می‏گیرد و ادعا می‏شود که با استفاده از صداهای موسوم90 به رشد تومورها کاهش می‏یابد. در موسیقی‏درمانی اصوات ابزار موسیقی نظیر فلوت برای به دست آوردن نتایج مشابه استفاده می‏شود. در انجیل، داود با نواختن هارپ به درمان افسردگی91 پرداخت. تأثير موسیقی و صدا بر فرآیندهای روانی فیزیولوژیکی در مراکز علمی مختلف تحت بررسی است (رضاعی، 1391: 34).
3-3-13- یوگا

یوگا92 یک سیستم فسفی جامع است که هدف آن آماده‏سازی فرد برای اتحاد با هستی عالم است. فن یوگا در اوائل درمان در پی متعادل ساختن تمام جنبه های آشفته جسم، روان و شخصیت است. قرائن اولیه یوگا به 5000 سال قبل در هندوستان می‏رسد و از آن زمان به بعد به عنوان یک سیستم مذهبی و تندرستی اجرا شده است.
یوگا در غرب عمدتاً با جزء فیزیکی آن، جمع کردن اندام، که به Hatha Yoga مشهور است شناخته می‏شود. اما انواع بسیاری وجود دارد که بر مراقبه متمرکز است. یوگا برای کاستن از استرس و درمان اضطراب، فشار خون بالا، و اختلالات عضلانی، استخوانی مورد استفاده قرار می گیرد. مطالعات تأثير مثبت آن را در افسردگی نشان داده‏اند (Kaplan & Sadock’s, 2007: 580).
زمانی هیپنوتیزم و بیوفیدبک درمان‏های دگرشیوه تلقی می‏شدند که خارج مسیر کار روانپزشکی سنتی قرار می‏گرفتند این روش‌ها امروز در روانپزشکی مرسوم ادغام شده‏اند. مثلاً هیپنوتیزم توسط روانپزشکان تحلیل‏گرا از هیپنوتراپی برای توانا ساختن بیمار به یاد آوری احساسات و خاطرات سرکوب شده که به نوعی دیگر برای تحلیل قابل دسترسی نیستند، در کار خود بهره می‏گیرند. در اواسط قرن بیستم پژوهشگرانی نظیر پائول شيلدر93 در کتاب خود به نام تصویر و ظاهر بدن انسان شرح داد که چگونه فیزیولوژی و فیزیونومی انسان ممکن است تحت تأثير تجارب روانشناختی در مراحل مختلف رشد قرار گیرد. اخیراً روانپزشکان متعلق به روند کلی، نظیر برين ويسز94 توصیف کرده اند که چگونه از واپسگرایی به زندگی گذشته به عنوان یک روش درمانی و وسیله ای برای ارزیابی مطالب ناخودآگاه استفاده کرده‏اند (رضاعی، 1391: 581).

هر یک از روش‌های مکمل که در این بخش شرح داده شدند، قابل ادغام در کار روان‏درمان‏بخشی استاندارد می‏باشند، هر چند برخی از آن ها برای این کار مناسب‏ترند.

3-3-14- هنر درمانی:

برخی از تعاریف
در هنر درمانی از هنر به عنوان ابزاری برای اظهار وجود به منظور انتقال احساسات استفاده می‏شود و هدفش از آن قضاوت در مورد زیبایی محصول نهایی هنری، مطابق با استانداردهای بیرونی نیست. این راه اظهار وجود برای همه میسر است و چیزی نیست که فقط در اختیار افرادی باشد که از موهبت هنر برخوردارند. تعاریف زیادی از هنر درمانی وجود دارد که در این جا یکی از آنها را که بر اساس کار در محیط درمانی است، ارائه می‌کنیم:
«هنر درمانی عبارت است از به کارگیری ابزار هنری مختلف که بیمار بتواند از طریق آن اظهار وجود کند تا با مسائل و نگرانی‏هایی که او را به محیط درمانی کشانده کنار بیاید. درمانگر و مراجع در تلاش برای درک فرآیند هنری و محصول این فرآیند با هم مشارکت می‏کنند (Case & Dalley, 1992: 15).
در این جا تعریف جامع‏تری ارائه می‏شود که تمامی درمانگران هنری و موقعیت‏های دیگر را نیز در بر می‏گیرد:
«وجه مشترک تمامی درمانگران هنری توجه به برقراری ارتباط به صورت غیر کلامی و فرآیند‏های خلاقانه و نیز فراهم آوردن محیطی امن و قابل اعتماد است که افراد در آن احساسات قوی خود را بشناسند و ابراز کنند» (Payne, 1993: 25).
هنردرمانی را برای بسیاری از افراد می‏توان به کار برد، چه آن‏ها که با مشکلات بسیار جدی دست و پنجه نرم می‏کنند و چه آن‏ها که فقط می‏خواهند با استفاده از هنر، به عنوان یک رسانه، خود و احساسات شان را بشناسند.
به گفته‏ی یک هنر درمان‏گر که رهبر یک گروه هنر درمانی برای افرد معمولی بود: «این کار نیاز به توانایی یا ناتوانی خاصی ندارد» (Liebmann, 1942: 31).

تاریخچه‏ی مختصر
تاریخچه‏ی هنر درمانی به چندین دیدگاه مختلف باز می‏گردد. اولین دیدگاه بر گرفته از هنر کودکان است. فرانتس سیزک95، آموزگار پیشرو اتریشی در حدود سال 1900، اعتقاد داشت که کودکان در هنر «آزادانه احساسات خود را بروز می‏دهند». وی در سال 1908 نمایشگاهی از هنر کودکان دایر کرد. بعدها در سال های 1934 ـ 1935 با گسترش یافتن نظراتش، این نمایشگاه را به لندن آورد. ماریون ریچاردسون در انگلستان این ایده را وسعت بخشید به طوری که فعالیت‏های خود انگیخته در کلاس‏های هنری کودکان در دهه 1940 رواج یافت (والر، 1991: 45).
دیدگاه دوم از حیطه‏ی روان‏پزشکی سرچشمه می‏گیرد. در سال 1922، هانس پرینزهورن96 بر اساس هنر نقاشی بیماران روانی در تیمارستان، کتاب «هنرمندی بیماران روانی»را به چاپ رساند. این کتاب، دو روان‏شناس به نام‏های اریک گاتمان و فرانسیس ریتمن را که از زمان شکنجه‏ی نازی ها در دهه‏ی 1930 به انگلستان مهاجرت کرده بودند، بر آن داشت تا برای ایجاد مجموعه‏ای کامل‏تر از نقاشی‏ها به والتر مکلی بپیوندد.
ادوارد آدامسون که به عنوان هنرمند در بیمارستان نترن منصوب شد، موظف بود بدون هیچ گونه دخالتی، بیماران روانی را در نقاشی و طراحی یاری کند. او به این طریق پیش گام رویکرد«کارگاه هنری آزاد» شد (Adamson, 1984: 64).
دیدگاه سوم از آدریان هیل، یعنی اولین شخصی که اصطلاح «هنردرمانی» را در کتاب خود با نام «هنر در برابر بیماری» (1945) به کار برد، سرچشمه می‏گیرد. او در سال 1938 از هنر برای سریعتر گذراندن زمان نقاهت بیماری سل استفاده کرد. از آن پس، پزشکان از او خواستند که برای خدمت‏رسانی به دیگران، خصوصاً به سربازانی که از جنگ جهانی دوم بازگشته بودند، کمک کند. این تجربه به او ثابت کرد که «هنر» چیزی بیش از گذراندن وقت است و در واقع افراد با به کارگیری آن از فشار ذهنی رهایی می‏یافتند. (Liebmann, 1942: 42)
والر (1991) امروزه هنردرمانگران در محیطهای گوناگونی فعالیت می‏کنند. آن ها هنوز هم غالباً در بخش بيماري‌های روانی فعالیت دارند، ولی با تعطیل شدن تدریجی بیمارستان‏های بزرگ، امروزه اکثر آن‏ها در بیمارستان‏های کوچک یا تیم‏های بهداشت روانی ـ اجتماعی مشغول به کارند. هنر درمانگران در سیستم بهداشت روانی با افرادی سر و کار دارند که در تمام مراحل زندگی از انواع اختلالات رنج می‏برند.
امروزه هنردرمانگران در حوزه های قضایی (زندان، واحدهایی امنیت محلی و تیم های جرایم نوجوانان) و آموزشی (مدارس استثنایی و مدارس عادی) کار می‏کنند. حجم کار در بخش‌های تسکین بخشی (مراقبت از بیماران سرطانی، بیماران رو به مرگ و ایدز)، کار با معتادان به مواد مخدر و الکلی‏ها) و نیز کار با افرادی که دچار ناتوانی‏های یادگیری هستند و افرادی که از طیف اختلالات اوتیسم رنج می‏برند روز به روز بیشتر می‏شود.
حیطه‏های جدید نیز پیوسته مورد کاوش قرار می‏گیرند: هنر درمانی پناهندگان و کودکانی که در نواحی جنگی زندگی می‏کنند، حیطه‏ای جدید است که در آن هدف از هنر درمانی ایجاد آرامش در چنین موقعیت‏هایی است.
تاکنون خدمات هنردرمانی به اعضا یا ساکنین چندین مرکز سرپرستی از افراد بی‏خانوار نیز ارائه شده است.
جنبه‏های خلاقانه و غیر کلامی هنر درمانی (در کنار درمان‏های هنری)، آن را «درمان انتخابی» بسیاری از افرادی ساخته است که از درمان‏های کلامی گریزان‏اند. در محیط‏هایی که افراد با طیف وسیعی از توانایی‏ها (شامل توانایی‏های ذهنی و عاطفی) حضور دارند، تنوع و گستردگی کار بیشتر می‏شود. یکی از مزایای هنردرمانی این است که می‏توان آن را در کنار اغلب الگوهای روان شناختی به کار گرفت (Liebmann, 1942: 79).

برخی از مزیت‏ها
والر (1991)،نکات زیر برخی از مزیت‏های هنردرمانی به شمار می‏روند که می‏توان در شرایط مختلف به آن‏ها پی برد:
تقریباً همه در کودکی‏شان با هنر سروکار داشته‏اند و در صورتی که بدانند مجبور نیستند تصاویری بکشند که از نظر هنری درست باشد، هنوز هم قابلیت آن را دارند.
از هنر می‏توان به عنوان ابزاری غیرکلامی برای برقراری ارتباط استفاده کرد. این برای افرادی که به هر دلیل در ارتباط کلامی مشکل دارند، می‏تواند حائز اهمیت باشد. هم چنین برای افرادی که بیش از حد صحبت می‏کنند، روشی مناسب در جلوگیری از «بیان دشوار و پرحرفی» است.
هنردرمانی را می‏توان به عنوان ابزاری برای ابراز خود97 و خوداکتشافی98 مورد استفاده قرارداد. معمولاً تصاویر، بهتر و دقیق‏تر از کلمات می‏توانند احساسات را بروز دهند و گاهی مثلاً در مورد بیماران دچار زوال عقلی99 که یافتن لغات مناسب برایشان دشوار است ـ می‏توان برای نمایان ساختن احساساتی که به راحتی به زبان نمی‏آیند از آن به خوبی استفاده کرد. خصوصیات فضایی تصاویر، می‏توانند نشانگر زوایای مختلف تجربه‏های ذهنی فرد باشند.
براون100 (1992) چنین بیان می‏کند که:برخی از تسهیلگران و درمانگران حق انتخاب «فردی بودن» یا «گروهی بودن» کار را دارند، بنابراین بد نیست نگاهی به دلایل کلی استفاده از کار گروهی بیندازیم. عده‏ای دیگر مانند آموزگاران و مددکاران اجتماعی تقریباً همیشه به صورت گروهی کار می‏کنند و چیزی که اهمیت دارد بهینه ساختن مزیت‏های کار گروهی است. دلایل استفاده از کار گروهی را به طور خلاصه می‏توان چنین برشمرد:
بیشتر یادگیری‏های اجتماعی در گروه‏ها صورت می‏گیرد؛ بنابر این کارگروهی محیط مناسبی را برای این منظور فراهم می‏کند.
افراد با نیازمندی‏های مشابه می‏توانند یکدیگر را حمایت کنند و در حل مسائل به صورت متقابل به هم کمک کنند.
اعضا می‏توانند از باز خورد سایر افراد گروه بهره‏مند شوند.
اعضای گروه می‏توانند با مشاهده‏ی واکنش یکدیگر (الگوسازی) نقش‏های جدیدی را به عهده گیرند و بدین طریق حمایت و تقویت شوند.
در کار گروهی اغلب مسائل مربوط به پویایی101 خانوادگی اولیه مطرح می‏شود که می‏توان بعداً آن را آزمود و به کار بست.
گروه‏ها می‏توانند بستری مناسب برای شکوفایی منابع و توانایی‏های نهفته باشند.
کار گروهی برای برخی از افراد مثل کسانی که از صمیمیت در کار با فرد دیگر گریزان‏اند، مناسب‏تر‏اند.
با تقسیم قدرت و مسئولیت‏ها، کار گروهی عادلانه‏تر می‏شود.
برخی از درمانگران یا افرادی که مسئولیت گروه را به عهده دارند تجربه‏ی فعالیت گروهی را رضایت‏بخش تر از فعالیت فردی می‏دانند.
کار گروهی از نظر به کارگیری تخصص برای کمک به عده‏ای از افراد به طور هم زمان، از نظر اقتصادی به صرفه است.

با این وجود می‏توان نقاط ضعفی را نیز برای کار گروهی بر شمرد:
به دلیل تعداد اعضا محرمانه نگهداشتن اطلاعات هر یک از افراد دشوار می‏شود.
سازمان‏دهی گروهی دشوار و نیازمند تدبیر است.
در کار گروهی توجه کم‏تری به تک تک اعضا می‏شود.

نکته مهم : در این سایت فقط تکه هایی از این پایان نامه به صورت رندم درج شده که ممکن است موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت عکس ها درج نشوند یا فرمول ها و نمودارها و جداول و ... به هم ریخته درج شوند ولی در سایت منبع شما می توانید فایل کامل را با فرمت ورد و منابع و پیوست ها دنلود نمایید

: سایت منبع  40y.ir