سنت‌ها و عادات و يا زور و ظلم است بايد محو شود و از بين برود؛ و امّا آن اختلاف‌ها و تفاوت‌ها كه منشأش لياقت و استعداد و عمل و كار و فعاليت افراد است بايد محفوظ بماند.» (مطهري، بي تا (الف): 143)
برخی نیز معتقد‌ند عدالت «اصلی است حقوقی و سیاسی كه به موجب آن در همه امور اجتماعی با همه باید یكسان رفتار شود، مگر در آن‌جا كه برای رفتار استثنایی در مورد برخی افراد و گروه‌ها دلایل كافی و خاص وجود داشته باشد.» (آشوری، ۱۳۷۳ش:۶۰)
عدالت، میانه زياده‌روی و کوتاهی است و به معنی آن است که در امور زیادی و کمی نباشد… عدالت یا در اندیشه و افکار است به این معنی که از انحراف و سستی به دور بوده و مطابق حق و راستی باشد؛ همان‌گونه که خداوند در قرآن دستور داده است: «وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْل(نساء/58): و آن‌گاه که میان مردم حکم می‌کنید

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir